tgoop.com/hekmatenamotanahi/1098
Last Update:
.
۶. حقایق و عینیتهای بنیادین که در اثر منطق تحقیق برای انسان معلوم میشود، ورای مرزهای اولیه، تقسیمبندیهای ابتدائی و جبههبندیهای رایج است. منطق تحقیق همه اینها را میشکند و هرچه که عمیقتر شود، به دنیائی دیگر نزدیکتر میشود. به همین دلیل است که در هنگامه منازعه و مجادله بیشتر امکان دسترسی به آن است- در صورتی که فرد ظرفیت توقف و قدرت تحمل آن را داشته و آماده باشد که به جای پرداختن به یکی از این نگاههای رایج -و یا ساختن نگاه جدیدی در همان سطح و مرتبه- بدیهیات و واقعیتهایی را کشف کند که نگاه و تبیین او را از جهانی که مورد منازعه است، تغییر داده و به سطحی بالاتر و متعالیتر رهنمون سازد.
۷. اینگونه نیست که منطق تحقیق و عینیتهای مکشوفه آن همیشه نظرات را به وحدت برساند و اطراف منازعه را به یک نظریه کاملتر وجامعتر رهنمون سازد. چه بسا در اثر آن، نگاه پیچیدهتر و پختهتری برای انسان حاصل شود که نتیجه آن تنوع بیشتر در حکم و برداشت باشد. این موضوع ممکن است بیش از حد از ذهن مخاطبین دور باشد، بنابراین در مثالی آن را بررسی میکنیم:
قبل از پیروزی انقلاب ایران و در زمان مبارزات، دو نظریه منحصر به فرد در میان اهل دیانت وجود داشت: یک گروه، مبارزه و انقلاب و تشکیل حکومت و هر چیزی در این رابطه را ضروری و قطعی و غیر قابل تردید میدانستند و گروه دیگر در نقطه مقابل آن بودند و در تمام این موارد نگاه متضاد نگاه اول را داشتند. در این میان هیچ نظریه سومِ جدی وجود نداشت که طرفدارانی داشته باشد و به طور طبیعی همه کسانی که ورودی به این موضوع داشتند، یکی از این دو را برمیگزیدند. اما اکنون با توسعه ظرفیت فکری و تجربیات فراوانِ تلخ و شیرین و گسترش عرصه مواجهه با این امر، برای اکثر اهل اندیشه چندان واضح و روشن است که این دوگانگی چه اندازه ضعیف و غیر قابل دفاع است و چه تنوع و پیچیدگی و تکثر موضوعی در جواب و حتی در سوال ممکن است. اگر چه در همان زمان خردمندان و پیران فرزانهای بودند که این دوگانگی را به هیچ میگرفتند و در خشت خام آن چیزی را میدیدند که هنوز بعضی از خامان فکری در آینه و رسانه و آکادمی و هزاران ابزار تفکر قادر به دیدن آن نیستند.
۸. بنابر آنچه که در بند قبلی گذشت، روشن شد که اثر منطق تحقیق راهاندازی اندیشه است و تعمیق و رساندن اندیشه به عمقی که قبلاً برای فرد تاریک بوده است؛ راهانداختن او به سوی قلهای که در تخیل و نگاه او غافل بود. لازم به ذکر است که این اثر همیشه به یک صورت نیست و تنوع و تعددی بیحد و اندازه دارد؛ چه بسا در تعدد فکری و تکثر نظریه، راه را تبدیل به تکراهه کند و شاید برعکس آن. چه بسا سیال و متحرک بوده و اثرش بر اندیشه نیز همینگونه باشد و شاید برعکس آن و چه بسا جناحها را به وحدت نزدیک کند و شاید در مواردی اثر معکوس داشته باشد. این حیرت و سرگردانیِ مسیر رودررو، ناشی از عینیت خارجی و ابهام و مهآلودگی آن است و چارهای از آن نیست.
۹. تکرار این نکته ضروری است که منطق تحقیق بیشتر در تلاقی اندیشهها و تقاطع افکار و مکاتب ممکن و مقدور است. چرا که تا وقتی که انسان منازع و خصمی برای اندیشه خود نمیبیند، انگیزه کمتری دارد برای اینکه اصول و ریشههای خود را زیر سوال برده و و تریبون بیمنازع خود را ترک کرده به تفکر و تعمق بپردازد. حتی اگر تحت تأثیر اصول اخلاقی چنین انگیزهای پیدا کند، قوای درونی او به راحتی در این مسیر او را همراهی نخواهند نمود.
۱۰. همچنین لازم است دومرتبه تذکر داده شود که مسیر منطق تحقیق و تمام آنچه که با آن مربوط است، چه اندازه با تمامی زندگی و زیست قبلی او مربوط بوده و ظرفیت وجودی و معرفتی او و سلوک عملی او در نظر و عمل، بیشترین اثر را در موفقیت او دارا میباشد.
۱۱. اینها نکاتی بود برای ایضاح بیشتر مساله و برای اینکه دوستان با توجه بیشتر به موضوع پرداخته و سوالات خود را کامل نمایند. بنابر این با توجه به توضیحات بالا، منتظر سوالات دوستان در جلسه این هفته خواهیم بود.
پایان
بخش اول را اینجا بخوانید.
#حکمت_نامتناهی #منطق_تحقیق #باشگاه_اندیشه
@hekmatenamotanahi
@bashgahandishe
BY حکمت نامتناهی

Share with your friend now:
tgoop.com/hekmatenamotanahi/1098