Telegram Web
.
گزارش دیداری نشست
گفت‌وگو درباره‌ی کتابِ

یک سند سیاسی از دوران فاطمی متقدم: بررسی خاستگاه‌های عهدنامۀ مالک‌اشتر
نوشتهٔ وداد قاضی و اسماعیل پوناوالا


با حضورِ

حنیف افخمی‌ستوده
مترجم کتاب

حسین خندق‌آبادی
عضو هیأت‌علمی بنیاد دائرةالمعارف اسلامی، سرویراستار ترجمه

محمدکاظم رحمتی
عضو هیأت‌علمی بنیاد دائرةالمعارف اسلامی

مجید منتظرمهدی
پژوهشگر مؤسسهٔ مطالعات اسماعیلی

یکشنبه ۲۳ دی ۱۴۰۳

به میزبانی مدرسه مطالعات دین باشگاه اندیشه و نشر کرگدن

#مطالعات_دین #نشر_کرگدن #مالک_اشتر #فاطمیان #وداد_قاضی #اسماعیل_پوناوالا #باشگاه_اندیشه

@kargadanpub
@diinschool
@bashgahandishe
باشگاه اندیشه. مطالعات دین. یک سند سیاسی از دوران فاطمی متقدم. رحمتی.…
باشگاه اندیشه. مطالعات دین. یک سند سیاسی از دوران فاطمی متقدم. رحمتی.…
.
پوشه‌ی شنیداری نشست
گفت‌وگو درباره‌ی کتابِ

یک سند سیاسی از دوران فاطمی متقدم: بررسی خاستگاه‌های عهدنامۀ مالک‌اشتر
نوشتهٔ وداد قاضی و اسماعیل پوناوالا


با حضورِ

حنیف افخمی‌ستوده
مترجم کتاب

حسین خندق‌آبادی
عضو هیأت‌علمی بنیاد دائرةالمعارف اسلامی، سرویراستار ترجمه

محمدکاظم رحمتی
عضو هیأت‌علمی بنیاد دائرةالمعارف اسلامی

مجید منتظرمهدی
پژوهشگر مؤسسهٔ مطالعات اسماعیلی

یکشنبه ۲۳ دی ۱۴۰۳

به میزبانی مدرسه مطالعات دین باشگاه اندیشه و نشر کرگدن

#مطالعات_دین #نشر_کرگدن #مالک_اشتر #فاطمیان #وداد_قاضی #اسماعیل_پوناوالا #باشگاه_اندیشه

@kargadanpub
@diinschool
@bashgahandishe
ما أرى شيئا ضَرَّ بِقُلوبِ الرِّجالِ من خَفْقِ النِّعالِ وَراءَ
محمدحسین قدوسی
🔹️الإمامُ عليٌّ عليه السلام : ما أرى شيئا أضَرَّ بِقُلوبِ الرِّجالِ من خَفْقِ النِّعالِ وَراءَ ظُهُورِهِم

🔹️امام على عليه السلام : براى دل‌هاى مردان چيزى زيان‌بارتر از شنیده شدن صداى كفش‌ها در پشت سر آنان، نمى‌بينم.

🔹️ولادت نورانی مولی علی علیه‌السلام بر همگان مبارک🕊

#در_مكتب_علامه_طباطبايى
#محمد_حسین_قدوسی
#کلام_امیر
@Allaamehwisdom
▫️
🗞 ادای دین به طنز و طنزنویسی
(در ستایش طنزنویسی ابراهیم نبوی)
. . . . . . . . .‌‏
✍🏻 هوشنگ گلشیری

🔻در عرصهء طنز در ادب معاصر، ما با نمونهء درخشان «چرند و پرند» دهخدا روبرو هستیم که هنوز نمونهء اعلای طنز است. پزشک‌زاد در آسمون و ریسمون به یادماندنی است. در این سال‌ها جناب صابری چراغ طنز را روشن کرد و با نثری پخته و زبانی فشرده و خلق یکی دو شخصیت به همان راه دهخدا رفت. با این همه، محدودء مختار او بال پروازش را گرفته و این روزها آن نگفتن و مثلاً نمی‌توانم بگویم و نگو تا نشنوند، دیگر بردی ندارد. بالاخره آنجا که گل‌آقا در جریان انتخابات جا ماند، مردم درخشان‌ترین طنز گل‌آقایی را نوشتند (همان فارسی را پاس بداریم، بنویسید: خاتمی، می‌خوانیم: ناطق نوری) و شایع کردند که گل‌آقا نوشته. عمران صلاحی نیز گرچه هنوز شکلی مشخص به خود نگرفته، اما کم نبوده است که همسایه‌ها صدای قهقاه ما را شنیده‌اند، اما اشک در چشم‌مان را ندیده‌اند.

در خارج از این بوم، هادی خرسندی همچنان در عرصهء طنز مثال‌زدنی است. افسوس که سیاست‌زدگی‌اش، گاه کار او را به هزالی و جلافت می‌کشد. مطلق گرفتن هر سوی ماجرا طنز را به هجو می‌کشاند و اگر به دنبال خنده، اندیشه نیاید و حاصل بی‌حیثیت کردن کسی یا کسانی باشد به هزل می‌رسیم که قبل از هر کس طنزنویس باخته، یا مخاطبان طنز. با این همه، نادیده نباید گرفت که گروه‌های سیاسی خارج و مشهوران آن خطه از دست و زبان او خواب راحت ندارند که آینهء طنزش درون و برون اغراق شده‌شان را بهتر از هر نوشته‌ای افشا کرده است.

