#هسا_پس
روستا کی ایسابوم
ران و سینه مورغا خایلی دوس داشتیمه
شار که بامه
هم مراسمانه جا سینه زنم
هم رانت خوار بوبوستامه
#واگردان
توی روستا که بودم
ران و سینه مرغ را خیلی دوست داشتم
حالا که به شهر آمده ام
هم در مراسم سینه زنی شرکت می کنم
هم رانت خوار شده ام.
#مراد_قلی_پور
#هسا_پس
#دهه_هشتاد
#جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران_و_جهان
https://www.tgoop.com/hasa_pas
روستا کی ایسابوم
ران و سینه مورغا خایلی دوس داشتیمه
شار که بامه
هم مراسمانه جا سینه زنم
هم رانت خوار بوبوستامه
#واگردان
توی روستا که بودم
ران و سینه مرغ را خیلی دوست داشتم
حالا که به شهر آمده ام
هم در مراسم سینه زنی شرکت می کنم
هم رانت خوار شده ام.
#مراد_قلی_پور
#هسا_پس
#دهه_هشتاد
#جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران_و_جهان
https://www.tgoop.com/hasa_pas
Telegram
""هسا پس""(جریان شعر پیشرو اقوام ایران و جهان)
شعر پیشرو(آوانگارد) اقوام ایران و جهان
#دهه_نود
#پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری
#هسا_پس(پسا نو_فرازبان)
#دهه_نود
#پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری
#هسا_پس(پسا نو_فرازبان)
نقدی بر
#شعر_تصویر و #هساپس_های
#مراد_قلی_پور
#دکتر_علی_تسلیمی
من تاکنون آثار زیادی را در زمینهی پسامدرن و اخیرن هساپس دیدهام. بسیاری از اثار پسامدرن نیز برایم ناخوشایند بوده اما گاهی در برابر برخی از آنها سپر انداختهام. آنهایی را که در پی نابودی هرگونه معنا بودهاند، پسامدرنهایی که به گونهای کارهای دادائیستی را ادامه دادند، نپسندیدهام. اما آنهایی که ادامهی کار فوتوریستی و فرمالیسم روسی بودند، برای خود پذیرفتم. این دسته حتی نظر مخالفان محتواگرا و ارجاعگرای خود یعنی مارکسیستها را جلب کردند، چون هدفشان بیان متفاوت معناها و اثرگذار با حذف شکردهای تکراری و خودکار بود. در اینجا هم کار برخی از شاعران که به نجات معنا از گونهای دیگر پرداختند تحسین کردنی است. مانند کارهای آقای قلی پور چه پیشتر که زبانمدار بودند و چه اکنون که فرازباناند . من با ادبیات مراد قلی پور به هیجان افتادم و لذت بردم و معناها را که ممکن است کاستیها و تفاوتهایی نسبت به نیت نویسنده داشته باشد فشرده بیان میدارم: برخی از این آثار روایت خطی دارند و برخی روایت عمقی:
روایتهای خطی همان شعرهای فرازبانی است که معناهای اجتماعی شجاعانهای دارند؛ مکعب سیاه تقسیم بر مورچه به علاوهی میمون منهای فیل، یاداور تاریخ"۱۴۰۰" سالهی جنگ و بردگی و برِگی است. در این شعرها یا نقاشی روایتها، معنا با هیجان خواننده درمیآمیزد و خواننده نه تنها میتواند شعر بلکه داستان و ادبیات پیشتاز را در ذهنش بخواند. در روایت بعدی تصویر گاو و دو پرچم ایران و آمریکا را داریم بعد علامت پیروزی و نا پیروزی با پرچم ایران را و بعد ماجرای ایران و آمریکا توانسته است زمین و شاید ایران را به ویرانهای بدل کند که جایگاه جغد است(بوف کور). درِ خانه و کعبهی مشکلات ایران و آمریکا با یک کلید کذایی میخواهد باز شود. در شعر بعدی کلید و قفل کارهای نیست و توپ و کرهی زمین و بودن خر در میان ایران کنونی و ترازوی انوشیروان(؟) یا سازمان ملل چیزی نیست. چون همگی گوسفندند و با ورقهای بازی، بازی میخورند. کعبه و قدس و کلید و قفل همچنان کنار هماند. (اگر این فرازبانهای شورانگیز را شعر بنامیم، بهتر است با فیلمهای بی زبان کیم کیدوک نزدیکش کنیم. شاید بتوان این روایتها را، هم داستانی هم شعروار خواند).
برخی روایتها عمقیتر و نقاشیوارترند و روایت در آنها افقی نیست؛ در فیگور مدلول شرقی، سماع باستانی، دموکراسی...، معنای شرقی، علیه خوانش. آن ورقه از درخت شرقی مانند سیبل است که هدف قرار گرفته است. البته به گمک دو شاخهی درخت که آنهم شرقی است که به کمک چپاول درخت میآید(از ماست که بر ماست). هژمونی یعنی پذیرش بدبختی و راه دادن خودیها و دیگران به تجاوز بر ما (اگر غیر سیاسی بدان بنگریم، دایره ها یا بیضییها ماندالای شرقی را نشان میدهد). در نقاشی روایت بعدی # این علامت نامساوی و چوب نابرابری زدن را داریم. در نقشهی ایران دموکراسی این است که ایرانیها فقط منفعلانه نگاه میکنند و دیگران یا ما، با پای دیگران راه میرویم. در اثر دیگر معنا، این هیولای دربند نیازمند نجات است. اگر پسامدرنیستی به آن بنگریم یعنی نیازی به نجاتش نیست اما گمان میرود که هسا پس در پی نجات از گونه ای دیگر است.
