HA_MIM1377 Telegram 4940
به سوی ظرفیت تمدن بزرگ

این روزها ترسیدن و ترساندن از هرچیزی یک مد روزانه است؛ از آینده، از حمله دشمن، از گرانی، از ازدواج، از فرزندآوری و...
در میان این همه ترس، هراس از افغانستانی ها یک پدیده متمایز است؛ ترسی امنیت محور که نگرانی از آینده ای تاریک و موهوم را دوچندان می کند.
تصاویری از هجوم موجی از پناهندگان به مرزهای ایران به همراه برجسته سازی قتل چند هموطن به دست چند افغانستانی و شایعات مجازی فراوان دیگر که همگی از یک بدفهمی تمدنی ناشی می شود.

در جمع ایرانیان گروهی را دیده ایم که مبتنی بر یک باور نژادپرستانه، هرکسی که با لهجه تهرانی سخن نگوید را دهاتی و هرکس به گویشی از انواع گویش های فارسی حرف بزند را دچار کسر فرهنگی و تمدنی می بینند و با تعابیری سخیف از ایشان یاد می کنند.
سخن این نوشتار با ایشان نیست که در اندیشه ای غلط متوهمانه دست و پا می زنند و هیچ کس جز خود را آدم نمی دانند.
در مقابل نیز گروهی هستند که یا به نام انسانیت و یا اسلام، برابری با همگان را ترویج می کنند و از مواجهات ناپسند با افغانستانی ها پرهیز و منع می کنند.
سخنم با هیچ یک از این دو گروه نیست، بلکه با کسانی است که داعیه و دغدغه تمدنی دارند و برای ایجاد تمدن نوین ایرانی اسلامی تلاش می کنند.

واقعیت این است که تمدن سازی نیاز به یک ظرفیت روانی و اجتماعی گسترده دارد که باید در یکایک مردم نهادینه شود تا از شرق تا غرب و شمال تا جنوب را به یک چشم و یک ملت ببینند.
از آذربایجان و ترکمنستان و تاجیکستان تا افغانستان و بلوچستان پاکستان و هندوستان و مردمانی از جنوب خلیج فارس و کردهای عراق و ترکیه همگی جمعیت بالقوه این تمدن ایرانی اسلامی اند که با زبان ها و گویش ها و لهجه ها و آداب و رسوم و مذاهب گوناگون می توانند یک واحد یکپارچه فرهنگی و تمدنی -و نه ملی- باشند. نگاهی کوتاه به دوره های تمدن سازی در تاریخ ایران بیانگر آمادگی اجتماعی بالای جامعه برای پذیرش چنین باور پرظرفیتی بوده است. از امپراتوری پهناور کوروش تا دوره اقتدار صفوی هر زمان تمدنی فراگیر از ایرانیان شکل گرفته چنین ظرفیت اجتماعی نیز بوده و مردم از هر رنگ و زبان و مذهبی خود را یک واحد یکپارچه می دانسته اند.

محمدرضا پهلوی نیز روزگاری با ایده "تمدن بزرگ" به دنبال برساخت یک تمدن نوین با محوریت ایران بود اما نه خود او و نه جامعه آن روز چنین ظرفیتی را درک نمی کرد و به همین دلیل، ایرانگرایی تنها به یک شعار بدل شد.
امروز، اما اگر برساخت چنین ایده ای بر دو رکن اسلام و ایران قابلیت تحقق داشته باشد نیز جز با ارتقای ظرفیت ملی و پذیرش یکپارچگی هویتی در سراسر این گستره جغرافیای فرهنگی ممکن نیست.

برای تمدن سازی باید باور کرد ایران، خانه همه ایرانیان و مسلمانان فارغ از نژاد و زبان و مذهب است و حتی آمیختگی نژادی نه یک مصیبت که یک سازوکار است.
شاید گفتن این سخنان، نگارنده را به سادگی متهم به یاوه گویی یا نداشتن عرق ملی و ... کند اما تجربه تاریخی ما ایرانیان، چیزی جز پذیرش این گستره فرهنگی نبوده است.
این کار نیازمند حذف قوانین محدودساز و نژادگرایانه میتنی بر الگوی خون و ارائه تسهیلات تابعیت مضاعف، روادید و اقامت به همه مردم این مناطق بویژه افغانستانی ها، تاجیک ها، ترکمن ها و کردهای خارج از ایران البته با لحاظ گزینش های سخت امنیتی و سیاسی و فراهم نمودن تسهیلات سفر دو سویه، امکان تحصیل در مدرسه و دانشگاه در دو سوی مرزهای ملی و برداشتن موانع ارتباطات فرهنگی در هر زمینه ای در سایه ارتقای ظرفیت پذیرش تفاوت های متعدد فرهنگی است.
نه ایرانی شیعه، نه ایرانی فارسی زبان، نه ایرانی ساکن مرزهای کنونی هیچ یک به تنهایی چنین ظرفیت تمدنی ندارند و باور جزمی به هر یک از این مولفه های هویتی بدون پذیرش جایگاه سایر مولفه ها در ساخت یک تمدن، ما را از چنین ایده بزرگی دور می کند.
طبعا در این مسیر چندین گروه مخالف داخلی و خارجی حضور پررنگی خواهند داشت که به نام حفظ تشیع یا اصالت ایرانی از یکسو یا به دلایل امنیتی از سوی دیگر چوب لای چرخ تمدن سازی خواهد گذاشت. به همین دلیل نظام در مرحله دولت سازی و جامعه سازی و پیش از ورود به عرصه تمدن سازی باید تکلیف خود را با این نقدها و ناقدان آنها روشن ساخته و یا از تردید دست بردارد یا از سردادن شعار تمدن سازی.

✍️محمدرضا اخضریان


#سرمایه_اجتماعی
#تمدن_نوین_ایرانی_اسلامی
#ظرفیت_تمدنی

https://www.tgoop.com/ha_mim1377
👍1



tgoop.com/ha_mim1377/4940
Create:
Last Update:

به سوی ظرفیت تمدن بزرگ

این روزها ترسیدن و ترساندن از هرچیزی یک مد روزانه است؛ از آینده، از حمله دشمن، از گرانی، از ازدواج، از فرزندآوری و...
در میان این همه ترس، هراس از افغانستانی ها یک پدیده متمایز است؛ ترسی امنیت محور که نگرانی از آینده ای تاریک و موهوم را دوچندان می کند.
تصاویری از هجوم موجی از پناهندگان به مرزهای ایران به همراه برجسته سازی قتل چند هموطن به دست چند افغانستانی و شایعات مجازی فراوان دیگر که همگی از یک بدفهمی تمدنی ناشی می شود.

در جمع ایرانیان گروهی را دیده ایم که مبتنی بر یک باور نژادپرستانه، هرکسی که با لهجه تهرانی سخن نگوید را دهاتی و هرکس به گویشی از انواع گویش های فارسی حرف بزند را دچار کسر فرهنگی و تمدنی می بینند و با تعابیری سخیف از ایشان یاد می کنند.
سخن این نوشتار با ایشان نیست که در اندیشه ای غلط متوهمانه دست و پا می زنند و هیچ کس جز خود را آدم نمی دانند.
در مقابل نیز گروهی هستند که یا به نام انسانیت و یا اسلام، برابری با همگان را ترویج می کنند و از مواجهات ناپسند با افغانستانی ها پرهیز و منع می کنند.
سخنم با هیچ یک از این دو گروه نیست، بلکه با کسانی است که داعیه و دغدغه تمدنی دارند و برای ایجاد تمدن نوین ایرانی اسلامی تلاش می کنند.

واقعیت این است که تمدن سازی نیاز به یک ظرفیت روانی و اجتماعی گسترده دارد که باید در یکایک مردم نهادینه شود تا از شرق تا غرب و شمال تا جنوب را به یک چشم و یک ملت ببینند.
از آذربایجان و ترکمنستان و تاجیکستان تا افغانستان و بلوچستان پاکستان و هندوستان و مردمانی از جنوب خلیج فارس و کردهای عراق و ترکیه همگی جمعیت بالقوه این تمدن ایرانی اسلامی اند که با زبان ها و گویش ها و لهجه ها و آداب و رسوم و مذاهب گوناگون می توانند یک واحد یکپارچه فرهنگی و تمدنی -و نه ملی- باشند. نگاهی کوتاه به دوره های تمدن سازی در تاریخ ایران بیانگر آمادگی اجتماعی بالای جامعه برای پذیرش چنین باور پرظرفیتی بوده است. از امپراتوری پهناور کوروش تا دوره اقتدار صفوی هر زمان تمدنی فراگیر از ایرانیان شکل گرفته چنین ظرفیت اجتماعی نیز بوده و مردم از هر رنگ و زبان و مذهبی خود را یک واحد یکپارچه می دانسته اند.

محمدرضا پهلوی نیز روزگاری با ایده "تمدن بزرگ" به دنبال برساخت یک تمدن نوین با محوریت ایران بود اما نه خود او و نه جامعه آن روز چنین ظرفیتی را درک نمی کرد و به همین دلیل، ایرانگرایی تنها به یک شعار بدل شد.
امروز، اما اگر برساخت چنین ایده ای بر دو رکن اسلام و ایران قابلیت تحقق داشته باشد نیز جز با ارتقای ظرفیت ملی و پذیرش یکپارچگی هویتی در سراسر این گستره جغرافیای فرهنگی ممکن نیست.

برای تمدن سازی باید باور کرد ایران، خانه همه ایرانیان و مسلمانان فارغ از نژاد و زبان و مذهب است و حتی آمیختگی نژادی نه یک مصیبت که یک سازوکار است.
شاید گفتن این سخنان، نگارنده را به سادگی متهم به یاوه گویی یا نداشتن عرق ملی و ... کند اما تجربه تاریخی ما ایرانیان، چیزی جز پذیرش این گستره فرهنگی نبوده است.
این کار نیازمند حذف قوانین محدودساز و نژادگرایانه میتنی بر الگوی خون و ارائه تسهیلات تابعیت مضاعف، روادید و اقامت به همه مردم این مناطق بویژه افغانستانی ها، تاجیک ها، ترکمن ها و کردهای خارج از ایران البته با لحاظ گزینش های سخت امنیتی و سیاسی و فراهم نمودن تسهیلات سفر دو سویه، امکان تحصیل در مدرسه و دانشگاه در دو سوی مرزهای ملی و برداشتن موانع ارتباطات فرهنگی در هر زمینه ای در سایه ارتقای ظرفیت پذیرش تفاوت های متعدد فرهنگی است.
نه ایرانی شیعه، نه ایرانی فارسی زبان، نه ایرانی ساکن مرزهای کنونی هیچ یک به تنهایی چنین ظرفیت تمدنی ندارند و باور جزمی به هر یک از این مولفه های هویتی بدون پذیرش جایگاه سایر مولفه ها در ساخت یک تمدن، ما را از چنین ایده بزرگی دور می کند.
طبعا در این مسیر چندین گروه مخالف داخلی و خارجی حضور پررنگی خواهند داشت که به نام حفظ تشیع یا اصالت ایرانی از یکسو یا به دلایل امنیتی از سوی دیگر چوب لای چرخ تمدن سازی خواهد گذاشت. به همین دلیل نظام در مرحله دولت سازی و جامعه سازی و پیش از ورود به عرصه تمدن سازی باید تکلیف خود را با این نقدها و ناقدان آنها روشن ساخته و یا از تردید دست بردارد یا از سردادن شعار تمدن سازی.

✍️محمدرضا اخضریان


#سرمایه_اجتماعی
#تمدن_نوین_ایرانی_اسلامی
#ظرفیت_تمدنی

https://www.tgoop.com/ha_mim1377

BY حسن مجیدیان




Share with your friend now:
tgoop.com/ha_mim1377/4940

View MORE
Open in Telegram


Telegram News

Date: |

How to create a business channel on Telegram? (Tutorial) How to Create a Private or Public Channel on Telegram? How to Create a Private or Public Channel on Telegram? “[The defendant] could not shift his criminal liability,” Hui said. To delete a channel with over 1,000 subscribers, you need to contact user support
from us


Telegram حسن مجیدیان
FROM American