FAGHADKHADA9 Telegram 77989
#دوقسمت دویست وبیست وهفت ودویست وبیست وهشت
📖سرگذشت کوثر
کاری نکنید که دست روتون بلند کنیم شما از مابدتتون میاد ما هم از شماها متنفریم این بچه‌ها هم برادر زاده های ما نیستند گمشید برید بیرون مهدی گفت برین بیرون برای چی اومدین اینجا لادن با گریه گفت شوهرم سه چهار روزه خونه نیست به من زنگ زده میگه من دبییم من مطمئنم که داره دروغ میگه من مطمئنم تو همین خونه هستش کجا قایمش کردید گفتم برو همه خونه رو بگرد برو طبقات دیگه رو هم بگرداگه تونستی برو شوهرتو پیدا کن من خبر ندارم شوهر تو کجاست فقط به من گفتش که داره میره دبی به منم زنگ زد گفت من دبی هستم لادن گفت همه اینا تقصیر توئه تو مثل یه جادوگر میمونی گفتم جادوگر خودتی تو و مادرت دو تا جادوگرید که پسر منو از من گرفتیدالانم بچه‌هات بی‌پدر شدن حقته به خاطر اینکه اجازه ندادی من سال‌ها بچه‌مو ببینم حالا بچه های تو هم سال‌ها پدرشون و نمیبینن سرم داد زد بهم گفت خوب کاری کردم هر کاری کردم خوب کاری کردم دلم نمیخواد تو زندگی من باشی آقا مگه زورکی بوداصلاً می‌دونی چیه خانم محترم من از اول شوهر بدون پدر و مادر میخواستم شوهر منم که مادر داشت فقط من دیگه کسی دیگه رو نمیخواستم وارد زندگیم بشه من خودم خونواده داشتم احتیاج به خونواده دیگه ای نداشتم گفتم تو که این قدر عاشق پدر و مادرت بودی چرا شوهر کردی الانم هر بلایی سرت بیاد حقته برو دنبال شوهرت بگرد میدونی اومد به من چی گفت گفت از لادن خسته شدم میگفت خودش و بچه‌هاش بلای جون منن حالا فهمیدی گمشو بروشوهرت دیگه تو و بچه‌هاتو نمیخواد خوب دست تو رو خونده تو میخوای با یکی دیگه بریزی رو همو عشق و حالتو بکنی اونم دست تو رو خونده
دستتو بدجوری گذاشت تو حنا تو فکر کردی خیلی زرنگی نه عزیزم پسر من از تو زرنگ‌تره دلم نمیخواد اینو بهت بگم اما بذار بهت بگم فکر نمیکنم اون آقا در حد نوکر پسر منم باشه بهتره بری یه فکری به حال خودت بکنی
متاسفم برای بچه‌هات که تو مادرشونی یه مادر بیشعور خیانتکار واقعاً واست متاسفم
انگشت اشارشو سمت من گرفت بهم گفت درست با من صحبت کن بفهم داری با کی حرف میزنی گفتم آره میدونم گفت برو به پسرت بگو که مهریمو میخوام بزنم اجرا میخوام دار و ندارشو ازش بگیرم اون وقت میفهمی که حق نداشت با من این کارو بکنه حق نداشت بدون اجازه من بیاد دیدن تو
حالا که اومده دیدن تو الان باید تقاصشو پس بده من ممنوع کرده بودم گفتم اگه پسر منم میزد تو صورت تو جلوی تو رو میگرفت میگفتش که حق نداری با پدر مادرت رفت و آمد کنی الان اینجوری زبون در نیاورده بودی
مقصر پسر منه که تو رو زیادی پررو کرده فکر کردی کی هستی گمشو برو بیرون لادن به بچه‌اش گفت خوب این خانمو نگاه کنید این مادربزرگ شماست این عفریته این زن پدر شماها را ازتون گرفت پدر شما مال خودتون بود ولی این زن انقدرزیر پای پدر بدبختتون نشست که پدرتون از راه به در کرد یادتون باشه وقتی بزرگ شدین باید ازش انتقام بگیرین نباید اجازه بدید آب خوش از گلوش پایین بره گفتم تو واقعاً روانی هستی برو خودتو به یه تیمارستان معرفی کن تو مریضی مهدی اونا رو انداخت از خونه بیرون وقتی داشتن میرفتن حسابی فحش میدادن
بد و بیراه می‌گفتن و ناله نفرین میکردن واقعاً
یک لحظه برای پسرم تاسف خوردم گفتم خاک تو سرت یونس واقعاً واست متاسفم
مهدی وقتی اومدش برگشت گفت میخوای چیکار کنی گفتم نمیدونم گفت وقتی اینا بفهمن همه چی به نام توئه زندگی واست نمیذارن گفتم واسم مهم نیست من امانتدار پسرمم تا وقتی برنگشته همه چی دست من باقی میمونه وقتی برگشت به نام خودش میزنم

الله را فراموش نکنید
@Faghadkhada9
👍1



tgoop.com/faghadkhada9/77989
Create:
Last Update:

#دوقسمت دویست وبیست وهفت ودویست وبیست وهشت
📖سرگذشت کوثر
کاری نکنید که دست روتون بلند کنیم شما از مابدتتون میاد ما هم از شماها متنفریم این بچه‌ها هم برادر زاده های ما نیستند گمشید برید بیرون مهدی گفت برین بیرون برای چی اومدین اینجا لادن با گریه گفت شوهرم سه چهار روزه خونه نیست به من زنگ زده میگه من دبییم من مطمئنم که داره دروغ میگه من مطمئنم تو همین خونه هستش کجا قایمش کردید گفتم برو همه خونه رو بگرد برو طبقات دیگه رو هم بگرداگه تونستی برو شوهرتو پیدا کن من خبر ندارم شوهر تو کجاست فقط به من گفتش که داره میره دبی به منم زنگ زد گفت من دبی هستم لادن گفت همه اینا تقصیر توئه تو مثل یه جادوگر میمونی گفتم جادوگر خودتی تو و مادرت دو تا جادوگرید که پسر منو از من گرفتیدالانم بچه‌هات بی‌پدر شدن حقته به خاطر اینکه اجازه ندادی من سال‌ها بچه‌مو ببینم حالا بچه های تو هم سال‌ها پدرشون و نمیبینن سرم داد زد بهم گفت خوب کاری کردم هر کاری کردم خوب کاری کردم دلم نمیخواد تو زندگی من باشی آقا مگه زورکی بوداصلاً می‌دونی چیه خانم محترم من از اول شوهر بدون پدر و مادر میخواستم شوهر منم که مادر داشت فقط من دیگه کسی دیگه رو نمیخواستم وارد زندگیم بشه من خودم خونواده داشتم احتیاج به خونواده دیگه ای نداشتم گفتم تو که این قدر عاشق پدر و مادرت بودی چرا شوهر کردی الانم هر بلایی سرت بیاد حقته برو دنبال شوهرت بگرد میدونی اومد به من چی گفت گفت از لادن خسته شدم میگفت خودش و بچه‌هاش بلای جون منن حالا فهمیدی گمشو بروشوهرت دیگه تو و بچه‌هاتو نمیخواد خوب دست تو رو خونده تو میخوای با یکی دیگه بریزی رو همو عشق و حالتو بکنی اونم دست تو رو خونده
دستتو بدجوری گذاشت تو حنا تو فکر کردی خیلی زرنگی نه عزیزم پسر من از تو زرنگ‌تره دلم نمیخواد اینو بهت بگم اما بذار بهت بگم فکر نمیکنم اون آقا در حد نوکر پسر منم باشه بهتره بری یه فکری به حال خودت بکنی
متاسفم برای بچه‌هات که تو مادرشونی یه مادر بیشعور خیانتکار واقعاً واست متاسفم
انگشت اشارشو سمت من گرفت بهم گفت درست با من صحبت کن بفهم داری با کی حرف میزنی گفتم آره میدونم گفت برو به پسرت بگو که مهریمو میخوام بزنم اجرا میخوام دار و ندارشو ازش بگیرم اون وقت میفهمی که حق نداشت با من این کارو بکنه حق نداشت بدون اجازه من بیاد دیدن تو
حالا که اومده دیدن تو الان باید تقاصشو پس بده من ممنوع کرده بودم گفتم اگه پسر منم میزد تو صورت تو جلوی تو رو میگرفت میگفتش که حق نداری با پدر مادرت رفت و آمد کنی الان اینجوری زبون در نیاورده بودی
مقصر پسر منه که تو رو زیادی پررو کرده فکر کردی کی هستی گمشو برو بیرون لادن به بچه‌اش گفت خوب این خانمو نگاه کنید این مادربزرگ شماست این عفریته این زن پدر شماها را ازتون گرفت پدر شما مال خودتون بود ولی این زن انقدرزیر پای پدر بدبختتون نشست که پدرتون از راه به در کرد یادتون باشه وقتی بزرگ شدین باید ازش انتقام بگیرین نباید اجازه بدید آب خوش از گلوش پایین بره گفتم تو واقعاً روانی هستی برو خودتو به یه تیمارستان معرفی کن تو مریضی مهدی اونا رو انداخت از خونه بیرون وقتی داشتن میرفتن حسابی فحش میدادن
بد و بیراه می‌گفتن و ناله نفرین میکردن واقعاً
یک لحظه برای پسرم تاسف خوردم گفتم خاک تو سرت یونس واقعاً واست متاسفم
مهدی وقتی اومدش برگشت گفت میخوای چیکار کنی گفتم نمیدونم گفت وقتی اینا بفهمن همه چی به نام توئه زندگی واست نمیذارن گفتم واسم مهم نیست من امانتدار پسرمم تا وقتی برنگشته همه چی دست من باقی میمونه وقتی برگشت به نام خودش میزنم

الله را فراموش نکنید
@Faghadkhada9

BY الله رافراموش نکنید


Share with your friend now:
tgoop.com/faghadkhada9/77989

View MORE
Open in Telegram


Telegram News

Date: |

Concise Select “New Channel” To edit your name or bio, click the Menu icon and select “Manage Channel.” Matt Hussey, editorial director of NEAR Protocol (and former editor-in-chief of Decrypt) responded to the news of the Telegram group with “#meIRL.” Telegram message that reads: "Bear Market Screaming Therapy Group. You are only allowed to send screaming voice notes. Everything else = BAN. Text pics, videos, stickers, gif = BAN. Anything other than screaming = BAN. You think you are smart = BAN.
from us


Telegram الله رافراموش نکنید
FROM American