#دکتر_علی_تسلیمی
#هسا_پس
#جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران_و_جهان
https://www.tgoop.com/hasa_pas
#شعر_تصویر و #هساپس_های
#مراد_قلی_پور
#دکتر_علی_تسلیمی
من تاکنون آثار زیادی را در زمینهی پسامدرن و اخیرن هساپس دیدهام. بسیاری از اثار پسامدرن نیز برایم ناخوشایند بوده اما گاهی در برابر برخی از آنها سپر انداختهام. آنهایی را که در پی نابودی هرگونه معنا بودهاند، پسامدرنهایی که به گونهای کارهای دادائیستی را ادامه دادند، نپسندیدهام. اما آنهایی که ادامهی کار فوتوریستی و فرمالیسم روسی بودند، برای خود پذیرفتم. این دسته حتی نظر مخالفان محتواگرا و ارجاعگرای خود یعنی مارکسیستها را جلب کردند، چون هدفشان بیان متفاوت معناها و اثرگذار با حذف شکردهای تکراری و خودکار بود. در اینجا هم کار برخی از شاعران که به نجات معنا از گونهای دیگر پرداختند تحسین کردنی است. مانند کارهای آقای قلی پور چه پیشتر که زبانمدار بودند و چه اکنون که فرازباناند . من با ادبیات مراد قلی پور به هیجان افتادم و لذت بردم و معناها را که ممکن است کاستیها و تفاوتهایی نسبت به نیت نویسنده داشته باشد فشرده بیان میدارم: برخی از این آثار روایت خطی دارند و برخی روایت عمقی:
روایتهای خطی همان شعرهای فرازبانی است که معناهای اجتماعی شجاعانهای دارند؛ مکعب سیاه تقسیم بر مورچه به علاوهی میمون منهای فیل، یاداور تاریخ"۱۴۰۰" سالهی جنگ و بردگی و برِگی است. در این شعرها یا نقاشی روایتها، معنا با هیجان خواننده درمیآمیزد و خواننده نه تنها میتواند شعر بلکه داستان و ادبیات پیشتاز را در ذهنش بخواند. در روایت بعدی تصویر گاو و دو پرچم ایران و آمریکا را داریم بعد علامت پیروزی و نا پیروزی با پرچم ایران را و بعد ماجرای ایران و آمریکا توانسته است زمین و شاید ایران را به ویرانهای بدل کند که جایگاه جغد است(بوف کور). درِ خانه و کعبهی مشکلات ایران و آمریکا با یک کلید کذایی میخواهد باز شود. در شعر بعدی کلید و قفل کارهای نیست و توپ و کرهی زمین و بودن خر در میان ایران کنونی و ترازوی انوشیروان(؟) یا سازمان ملل چیزی نیست. چون همگی گوسفندند و با ورقهای بازی، بازی میخورند. کعبه و قدس و کلید و قفل همچنان کنار هماند. (اگر این فرازبانهای شورانگیز را شعر بنامیم، بهتر است با فیلمهای بی زبان کیم کیدوک نزدیکش کنیم. شاید بتوان این روایتها را، هم داستانی هم شعروار خواند).
برخی روایتها عمقیتر و نقاشیوارترند و روایت در آنها افقی نیست؛ در فیگور مدلول شرقی، سماع باستانی، دموکراسی...، معنای شرقی، علیه خوانش. آن ورقه از درخت شرقی مانند سیبل است که هدف قرار گرفته است. البته به گمک دو شاخهی درخت که آنهم شرقی است که به کمک چپاول درخت میآید(از ماست که بر ماست). هژمونی یعنی پذیرش بدبختی و راه دادن خودیها و دیگران به تجاوز بر ما (اگر غیر سیاسی بدان بنگریم، دایره ها یا بیضییها ماندالای شرقی را نشان میدهد). در نقاشی روایت بعدی # این علامت نامساوی و چوب نابرابری زدن را داریم. در نقشهی ایران دموکراسی این است که ایرانیها فقط منفعلانه نگاه میکنند و دیگران یا ما، با پای دیگران راه میرویم. در اثر دیگر معنا، این هیولای دربند نیازمند نجات است. اگر پسامدرنیستی به آن بنگریم یعنی نیازی به نجاتش نیست اما گمان میرود که هسا پس در پی نجات از گونه ای دیگر است.
#دکتر_علی_تسلیمی
#هسا_پس
#جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران_و_جهان
https://www.tgoop.com/hasa_pas
Telegram
""هسا پس""(جریان شعر پیشرو اقوام ایران و جهان)
شعر پیشرو(آوانگارد) اقوام ایران و جهان
#دهه_نود
#پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری
#هسا_پس(پسا نو_فرازبان)
#دهه_نود
#پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری
#هسا_پس(پسا نو_فرازبان)
🔵
#هسا_پس
#علی_رضا_پنجه_ای
روایتِ دیگر ِ روستا
روایت شما روایت همان روستاست ،روایتی با زبانی بی پیرایه اگر چه چند تابعیتی که قائم به خود ماندهاست و نو! اگرچه روایت روستا مورد استفادهی دوستان از زمان افراشته تا بدین سو بوده، اما روایت شما روایتی دیگر با کارکردی متفاوت و نو در شعر گیلکیست. شما جربانات روایی با زبان امروزی را از شعر امروز پارسی خوب در خود نهادینه کردهاید و شاعر ژانر خودتانید در شعر گیلکی. شعر گیلکی شما از تفکری برآمده از روستاست اما با روایتی متجددانه در زبان گیلکی. من سالها منتظر این خیزش بودم. اکنون جوانان آلامد قائم به زبان مادری با وجود شعرهایی از مراد قلیپور اگر وقتکم باشند بینیاز به خواندن شعر در زبان رایج، میتوانند با خواندن شعرهایی از این دست به زیباییهای زبان شعر در روایتی نورسته از زادبومشان قناعت کنند. شما با برگذشتن از حاشیهها توان آن دارید که برای شعر زبان مادری چون نیمای شعر گیلکی نقش تاریخی پیافکنید. ایدون باد ایدونتر.