سید ابراهیم نبوی که در گل‌آقا و مجله‌ای سینمایی، تجربه‌هایی در طنز ارائه داده بود، در همین مدت کوتاهِ انتشارِ جامعه با چندین و چند نمونه بر گنجینهء ادب طنزآمیز ما افزوده است، و هم اکنون یکی از بهترین طنزنویسان دورهء ما است. تکرارها و یا بهتر تکرار قالب‌های تکراری لازمهء روزانه‌نویسی است. با این‌همه حتی اگر گاهی طنزش به هجو بکشد، وجودش و تند و تیزی قلمش لازم است، که قلم گاه به منزلهء همان شمشیر اعرابی است که خلیفهء مسلمین را گفت اگر راست نباشی با این شمشیر راستت می‌کنم.
دریغ است که به خاطر توهم قداست و فقدان تخیل ما، این شمشیر به نیام بازگردد.🔺

‎برگرفته از: روزنامه جامعه
‎یک‌شنبه ۱۴ تیر ۱۳۷۷، شماره ۱۰۵، صفحه ۹

● در پویه‌ی زبان فارسی⁦
گزیده‌ی یادداشت‌ها در فرهنگ، زبان و ادبیات
https://www.tgoop.com/OnPersianLanguage/
“کلاهی که بود”

روایتی مستند، از مذاکرات مجلس شورای ملی در تاریخ چهارم دی ماه ۱۳۰۷، مقطعی از تاریخ ایران که قانون متحدالشکل شدن لباس و اجباری شدن کلاه پهلوی برای آقایان، جنبه‌های مختلفی از زندگی مردم ایران را دستخوش تغییر کرد.

این نمایش مستند، با تکیه بر اسناد و مدارک تاریخی، وقایع سیاسی نزدیک به صد سال پیش از این را با دقت به تصویر کشیده و در عین حال، تلاش می‌کند تا با بهره‌گیری از امکانات هنر نمایش، وقایع گذشته را برای مخاطب جذاب‌تر و تماشایی‌تر کند.

کلاهی که بود، صرفاً یک بازسازی تاریخی نیست، بلکه تلاشی است برای رسیدن به درکی متفاوت از ریشه‌های تحولات اجتماعی و فرهنگی‌ای که همچنان بر زندگی ایرانیان سایه‌گستر است.

.
از ۲۹ دی تا ۱ بهمن ۱۴۰۳
ساعت ۱۹

.

بازیگران: پارمیدا بارنگویی، پریا مینابی، زهرا فاضل، ستایش تبرایی، نگار بیک، نیکا مشهدی

کارگردان: به‌جو خزاعی

دستیار کارگردان: یاسمین خواجه‌علی
تهیه‌کنندگان: الیا طالبی، بهجو خزاعی
مشاور علمی: علیرضا دهقانی
نورپرداز: بهنام خزاعی
طراح صحنه: غزل ادریسی
طراح و مجری لباس: گالری چامه
مدیر صحنه: الیاس طاهرقاسمی
دستیار تولید: یاسین خواجه‌علی

خرید بلیت از:
https://avaplatt.com/event/kolah/

#آواپلت #آوا #ایت_پلت #ایت_باکس #طبقه_هشتم #تهران #ایران #اجرا  #هنر_معاصر

@Thehatthatwas
.
▫️
🖋 شاهرخ مسکوب چگونه می‌نوشت (۱)
‎ هادی راشد


«هزار سال از زندگی تلخ و بزرگ‌وار فردوسی می‌گذرد. در تاریخ ناسپاس و سفله‌پرور ما بی‌دادی که بر او رفته است مانندی ندارد. و در این جماعت قوادان و دلقکان که مائیم با هوس‌های ناچیز و آرزوهای تباه، کسی در اندیشهء کار او نیست و جهان شگفت شاهنامه هم‌چنان بر "ارباب فضل" دربسته و ناشناخته مانده است. اما در این دوران دراز، شاهنامه زندگی صبور خود را در میان مردم عادی این سرزمین ادامه داده است و هنوز هم صدای گرم‌اش گاه گاه این‌جا و آن‌جا در خانه‌ای و قهوه‌خانه‌ای شنیده می‌شود. ...»

‎مقدمه‌ای بر رستم و اسفندیار، ۱۳۴۲، صفحه‌ی ۵

سرآغازِ درخشان
دیباچه‌ی کتاب مقدمه‌ای بر رستم و اسفندیار با فراز بالا آغاز می‌شود. شاهرخ مسکوب با این «جستار»، و پژوهش‌جستارهای دیگر خود، گونه‌ی تازه‌ای در پژوهش ادبی به زبان فارسی و فارسی‌زبانان شناساند. جستارهای او، چنان تازه بود که پس از درآمدن دومین کارش، مهرداد بهار، ناصر پاک‌دامن، امیرحسین جهان‌بگلو، داریوش شایگان و شفیعی کدکنی هم‌راه با نجف دریابندری، ستایش‌گرانه به گفت‌وگو با نویسنده نشستند (کتاب امروز، پاییز ۱۳۵۱). دریابندری نوشت: «"مقدمه‌ای بر رستم و اسفندیارِ" مسکوب، سرآغازی درخشان در کار تحقیق ادبی و پایه‌گذار شیوه‌ای نو در بررسی ادبیات کهن ایران بود.» مجتبی مینوی در نشست دیگری، با این امیدواری که به کسی برنخورد، درآمدنِ کارهای مسکوب و اسلامی ندوشن را پیش از آن که، دستِ کم «دو هزار کتاب درباره‌ی شاهنامه فردوسی و شعرسرایی او و داستان‌سازی او و مقایسهء داستان‌های او با ...» نوشته شود، «جزء قدم‌های بدوی» دانست؛ از دید او نخست می‌بایست ویرایش شاهنامه به سرانجام برسد.
در هم‌آن نشست، ناصر پاک‌دامن، یکی از ویژگی‌های کار مسکوب را برگزیدن زبانی ویژه و نوشتاری ویژه‌‎ی جستار خواند. مسکوب نیز در هم‌آهنگی با سخن او افزود: در نوشتن، «خیلی با آسان بودن و روان بودن موافق نیستم. روانی نثر، یا حتی شعر، به نظر من دلیل ارزش آن نمی‌تواند باشد. ... یعنی توقعم از خواننده زیاد است.»

