This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎵چه کرده داغ تو با قلبم!
به بر و بحر نخواهی دید کسی چنین که منم آتش
دو سوم بدنم آب است، تو سوم بدنم آتش
نهنگ شعلهوری هستم که میتوانم اگر باشی
میان آبیِ اقیانوس محیط را بزنم آتش
چه کرده داغ تو با قلبم که با تپیدن این کوره
رسوخ کرده به جای خون، به پارههای تنم آتش؟
چه کردهای که منِ آرام میان پیلهی ابریشم
چو اژدها شوم و یکسر بریزد از دهنم آتش؟
چه دوزخیست حیات من که روز واقعه هم حتی
بعید نیست که چون ققنوس، برآید از کفنم آتش
نه شیخم و نه ز صنعانم، جوان کافر زنجانم
که چشمِ خیرهسری انداخت میان پیرهنم آتش
زهی زبان پر از قندی، که سوخت جان مرا چندی
نداد آب حیات اما، نهاد در سخنم آتش
#غلامرضا_طریقی
🖋 @ehsanmohammadi95
به بر و بحر نخواهی دید کسی چنین که منم آتش
دو سوم بدنم آب است، تو سوم بدنم آتش
نهنگ شعلهوری هستم که میتوانم اگر باشی
میان آبیِ اقیانوس محیط را بزنم آتش
چه کرده داغ تو با قلبم که با تپیدن این کوره
رسوخ کرده به جای خون، به پارههای تنم آتش؟
چه کردهای که منِ آرام میان پیلهی ابریشم
چو اژدها شوم و یکسر بریزد از دهنم آتش؟
چه دوزخیست حیات من که روز واقعه هم حتی
بعید نیست که چون ققنوس، برآید از کفنم آتش
نه شیخم و نه ز صنعانم، جوان کافر زنجانم
که چشمِ خیرهسری انداخت میان پیرهنم آتش
زهی زبان پر از قندی، که سوخت جان مرا چندی
نداد آب حیات اما، نهاد در سخنم آتش
#غلامرضا_طریقی
🖋 @ehsanmohammadi95
🏠 داستان این کلبه
✍ عباس رائیجی
🏠 برای پسرشان زن گرفتند. خانه نداشت. با مشورت بزرگان، جوانها و زورمندان فامیل همه در یک روز جمع شدند. اول از جنگل کنار روستا یک درخت کهنسال که بر زمین افتاده بود را آوردند، الوار الوار بریدند.
🏠 بعد تخته سنگ و لاشه سنگ آوردند چند تا هم سنگ صاف تختهای که به آن سنگ لوح میگویند را برای پلههای کلبه آوردند و بقیهاش همت فامیل بود و تلاش تا این کلبه جمع و جور و زیبا برپا شود.
🏠 دور تا دور تنها اتاقش را بالکنی ساختند که اینجا تخت سر و به فارسی غلام گردش میگویند.
در آخرین مرحله کار خانمهای باتجربه فامیل از چند کیلومتری آبادی گلهای مخصوص رنگآمیزی آوردند و با ساخت دوغاب رنگی بیرون و درونش را رنگ آمیزی سنتی و دکوراسیونش را برای آغاز زندگی زوج خوشبخت آماده کردند. تمام
#یانه_سر
#هزار_جریب
#مازندران
🖋 @ehsanmohammadi95
✍ عباس رائیجی
🏠 برای پسرشان زن گرفتند. خانه نداشت. با مشورت بزرگان، جوانها و زورمندان فامیل همه در یک روز جمع شدند. اول از جنگل کنار روستا یک درخت کهنسال که بر زمین افتاده بود را آوردند، الوار الوار بریدند.
🏠 بعد تخته سنگ و لاشه سنگ آوردند چند تا هم سنگ صاف تختهای که به آن سنگ لوح میگویند را برای پلههای کلبه آوردند و بقیهاش همت فامیل بود و تلاش تا این کلبه جمع و جور و زیبا برپا شود.
🏠 دور تا دور تنها اتاقش را بالکنی ساختند که اینجا تخت سر و به فارسی غلام گردش میگویند.
در آخرین مرحله کار خانمهای باتجربه فامیل از چند کیلومتری آبادی گلهای مخصوص رنگآمیزی آوردند و با ساخت دوغاب رنگی بیرون و درونش را رنگ آمیزی سنتی و دکوراسیونش را برای آغاز زندگی زوج خوشبخت آماده کردند. تمام
#یانه_سر
#هزار_جریب
#مازندران
🖋 @ehsanmohammadi95
🗞 شماره جدید منتشر شد
🗞 ما را بخوانید.
اگر در طول هفته، زمان کافی برای تحلیل اخبار و رویدادها را ندارید به تجربه ۲۵ساله امیدجوان اعتماد کنید.
🖋 @ehsanmohammadi95
🗞 ما را بخوانید.
اگر در طول هفته، زمان کافی برای تحلیل اخبار و رویدادها را ندارید به تجربه ۲۵ساله امیدجوان اعتماد کنید.
🖋 @ehsanmohammadi95
🕺درباره رقص پرماجرای آقای مدیر
✍ احسان محمدی
↙️ آقا #خیام از شاعران اهل دل و مردمی میفرماید:
ای صاحب فتوا، ز تو پرکارتریم
با این همه مستی ز تو هشیارتریم
تو خون کسان خوری و ما خون رَزان
انصاف بده؛ کدام خون خوارتریم؟
↙️ ترجمهاش به فارسی امروزی میشود: حاجی! گیر نده، درسته ما آب انگور میخوریم و شنگولیم ولی ناموساً از تو بهتریم که خون مردم رو میکنی تو شیشه!
↙️ حالا البته بعضی معتقدند منظور شاعران فارسی، شراب آسمانی است ولی به نظر خلق، عمر خیام کلاً فلسفهاش این بود: «عشق و حالتون رو بکنید که دنیا دو روزه و خیلی زود میمیریم و خاک گل کوزهگران میشیم، پس بزن تا روشن شی!»
⏹ از دیروز فیلم رقص مدیر روابطعمومی ادارهای در هرمزگان را چند نفر برایم فرستادهاند.