۱۸ خرداد۹۷_ رشت
#علی_رضا_پنجه_ای
#علی_رضا_پنجه_ای
#هسا_پس
#جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران_و_جهان
https://www.tgoop.com/hasa_pas
#هسا_پس
#علی_رضا_پنجه_ای
روایتِ دیگر ِ روستا
روایت شما روایت همان روستاست ،روایتی با زبانی بی پیرایه اگر چه چند تابعیتی که قائم به خود ماندهاست و نو! اگرچه روایت روستا مورد استفادهی دوستان از زمان افراشته تا بدین سو بوده، اما روایت شما روایتی دیگر با کارکردی متفاوت و نو در شعر گیلکیست. شما جربانات روایی با زبان امروزی را از شعر امروز پارسی خوب در خود نهادینه کردهاید و شاعر ژانر خودتانید در شعر گیلکی. شعر گیلکی شما از تفکری برآمده از روستاست اما با روایتی متجددانه در زبان گیلکی. من سالها منتظر این خیزش بودم. اکنون جوانان آلامد قائم به زبان مادری با وجود شعرهایی از مراد قلیپور اگر وقتکم باشند بینیاز به خواندن شعر در زبان رایج، میتوانند با خواندن شعرهایی از این دست به زیباییهای زبان شعر در روایتی نورسته از زادبومشان قناعت کنند. شما با برگذشتن از حاشیهها توان آن دارید که برای شعر زبان مادری چون نیمای شعر گیلکی نقش تاریخی پیافکنید. ایدون باد ایدونتر.
۱۸ خرداد۹۷_ رشت
#علی_رضا_پنجه_ای
#علی_رضا_پنجه_ای
#هسا_پس
#جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران_و_جهان
https://www.tgoop.com/hasa_pas
Telegram
""هسا پس""(جریان شعر پیشرو اقوام ایران و جهان)
شعر پیشرو(آوانگارد) اقوام ایران و جهان
#دهه_نود
#پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری
#هسا_پس(پسا نو_فرازبان)
#دهه_نود
#پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری
#هسا_پس(پسا نو_فرازبان)
🌕
#هسا_پس
#مسعود_پور_هادی
[Weitergeleitet von Masoud]
رفیق نازنین ونازک اندیشم سلام.ببخش با تاخیر برایت می نویسم.این روزها این جا افتابی است ومن تا خرخره کار میکنم وفرصتی باقی نمی ماند که به کار دل برسم. نوشتی از نوشتار مراد قلی پور چه می فهمم.گفتی قادر به پی بردن به جهان بینی شاعر نیستی. شعر مراد با متر ومعیار های رایج ومعمول قرابتی ندارد.چند کار ازادی که من از مراد خواندم به لحاظ معنایی تن به معنایی عادت شده نمی دهد. خورده روایت هایی است که در درون شعر شکل می گیرد و ربطی به بیرون ویا واقعیت بیرونی ندارد.مولف متن به عنوان یکی از سه مولفه های دلالت معنایی متن(مولف- متن- خواننده) از نا توانی جهان امروز می نویسد. در برخی از کار های مراد با متن هایی روبرو می شویم که تکیه برگفتمان های اجتماعی وفلسفی دارند:مثلن گفتمان زیست محیطی در پاره گفتارهایی این چنینی"چه کسی دیده/ که پرنده های تازه متولد شده در ابها پرپر بزنند. " ویادر"مگر می شود/ رودخانه ها بایستند". ساختار شکنی وتخریب فرم ومحتوا در این کار ها نشان از گرایشی پست مدرنیستی دارد.بطور جدی از فرم های رایج بیانی فاصله می گیرد وجهان بینی در محتوا را برنمی تابد.هیچ پایبندی به رابطه ی یک به یک دال ها ومدلول ها ندارد. از ویژگی های اجرایی این شعرها برجسته سازی شکل هندسی زبان مثلن ردیف کردن یک کلمه در چند سطر وتکرارکلمه و فرم دادن به ان بمثابه یک اثر تجسمی" ایتا ایتا ایتا ایتا ایتا ایتا ایتا داران داران داران داران دازان دازان دازان دازان خومان خومان خومان خومان
از دیگر ویژگی های ان تکثر فضا ها ومکان های روایت است : کی بیده/ ایتا ایتا ایتا ایتا ایتا/ زاکان زاکان زاکان زاکان/ خیابانانه سر/دارانا کشا گیرند/ مگه به/ روباران بسن/ وتداخل ژ انر ها (نقل،داستان، نمایش ،هنرهای تجسمی) . من در پای یکی از شعر های مراد در کانال "هسا شعر" خطاب به مراد نوشتم: با شعرهایت گفتگویی را گشودی که درسالهای اخیر بمثابه یک گفتمان اجتماعی در قلمرو عمومی جا گشوده است."گفتمان زیست محیطی" بمثابه یک روایت در خود( نه وابسته به کلان روایت های ضد سرمایه داری وغیره) واین شعرت را بربستر تاریخی این گفتمان قرار می دهد. درشعر گیلکی سلطه سوژه برطبیعت، عناصر موجود وپدیده های طبیعت را به ابزار ویا به پدیده گنگ بدل کرده است.تخییل سطحی وبی رمق ودر بسیاری موارد کلیشه ای و دانای کلی که فرصت عرضه اندام بی واسطه طبیعت را مانع می شود. از مشکلات متن هایی است که ابر وباد وماه وخورشید را در خدمت انسان می پندارند وتکیه بر کلان روایت های سنت واندیشه های پیش مدرن دارند. "نوشتم" در شعرت خاطره پیوند انسان با طبیعت زنده می شود" . مراد از رابطه خود با طبیعت فضایی بازی گوشانه می سازد. شعر به مثابه بازی . این استنباط کلی من از یک سری از کار های مراد است که دیدم. مایلم در فرصتی که نمی دانم کی بسراغم می اید بسراغ شعرهایش بروم.نازنین در این شعر به سراغ حهان بینی با چشم اندازی که ما از جهان داریم نباید رفت. ما شکست خورده گان تاریخیم.تی قوربان
#نقدی_بر_گیلکی_های_مراد_قلی_پور
#گفتمان_زیست_محیطی
#مسعود_پور_هادی_آلمان ۱۳۹۷
#هسا_پس
#جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران_و_جهان
https://www.tgoop.com/hasa_pas
#هسا_پس
#مسعود_پور_هادی
[Weitergeleitet von Masoud]