شیوه‌ی نگارش مسکوب
نوشتار مسکوب، ریزوم‌وار از داده‌های فرهنگی و گنجینه‌ی واژگان و ساخت‌های زبانی می‌پرورد، نیرو می‌گیرد، جوانه می‌زند و خیز برمی‌دارد تا خاک سترون پژوهش ادبی را برآشوبد و به زایش و سرسبزی بخواند. خواندنِ نوشته‌های مسکوب، بی‌آگاهی از آن نیروها، بی نگریستن در آن جوانه‌ها و بی‌ هم‌دلی با آشوبی که برمی‌انگیزد، از خوانشی سرسری فراتر نمی‌رود. مسکوب در نوشتن، داده‌های بنیادی آگاهی و خوشه‌های واژگانی و سازه‌های زبانی را پیوسته از بافت کهنِ خود برمی‌چیند و آن را در ساختمان تازه به چشم خواننده می‌آورد. در پاسخ مهرداد بهار که بر جابه‌جایی پی‌رنگِ آیین‌ها و اسطوره‌ها دست نهاده بود، مسکوب دیدگاه‌های الیاده و دومزیل را برابر هم می‌گذارد تا بگوید یکی بر «تکرارِ» مایه‌های هم‌گون دست گذاشته، و دیگری بر جابه‌جایی مایه‌ها و رخ‌دادها. با هم‌این نگاه، کار کاوش درباره‌ی کدام درون‌مایه از کجا برآمده و به کجا راه برده، خرسندش نمی‌کرد و از آن گریزان بود.

ستایندگان و پرخاش‌گران
روش مسکوب از هم‌آن روزها، پس از چاپ کتاب مقدمه‌ای بر ...، تا امروز، هم‌واره ستایش برخی و نا‌خوش‌آیندی گروه دیگر را برمی‌انگیخت. مسکوب در نشست کتاب امروز گفت: «آن‌چیزهایی که نوشته‌اند نقد نبوده، غالباً اظهار محبت بوده»، یا «دوستی گفته که شاهرخ زده است به عرفان. یکی دیگر گفته ... این بحث‎های اجتماعی چیست که می‌کند؟» درباره‌ی شیوه‌ی جستارنویسی و نوشتار او، سخن به ستایش یا نکوهش بسیار گفته شده، اما کسی تاکنون دانش زبانی او را به پرسش نگرفته بود. به تازگی پژوهنده‌ی گرامی، مهدی فیروزیان در کانال روشنان مهر، مسکوب را «نویسنده و مترجم بابلی»! (زاده‌ی بابل) خوانده، و «بدون هیچ تلاشی برای انتخاب»، به موشکافیِ شیوه‌ی نوشتنِ گزاره‌های آغازین کتابِ مقدمه‌ای بر رستم و اسفندیار پرداخته تا نشان دهد که برخی کاربردها در نوشته‌ی او «غلط محض»، و نوشتار او بر روی هم، «نثر ناشیانه» است، نه شاعرانه.

👉پاره‌ی دیگر هم‌این نوشته

● در پویه‌ی زبان فارسی⁦
گزیده‌ی یادداشت‌ها در فرهنگ، زبان و ادبیات
https://www.tgoop.com/OnPersianLanguage/
▫️
🖋 شاهرخ مسکوب چگونه می‌نوشت (۲)