به عنوان کسی که سالها مسئول روابطعمومی بودهام، در این حوزه درس خواندهام و نه فقط رقص فارسی بلد نیستم بلکه رقص کُردیام در حد شلنگ تخته انداختن است اولین احساسم این بود که «بابا تو دیگه کی هستی؟ دست شیطونو بستی!».
دومین احساسم این بود که «کت و شلوار دست و پای خیلیها رو بسته وگرنه بذار شاه برگرده، اونوقت ببین همینا چه آتیشی بسوزونن!»
سومین احساسم این بود که به تعالیم ما گوش ندادی آقای مدیر روابط عمومی!
⛔️ در کارگاههای آموزش ارتباطات و رسانه برای مدیران، همیشه روی دو نکته تاکید میکنم:
1⃣ «هر وقت تلفنی حرف میزنید پیش فرضتان این باشد که طرف دارد ضبط میکند یا تلفن روی اسپیکر است و کسان دیگری هم میشنوند»
2⃣ «هیچ چت، عکس و فیلمی که ممکن است باعث دردسر خودتان یا دیگری شود را در گوشی نگه ندارید. حتی برای یک دقیقه. چون ممکن است گوشیتان خراب شود و ببرید تعمیرگاه یا کسی از شما بدزدد یا اشتباهی برای کسی بفرستید»
↙️ البته که مدیران مثل شما گوش نمیدهند ولی اکثر خرابکاریها درست از اینجا شروع میشود که «من حواسم هست»، «بعداً پاک میکنم»، «من رمز گذاشتم برای گوشیم»، «من مثل بقیه گاف نمیدم» و ... که البته اشتباه میکنید.
↙️ کسانی میگویند کاش حساسیتی که برای برخورد با رقصندگان در این کشور وجود دارد، برای برخورد با دزدی و #اختلاسها هم بود و این بنده خدا جز شاد کردن خلق مگر چه کرده؟ اصلاً به قول رضا #مارمولک حالا چه ایرادی داره «آوازی هم تلاوت بشه؟»
⏹ فارغ از این حرفها چطور یک مدیر نمیداند کارش برابر قوانین تخلف است و در حالیکه به حراست و گزینش قول داده پسر خوبی باشد این همه وسط جمع اداریِ دوربین به دست اسراف میکند!
آن هم در محیط کاری که رفیق فابریک امروز ممکن است فردا ریشه آدم را با تیشه بزند؟
🚫 چه میشود؟ دو روز دیگر اتفاق دیگری میافتد این را میشورد میبرد، این وسط فقط یک نفر به خاک سیاه نشست. خدا به بقیهمان رحم کند!
🖋 @ehsanmohammadi95
✍ احسان محمدی
↙️ آقا #خیام از شاعران اهل دل و مردمی میفرماید:
ای صاحب فتوا، ز تو پرکارتریم
با این همه مستی ز تو هشیارتریم
تو خون کسان خوری و ما خون رَزان
انصاف بده؛ کدام خون خوارتریم؟
↙️ ترجمهاش به فارسی امروزی میشود: حاجی! گیر نده، درسته ما آب انگور میخوریم و شنگولیم ولی ناموساً از تو بهتریم که خون مردم رو میکنی تو شیشه!
↙️ حالا البته بعضی معتقدند منظور شاعران فارسی، شراب آسمانی است ولی به نظر خلق، عمر خیام کلاً فلسفهاش این بود: «عشق و حالتون رو بکنید که دنیا دو روزه و خیلی زود میمیریم و خاک گل کوزهگران میشیم، پس بزن تا روشن شی!»
⏹ از دیروز فیلم رقص مدیر روابطعمومی ادارهای در هرمزگان را چند نفر برایم فرستادهاند.
به عنوان کسی که سالها مسئول روابطعمومی بودهام، در این حوزه درس خواندهام و نه فقط رقص فارسی بلد نیستم بلکه رقص کُردیام در حد شلنگ تخته انداختن است اولین احساسم این بود که «بابا تو دیگه کی هستی؟ دست شیطونو بستی!».
دومین احساسم این بود که «کت و شلوار دست و پای خیلیها رو بسته وگرنه بذار شاه برگرده، اونوقت ببین همینا چه آتیشی بسوزونن!»
سومین احساسم این بود که به تعالیم ما گوش ندادی آقای مدیر روابط عمومی!
⛔️ در کارگاههای آموزش ارتباطات و رسانه برای مدیران، همیشه روی دو نکته تاکید میکنم:
1⃣ «هر وقت تلفنی حرف میزنید پیش فرضتان این باشد که طرف دارد ضبط میکند یا تلفن روی اسپیکر است و کسان دیگری هم میشنوند»
2⃣ «هیچ چت، عکس و فیلمی که ممکن است باعث دردسر خودتان یا دیگری شود را در گوشی نگه ندارید. حتی برای یک دقیقه. چون ممکن است گوشیتان خراب شود و ببرید تعمیرگاه یا کسی از شما بدزدد یا اشتباهی برای کسی بفرستید»
↙️ البته که مدیران مثل شما گوش نمیدهند ولی اکثر خرابکاریها درست از اینجا شروع میشود که «من حواسم هست»، «بعداً پاک میکنم»، «من رمز گذاشتم برای گوشیم»، «من مثل بقیه گاف نمیدم» و ... که البته اشتباه میکنید.
↙️ کسانی میگویند کاش حساسیتی که برای برخورد با رقصندگان در این کشور وجود دارد، برای برخورد با دزدی و #اختلاسها هم بود و این بنده خدا جز شاد کردن خلق مگر چه کرده؟ اصلاً به قول رضا #مارمولک حالا چه ایرادی داره «آوازی هم تلاوت بشه؟»
⏹ فارغ از این حرفها چطور یک مدیر نمیداند کارش برابر قوانین تخلف است و در حالیکه به حراست و گزینش قول داده پسر خوبی باشد این همه وسط جمع اداریِ دوربین به دست اسراف میکند!