رفیق نازنین ونازک اندیشم سلام.ببخش با تاخیر برایت می نویسم.این روزها این جا افتابی است ومن تا خرخره کار میکنم وفرصتی باقی نمی ماند که به کار دل برسم. نوشتی از نوشتار مراد قلی پور چه می فهمم.گفتی قادر به پی بردن به جهان بینی شاعر نیستی. شعر مراد با متر ومعیار های رایج ومعمول قرابتی ندارد.چند کار ازادی که من از مراد خواندم به لحاظ معنایی تن به معنایی عادت شده نمی دهد. خورده روایت هایی است که در درون شعر شکل می گیرد و ربطی به بیرون ویا واقعیت بیرونی ندارد.مولف متن به عنوان یکی از سه مولفه های دلالت معنایی متن(مولف- متن- خواننده) از نا توانی جهان امروز می نویسد. در برخی از کار های مراد با متن هایی روبرو می شویم که تکیه برگفتمان های اجتماعی وفلسفی دارند:مثلن گفتمان زیست محیطی در پاره گفتارهایی این چنینی"چه کسی دیده/ که پرنده های تازه متولد شده در ابها پرپر بزنند. " ویادر"مگر می شود/ رودخانه ها بایستند". ساختار شکنی وتخریب فرم ومحتوا در این کار ها نشان از گرایشی پست مدرنیستی دارد.بطور جدی از فرم های رایج بیانی فاصله می گیرد وجهان بینی در محتوا را برنمی تابد.هیچ پایبندی به رابطه ی یک به یک دال ها ومدلول ها ندارد. از ویژگی های اجرایی این شعرها برجسته سازی شکل هندسی زبان مثلن ردیف کردن یک کلمه در چند سطر وتکرارکلمه و فرم دادن به ان بمثابه یک اثر تجسمی" ایتا ایتا ایتا ایتا ایتا ایتا ایتا داران داران داران داران دازان دازان دازان دازان خومان خومان خومان خومان
از دیگر ویژگی های ان تکثر فضا ها ومکان های روایت است : کی بیده/ ایتا ایتا ایتا ایتا ایتا/ زاکان زاکان زاکان زاکان/ خیابانانه سر/دارانا کشا گیرند/ مگه به/ روباران بسن/ وتداخل ژ انر ها (نقل،داستان، نمایش ،هنرهای تجسمی) . من در پای یکی از شعر های مراد در کانال "هسا شعر" خطاب به مراد نوشتم: با شعرهایت گفتگویی را گشودی که درسالهای اخیر بمثابه یک گفتمان اجتماعی در قلمرو عمومی جا گشوده است."گفتمان زیست محیطی" بمثابه یک روایت در خود( نه وابسته به کلان روایت های ضد سرمایه داری وغیره) واین شعرت را بربستر تاریخی این گفتمان قرار می دهد. درشعر گیلکی سلطه سوژه برطبیعت، عناصر موجود وپدیده های طبیعت را به ابزار ویا به پدیده گنگ بدل کرده است.تخییل سطحی وبی رمق ودر بسیاری موارد کلیشه ای و دانای کلی که فرصت عرضه اندام بی واسطه طبیعت را مانع می شود. از مشکلات متن هایی است که ابر وباد وماه وخورشید را در خدمت انسان می پندارند وتکیه بر کلان روایت های سنت واندیشه های پیش مدرن دارند. "نوشتم" در شعرت خاطره پیوند انسان با طبیعت زنده می شود" . مراد از رابطه خود با طبیعت فضایی بازی گوشانه می سازد. شعر به مثابه بازی . این استنباط کلی من از یک سری از کار های مراد است که دیدم. مایلم در فرصتی که نمی دانم کی بسراغم می اید بسراغ شعرهایش بروم.نازنین در این شعر به سراغ حهان بینی با چشم اندازی که ما از جهان داریم نباید رفت. ما شکست خورده گان تاریخیم.تی قوربان
#نقدی_بر_گیلکی_های_مراد_قلی_پور
#گفتمان_زیست_محیطی
#مسعود_پور_هادی_آلمان ۱۳۹۷
#هسا_پس
#جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران_و_جهان
https://www.tgoop.com/hasa_pas
Telegram
""هسا پس""(جریان شعر پیشرو اقوام ایران و جهان)
شعر پیشرو(آوانگارد) اقوام ایران و جهان
#دهه_نود
#پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری
#هسا_پس(پسا نو_فرازبان)
#دهه_نود
#پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری
#هسا_پس(پسا نو_فرازبان)
🎼🎼
#هسا_پس
مجلس سنایا دورین بوشو
بیرین کی بامو
خورا بوشست
أژانس هسته ای یا وارد بوباس
بیرین کی بامو
کفاره فادا
سازمان جاسوسیا بوشو دورین
ده
وانگردست
#کلمان
بوشو:رفت
وانگردست:بر نگشت
وارد مجلس سنا شد
بیرون که آمد
غسل کرد
وارد آژانس هسته ای شد
بیرون که آمد
کفاره داد
وارد سازمان جاسوسی شد
و دیگر
بر نگشت
#مراد_قلی_پور
#هسا_پس
#جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران_و_جهان
https://www.tgoop.com/hasa_pas
#هسا_پس
مجلس سنایا دورین بوشو
بیرین کی بامو
خورا بوشست
أژانس هسته ای یا وارد بوباس
بیرین کی بامو
کفاره فادا
سازمان جاسوسیا بوشو دورین
ده
وانگردست
#کلمان
بوشو:رفت
وانگردست:بر نگشت
وارد مجلس سنا شد
بیرون که آمد
غسل کرد
وارد آژانس هسته ای شد
بیرون که آمد
کفاره داد
وارد سازمان جاسوسی شد
و دیگر
بر نگشت
#مراد_قلی_پور
#هسا_پس
#جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران_و_جهان
https://www.tgoop.com/hasa_pas
Telegram
""هسا پس""(جریان شعر پیشرو اقوام ایران و جهان)
شعر پیشرو(آوانگارد) اقوام ایران و جهان
#دهه_نود
#پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری
#هسا_پس(پسا نو_فرازبان)
#دهه_نود
#پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری
#هسا_پس(پسا نو_فرازبان)
#نامه_ها
#مراد_قلی_پور
#تکثیر_و_تکثر
#پروژه_یا_پروسه
#جستجو_یا_نجات
(شعر ۱۴۰۰ شعر پروسه است. پروژه ها دیگر جوابگو نیستند/ مراد قلی پور)
...بیش از این که در متن ها به فکر" جستجو" باشیم نیازمند این هستیم که به "نجات" فکر کنیم.