زندگیِ بزرگ‌وارِ فردوسی
مسکوب در جست‌وجوی زبانی ویژه‌ی جستارنویسی، واژگان و ساخت‌های دستوری نوشتار خود را از پیکره‌ی زبانی شعرها و نوشته‌های رودکی، فردوسی، بیهقی، میبدی و ... برگزید. نوآوری یا بهتر، نونگری او در آن بود که ساخت‌های رسا اما نایاب زبان فارسی را در بافت سخن خود چنان می‌نشاند، که مرزهای سنت و نوآوری در نگارش او به هم نریزد. از این رو، زبان مسکوب در اوجِ رسایی با عادت‌های زبانی آنان که زبانِ مقاله‌نویسی را سنجه‌ی داوری خود می‌دانند، هم‌خوان نیست. برای نمونه، چه بسا، برگرداندن ستایش‌واژه‌ی "بزرگ‌وار" به "زندگی" را نادرست بیابند، زیرا در زبان نوشتاری مقاله‌، بزرگ‌وار به خود انسان برمی‌گردد، نه به پیوستارهای زیستی او. از هم‌این گونه است: لب‌خندِ داغ‌دار، مرگِ بخشایش‌گر، تقدیر متزلزل. این واژه‌ها را می‌توان نپسندید و به کار نبرد، یا حتی از دیدِ خود، و با سنجه‌های دل‌خواه، زیبا هم ندانست؛ اما نباید با گفتن این سخن که نمی‌توان «به اسم نوآوری هر صفت بی‌ربطی را به هر موصوفی نسبت داد»، آن را «غلط محض» خواند. پیوند یک واژه با واژه‌های دیگر را چه از دید فصاحت و بلاغت، و چه از دید دستور زبان، چند چیز بازشناسی می‌کند، که هیچ‌کدام را نمی‌توان برای نادرست خواندن این کاربردها یادآوری کرد.
در گذشته، استادانی مانند دهخدا نگران آن بودند که دانش‌آموختگان ادبیات فارسی نتوانند متن عربی را درست بخوانند و به فارسی برگردانند (این‌جا👉)؛ گویا امروز باید نگران آن بود که پیکره‌ی متنی ـ زبانی فارسی کهن را حتی به دانش‌آموختگان رده‌های بالاتر نیز چنان نیاموزند که آن‌ها بتوانند پیوستگی ساخت "زندگیِ بزرگ‌وار" را با نوشتار کهن (شعر و نثر) دریابند و نپندارند کاربرد چنین ساخت‌های واژگانی، ویژگی نوشتار ناشیانه است. هم‌راهی ستایش‌واژه‌ی بزرگ‌وار با چیزی مگر خود انسان در زبان فارسی بارها به کار رفته است. به این کاربردها نگاه کنیم:

۱. رودکی در چکامه‌ای با سرآغازِ «آمد بهارِ خرم با رنگ و بویِ طیب/ با صدهزار نُزهت و آرایشِ عجیب» گفته است: «چرخِ [روزگار] بزرگ‌وار یکی لشکری بکرد/ لشکرْش ابرِ تیره و، باد صبا نقیب» (دیوان، ویرایشِ شعار، ص۱۳).
۲. انوری نوشته است: «آن خواجه کز آستین رغبت/ دستِ کرمِ بزرگوارش؛ برداشت ز خاک عالمی را/ در خاک نهاد روزگارش ...» (دیوان، ویرایش مدرس رضوی، ص ۶۶۰).
۳. خواجه عبدالله انصاری: «الهی چه زیبا است ایام دوستان تو با تو ... چه بزرگوار است روزگار ایشان در سر کار تو» (روزگار بزرگ‌وار)، (سخنان پیر هرات، ویرایش شریعت، ص۱۲۰).
۴. کمال‌الدین اسماعیل: «در دامن ثنایت زد بنده دست خدمت/ تا چون صواب بیند، رایِ بزرگ‌وارت» (دیوان، ص۶۹).
۵. میبدی در کشف‌الاسرار: «این است عزیز حالتی و بزرگ‌وار منزلتی [منزلتِ بزرگ‌وار] ... درخت وصل به بر آمده و رسول مقصود به در آمده» (ج۹، ص۸۹). هم او نوشته است: «این کلمهء توحید مایهء دین است، ... هر که در حمایت این کلمهء بزرگ‌وار آمد» (ج۹، ص۱۹۸).
۶. جامی نوشته است: «شمع حرم بزرگ‌واری/ سیارهء برج نامداری» (هفت‌اورنگ، ص۸۶۲).

کاربردهای دیگری مانند «ذات بزرگ‌وار» (خلاصه‌السیر)، «تخم بزرگ‌واری»، «بختِ بزرگ‌وار»، «جشن بزرگ‌وار»، «روزي بزرگ‌وار»، «درخت بزرگ‌وار»، «جهان بزرگ‌وار» (امیرمغزی)، «مواضع بزرگ‌وار»، «عقل بزرگ‌وار»، «تدبیر بزرگ‌وار» (ناصرخسرو)، «همت بزرگ‌وار» (منشات خاقانی)، «شبی بزرگ‌وار»، «بقعهء بزرگ‌وار» (اسرار التوحید)، «حکم بزرگ‌وار»، «دولتِ بزرگ‌وار» (تاریخ بیهقی)، «نوري عالمي بزرگ‌وار»، «معنی‌های بزرگ‌وار»، «زمانهء بزرگ‌وار» (رساله قشیریه)، «طرفِ بزرگ‌وار»، «شهر بزرگ‌وار» (مقامات حمیدی) و ... نیز در زبان فارسی به کار رفته است.

✔️ اگر بتوان از بزرگ‌واریِ روزگار گفت، جهان را بزرگ‌وار خواند، زمانه را بزرگ‌وار سنجید، و بزرگ‌واری را به تدبیر برگرداند، یا بقعه‌ی کسی را بزرگ‌وار شناساند؛ چرا نتوان زندگیِ فردوسی را بزرگ‌وار نامید؟ نادرستی این کاربرد در کجاست؟ با کدام سنجه‌ی درست و نادرست‌نویسی، می‌توان زندگی بزرگ‌وار را نادرست شمرد؟ مسکوب با برگزیدن "بزرگ‌واری"، (برچسبی که در کاربردِ خود‌ـ‌به‌ـ‌خودی زبانِ امروز به پایه‌ی انسان می‌پیوندد)، و برگرداندن آن به زندگیِ فردوسی، و کاربردهای فراوان دیگری همانند آن، از نوشتار خود در برابر زبان ساده و بی‌چشم‌انداز پژوهشی، آشنایی‌زدایی کرده است؛ تا زبان جستار، دگرسانی‌های خود را در برابر زبان پژوهش بازیابد.