آن هم در محیط کاری که رفیق فابریک امروز ممکن است فردا ریشه آدم را با تیشه بزند؟
🚫 چه میشود؟ دو روز دیگر اتفاق دیگری میافتد این را میشورد میبرد، این وسط فقط یک نفر به خاک سیاه نشست. خدا به بقیهمان رحم کند!
🖋 @ehsanmohammadi95
GolPooneh -[TabTaraneh.Net]
Iraj Bastami - [TabTaraneh.Net]
#ترانه_روز
🎵 گل پونه ها/ایرج بسطامی
🎶 گلپونه ای که زلزله او را در بم از بهار موسیقی ایران چید.
🖋 @ehsanmohammadi95
🎵 گل پونه ها/ایرج بسطامی
🎶 گلپونه ای که زلزله او را در بم از بهار موسیقی ایران چید.
🖋 @ehsanmohammadi95
Forwarded from روزنوشتهای احسان محمدی
🎅🏻 لذت سرزنش کریسمسی مردم!
✍️ #احسان_محمدی
❄️ چند سالی است که دیماه در ایران نه یادآور برف و باران و ننه سرما و این قصهها که راوی حکایت #بابانوئل و عکسهای برخی ایرانیان غیرمسیحی با چراغهای رنگینٍ آویزان از درختهای کاج کریسمس است و شماتت و سرزنش مردم از سوی برخی از اهل قدرت که این کارها خود باختگی فرهنگی است و ترویج فرهنگ غرب و ...
من هم شگفت زدهام از این تب فراگیر. اینکه خانوادههایی با درآمد متوسط، فرارسیدن سال میلادی را با هزینه جشن میگیرند که بسیاری از آنها بعید است حتی ترتیب ماههایش از ژانویه تا دسامبر را بدانند. اما چرا برخی در ایران (و هر سال تعداد بیشتری) این روز را جشن میگیرند؟
😔 در کنار همه دلایلی که جامعهشناسان قاعدتاً باید آن را کشف کنند یکی از مهمترین دلایل #فقدان_شادی است.
وقتی گرانی و فقر و تبعیض و بیکاری و ... قلب مردم را فشرده میکند و آنها را در خود میشکند به صورت طبیعی دنبال #بهانههای شادی میگردند. چرا باید آنها را سرزنش کنیم؟
😞 نمیشود با همان ملودی که سینه میزنیم، کف بزنیم و گمان کنیم که بله! کار فرهنگی کردیم و مردم باید شادمان شوند و چه مرگتان است که خوشحال نمیشوید و کیف نمیکنید؟!
اصلاً مگر شادی دستوری است؟ اینکه فکر کنید تلویزیون از قول یک مقام خیلی مسئول بفرماید: «لبخند بزنید»! و مردم ریسه بروند خیالپردازانه نیست؟
اینجا #کره_شمالی نیست. اینجا #ایران است و این مردم حتی اگر گاهی از سر ترس یا احترام به شوخیهای بیمزه کسی خندیدهاند به این معنی نیست که در اعماق وجودشان شاد هستند!
😞 آقای #قرائتی میگفت: «ما دکترای گریه داریم اما برای خنده سیکل هم نداریم»!
اعتراف صادقانهای است. آنقدر که در این سالها مردم را به #گریه کردن بر گناهان کرده و نکرده تشویق کردهاید برای #خندیدن واقعی آنها کاری کردهاید؟
یادتان میآید سالها بلند خندیدن نشانه جلف بودن و سبکسری بود و گریه کردن و غمگین بودن نماد فضیلت و ملکوتی بودن!
اصلاً قبول دارید که خنده و شادی مهم است و تنها با #خندوانه و #دورهمی به دست نمیآید؟ قبول دارید که ممانعت از برگزاری یک جشن باستانی در #پاسارگاد برای بخشی از مردم شادی آفرین نیست و بغض ایجاد میکند؟
😞تا زمانی که #شادی_ملی مثل #عزای_ملی به رسمیت شناخته نشود، از آن استقبال نشود و لبخندآفرینان مثل اشکآفرینان اگر تشویق نمیشوند دستکم تنبیه نشوند، حق نداریم به مردم بگوییم که چرا در #کریسمس جشن گرفتید؟ چرا #ولنتاین به هم گل و خرس هدیه دادید؟
فرهنگ عمومی با بخشنامه و دستورالعمل و اخم و تخم درست نمیشود. زیاد هم فشار بدهید که این مردم بروند بهشت از آن ور جهنم میزنند بیرون!
ما یاد گرفته،ایم که در مقابل فشارها، خم شویم اما نمیشکنیم، خم میشویم تا تیزی و تندی توفانها بگذرد و دوباره قامت راست میکنیم.
😞این مردم شادی و امید واقعی میخواهند. برای همین از فیلمهای کمدی حتی کممایه هم استقبال میکنند. برای همین حتی بلیطهای گران کنسرتهای داخلی را میخرند.
گمان نکنید همه آنها که میروند کنسرت، مرفههای بیدرد و پورشهسواران هستند. اتفاقاً این بخش برای دیدن کنسرت «آن جای دیگر» میروند و «اصل جنس » را گوش میدهند نه بعضی «بدل» های داخلی را!
😞 ما را به خاطر بابانوئل با آن ریش پت و پهن و یک درخت کاج و چهار ریسه که معنایش را هم نمیدانیم این همه شماتت نکنید. سرزنش نکنید. به جای این همه طلبکار بودن بفرمایید برای شادی عمومی چکار کردهاید؟
شما حتی به اندازه کافی برای مرگ احتمالی ما در #زلزله ها #کفن ندارید، حتی هوا نداریم که نفس بکشیم، چطور به خودتان حق میدهید این همه شادیهایی که مردم در کنج دنج خانههایشان با هزینه شخصی خلق می کنند را سرزنش کنید؟
😞شماتت مردم آسان است. ما سالهاست سرزنش میشویم که زلزله و خشکسالی و سیل و رعد و برق محصول گناهان ماست. حتی باورمان هم شده!
میتوانید رشتهی این #چنگ را پاره کنید، میتوانید کاسهی آن #تار را بشکنید، میتوانید فرمان بدهید: هان ای #طبل گران زین پس خاموش بمان. به #چکاوک اما نمیتوانید بگویید نخوان!... چکاوک یکدفعه میپرد روی درخت کاج و کریسمس را جشن میگیرد!
