tgoop.com/hilbijer/28794
Last Update:
رقص لیلا در بغداد
#ارشاک_رئوف_گنبدی
https://www.tgoop.com/hilbijerpics/147
قدمهایی آهسته اما استوار، یکی یکی پلهها را بالا رفت. هر پله گویی داستانی را برایش باز میگفت. هر پله فریادی را در لابلای تختههایش داشت!
آفتاب در حال غروب بود! در ساعات پایانی روز، نور مایل آفتاب چشمها را اذیت میکند و مانع دید میشود! نسیمی از جانب شمال در حال وزیدن بود و بوی خاک سرزمینی را به مشامش میرساند که اکنون قرار بود سرش در راهش نهاده شود.
قدمهایش پلهها را یکی پس از دیگری فتح میکرد و چیزی نمانده بود تا قله!
فریاد پلهها بار دیگر حواسش را پرت کرد.
مگر میشود پلهها در بغداد به زبان کُردی حرف بزنند؟ و چه زیبا هر کدام با لهجهای سخن میگفتند. یکی از پلهها نامش خانقین بود، زادگاهش! آن یکی حلبچه نام داشت! بالاتر، کوبانی و قدمی دیگر که گذاشت؛ فریاد عفرین را شنید. آنجا روی سن قرار بود زیباترین نمایش عالم را اجرا کند. سن رو به آفتاب قرار داشت! داغ بود و سوزان! گویی کوه تفتیده شنگال است!
به یاد آورد روزهایی را که به همراه یارانش مبارزه را از کوهستان به داخل دانشکده ادبیات بغداد کشانده بودند. او دانشجوی رشته جامعه شناسی بود و ۲۲ سال بیشتر نداشت که از دانشگاه به سلولهای انفرادی زندان ابوغریب منتقل شد. دختری که زنانه ایستاد و علیرغم تمام شکنجهها لب به اعتراف نگشود! او هیچگاه اسامی همقطارانش را برای جلادان رژیم بعث آشکار نکرد.
حالا در غروبی سُرخ در ۱۲ ماه می ۱۹۷۴ قرار بود غروب آخرین آفتاب زندیگیش را به تماشا بنشیند.
جلادان طناب دار را به گردنش آویختند! طناب گویی ضجهای کرد و ناله سر داد میشد فریاد مادران بسیاری را از آن صدای پرآشوب شنید! طناب هم کُردی حرف میزد و همه لهجههای سرزمینش را بلد بود! اون نام سرزمینش را بر طناب نهاد! چرا که بالاتر بود؛ قله بود!
آفتاب مهربانتر شده بود و طناب بوسهای بر گردنش زد. تختهها از شدت درد، زیر پایش را خالی کردند و نسیم موهای بلندش را نوازشی داد و چه خوش بود رقص لیلا قاسم در آسمان بغداد!
او گفته بود وقتی مُردم، گیسوانم را ببرید و بر سنگ قبرم بیاویزید و در روز آزادی سرزمینم، به بادهای کردستان بسپاریدش. لباس نو برایم بیاورید چرا که قرار است عروس وطنم شوم. عروس کردستان همچنان که خواسته بود، لباس عروسیش را در روزی که به دار آویخته شد، بر تن کرد! چه خونین حجلهای داشت این عروس! از حجله لیلا هنوز خون میچکد!
یاد لیلا قاسم حسن زن قهرمان کُرد که به وسیله عمال رژیم بعث صدام به دار آویخته شد؛ تا ابد در کوه و دشت سرزمین اهوراییش از هر صخره و رودی به گوش خواهد رسید.
#لیلا_قاسم
@Hilbijer
BY HILBIJÊR

Share with your friend now:
tgoop.com/hilbijer/28794