👉پاره‌ی دیگر هم‌این نوشته
● در پویه‌ی زبان فارسی⁦
گزیده‌ی یادداشت‌ها در فرهنگ، زبان و ادبیات
https://www.tgoop.com/OnPersianLanguage/
▫️
🖋 شاهرخ مسکوب چگونه می‌نوشت (۳)
. . . . . . . . . . . . .‏

در این جماعت
آیا می‌توان گزاره‌ی «در این جماعت قوادان و دلقکان که مائیم با هوس‌های ناچیز و آرزوهای تباه ...» را چنان خواند که گویی، شاهرخ مسکوب در ستایش شاهنامه، چاپلوسانه خود و خوانندگان را «قواد و دلقک» خوانده است؟ اگر این برداشت درست باشد، بر پایه‎‌ی آن، چندان شگفت هم نیست، اگر بنویسند: «مسکوب یا نمی‌داند قوّاد چیست یا می‌داند و ... تا فردوسی را بستاید. ... اما نباید به او اجازه داد این دشنام را به ما بدهد.»

ستایش مسکوب از فردوسی بر هیچ‌یک از خوانندگان جستارهای او پوشیده نیست، اما او هرگز ستایش‎اش را با چاپلوسی نیامیخت. در این‌جا نیز، برداشت چاپلوسانه، آشکارا از دریافت نازکی‌های سخن مسکوب دور می‌ماند. سخن مسکوب روشن است: «در این جـ.... که ما هستیم، (با هوس‌های ناچیز و آرزوهای تباه)». بودن در جایی، بازگوی هم‌گونی و هم‌سانی با آن جاییان نیست. مسکوب می‌گوید ما «در/ درون» این جماعت هستیم، اما از آن بر نمی‌آید که ما «از» آن جماعت هستیم؛ یا ما با آن جماعت، یکی هستیم. اگر می‌نوشت: از این جماعت ...، آن‌گاه می‌توانستیم بگوییم، او با خود چه اندیشیده که ما (خود و خوانندگان) را با قوادان و دلقکان، یکی کرده است. مسکوب با نوشتن «در (در این جماعت ...)»، آگاهانه، خود و خوانندگانِ یک‌دله با ارزش‌های بنیادی شاهنامه را در رنجِ هم‌روزگار بودن با آن جماعت بازنمایی می‌کند. تاوان بودن «در این جماعتِ ...» نیز از دید مسکوب، داشتن هوس‌های ناچیز و آرزوهای تباه است.

قوادان و دلقکان
اکنون ببینیم، قواد کیست، و دلقکان کیان‌ اند؟ پیش از پرداختن به این پرسش، نخست به برگ‌های آغازین کتاب مقدمه‌ای بر ... بازمی‌گردیم. در برگِ پیش‌کش، مسکوب ارج‌ِ کتاب خود را «به نقال‌ها، خادمان بی‌نام و نشان شاهنامه» بخشیده است. پس روی سخن او در دیباچه با آنان نمی‌تواند باشد. از سوی دیگر، زندگی «صبور» شاهنامه، «خود را در میان مردم عادی» نیز جا انداخته است، با صدای گرمی که گاه از خانه‌ای و قهوه‌خانه‌ای برمی‌خیزد. پس تیزی سخن نویسنده به سوی مردم عادی نیز برنگشته است. می‌توان پرسید رویِ سخن او با چه کسانی است؟
کتاب مسکوب در هم‌همه‌ی جنبش فرهنگی دهه‌ی ۱۳۴۰ نوشته شده است. در آن روزها بازگشت به خویشتن، تلاش برای بازسازی سنتِ درگذشته، گفتمان چیره‌ای بود. نقالی در برابر برنامه‌های تلویزیونی بیگانه با فردوسی می‌نشست. سنتِ بزرگ‌وار در برابر مدرنیزاسیون بی‌رگ و ریشه (از دید سازندگان آن گفتمان). مسکوب نیز درون آن گفتمان سخن گفته است. او دو گروه را نشانه گرفت: نخست، سیاست‌گران بیگانه با گذشته، بیگانه با ادبیات شکوه‌مندی که در روشنایی شاهنامه بالیده؛ و دیگر، روشن‌گرانی که بر خنگِ مدرن می‌تازند، و همگان را به دوری از سنت می‌خوانند. در نگاهِ مسکوب، نخستین گروه، قوادان بودند؛ و دومین گروه، دلقکان، زیرا از قوادان پی‌روی می‌کردند. زبان مسکوب، زبان نمادها و استعاره‌های دهه‌ی چهل است، با پشتوانه‌ای از هزار سال نوشتن به زبان فارسی.

مسکوب خود بر این باور بود که دشواری خوانندگان، بیش‌تر با درون‌مایه‌ و سویه‌های اسطوره‌ای جستارها است، تا با زبان نوشتن آن، به‌ویژه بسیاری از درون‌مایه‌ها نخستین‌بار در زبان فارسی نوشته می‌شد. او نمی‌خواست و نمی‌توانست در پی آسان‌نویسی باشد. می‌کوشید سخن را به رسایی بر کاغذ آورد و از این که، نوشته‌اش در نگاه خواننده‌ی آسان‌خوان، دشوار نماید، باکی نداشت (کتاب امروز، هم‌آن، ص۱۹).