🖋 @ehsanmohammadi95
✍️ #احسان_محمدی
❄️ چند سالی است که دیماه در ایران نه یادآور برف و باران و ننه سرما و این قصهها که راوی حکایت #بابانوئل و عکسهای برخی ایرانیان غیرمسیحی با چراغهای رنگینٍ آویزان از درختهای کاج کریسمس است و شماتت و سرزنش مردم از سوی برخی از اهل قدرت که این کارها خود باختگی فرهنگی است و ترویج فرهنگ غرب و ...
من هم شگفت زدهام از این تب فراگیر. اینکه خانوادههایی با درآمد متوسط، فرارسیدن سال میلادی را با هزینه جشن میگیرند که بسیاری از آنها بعید است حتی ترتیب ماههایش از ژانویه تا دسامبر را بدانند. اما چرا برخی در ایران (و هر سال تعداد بیشتری) این روز را جشن میگیرند؟
😔 در کنار همه دلایلی که جامعهشناسان قاعدتاً باید آن را کشف کنند یکی از مهمترین دلایل #فقدان_شادی است.
وقتی گرانی و فقر و تبعیض و بیکاری و ... قلب مردم را فشرده میکند و آنها را در خود میشکند به صورت طبیعی دنبال #بهانههای شادی میگردند. چرا باید آنها را سرزنش کنیم؟
😞 نمیشود با همان ملودی که سینه میزنیم، کف بزنیم و گمان کنیم که بله! کار فرهنگی کردیم و مردم باید شادمان شوند و چه مرگتان است که خوشحال نمیشوید و کیف نمیکنید؟!
اصلاً مگر شادی دستوری است؟ اینکه فکر کنید تلویزیون از قول یک مقام خیلی مسئول بفرماید: «لبخند بزنید»! و مردم ریسه بروند خیالپردازانه نیست؟
اینجا #کره_شمالی نیست. اینجا #ایران است و این مردم حتی اگر گاهی از سر ترس یا احترام به شوخیهای بیمزه کسی خندیدهاند به این معنی نیست که در اعماق وجودشان شاد هستند!
😞 آقای #قرائتی میگفت: «ما دکترای گریه داریم اما برای خنده سیکل هم نداریم»!
اعتراف صادقانهای است. آنقدر که در این سالها مردم را به #گریه کردن بر گناهان کرده و نکرده تشویق کردهاید برای #خندیدن واقعی آنها کاری کردهاید؟
یادتان میآید سالها بلند خندیدن نشانه جلف بودن و سبکسری بود و گریه کردن و غمگین بودن نماد فضیلت و ملکوتی بودن!
اصلاً قبول دارید که خنده و شادی مهم است و تنها با #خندوانه و #دورهمی به دست نمیآید؟ قبول دارید که ممانعت از برگزاری یک جشن باستانی در #پاسارگاد برای بخشی از مردم شادی آفرین نیست و بغض ایجاد میکند؟
😞تا زمانی که #شادی_ملی مثل #عزای_ملی به رسمیت شناخته نشود، از آن استقبال نشود و لبخندآفرینان مثل اشکآفرینان اگر تشویق نمیشوند دستکم تنبیه نشوند، حق نداریم به مردم بگوییم که چرا در #کریسمس جشن گرفتید؟ چرا #ولنتاین به هم گل و خرس هدیه دادید؟
فرهنگ عمومی با بخشنامه و دستورالعمل و اخم و تخم درست نمیشود. زیاد هم فشار بدهید که این مردم بروند بهشت از آن ور جهنم میزنند بیرون!
ما یاد گرفته،ایم که در مقابل فشارها، خم شویم اما نمیشکنیم، خم میشویم تا تیزی و تندی توفانها بگذرد و دوباره قامت راست میکنیم.
😞این مردم شادی و امید واقعی میخواهند. برای همین از فیلمهای کمدی حتی کممایه هم استقبال میکنند. برای همین حتی بلیطهای گران کنسرتهای داخلی را میخرند.
گمان نکنید همه آنها که میروند کنسرت، مرفههای بیدرد و پورشهسواران هستند. اتفاقاً این بخش برای دیدن کنسرت «آن جای دیگر» میروند و «اصل جنس » را گوش میدهند نه بعضی «بدل» های داخلی را!
😞 ما را به خاطر بابانوئل با آن ریش پت و پهن و یک درخت کاج و چهار ریسه که معنایش را هم نمیدانیم این همه شماتت نکنید. سرزنش نکنید. به جای این همه طلبکار بودن بفرمایید برای شادی عمومی چکار کردهاید؟
شما حتی به اندازه کافی برای مرگ احتمالی ما در #زلزله ها #کفن ندارید، حتی هوا نداریم که نفس بکشیم، چطور به خودتان حق میدهید این همه شادیهایی که مردم در کنج دنج خانههایشان با هزینه شخصی خلق می کنند را سرزنش کنید؟
😞شماتت مردم آسان است. ما سالهاست سرزنش میشویم که زلزله و خشکسالی و سیل و رعد و برق محصول گناهان ماست. حتی باورمان هم شده!
میتوانید رشتهی این #چنگ را پاره کنید، میتوانید کاسهی آن #تار را بشکنید، میتوانید فرمان بدهید: هان ای #طبل گران زین پس خاموش بمان. به #چکاوک اما نمیتوانید بگویید نخوان!... چکاوک یکدفعه میپرد روی درخت کاج و کریسمس را جشن میگیرد!
🖋 @ehsanmohammadi95
Forwarded from روزنوشتهای احسان محمدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موبد:
_ باید به سراسر ایران زمین پندنامه بفرستیم!
زن آسیابان:
_ پندنامه بفرست ای موبد، اما اندکی نان نیز بر آن بیفزای. ما مردمان از پند سیر آمدهایم و بر نان گرسنهایم!
🎬 مرگ یزدگرد (۱۳۵۸)، بهرام بیضایی
🖋 @ehsanmohammadi95
_ باید به سراسر ایران زمین پندنامه بفرستیم!
