tgoop.com/kodak_moslm/8628
Last Update:
.#۳۶۵_روز_با_پیامبر
روز ۲۲۱ - خوشحالىِ كودكِ بيمار
پیامبر عزیزمان ﷺ با همه به نیکی و مهربانی رفتار میکرد. برای همین، همه، مخصوصاً کودکان او را خیلی دوست داشتند.
کودکی یهودی در مدینه زندگی میکرد. او هم مثل همه بچهها، پیامبرمان ﷺ را خیلی دوست داشت. هر وقت فرصت مییافت نزد پیامبر ﷺ رفته و در کارهایش به او کمک میکرد. برای خودش کاری دست و پا کرده بود؛ جاهایی را که پیامبرمان ﷺ نماز میخواند برای او تمیز میکرد. برای همین او همیشه در مسجد بود.
پسر بچه یهودی چند روزی بود که به مسجد نمیآمد. پیامبرمان ﷺ نگران شد که چرا کودک پیدایش نیست. سراغش را از یارانش گرفت. گفتند: "مریض شده و در بستر است."
پیامبر عزیزمان ﷺ خیلی ناراحت شد. فوراً اَنَس را صدا زد، و با هم به عیادت کودک رفتند. پیامبرمان ﷺ همواره به اصحاب یادآور میشدند که عیادت از بیمار کار خیلی خوبی است و ثواب زیادی دارد.
پیامبر مهربانمان ﷺ هرگاه به عیادت مریض میرفت، حتماً هدیهای برایش میبرد. هرگز حرفهای بیهوده و ناخوشایند به بیمار نمیگفت؛ بلکه او را با سخنان زیبا خشنود مینمود و برایش آرزوی سلامتی میکرد.
وقتی با اَنَس به عیادت کودک یهودی رفتند، دیدند که رنگ و رویش زرد و پژمرده شده است. پسر کوچولو با دیدن پیامبرمان ﷺ چشمهای بیفروغش درخشید. پیامبرمان ﷺ او را در آغوش گرفت و برایش سخنان شیرین گفت. پیامبر ﷺ که حرف میزد، کودک لبخند میزد، بیماریاش را فراموش کرده بود. پیامبر عزیزمان ﷺ در پایان سخنانش او را به امری بیمانند دعوت کرد. او را به اسلام و مسلمان شدن فرا خواند. کودک برای گرفتن تاییدیه نگاهی به پدرش انداخت. پدرش اگرچه یهودی بود؛ اما خوب میدانست که حضرت محمد ﷺ آخرین پیامبر خداست. به فرزندش گفت:
"به حرف پیامبر ﷺ عمل کن. هرچه بابای قاسم میگوید انجام بده."
کودک بسیار خشنود شد بیدرنگ کلمه شهادتین را بر زبان آورده و مسلمان شد. پسر کوچولوی یهودی، گویی تازه به دنیا آمده بود. پیامبر عزیزمان ﷺ هم به اندازۀ او خوشحال بود. برای او دعا فرمود و رفت.
پیامبر مهربانمان ﷺ، هنگام رفتن این جملات بر زبانش بود:
"پروردگارا! تو را سپاس میگویم که به وسیلهٔ من انسان دیگری را هم از جهنم نجات دادی."
🌸#ویژه_کودکان_و_نوجوانان
✅«الْحَمْدُ لله عَلَى نعمة الإِسْلام
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸
BY آموزش کودکان مسلمان
Share with your friend now:
tgoop.com/kodak_moslm/8628