متن ها دیگر نیازمند نجات هستند نه جستجو.
قالب ها نخستین سوژه هایی هستند که به خاطر سبقت تاریخی شان نیازمند نجات چند فوریتی اند. قدمت تاریخی قالب ها فرصتی برای برنامه ریزی ها ایدیولوژی ها بوده اند. قالب های پیشنهادی جدید هم از تیررس قدرت ها دور نیستند. لذا صرف جستجو گری در قالب ها نمی تواند آن ها را فراروی کند.
پشت قالب ها ،قالب نیست انسان است. ارتقا ندادن قالب ها یعنی فراموش کردن انسان هایی که با قالب ها می میرند. ما همیشه در حال کوچاندن انسان های پشت قالب ها هستیم و این استثمار و استحمار است.
نیما قالب شکنی نکرد بلکه قالب ها را نجات داد. مساله نجات قالب ها حیات شعر را تصمین می کند. قالب های جدید پیوندی نا گسستنی با قبل دارند. هر چه قالب های سنتی ارتقا یابند می توانند کمک حال قالب های تازه باشند. نمی توان جلوی این گفتگو مندی را گرفت. روحیه شعر ما در این چند دهه روحیه جستجوگری است. جستجو ها پروسه نیستند بلکه پروژه اند. پروژه ها هر جور عمل نمایند با مکانیتی ثابت مواجهه اند. مکان ثابت پروژه ها شعر را به آرامش ابدی تقلیل می دهد.
اگر این احساس وجود دارد که شعر های مان به آرامش رسیده اند به خاطر این است که نتوانسته اند پروژه های خود را پروسه ای کنند.
پیش از تمام شدن پروژه ها این قدرت است که جانشین هایش را گسیل می دارد. در جوامع توتالیتر پروژه ها پیش از این که پروسه یا
فرایند شوند نیمه تمام می مانند. این فقط خاص شعر و ادبیات نیست بلکه شامل حال همه ساختار های یک جامعه است.
جانشین هایی را که قدرت با نقش های خود ایفا می کند باید از طریق پروسه ای شدن ساختار ها مورد تعقیب قرار بگیرد. پروزه ها قادر به تعقیب نیستند. لدا در حدود مکانی خود باقی می مانند.
شعر امروز ما حدود مکانی ثابتی دارد. ثبات شعر آن را به ارامش رسانده است. هیاهو ها به خاطر دخالت ایجابی این آرامش است . چیزی که می تواند این آرامش را به هم بریزد این است که پروزه ها در پروسه ها جریان یابند.
قدرت ها پروسه اند. برابری با آن ها از طریق پروژه ها غیر ممکن است. شعری که پروسه ای گردد تمامی تعاریف آن هم در برابر ابر گفتمان ها سلبی می گردد. در این صورت است که تعاریف و اسطوره ها نقش افرینی می کنند و قادر می شوند که زیبایی شناسی های خود را موثر سازند.
شعر اکنون در چنین شرایطی دارد نقش بین المللی خود را هم پروژه ای می کند. این در ذات خود چیزی هایی را رقم خواهد زد که منطبق با گفتمان های قدرت است. گستردگی مکانیت شعر دلیل بر حقانیت آن نیست. چند رسانه شدن متن ها تضمین حیات ان ها نمی باشد. شعر می تواند تمام شعاع زمین را درنوردد اما همچنان یک پروژه باشد. ادبیاتی که ابر گفتمان است مثل ادبیات فرانسه،انگلیس،امریکا،ژاپن،روسیه و... مدت هایی طولانی است که پروژه های خود را به جای این که تمدید کنند آن را وارد پروسه ها کرده اند.
ما داریم پروژه های خود را تمدید می کنیم. وام گیری از ادبیات جهان آن هم یکطرفه ، برای اجرایی شدن پروژه های شعر یک آرمانشهر است. هرگز اتفاق نمی افتد. باید دید که چگونه و در چه موقعیتی و با چه شاخصه هایی کسانی چون خیام،مولوی،حافظ توانسته اند ادبیات مان را از پروژه ها خالی کنند و چرا در متن های شان با پروسه ای پیوسته مواجهیم.