شاهرخ مسکوب با نوشتن و ترجمه در گستره‌ای به پهنای ادب و اساطیر یونان، شاهنامه‌شناسی، ادبیات معاصر، و زمینه‌های دیگر، یکی از نویسندگان نشان‌گذار و راه‌گشای سده‌ی گذشته بود. یکی و تنها یکی از ویژگی‌های بسیار ارج‌مندِ پژوهشی او، جست‌وجوی توان‌های بالنده‌ی زبان و نگارش فارسی، و به کارگیری آن توان‌ها در نوشتار خود است. می‌توان از شیوه‌ی نوشتن مسکوب ناخشنود بود، و از آن خوشه‌ای برنچید؛ اما به پرسش گرفتنِ توانایی او در نوشتن به فارسی، درافتادن با ارزش‌های بنیادین زبان فارسی است. هم‌آن ارزش‌هایی که شاعران و نویسندگانی با شیوه‌های نوشتنِ گوناگون پرورانده، و به دگرگونی زبان فارسی از سده‌ی نخست تا امروز نیرو بخشیده است، بی‌آن‌که، بتوان زبان فارسی را در هر دگرگونی با نام دیگری خواند.

👉بازگشت به پاره‌ی نخست

● در پویه‌ی زبان فارسی⁦
گزیده‌ی یادداشت‌ها در فرهنگ، زبان و ادبیات
https://www.tgoop.com/OnPersianLanguage/
بازیابی میراث خطائی، بازسازی هویت ایرانی

📝مروری از میثم قهو‌ه‌چیان
دبیر مدرسه مطالعات هویت باشگاه اندیشه

«بازیابی تراث حکمی شاه اسماعیل صفوی» آخرین اثر سیدجواد میری در بستر باشگاه اندیشه متولد شد. مدرسه مطالعات هویت باشگاه اندیشه میزبان سلسله نشست‌هایی با عنوان کتاب و با ارائه نگارنده کتاب بود. میری اما در این اثر از بازیابی میراث خطائی به بازسازی هویت ایرانی می‌پردازد.

سیدجواد میری موضوع آخرین کتاب خود یعنی «بازیابی تراث حکمی شاه اسماعیل صفوی» را موضوعی نادیده انگاشته دشه دانسته(۹) این را به خاطر «تاریخ‌نگاری ناسیونالیسمی» ارزیابی کرده که در آن زبان انسان ایرانی در حوزه فرهنگ و تفکر فقط فارسی است(۱۷). آنچه میری را به سوی خوانش این سنت نادیده برانگیخته «چالش نهیلیسم و بی‌محتوایی است. وقتی انسان دچار پوچ انگاری می‌شود، این پوچ انگاری موجبات اضطراب روحی و روانی او را فراهم می‌کند. سنت حکمی مبتنی بر «دعوت» و اضطراب‌ها، دغدغه‌ها و پرسش‌های انسان را مورد التفات قرار می‌دهد» (۱۹).

میری شاه اسماعیل صفوی را نه یکی از بنیانگذاران مهم در تاریخ نوین ایران که به عنوان یکی از شخصیت‌های کلیدی در «بستر ایران» در نظر می‌گیرد که نسبت وثیق و موثقی با «طریقت صفوی» دارد» (۲۳). تعبیر بستر ایران به واقع بستر پیشا ناسیونالیستیی است که در آن هنوز ایران قوام نیافته است.
او با نقد روایت جریان اصلی از ایران مطرح است می‌گوید «آنچه امروز به آن ایران می‌گوییم، وامدار شعر و شاهنامه فردوسی نبوده است. آنچه در صحنه سیاست و در صحنه نهادسازی و جامعه‌سازی و فرهنگ‌سازی در ایران اتفاق افتاده است، به طور مستقیم با سلسله و سلطنت و حکومت و حکمت شاه اسماعیل ارتباط دارد، ولی هیچ اسمی از شاه اسماعیل صفوی وجود ندارد» (۲۵). با خروج از غلبه روایت اصلی که موجب می‌شود ما بسیاری از چیزها را ببینیم «اردبیل به عنوان یکی از کانون‌های مهم‌ تراث حکمی و تمدن اسلامی ظرفیت بسیار بالایی» (۳۱) خواهد یافت.

تقلیل فضا به فضای فقط فارسی ذیل رویکرد یوروسنتریک و اورینتالیستی در حدی که برخی مانند شفیعی کدکنی زبان و عرفان و حکمت نظری در جهان اسلام را فارسی می‌دانند(۳۹) موجب می‌شود که بسیاری از اقوام و گروه‌های مختلف دچار نوعی از الیناسیون فرهنگی بشوند و سپس الیناسیون فرهنگی، قوم‌مداری‌های مختلفی ایجاد می‌کند؛ در نتیجه ما با پان عربیسم، پان فارسیسم، پان ترکیسم، پان کردیسم مواجه می‌شویم» (۴۰).

از نظر میری «جلال آل احمد» با بازشناسی «اخراج زبان ترکی» از ایران معاصر گامی مهم در توجه به میراث ترکی ایران را برداشته است. او می‌گوید «جلال آل احمد، زبان ترکی از حوزه عمومی ایران به نحو فعالانه اخراج شده است و به این زبان اجازه داده نشده که زبانیت خود را در ساحت عمومی بیاید و رشد و بالندگی پیدا کند.» (۵۳) وی ادامه می‌دهد که «زبان تبلور تنوع و تکثر تاریخی است؛ بنابراین وقتی یکی زبان حذف می‌شود؛ در واقع یک جریان تنومند تاریخی و سنتی بالنده به تبع آن حذف شده است که در طول ادوار گوناگون تاریخ، یک هویت را شکل داده است» (همان).

