tgoop.com/kodak_moslm/8555
Last Update:
#۳۶۵_روز_با_پیامبر
روز ٢١٦ - خرماهایی که با دعا برکت یافتند
حضرت عبدالله در جنگ اُحُد به شهادت رسید. مقدار زیادی بدهی و شش کودک یتیم از او به جا مانده بود. با رسیدنِ فصلِ خرما، طلبکاران برای دریافت طلبشان به خانواده عبدالله مراجعه کردند. خانواده فقط دو باغ خرما داشتند. ثمرِ آنها خیلی کم بود و کفاف بدهی ها را نمیداد. این وضعیت خانواده عبدالله را دچار سختی کرده بود. عبداللهِ شهید، فرزندی به نام جابر داشت. طلبکاران میآمدند و یقه او را میگرفتند و میگفتند:
"ما طلبمان را میخواهیم. تا آن را نگیریم دست از سرت بر نمیداریم."
جابر مانده بود که چه بکند. چون فرزند ارشد خانواده بود؛ همه مسئولیت بر دوش او بود. بدهیها زیاد و داراییِ موجود خیلی اندک بود. چنان که اگر همه دار و ندارشان را هم میفروخت، کفاف بدهیها را نمیداد.
حضرت جابر تحتِ فشار قرار داشت. از سویی غم از دست دادن پدر او را آزار میداد، و از سوی دیگر انبوه طلبکاران، برای همین نزد پیامبر عزیزمان ﷺ رفت و گفت:
"ای پیامبر خدا! میدانید که پدرم عبدالله در جنگ اُحُد شهید شد. بدهکاری زیادی وجود دارد. طلبکاران به من فشار میآورند. من هم توان پرداخت آن همه بدهیها را ندارم."
پیامبر عزیزمان ﷺ با شنیدن حرفهای جابر غمگین شد. دلش میخواست او را از این تنگنا نجات دهد. برای همین فرمود: "همه محصول را جمع آوری کنید و به من خبر بدهید."
جابر فوراً به باغ رفت. دستور پیامبر ﷺ را اجرا کرد. سپس پیامبر عزیزمان ﷺ به باغ آمد. میان خرماهای جمع آوری شده چرخی زد، دست به دعا برداشت. سپس به جابر گفت: "طلبکاران را دعوت کن."
طلبکاران آمدند. خرماها را وزن کرده و به هرکس طلبش را دادند. در مدت کوتاهی طلب همه آنها از خرماهایی که با دعای پیامبر ﷺ برکت یافته بود تأمین شد.
🌸#ویژه_کودکان_و_نوجوانان
✅«الْحَمْدُ لله عَلَى نعمة الإِسْلام
🌸
🍂🌸🍃
🍃🍂🌸🍃🌸
✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸
BY آموزش کودکان مسلمان
Share with your friend now:
tgoop.com/kodak_moslm/8555