شعر کلاسیک ما در بخش های وسیعی از تاریخ مکتوبات خود فقط یک پروژه صرف است. اگر هم جزو برنامه های درسی است به خاطر نقش پروسه ای بودن شان نیست. جهان آفرین نیستند بلکه تاریخ اند. پروژه ها در نهایت، همانند تغییر سلسله ها تاریخ می شوند. این ، پروسه ها هستند که جهان آفرینی می کنند. تغییر ها گسست نیستند. "تغییرات و تعویضات پر شتاب" تعبیر وارونه گسست هستند. چیزی که همچنان دارد در کشور هایی چون کشور های جهان سوم فرهنگ نامه می شود( بریده نامه ها)
#نامه_ها
#مراد_قلی_پور
#تکثیر_و_تکثر
#پروژه_یا_پروسه
#جستجو_یا_نجات
#نجات_قالب_ها
#هساپس
#جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران_و_جهان
https://www.tgoop.com/hasa_pas
#مراد_قلی_پور
#تکثیر_و_تکثر
#پروژه_یا_پروسه
#جستجو_یا_نجات
(شعر ۱۴۰۰ شعر پروسه است. پروژه ها دیگر جوابگو نیستند/ مراد قلی پور)
...بیش از این که در متن ها به فکر" جستجو" باشیم نیازمند این هستیم که به "نجات" فکر کنیم.
متن ها دیگر نیازمند نجات هستند نه جستجو.
قالب ها نخستین سوژه هایی هستند که به خاطر سبقت تاریخی شان نیازمند نجات چند فوریتی اند. قدمت تاریخی قالب ها فرصتی برای برنامه ریزی ها ایدیولوژی ها بوده اند. قالب های پیشنهادی جدید هم از تیررس قدرت ها دور نیستند. لذا صرف جستجو گری در قالب ها نمی تواند آن ها را فراروی کند.
پشت قالب ها ،قالب نیست انسان است. ارتقا ندادن قالب ها یعنی فراموش کردن انسان هایی که با قالب ها می میرند. ما همیشه در حال کوچاندن انسان های پشت قالب ها هستیم و این استثمار و استحمار است.
نیما قالب شکنی نکرد بلکه قالب ها را نجات داد. مساله نجات قالب ها حیات شعر را تصمین می کند. قالب های جدید پیوندی نا گسستنی با قبل دارند. هر چه قالب های سنتی ارتقا یابند می توانند کمک حال قالب های تازه باشند. نمی توان جلوی این گفتگو مندی را گرفت. روحیه شعر ما در این چند دهه روحیه جستجوگری است. جستجو ها پروسه نیستند بلکه پروژه اند. پروژه ها هر جور عمل نمایند با مکانیتی ثابت مواجهه اند. مکان ثابت پروژه ها شعر را به آرامش ابدی تقلیل می دهد.
اگر این احساس وجود دارد که شعر های مان به آرامش رسیده اند به خاطر این است که نتوانسته اند پروژه های خود را پروسه ای کنند.
پیش از تمام شدن پروژه ها این قدرت است که جانشین هایش را گسیل می دارد. در جوامع توتالیتر پروژه ها پیش از این که پروسه یا
فرایند شوند نیمه تمام می مانند. این فقط خاص شعر و ادبیات نیست بلکه شامل حال همه ساختار های یک جامعه است.
جانشین هایی را که قدرت با نقش های خود ایفا می کند باید از طریق پروسه ای شدن ساختار ها مورد تعقیب قرار بگیرد. پروزه ها قادر به تعقیب نیستند. لدا در حدود مکانی خود باقی می مانند.
شعر امروز ما حدود مکانی ثابتی دارد. ثبات شعر آن را به ارامش رسانده است. هیاهو ها به خاطر دخالت ایجابی این آرامش است . چیزی که می تواند این آرامش را به هم بریزد این است که پروزه ها در پروسه ها جریان یابند.
قدرت ها پروسه اند. برابری با آن ها از طریق پروژه ها غیر ممکن است. شعری که پروسه ای گردد تمامی تعاریف آن هم در برابر ابر گفتمان ها سلبی می گردد. در این صورت است که تعاریف و اسطوره ها نقش افرینی می کنند و قادر می شوند که زیبایی شناسی های خود را موثر سازند.
شعر اکنون در چنین شرایطی دارد نقش بین المللی خود را هم پروژه ای می کند. این در ذات خود چیزی هایی را رقم خواهد زد که منطبق با گفتمان های قدرت است. گستردگی مکانیت شعر دلیل بر حقانیت آن نیست. چند رسانه شدن متن ها تضمین حیات ان ها نمی باشد. شعر می تواند تمام شعاع زمین را درنوردد اما همچنان یک پروژه باشد. ادبیاتی که ابر گفتمان است مثل ادبیات فرانسه،انگلیس،امریکا،ژاپن،روسیه و... مدت هایی طولانی است که پروژه های خود را به جای این که تمدید کنند آن را وارد پروسه ها کرده اند.
ما داریم پروژه های خود را تمدید می کنیم. وام گیری از ادبیات جهان آن هم یکطرفه ، برای اجرایی شدن پروژه های شعر یک آرمانشهر است. هرگز اتفاق نمی افتد. باید دید که چگونه و در چه موقعیتی و با چه شاخصه هایی کسانی چون خیام،مولوی،حافظ توانسته اند ادبیات مان را از پروژه ها خالی کنند و چرا در متن های شان با پروسه ای پیوسته مواجهیم.