میری در مقابل آنچه امپریالیسم زبان فارسی خوانده معتقد به رسمی بودن ترکی در ایران است. مراد او از امپریالیسم زبان فارسی آن است که «برخی زبان فارسی را به نوعی صورت‌بندی کرده‌اند که گویی هویت ایرانی فقط در آینه تمام نمای‌ زبان فارسی قابل رؤیت است» (۷۴) و مراد او از رسمی بودن زبان ترکی «رسمیت و رواج و تداول» و «زبان هویت و شخصیت ایرانی» آن است و مراد اینکه بخشی از حکمت ما به ترکی است و ترکی بخشی از هویت ایرانی است (۸۰-۸۱).

در واقع یکی از مقاصد اصلی کتاب «بازیابی تراث حکمی شاه اسماعیل صفوی» در کنار مقاصدی چون سنگربندی در مقابل نهیلیسم، بازیابی و باسازی هویت ایرانی است. میری می‌کوشد تا بخشی از میراث هویتی ایران را مرئی سازد. کاری که پیشتر آل احمد و دیگران آن را انجام داده‌اند. او تلاش می‌کند در چارچوب ایران مدرن، بستر واقعی ایران را باز نماید تا ایران بتواند از همه ابعاد خویش در جهان امروز استفاده کند. این بازسازی هویت ایرانی با استفاده و تدقیق در همه ابعاد هویتی ایرانی از جمله زبان ترکی میسر است و توجه به زبان ترکی بدون نگاه به دیوان شاه اسماعیل صفوی، سردمدار ادبیات دیوان ترکی میسر نخواهد بود. مضامین سنت ایرانی گذشته از آنکه در چه زبانی باشد، می‌تواند سدی استوار در مقابل از خویش تهی‌سازی غربی باشد، موجی که در رویه ناسیونالیستی آن قصد جان زبان‌های غیر فارسی را کرده بود.

* منبع ارجاعات:
میری سیدجواد، بازیابی میراث حکمی شاه اسماعیل صفوی، تهران: نقد فرهنگ، ۱۴۰۳.

@bashgahandishe
.
باشد که غم دل مرا به عمل درست هدایت کند

لودویگ ویتگنشتاین

#ویتگنشتاین #زمستان۱۴۰۳ #باشگاه_اندیشه

@bashgahandishe
.
«افسون زبانْ قوۀ فاهمۀ ما را به بند کشیده است. همۀ تلاش فیلسوف برای بازکردن این بند است.»

#ویتگنشتاین #زمستان۱۴۰۳ #باشگاه_اندیشه

🌐 تلگرام | اینستاگرام | پخش زنده | سایت | گنجینه | شهر فلسفۀ ایران
‌.

لودویگ ویتگنشتاین بی‌تردید یکی از برجسته‌ترین فلاسفۀ معاصر برشمرده می‌شود که کاوش‌هایش طیف متنوعی از قلمروهای فلسفی را شامل می‌شود: از فلسفۀ زبان و ذهن تا فلسفۀ اخلاق و دین. از لحاظ تاریخی نیز آثارش نقش محوری در طرح و بسط سنت‌های فلسفی سدۀ بیستم داشته است: از پوزیتیویسم منطقی و فلسفۀ زبان متعارف تا فلسفۀ تحلیلی و پساتحلیلی.
 
«باشگاه اندیشه»، با همکاری «شهر فلسفۀ ایران»، به منظور واکاوی دقیق‌تر آرای این فیلسوف تأثیرگذار، مدرسۀ زمستانۀ بین‌المللی «فلسفۀ ویتگنشتاین: کاوش‌ها و بینش‌ها» را با حضور و مشارکت ویتگنشتاین‌پژوهان داخلی و خارجی برگزار می‌کند.
 
📆 تاریخ برگزاری: چهارشنبه ۸ تا جمعه ۱۰ اسفندماه ۱۴۰۳

‼️🕗 آخرین مهلت ثبت‌نام: جمعه ۱۹ بهمن‌ماه ۱۴۰۳

📌به علت ظرفیت محدود (حضوری)، اولویت پذیرش با دانشجویان و دانش‌آموختگان فلسفه، و دانش‌پژوهان دارای علایق و پژوهش‌های مرتبط است.

🔰کسب اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام در وب‌گاه رسمی مدرسه:

🌐 www.bashgahandishe.com/winter-schoolwittgenstein

📧[email protected]

📞 09395950519 (Whatsapp)

🌐 تلگرام | اینستاگرام | پخش زنده | سایت | گنجینه | شهر فلسفۀ ایران
جناب آقای استاد منصور براهیمی

سوگ پیش آمده را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض می‌کنیم.

رحمت واسعه الهی بر او نازل باد و صبر فراوان برای بازماندگان او را خواستاریم.

باشگاه اندیشه
🔰 دوره‌های مدرسه مطالعات دین باشگاه اندیشه | زمستان ۱۴۰۳

◀️ مقدمه‌ای بر تاریخ فقه اسلامی | دکتر مجید منتظرمهدی

◀️ خداناباوری علیه خداناباوری | دکتر یاسر میردامادی

◀️ شرح الشواهد الربوبیة | دکتر مرضیه اخلاقی

#زمستان۱۴۰۳ #مطالعات_دین #باشگاه_اندیشه

| @diinschool | @bashgahandishe |
.
🔰مدرسه مطالعات دین باشگاه اندیشه برگزار می‌کند:

▫️مقدمه‌ای بر تاریخ فقه اسلامی:
▪️متن‌خوانی کتابِ
Contingency in a Sacred Law: Legal and Ethical Norms in the Muslim Fiqh

اثر پروفسور بابر یوهانسن (استاد بازنشسته مطالعات اسلامی در دانشگاه هاروارد)

