tgoop.com/faghadkhada9/78510
Last Update:
#داستان مریم وعباس
#قسمت سی وچهار
کمی عقبتر رفتم و گفتم زنعمو جان من و عباس با این مشکلمون کنار اومدیم و ترجیح دادیم به جای بچه، همدیگر رو داشته باشیم.. شما اینقدر خودتون رو اذیت نکنید...
زنعمو دستم رو گرفت و آروم گفت نمیبینی از وقتی که امیرعلی به دنیا اومده عباس چه قدر تغییر کرده ..
دستش رو بالا آورد و گذاشت کنار صورتم و گفت خواهر برادر کوچکتر از خودت بچه دار بشه خیلی سخته ...
همون لحظه در اتاق باز شد و عباس با تعجب گفت چیکار میکنید شما دو تا ..
زنعمو با پر روسریش زیر چشمهاش رو پاک کرد و گفت داشتم با عروسم دردودل میکردم .. گفت و از کنار عباس گذشت و رفت ..
عباس اومد روبه روم ایستاد و گفت مامان چرا گریه کرده بود؟؟
برگشتم به سمت در و گفتم چیز مهمی نبود دلش گرفته بود ..
از اون شب به دیدارهای عباس با مادرش حساس شده بودم و میترسیدم به عباس هم این پیشنهاد رو بده و فکرش رو بهم بریزه ..
چند هفته ای از اون شب گذشته بود و من تو محل کارم (آموزشگاه زبان) بودم که منشی آموزشگاه صدام کرد و گفت مامانتون اومده دیدنتون ..
تکلیفی به بچه ها دادم و از کلاس خارج شدم .. زنعمو تو راهرو نشسته بود .. با دیدنم بلند شد و لبخندی زد .. با تعجب گفتم اتفاقی افتاده .. خوب میومدید خونه ..
زنعمو گفت این طرفا کار داشتم ، گفتم بیام کمی هم با تو حرف بزنم ..
با دستم هدایت کردم به سمت یکی از کلاسهای خالی و گفتم بریم اونجا..
صندلیم رو روبه روی زنعمو کشیدم و گفتم بفرمایید میشنوم..
زنعمو سرش رو پایین انداخت و گفت اومدم ازت خواهش کنم ، شده به دست و پات بیوفتم .. اجازه بدی.. عباس یکی رو بگیره .. موقت .. یه بچه بیاره براتون ...
با عصبانیت گفتم برامون یا برای عباس؟؟
زنعمو دستم رو گرفت و گفت مریم جان عرف، شرع، قانون، خدا، پیغمبر، این اجازه رو به مرد داده که میتونه دو تا زن همزمان داشته باشه.. زن که نمیتونه.. تنها راهتون همینه.. تو هم بچه ی عباس رو بزرگ میکنی .. مطمئن باش خدا یه جوری مهرش رو میندازه تو دلت که یادت میره خودت به دنیا نیاوردی...
با بغض گفتم ولی من طاقت ندارم عباس بره پیش زن دیگه ای ..
زنعمو هم چشمهاش پر آب شد و گفت من خودم زنم ، میفهمم چی میگی .. ولی با سرنوشت و تقدیر نمیشه جنگید .. اگر شرایط اینطور نبود ، من خودم پای اون زن رو میشکستم که بخواد وارد زندگی پسرم بشه .. ولی ...
+عباس قبول نمیکنه .. مطمئنم ..
_تو راضی شو .. من عباس رو راضی میکنم ....
الله را فراموش نکنید
@Faghadkhada9
BY الله رافراموش نکنید
Share with your friend now:
tgoop.com/faghadkhada9/78510