شعر کلاسیک ما در بخش های وسیعی از تاریخ مکتوبات خود فقط یک پروژه صرف است. اگر هم جزو برنامه های درسی است به خاطر نقش پروسه ای بودن شان نیست. جهان آفرین نیستند بلکه تاریخ اند. پروژه ها در نهایت، همانند تغییر سلسله ها تاریخ می شوند. این ، پروسه ها هستند که جهان آفرینی می کنند. تغییر ها گسست نیستند. "تغییرات و تعویضات پر شتاب" تعبیر وارونه گسست هستند. چیزی که همچنان دارد در کشور هایی چون کشور های جهان سوم فرهنگ نامه می شود( بریده نامه ها)
#نامه_ها
#مراد_قلی_پور
#تکثیر_و_تکثر
#پروژه_یا_پروسه
#جستجو_یا_نجات
#نجات_قالب_ها
#هساپس
#جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران_و_جهان
https://www.tgoop.com/hasa_pas
Telegram
""هسا پس""(جریان شعر پیشرو اقوام ایران و جهان)
شعر پیشرو(آوانگارد) اقوام ایران و جهان
#دهه_نود
#پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری
#هسا_پس(پسا نو_فرازبان)
#دهه_نود
#پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری
#هسا_پس(پسا نو_فرازبان)
🟫🟫🟫🟫🟫http://www.tgoop.com/avaye_parav
شماره #یکصد_و_سیام
#هفته_نامه_ادبی_آوای_پراو منتشرشد.دراین صفحه می خوانید: معرفی ویراست دوم کتاب «درآمدی بر ادبیات شناسی» اثر استاد #محمود_فتوحی_رود_معجنی چاپ شده به وسیله نشر سخن/«گسست ها یا پروژهاند یا پروسه» عنوان جستاری از #مراد_قلی پور
⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️
مدیر مسئول: #علی_کرمی
سردبیر:#عبدالله_سلیمانی
داستان:#طلا_نژاد_حسن
شعر :#پوران_کاوه
نقدادبی وشعر کرمانشاه ::#عبدالله_سلیمانی
#هفته_نامه_ادبی_آوای_پراو
@avaye_paravپ
شماره #یکصد_و_سیام
#هفته_نامه_ادبی_آوای_پراو منتشرشد.دراین صفحه می خوانید: معرفی ویراست دوم کتاب «درآمدی بر ادبیات شناسی» اثر استاد #محمود_فتوحی_رود_معجنی چاپ شده به وسیله نشر سخن/«گسست ها یا پروژهاند یا پروسه» عنوان جستاری از #مراد_قلی پور
⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️
مدیر مسئول: #علی_کرمی
سردبیر:#عبدالله_سلیمانی
داستان:#طلا_نژاد_حسن
شعر :#پوران_کاوه
نقدادبی وشعر کرمانشاه ::#عبدالله_سلیمانی
#هفته_نامه_ادبی_آوای_پراو
@avaye_paravپ
شماره ۹۵۹ روزنامه #نقدحال منتشر شد
✅ تاریخ انتشار: پنجشنبه ۱۳ آبانماه ۱۴۰۰
#تئوری_پروسه_گسست
#مراد_قلی_پور
#طرح_ژنوم_نقد
آدرس سایت روزنامه
👇👇👇
naghdehal.com
@naghdehall
✅ تاریخ انتشار: پنجشنبه ۱۳ آبانماه ۱۴۰۰
#تئوری_پروسه_گسست
#مراد_قلی_پور
#طرح_ژنوم_نقد
آدرس سایت روزنامه
👇👇👇
naghdehal.com
@naghdehall
شعر ، پروسه است (علیه پروژه گسست)
رسانه ایرانیان اروپا
#اخبار_هنری_و_فرهنگی
(شعر ۱۴۰۰ شعر پروسه است. پروژه ها دیگر جوابگو نیستند/ مراد قلی پور)
تنظیم مطلب: لیلا طیبی
https://iran-europe.de/شعر،-پروسه-است/
رسانه ایرانیان اروپا
#اخبار_هنری_و_فرهنگی
(شعر ۱۴۰۰ شعر پروسه است. پروژه ها دیگر جوابگو نیستند/ مراد قلی پور)
تنظیم مطلب: لیلا طیبی
https://iran-europe.de/شعر،-پروسه-است/
لاب پاختا بو
تاریخ٬رمش
خیابان بیدق بدس.
#مسعود_پورهادی
حسابی هموار شده است/پرچین تاریخ
پرچم در دست خیابان.
#زن_زندگی_ازادی
#هساپس
#جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران_و_جهان
https://www.tgoop.com/hasa_pas
تاریخ٬رمش
خیابان بیدق بدس.
#مسعود_پورهادی
حسابی هموار شده است/پرچین تاریخ
پرچم در دست خیابان.
#زن_زندگی_ازادی
#هساپس
#جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران_و_جهان
https://www.tgoop.com/hasa_pas
Telegram
""هسا پس""(جریان شعر پیشرو اقوام ایران و جهان)
شعر پیشرو(آوانگارد) اقوام ایران و جهان
#دهه_نود
#پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری
#هسا_پس(پسا نو_فرازبان)
#دهه_نود
#پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری
#هسا_پس(پسا نو_فرازبان)
🌹🌹🌹
در ادامه نقدی از مسعود پور هادی در مورد اشعار مراد قلی پور( آلمان ۱۳۹۷)
بحث خوبی است.
بیدل دهلوی اصطلاحی دارد: کلید در باز.
هنگامی که شعر مثل در بسته باشد، خاننده، منتقد یا مخاطب به دنبال کلیدهایی می رود که آن را بگشاید و به لذتی در پشت آن بستگی برسد، در مدرسه، در دانشگاه در مطبوعات و .. کلیدهایی را به خاننده میدهیم که شعرها را بگشاید و لذت ببرد. اما گونههایی از شعر مدرن، مثل شعر احمدرضا احمدی، شعر مراد قلی پور و ... در ظاهر مثل درهای باز به نظر میرسند. متن، گشوده به نظر میآید. بنابراین، مخاطبی که با کلیدهای سابق به سراغشان میرود، غافلگیر میشود. آن کلیدها به کار نمیآید و او سر در گم میشود و حتا ممکن است از سر دستپاچگی درهای باز را ببندد و مایوس شود.