👤با ارائه و تدریس:
دکتر مجید منتظرمهدی
دکتری مطالعات اسلامی از دانشگاه اکستر، پژوهشگر مؤسسهٔ مطالعات اسماعیلی

📅پنجشنبه‌ها ۱۸ بهمن تا ۹ اسفند ۱۴۰۳
🕰ساعت ۱۶ تا ۱۸

🏷 ۴ جلسه | فقط آنلاین در گوگل‌میت
🏷 بدون پیش‌نیاز | همراه با گواهی باشگاه اندیشه

▪️هزینهٔ دوره: ۴۰۰.۰۰۰ تومان

✉️برای ثبت‌نام به حساب کاربری زیر پیام دهید:
@bashgahandisheschools

📝دربارهٔ دوره را این‌جا بخوانید.

#زمستان۱۴۰۳ #مطالعات_دین #تاریخ_فقه #باشگاه_اندیشه

| @diinschool | @bashgahandishe |
باشگاه اندیشه
. 🔰مدرسه مطالعات دین باشگاه اندیشه برگزار می‌کند: ▫️مقدمه‌ای بر تاریخ فقه اسلامی: ▪️متن‌خوانی کتابِ Contingency in a Sacred Law: Legal and Ethical Norms in the Muslim Fiqh اثر پروفسور بابر یوهانسن (استاد بازنشسته مطالعات اسلامی در دانشگاه هاروارد) 👤با…
.
📝دربارهٔ دورهٔ مقدمه‌ای بر تاریخ فقه اسلامی: متن‌خوانی کتابِ
Contingency in a Sacred Law: Legal and Ethical Norms in the Muslim Fiqh

📝مجید منتظرمهدی

یکی از سؤالات سختی که متخصص یک رشته با آن مواجه می‌شود این است که کسی که چیزی در مورد آن موضوع خاص نمی‌داند از کجا شروع کند. این سؤال ممکن است برای بررسی انتقادی و تاریخی فقه اسلامی خیلی هم سخت به نظر نرسد. حتی خیلی از اوقات تحصیل‌کردگان حوزه یا دانشگاه پیشنهاد‌های هم دارند، ولی چیزی که همواره خواننده جدید را به سرگیجه می‌اندازد این است که «درخت‌ها نمی‌گذارند که جنگل را ببیند». جزییات زیاد همراه با اصطلاحات بسیار معمولاً خواننده‌ی تازه‌کار را به وحشت و در عین حال حیرتی آمیخته با احترام می‌اندازد.

هدف این دوره، مرور و با هم خواندنِ یکی از شسته‌رفته‌ترین متن‌هایی است که تا به حال در مورد تاریخ فقه و نسبت آن به جامعه و دین نوشته شده است. متن‌های طولانی‌تر و فنی‌تری وجود دارند که جزییات بیشتری را پوشش می‌دهند، ولی هنر متن یوهانسن، محدود نگه داشتن محدوده‌ی کار و در عین حال، ارائه‌ی دیدگاهی نو در بررسی فقه است.

مقدمه مفصل یوهانسن بر کتابش «تصادف در حقوق مقدس: هنجارهای حقوقی و اخلاقی در فقه مسلمانان» معرفی مختصر و مفید از آن چیزی است که به نام فقه در میان مسلمانان شناخته می‌شود. در بخش اول مؤلف به روند تمایز یافتن کلام و فقه می‌پردازد. از دل همین بخش، تاریخچه‌ای ار آراء فقهای متقدم و نسبت آن‌ها با آرای کلامی متکلمین را در موضوعات مشابه بررسی می‌کند. سپس به تاریخ مطالعات فقه اسلامی در اروپا می‌پردازد و از این رهگذر به موضوع نسبت فقه و حقوق و مباحث مطرح در جامعه‌شناسی حقوق می‌پردازد. این مقدمه با بحث در مورد نسبت فقه، اخلاق و حقوق پایان می‌پذیرد.

#زمستان۱۴۰۳ #مطالعات_دین #تاریخ_فقه #باشگاه_اندیشه

| @diinschool | @bashgahandishe |
.
🔰مدرسهٔ مطالعات دین باشگاه اندیشه برگزار می‌کند:

خداناباوری علیه خداناباوری‌:
خوانش کتابِ «هفت نوع خداناباوری» اثر جان گرِی
با نیم‌نگاهی به تاریخچهٔ خداناباوری در ایران و جهان اسلام

👤با تدریسِ
دکتر یاسر میردامادی
(دکترای مطالعات اسلام از دانشگاه ادینبرا، اسکاتلند، محقق و مدرّس اخلاق زیستی‌-پزشکی در مؤسسهٔ مطالعات اسماعیلی، لندن)

🗓از ۱۳ بهمن تا ۱۸ اسفند ۱۴۰۳
🕰شنبه‌ها | ساعت ۱۹ تا ۲۱ به وقت تهران

◀️ ۶ جلسه | فقط آنلاین در گوگل‌میت
بدون پیش‌نیاز | همراه با گواهی باشگاه اندیشه

▫️این دوره رایگان بوده ولی ثبت‌نام در آن الزامی است.

💭 برای اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام لطفاً پیام دهید:
@bashgahandisheschools

📝دربارهٔ دوره را اینجا بخوانید.

#زمستان۱۴۰۳ #مطالعات_دین #خداناباوری #باشگاه_اندیشه

| @diinschool | @bashgahandishe |
2025/08/31 20:10:15
Back to Top
HTML Embed Code: