tgoop.com/kodak_moslm/8577
Last Update:
#۳۶۵_روز_با_پیامبر
روز ۲۱۸ - کودکی که آذان را مسخره میکرد
اَبومحذوره بچه شوخی بود. به محض خواندن آذان، بچهها را جمع کرده و کارهای مؤذن را تقلید میکرد و صداهای عجیب و غریب در می آورد، و بچهها را میخنداند. او با خندیدن آنها تلاش میکرد صدایش را خندهدارتر هم بکند.
یک روز بعد از نماز عصر، پیامبرمان ﷺ به سمت خانهاش میرفت که در راه اَبومحذوره را دیـد که به تقلید مؤذن میپردازد. آرام به او نزدیک شد. دستی به شانهاش زد و گفت:
"چه صدای خوبی داری! بیا و در مسجد ما هم یک آذان بخوان."
پس از این سخنان پیامبرمان ﷺ، اَبومحذوره خیلی خجالت کشید. نمیدانست چه بگوید. درحالیکه سرش را پایین انداخته بود، به همراه پیامبر عزیزمان ﷺ به مسجد رفت. قلبش از هیجان تندتند میزد. همه جسارتش را جمع کرد و یک آذان نصفه نیمه خواند. او میخواند و پیامبر عزیزمان ﷺ کاستیها و اشتباهاتش را اصلاح میفرمود. پیامبر ﷺ پس از تمام شدن آذان، موهای اَبومحذوره را نوازش کرد، کمی پول به او داد و فرمود: "مبارک باشد!" و رفت.
اَبومحذوره از این رفتار زیبا و پر از عفو و رحمت پیامبر ﷺ در شگفت بود. با شرمندگی و ناراحتی رفتن پیامبرمان ﷺ را تماشا میکرد. آن روز اَبومحذوره تصمیم مهمی گرفت. او میخواست برای مؤذن شدن در مسجد پیامبر ﷺ تلاش کند. شاید این گونه میتوانست به جبران خطایش بپردازد. مدتی به تمرین آذان پرداخت. وقتی احساس کرد دیگر به خوبی آذان میخواند. نزد پیامبرمان ﷺ رفت و اجازه خواست که در مسجد آذان بگوید. َبومحذوره که قبلاً آذان را مسخره میکرد؛ حالا با شوق و علاقه آذان میخواند. رسولالله ﷺ او را مؤذن مسجد النبی کرد.
اَبومحذوره کارش را با اشتیاق انجام داده و مؤذن موفقی شد. او که صدای خیلی بلندی داشت؛ سالها وظیفه مؤذنی را با دقت انجام داد. اَبومحذوره به کسانی که میپرسیدند چرا موهایت را کوتاه نمیکنی؛ چنین پاسخ میداد: "من چگونه میتوانم موهایی را کوتاه کنم که پیامبرمان ﷺ آنها را نوازش فرموده است؟!".
🌸#ویژه_کودکان_و_نوجوانان
✅«الْحَمْدُ لله عَلَى نعمة الإِسْلام
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸
BY آموزش کودکان مسلمان
Share with your friend now:
tgoop.com/kodak_moslm/8577