مخاطب باید رفتار خود را تغییر دهد. با معما سر و کار نداریم. این شعر نیاز به معنای کردن ندارد، این شعر خودش معناست و تنها حس میشود. این شعر بیش از آن که در شمار معقولات باشد، در شمار محسوسات است.
🌷🌷🌷
#دکتر_حسن_محمدیان
#شعر_زیستار
#هسا_پس
https://www.tgoop.com/hasa_pas
در ادامه نقدی از مسعود پور هادی در مورد اشعار مراد قلی پور( آلمان ۱۳۹۷)
بحث خوبی است.
بیدل دهلوی اصطلاحی دارد: کلید در باز.
هنگامی که شعر مثل در بسته باشد، خاننده، منتقد یا مخاطب به دنبال کلیدهایی می رود که آن را بگشاید و به لذتی در پشت آن بستگی برسد، در مدرسه، در دانشگاه در مطبوعات و .. کلیدهایی را به خاننده میدهیم که شعرها را بگشاید و لذت ببرد. اما گونههایی از شعر مدرن، مثل شعر احمدرضا احمدی، شعر مراد قلی پور و ... در ظاهر مثل درهای باز به نظر میرسند. متن، گشوده به نظر میآید. بنابراین، مخاطبی که با کلیدهای سابق به سراغشان میرود، غافلگیر میشود. آن کلیدها به کار نمیآید و او سر در گم میشود و حتا ممکن است از سر دستپاچگی درهای باز را ببندد و مایوس شود.
مخاطب باید رفتار خود را تغییر دهد. با معما سر و کار نداریم. این شعر نیاز به معنای کردن ندارد، این شعر خودش معناست و تنها حس میشود. این شعر بیش از آن که در شمار معقولات باشد، در شمار محسوسات است.
🌷🌷🌷
#دکتر_حسن_محمدیان
#شعر_زیستار
#هسا_پس
https://www.tgoop.com/hasa_pas
شماره ۱۴۲۰ روزنامه #نقدحال منتشر شد
✅ تاریخ انتشار: پنجشنبه ۳۰ شهریورماه ۱۴۰۲
#دموکراسی_قالب_ها
#نجات_قالب_ها
#مراد_قلی_پور
آدرس سایت روزنامه
👇👇👇
naghdehal.com
@naghdehall
✅ تاریخ انتشار: پنجشنبه ۳۰ شهریورماه ۱۴۰۲
#دموکراسی_قالب_ها
#نجات_قالب_ها
#مراد_قلی_پور
آدرس سایت روزنامه
👇👇👇
naghdehal.com
@naghdehall
تورهای عصبی زبان (پروسه ها همه زمانی اند)
✍ #مراد_قلیپور
تنظیم: #لیلا_طیبی (رها)
https://iran-europe.de/تورهای-عصبی-زبان/
#هسا_پس
✍ #مراد_قلیپور
تنظیم: #لیلا_طیبی (رها)
https://iran-europe.de/تورهای-عصبی-زبان/
#هسا_پس
جستجو یا نجات (پروژه یا پروسه)
✍ #مراد_قلیپور
تنظیم: #لیلا_طیبی (رها)
https://iran-europe.de/جستجو-یا-نجات/
✍ #مراد_قلیپور
تنظیم: #لیلا_طیبی (رها)
https://iran-europe.de/جستجو-یا-نجات/
🌕
#هسا_پس
#شعر_بومی_متازبان
اقا حوکومت
امی اوتاق خوابه جا چی کونی
امی دسانا چی کار داری
امی لبانه جلویا
اقا حوکومت
دسمال کاغذی جا سورخه شورتا مییان جورابانه دورین
بعد نه ماه ان همه اسپرمانه مییان دولت دونیا ایه
#برگردان_فارسی
آقای حکومت
توی اتاق خواب ما چه می کنی
چه کار با دست های مان داری
جلوی لب های ما را
آقای حکومت
در دستمال کاغذی/ بین شورت های قرمز/ توی جوراب ها
بعد از نه ماه
بین این همه اسپرم ها دولت به دنیا می آید
#برزو_مرادی_اصل(امریکا)
#هسا_پس (متا زبان)
#شعر_بومی_متازبان
#جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران_و_جهان
https://www.tgoop.com/hasa_pas
#هسا_پس
#شعر_بومی_متازبان
اقا حوکومت
امی اوتاق خوابه جا چی کونی
امی دسانا چی کار داری
امی لبانه جلویا
اقا حوکومت
دسمال کاغذی جا سورخه شورتا مییان جورابانه دورین
بعد نه ماه ان همه اسپرمانه مییان دولت دونیا ایه
#برگردان_فارسی
آقای حکومت
توی اتاق خواب ما چه می کنی
چه کار با دست های مان داری
جلوی لب های ما را
آقای حکومت
در دستمال کاغذی/ بین شورت های قرمز/ توی جوراب ها
بعد از نه ماه
بین این همه اسپرم ها دولت به دنیا می آید
#برزو_مرادی_اصل(امریکا)
#هسا_پس (متا زبان)
#شعر_بومی_متازبان
#جریان_شعر_پیشرو_اقوام_ایران_و_جهان
https://www.tgoop.com/hasa_pas
Telegram
""هسا پس""(جریان شعر پیشرو اقوام ایران و جهان)
شعر پیشرو(آوانگارد) اقوام ایران و جهان
#دهه_نود
#پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری
#هسا_پس(پسا نو_فرازبان)
#دهه_نود
#پسا_نو_در_شعر_گیلکی_مازنی_ترکی_تاتی_لری_بلوچ_تالشی_بختیاری
#هسا_پس(پسا نو_فرازبان)