زن آسیابان:
_ پندنامه بفرست ای موبد، اما اندکی نان نیز بر آن بیفزای. ما مردمان از پند سیر آمدهایم و بر نان گرسنهایم!
🎬 مرگ یزدگرد (۱۳۵۸)، بهرام بیضایی
🖋 @ehsanmohammadi95
روزنوشتهای احسان محمدی
👩🦰 آینده، زن است ✍ احسان محمدی 🚫 این نوشتار در مورد «دخترا شیرن مثل شمشیرن، پسرا موشن، مثل خرگوشن» یا برعکس نیست، اگر هنوز گرفتار این دو قطبیها هستید، مشت محکمتان را بکوبید و بروید اما باز هم تغییری در این حقیقت ایجاد نمیکند که «آینده، زن است»! ◀ کشورداری…
💉 فارغ از خودتحقیریهای نهادینه شده و البته نقدهای تخصصی در مورد کیفیت واکسن ایرانی #کرونا، شجاعت و جسارت طیبه مخبر ستودنی است.
انتخاب یک دختر در جامعهای که قرنهاست به زنستیزی شهره است، هم هوشمندانه بود و هم نشانگر اینکه آنها کلیشهها را شکستهاند و جامعه ایرانی را زنان و دختران دانشآموخته و پیشرو بیش از این تغییر خواهند داد.
🖋 @ehsanmohammadi95
انتخاب یک دختر در جامعهای که قرنهاست به زنستیزی شهره است، هم هوشمندانه بود و هم نشانگر اینکه آنها کلیشهها را شکستهاند و جامعه ایرانی را زنان و دختران دانشآموخته و پیشرو بیش از این تغییر خواهند داد.
🖋 @ehsanmohammadi95
⛔️ تعطیلی مغز با واکسن ایرانی!
✍ احسان محمدی
دهها نفر پیام دادهاند:
↙️ مگر میشود از روی لباس واکسن زد؟
↙️ واکسن تقویتیه چرا باور کردید؟
↙️ این یه شو تازه است مثل #مستعان!
↙️ واکسن آمریکاییه و الکی به اسم ایرانی تزریق کردن و...
💉 من در مورد کیفیت واکسن سواد و اطلاعاتی ندارم اما اعتماد بخش بزرگی از مردم چنان غارت شده که حتی به اتفاقی که جلوی چشمشان میافتد هم دیگر باور ندارند.
💉 خانم طیبه مخبر ساق دست پوشیده. نوعی پوشش زنانه. به عنوان یک زن مسلمان هنگام واکسن زدن هم از بالا کمی آن را پایین آورده تا دهها عکاس، خبرنگار، فیلمبردار و پزشک مرد حاضر در صحنه بدن او را نبینند. به همین سادگی!
⛔️ حتی اگر با کلیت نظام دشمنی داریم با #عقل ستیزه نکنیم. اثبات اینکه محتویات واکسن، آب انار بوده یا یک محصول وطنی علیه #کرونا تخصص من نیست.
اما چطور وقتی زن اروپایی داوطلب اقدامی شجاعانه میشود برایش سوت و کف میزنیم ولی نوبت دختر ایرانی که میرسد این همه برای خودتحقیری با هم مسابقه میدهیم؟
✅ مقامات محترم!
این بیاعتمادی که حتی مغز را تعطیل میکند از کرونا خطرناکتر است.
🖋 @ehsanmohammadi95
✍ احسان محمدی
دهها نفر پیام دادهاند:
↙️ مگر میشود از روی لباس واکسن زد؟
↙️ واکسن تقویتیه چرا باور کردید؟
↙️ این یه شو تازه است مثل #مستعان!
↙️ واکسن آمریکاییه و الکی به اسم ایرانی تزریق کردن و...
💉 من در مورد کیفیت واکسن سواد و اطلاعاتی ندارم اما اعتماد بخش بزرگی از مردم چنان غارت شده که حتی به اتفاقی که جلوی چشمشان میافتد هم دیگر باور ندارند.
💉 خانم طیبه مخبر ساق دست پوشیده. نوعی پوشش زنانه. به عنوان یک زن مسلمان هنگام واکسن زدن هم از بالا کمی آن را پایین آورده تا دهها عکاس، خبرنگار، فیلمبردار و پزشک مرد حاضر در صحنه بدن او را نبینند. به همین سادگی!
⛔️ حتی اگر با کلیت نظام دشمنی داریم با #عقل ستیزه نکنیم. اثبات اینکه محتویات واکسن، آب انار بوده یا یک محصول وطنی علیه #کرونا تخصص من نیست.
اما چطور وقتی زن اروپایی داوطلب اقدامی شجاعانه میشود برایش سوت و کف میزنیم ولی نوبت دختر ایرانی که میرسد این همه برای خودتحقیری با هم مسابقه میدهیم؟
✅ مقامات محترم!
این بیاعتمادی که حتی مغز را تعطیل میکند از کرونا خطرناکتر است.
🖋 @ehsanmohammadi95
Forwarded from روزنوشتهای احسان محمدی
🔺 نیما شعر "تو را من چشم در راهم" را برای چه کسی سرود؟
✍ احسان محمدی
📖 این کنجکاوی همیشه وجود دارد که شاعران، عاشقانه ترین شعرهایشان را برای چه کسی سروده اند؟
📖 مخاطب شعر #کوچه چه کسی بوده و آیا #فریدون_مشیری در حسرت کسی از کوچه ای گذشته که سرود: بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم ...
📖 شعر مشهور "تو را من چشم در راهم" نیما هم یکی از عاشقانه های ادبیات فارسی به شمار می رود اما نیما یوشیج این شعر را نه برای معشوقه که برای برادرش #لادبُن سروده است.
📖 لادبُن عضو گروه های سیاسی مخالف رضاخان بوده که بعد از تعقیب و گریز به شوروی فرار کرد.
📖 #شراگیم فرزند نیما می گوید: شبی لادبُن میاد اونجا با لباس بدل (لباس چوپانی) و چند روزی را اونجا اقامت داشته و از اون بعد یک شبی را دو برادر بعد از شام میروند کنار رودخانه و لادبُن برادرش را در آغوش میکشه و ناپدید میشه در سیاهی شب. از اون سال دیگه خبری از لادبُن نیست.
📖 #نیما_یوشیج این شعر را در فراق برادر سرود:
تو را من چشم در راهم شباهنگام
که می گیرند در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی
...
🖋 @ehsanmohammadi95
✍ احسان محمدی
📖 این کنجکاوی همیشه وجود دارد که شاعران، عاشقانه ترین شعرهایشان را برای چه کسی سروده اند؟
📖 مخاطب شعر #کوچه چه کسی بوده و آیا #فریدون_مشیری در حسرت کسی از کوچه ای گذشته که سرود: بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم ...
📖 شعر مشهور "تو را من چشم در راهم" نیما هم یکی از عاشقانه های ادبیات فارسی به شمار می رود اما نیما یوشیج این شعر را نه برای معشوقه که برای برادرش #لادبُن سروده است.
📖 لادبُن عضو گروه های سیاسی مخالف رضاخان بوده که بعد از تعقیب و گریز به شوروی فرار کرد.
📖 #شراگیم فرزند نیما می گوید: شبی لادبُن میاد اونجا با لباس بدل (لباس چوپانی) و چند روزی را اونجا اقامت داشته و از اون بعد یک شبی را دو برادر بعد از شام میروند کنار رودخانه و لادبُن برادرش را در آغوش میکشه و ناپدید میشه در سیاهی شب. از اون سال دیگه خبری از لادبُن نیست.
📖 #نیما_یوشیج این شعر را در فراق برادر سرود:
تو را من چشم در راهم شباهنگام
که می گیرند در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی
...
🖋 @ehsanmohammadi95
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❄️ كُل شَيْء يَتَجَمَّد فِيْ الشِّتَاء ..
إلَّا العُطْر ﻭَ ﺍﻟﺤَﻨِﻴْﻦ ﻭَ ﺍﻟﺬِّﻛْﺮَﻳﺎﺕ
ﻭَ ﺑَﻌْﺾ ﺍﻷﻣْﻨِﻴَﺎﺕ!
❄️ همه چیز در زمستان یخ میبندد ...
جز عطر، اشتیاق، خاطرات و
بعضی آرزوها!
🖋 @ehsanmohammadi95
إلَّا العُطْر ﻭَ ﺍﻟﺤَﻨِﻴْﻦ ﻭَ ﺍﻟﺬِّﻛْﺮَﻳﺎﺕ
ﻭَ ﺑَﻌْﺾ ﺍﻷﻣْﻨِﻴَﺎﺕ!
❄️ همه چیز در زمستان یخ میبندد ...
جز عطر، اشتیاق، خاطرات و
بعضی آرزوها!
🖋 @ehsanmohammadi95
zolmabad
📘 داستان ظلمآباد/ نوشته علیاشرف درویشیان
🌊 سیل در کرمانشاه و دروغهای رادیو ... ۱۳۵۳
🖋 @ehsanmohammadi95
🌊 سیل در کرمانشاه و دروغهای رادیو ... ۱۳۵۳
🖋 @ehsanmohammadi95
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
↙️ رنج زیستن با آرزو، بدون آرزو...
✍ احسان محمدی
⏹ ما یک جیره صبحگاهی داریم، شبیه لقمه پنیری که با چای شیرین میخورند اما تویش سنگ گذاشتهاند! هر روز صبح باید عکسی، ویدئوی مثل خنجر فرو برود توی قلبمان تا روزمان را بسازد!
⏹ خبر آمد این پسر خودکشی کرده. پنجسال بعد از حضور در برنامه #ماه_عسل. نمیدانم حرفی که زد هماهنگ شده بود یا واقعاً به عقل سیزدهسالهاش رسید، نمیدانم از بیآرزویی خودکشی کرده یا فوتش دلیل دیگری داشته.
در عصری که دروغ خون زمانه است و لایک و کلیک هدف، هیچ مطمئن نیستم که فردا #ترامپ نگوید این پسر را ما از زایشگاهی در #پاناما دزدیدیم بعد آوردیم ایران تا زبالهگرد شود، بعد از #مونیکا_بلوچی خواستیم به #احسان_علیخانی پیامک بدهد و بگوید او را بیاورید تلویزیون تا مردم از رژیم متنفر شوند!
متن کامل را اینجا بخوانید👇
https://www.instagram.com/p/CJqJqW-LjDy/?igshid=1nww3ln78j4d8
🖋 @ehsanmohammadi95
✍ احسان محمدی
⏹ ما یک جیره صبحگاهی داریم، شبیه لقمه پنیری که با چای شیرین میخورند اما تویش سنگ گذاشتهاند! هر روز صبح باید عکسی، ویدئوی مثل خنجر فرو برود توی قلبمان تا روزمان را بسازد!
⏹ خبر آمد این پسر خودکشی کرده. پنجسال بعد از حضور در برنامه #ماه_عسل. نمیدانم حرفی که زد هماهنگ شده بود یا واقعاً به عقل سیزدهسالهاش رسید، نمیدانم از بیآرزویی خودکشی کرده یا فوتش دلیل دیگری داشته.
در عصری که دروغ خون زمانه است و لایک و کلیک هدف، هیچ مطمئن نیستم که فردا #ترامپ نگوید این پسر را ما از زایشگاهی در #پاناما دزدیدیم بعد آوردیم ایران تا زبالهگرد شود، بعد از #مونیکا_بلوچی خواستیم به #احسان_علیخانی پیامک بدهد و بگوید او را بیاورید تلویزیون تا مردم از رژیم متنفر شوند!
متن کامل را اینجا بخوانید👇
https://www.instagram.com/p/CJqJqW-LjDy/?igshid=1nww3ln78j4d8
🖋 @ehsanmohammadi95
◾️مادر شهید علی احمدی اهل روستای بنهگز تنگستان، هر روز قاب عکس خیابانی پسرش را گردگیری میکند.
و مادر حسنک زنی بود سخت جگرآور...
📸 عالینژاد
↙️ منبع: توئیتر خضر خلیلی
🖋 @ehsanmohammadi95
و مادر حسنک زنی بود سخت جگرآور...
📸 عالینژاد
↙️ منبع: توئیتر خضر خلیلی
🖋 @ehsanmohammadi95
Forwarded from روزنوشتهای احسان محمدی
🏅«تختی» بلند شو، ایرانی بی قراره!
✍ احسان محمدی
تختی شاید داءالصدف گرفته بود. این بیماری عجیب ایرانی که انگار درمان ندارد و نسل به ...👇
http://www.asriran.com/fa/news/584324
🖋 @ehsanmohammadi95
✍ احسان محمدی
تختی شاید داءالصدف گرفته بود. این بیماری عجیب ایرانی که انگار درمان ندارد و نسل به ...👇
http://www.asriran.com/fa/news/584324
🖋 @ehsanmohammadi95
روزنوشتهای احسان محمدی
↙️ رنج زیستن با آرزو، بدون آرزو... ✍ احسان محمدی ⏹ ما یک جیره صبحگاهی داریم، شبیه لقمه پنیری که با چای شیرین میخورند اما تویش سنگ گذاشتهاند! هر روز صبح باید عکسی، ویدئوی مثل خنجر فرو برود توی قلبمان تا روزمان را بسازد! ⏹ خبر آمد این پسر خودکشی کرده.…
📺 احسان علیخانی و مرگ کودک کار
✍ احسان مجمدی
⏹ از دیروز کسانی که از مرگ #رضا کودک کار و رنج خفهکننده اتفاقات تلخ هر روزه قلبشان توی سینه ترکیده به #احسان_علیخانی حمله کردهاند که تقصیر توست!
من نه کارمند تلویزیونم نه وکیل مدافع علیخانی اما این اتفاقات نشان میدهد خشم و #نفرت چنان وجود بخش بزرگی از جامعه را پر کرده که گاه شبیه کسانی حرف میزنیم و عمل میکنیم که از آنها متنفریم.
به قول #عباس_معروفی ما نسلی هستیم که چون دستمان به مقصر اصلی نمیرسد از همدیگر انتقام میگیریم.
⏹ ما مختاریم از علیخانی خوشمان بیاید یا نیاید اما حق نداریم انصاف را زیر پا بگذاریم.
او نه مصلح اجتماعی است و نه مثل سارقان رای، به مردم قول داده مشکلاتشان را حل کند.
قطعاً کارنامهاش قابل نقد است اما چه در #ماه_عسل و چه #عصر_جدید مردم به او اعتماد کردهاند و میلیاردها تومان جمع کرده و دست نیازمندان رسانده. چیزی که وظیفه حرفهایش به عنوان مجری نیست.
🚫 تکرار میکنم: شما میتوانید از او خوشتان نیاید، اعتماد نکنید و پولی دستش ندهید اما نادیده گرفتن واقعیت به خاطر بیاطلاعی یا حتی خشم از مقصران اصلی توجیه فحاشی نیست.
⏹ بر اساس گزارش جمعیت امام علی، #رضا هم مورد حمایت قرار گرفته، هم از نظر مالی وضع معقولی داشته، هم در چند تئاتر بازیگری و نویسندگی کرده و هم مشاور داشته است، اما پیشتر هم دو بار اقدام به خودکشی کرده بود.
⏹ این گزارش جمهوری اسلامی نیست، نهادی که صدها کودک مثل رضا را حمایت کرده و اتفاقاً مدیرعاملش هم بازداشت شد، این حرفها را زده.
دیروز هم نوشتم «من نمیدانم چه اتفاقی افتاده اما فرقی نمیکند چون بیآیندگی و ناامیدی مثل ویروس بخش بزرگی از جامعه را آلوده کرده».
⏹ تقلیل ماجرا به یک برنامه تلویزیونی و سلاخی احسان علیخانی خطاست. همان راهی است که سالها رفتهایم. چیزی مثل اعدام سلاطین دلار و قیر و سکه و...
هزاران کودک کار در شرایط رضا زندگی میکنند که نیازمند توجهی اساسی هستند و این وظیفه دولت است که کاری فراتر از صدقه دادن و اشک و آه ریختن انجام دهد.
⏹ #ارسطو میگفت: «من استادم #افلاطون را دوست دارم، اما حقیقت را از او بیشتر دوست دارم».
میدانم این حرفها به کام بعضیهایتان خوش نمیآید اما اجازه بدهید حقیقت را بیشتر از خوشایند شما دوست داشته باشم.
🖋 @ehsanmohammadi95
✍ احسان مجمدی
⏹ از دیروز کسانی که از مرگ #رضا کودک کار و رنج خفهکننده اتفاقات تلخ هر روزه قلبشان توی سینه ترکیده به #احسان_علیخانی حمله کردهاند که تقصیر توست!
من نه کارمند تلویزیونم نه وکیل مدافع علیخانی اما این اتفاقات نشان میدهد خشم و #نفرت چنان وجود بخش بزرگی از جامعه را پر کرده که گاه شبیه کسانی حرف میزنیم و عمل میکنیم که از آنها متنفریم.
به قول #عباس_معروفی ما نسلی هستیم که چون دستمان به مقصر اصلی نمیرسد از همدیگر انتقام میگیریم.
⏹ ما مختاریم از علیخانی خوشمان بیاید یا نیاید اما حق نداریم انصاف را زیر پا بگذاریم.
او نه مصلح اجتماعی است و نه مثل سارقان رای، به مردم قول داده مشکلاتشان را حل کند.
قطعاً کارنامهاش قابل نقد است اما چه در #ماه_عسل و چه #عصر_جدید مردم به او اعتماد کردهاند و میلیاردها تومان جمع کرده و دست نیازمندان رسانده. چیزی که وظیفه حرفهایش به عنوان مجری نیست.
🚫 تکرار میکنم: شما میتوانید از او خوشتان نیاید، اعتماد نکنید و پولی دستش ندهید اما نادیده گرفتن واقعیت به خاطر بیاطلاعی یا حتی خشم از مقصران اصلی توجیه فحاشی نیست.
⏹ بر اساس گزارش جمعیت امام علی، #رضا هم مورد حمایت قرار گرفته، هم از نظر مالی وضع معقولی داشته، هم در چند تئاتر بازیگری و نویسندگی کرده و هم مشاور داشته است، اما پیشتر هم دو بار اقدام به خودکشی کرده بود.
⏹ این گزارش جمهوری اسلامی نیست، نهادی که صدها کودک مثل رضا را حمایت کرده و اتفاقاً مدیرعاملش هم بازداشت شد، این حرفها را زده.
دیروز هم نوشتم «من نمیدانم چه اتفاقی افتاده اما فرقی نمیکند چون بیآیندگی و ناامیدی مثل ویروس بخش بزرگی از جامعه را آلوده کرده».
⏹ تقلیل ماجرا به یک برنامه تلویزیونی و سلاخی احسان علیخانی خطاست. همان راهی است که سالها رفتهایم. چیزی مثل اعدام سلاطین دلار و قیر و سکه و...
هزاران کودک کار در شرایط رضا زندگی میکنند که نیازمند توجهی اساسی هستند و این وظیفه دولت است که کاری فراتر از صدقه دادن و اشک و آه ریختن انجام دهد.
⏹ #ارسطو میگفت: «من استادم #افلاطون را دوست دارم، اما حقیقت را از او بیشتر دوست دارم».
میدانم این حرفها به کام بعضیهایتان خوش نمیآید اما اجازه بدهید حقیقت را بیشتر از خوشایند شما دوست داشته باشم.
🖋 @ehsanmohammadi95
Audio
🎙 پهلوان کسی است که در روزهای دشوار، وقتی زمستان است، وقتی همراه مردم بودن هزینه مادی و معنوی دارد، کنار مردم بایستد.
🎙هر قهرمان و مدال آوری که ما او را در بوق و کرنا میکنیم پهلوان نیست، مرد مردم هم نمیشود...
📻 گفتگو با رادیو ورزش/ برنامه جامعه و ورزش
#احسان_محمدی
#حافظ_کاظم_زاده
🖋 @ehsanmohammadi95
🎙هر قهرمان و مدال آوری که ما او را در بوق و کرنا میکنیم پهلوان نیست، مرد مردم هم نمیشود...
📻 گفتگو با رادیو ورزش/ برنامه جامعه و ورزش
#احسان_محمدی
#حافظ_کاظم_زاده
🖋 @ehsanmohammadi95
🎵 شمسلنگرودی در شعری میسراید:
من این راه دراز را آمدم که تو را ببینم
زمین شخمزده را دیدهام
پاره خشت و ماه بریده را دیدهام
شگفت کودکان و پایمال علفها را دیدهام
سایبانی خاک و شعلهی آه را دیدهام
باد را دیدهام
اما تو را ندیدم!
🗞 حالا در این ۲۵ سال هم شعار سردار سازندگی برای #هاشمی_رفسنجانی را دیدم، هم خواص بیبصیرت را، هم #دوم_خرداد را تجربه کردم، هم رویای ناکام گفتوگوی تمدنها، هم ترور #حجاریان را نوشتم هم با #اروجعلی_ببرزاده در کوی دانشگاه آشنا شدم.
🗞 هم توقیف فلهای مطبوعات را از سر گذراندم هم معجزه هزاره سوم #محمود_احمدینژاد را. هم سقوط #برجهای_دوقلو و #کهریزک را نظاره کردم هم اعدام #صدام را، هم پایان #قذافی را دیدم هم محاکمه #حسنی_مبارک را...
🗞 در این ربع قرن هم انتخابات ۸۸ را دیدم، هم خس و خاشاک را شنیدم. هم رئیس مجلس شدن #کروبی را هم حصر او و نخستوزیر امام را، هم #تکرار_میکنم شنیدم، هم #مرغ_سحر را به خاک سپردیم.
🗞 ۲۵ سال عمر درازی است برای دیدن، برای نوشتن، برای حسرت خوردن، برای گله کردن... همه را دیدم
اما تو را ای شادی پایدار، ای امید ماندگار ندیدم!
🖋 @ehsanmohammadi95
من این راه دراز را آمدم که تو را ببینم
زمین شخمزده را دیدهام
پاره خشت و ماه بریده را دیدهام
شگفت کودکان و پایمال علفها را دیدهام
سایبانی خاک و شعلهی آه را دیدهام
باد را دیدهام
اما تو را ندیدم!
🗞 حالا در این ۲۵ سال هم شعار سردار سازندگی برای #هاشمی_رفسنجانی را دیدم، هم خواص بیبصیرت را، هم #دوم_خرداد را تجربه کردم، هم رویای ناکام گفتوگوی تمدنها، هم ترور #حجاریان را نوشتم هم با #اروجعلی_ببرزاده در کوی دانشگاه آشنا شدم.
🗞 هم توقیف فلهای مطبوعات را از سر گذراندم هم معجزه هزاره سوم #محمود_احمدینژاد را. هم سقوط #برجهای_دوقلو و #کهریزک را نظاره کردم هم اعدام #صدام را، هم پایان #قذافی را دیدم هم محاکمه #حسنی_مبارک را...
🗞 در این ربع قرن هم انتخابات ۸۸ را دیدم، هم خس و خاشاک را شنیدم. هم رئیس مجلس شدن #کروبی را هم حصر او و نخستوزیر امام را، هم #تکرار_میکنم شنیدم، هم #مرغ_سحر را به خاک سپردیم.
🗞 ۲۵ سال عمر درازی است برای دیدن، برای نوشتن، برای حسرت خوردن، برای گله کردن... همه را دیدم
اما تو را ای شادی پایدار، ای امید ماندگار ندیدم!
🖋 @ehsanmohammadi95
Forwarded from روزنوشتهای احسان محمدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚽️ چند ساعت مانده به بازی استقلال_پرسپولیس این انیمیشن را ببینید و لذت ببرید.
⌛️ چطور زمان این همه پرواز کرد و خاطره ساخت؟!
🖋 @ehsanmohammadi95
⌛️ چطور زمان این همه پرواز کرد و خاطره ساخت؟!
🖋 @ehsanmohammadi95