Telegram Web
آن دم که ز بند بدن آزاد شوم
سوگند که از هجرت خود شاد شوم

ترک غم و بی حاشیه پرواز کنم
در مُلک خرابات خود آباد شوم

مستی کنم و سر به ره دوست نَهَم
چون رقص گل اندر نفس باد شوم

در بزم اهورایی خود عیش کنم
مِی نوشم و در عرش خود از یاد شوم

از حالت ویرانگیم دور،هرآن
شیرین شود هر حالت و فرهاد شوم

زین عاقبت نیکم و سودای درون
باشد که شبی هلهله فریاد شوم.

امیر رزمی

#ارسالی_دوستان

@asharmolana
20👍5
در دل شب با قدم‌هایی سنگین
در کوچه‌ای که جز سایه‌ام کسی با من نیست…
سکوت خیابان‌ها شبیه بغضی‌ست که هیچ‌وقت فرو نرفت
و هر چراغ خاموش، شبیه امیدی‌ست که مُرد و کسی نفهمید.
درد پابرجاست اما انگار امید هنوز نمرده…

خُرم

#ارسالی_دوستان

@asharmolana
👍146💔3
مـــزن زخـــم زبـــــان جـبــران نــدارد
دلـی چون بشـکند💔درمـــان نـــدارد
خـدا باشـــد همیشه شـــــاهـــد مـــــا
ز اعـــمـــــال هــمه دانـــــــا و بیــــــنا
دلم خون است از این نامــردمی هـــا
از ایـــن نیــش و زبـــان گــژدمی هـــا
از ایــــن دیــدی سیاه بیـداد و بیــداد
ز حــــرف ناکسان فــــریاد و فــــریاد
مــــکن جــــانم قضـــاوت بنـده ای را
مــــکن گــــریان لــب پـر خنـده ای را
خـداوندا شــدم بــی تــــاب و خسـته
کــسی زخـــم مــــرا مــــــرهم نبـسته
از ایــن نـــــامـردمــی و کیـنه و قهــر
از این گفتار های تــلــخ چـــون زهـــر
خدا رنـجیده خـــــاطر گشــته ام مـن
به مرگ خویش حاضر گشته ام مـــن
زبـــان نقـش تـــبر دارد عـــــزیـــــزان
بـه عـمـق جــــان اثــر دارد عــزیــزان
نگهـداریم زبــــان و فـــکر خـــــود را
نگوییم مـــا به زشـتی ذکر خـــود را
مکن غیــبت مـــزن تـهمــت عــزیــزم
شــــوي شــــایسته جـنــت عــزیــزم
چه گویم من از ایـن رســم زمــــــانه
از ایـــــن نـــا آشــــنای بی نشـــــانــه
بـنـی آدم اگــر اعضــــای هـــم بــــود
میان ما کدورت هـــا چه کــــم بـــود
خــــــدایا ایــن مــنِ افــسرده جــانم
غـــــریب و بی نــــوا و بی نشانـــــم
صـــبوری ده مـــــرا صــــبرم سر آمد
نفـــــس از ســــینه و جــــــانم برآمد
بیـا ز این خـسته دســتی گیر یـــارب
کــز ایـن زخــم زبـــانم ســیر یــــارب
من از خاکم خـــــدایا خــــاکیم کـــن
صــــــبوری را نشــان پــــاکــیم کـــن


#ارسالی_دوستان

@asharmolana
👍1714💔2
این باید و آن باید از شرک خفی زاید
آزاد بود بنده زین وسوسه چون سوسن

آن باید کو آرد او جمله گهر بارد
یا رب که چه‌ها دارد آن ساقی شیرین فن

#مولانای_جان

@asharmolana.
❤‍🔥2310👍5
مرد دوستی نیستی دشمن مردانه باش
این دو رنگی تا به کی یا دوست یا بیگانه باش

#ارسالی_دوستان

@asharmolana
👍23❤‍🔥88💔3
با تو دیگر من هم سر و صحبت نیستم
عاشق باش به من چه، من که دگر نيستم

سر لج کردم که شاید تو برگردی اما حیف
باشد هرگز برنگرد من که بیقرارت نیستم

چه خاطره های بود میان من و تو و ماه،
بیخیال اش من که غم خور جهان نیستم

گرچه این‌طور افتادگی شایسته من نبود!
بگذار بیوفتم حالا که در دستانت نیستم

نمیدانم چرا هنوز در فکری او ام، ای‌خدا!
در حال که من دیگر در افکار او نیستم

حالا هرچه، برو من هم می‌روم آزاد باش
اما این را بدان من خواب شب‌هایت نیستم

شاید بگویند مخاطبی دارد.این اشعارم
نه من گمشده چشم انتظار کسی نیستم

مینویسم شعرهایم را به وصف عاشقان،
در حال که من عاشق و شیدای کسی نیستم

یلدا قربانزاده

@asharmolana
20👍6❤‍🔥3👏3👎2🕊2💯2
مـــزن زخـــم زبـــــان جـبــران نــدارد
دلـی چون بشـکند💔درمـــان نـــدارد
خـدا باشـــد همیشه شـــــاهـــد مـــــا
ز اعـــمـــــال هــمه دانـــــــا و بیــــــنا
دلم خون است از این نامــردمی هـــا
از ایـــن نیــش و زبـــان گــژدمی هـــا
از ایــــن دیــدی سیاه بیـداد و بیــداد
ز حــــرف ناکسان فــــریاد و فــــریاد
مــــکن جــــانم قضـــاوت بنـده ای را
مــــکن گــــریان لــب پـر خنـده ای را
خـداوندا شــدم بــی تــــاب و خسـته
کــسی زخـــم مــــرا مــــــرهم نبـسته
از ایــن نـــــامـردمــی و کیـنه و قهــر
از این گفتار های تــلــخ چـــون زهـــر
خدا رنـجیده خـــــاطر گشــته ام مـن
به مرگ خویش حاضر گشته ام مـــن
زبـــان نقـش تـــبر دارد عـــــزیـــــزان
بـه عـمـق جــــان اثــر دارد عــزیــزان
نگهـداریم زبــــان و فـــکر خـــــود را
نگوییم مـــا به زشـتی ذکر خـــود را
مکن غیــبت مـــزن تـهمــت عــزیــزم
شــــوي شــــایسته جـنــت عــزیــزم
چه گویم من از ایـن رســم زمــــــانه
از ایـــــن نـــا آشــــنای بی نشـــــانــه
بـنـی آدم اگــر اعضــــای هـــم بــــود
میان ما کدورت هـــا چه کــــم بـــود
خــــــدایا ایــن مــنِ افــسرده جــانم
غـــــریب و بی نــــوا و بی نشانـــــم
صـــبوری ده مـــــرا صــــبرم سر آمد
نفـــــس از ســــینه و جــــــانم برآمد
بیـا ز این خـسته دســتی گیر یـــارب
کــز ایـن زخــم زبـــانم ســیر یــــارب
من از خاکم خـــــدایا خــــاکیم کـــن
صــــــبوری را نشــان پــــاکــیم کـــن

#ارسالی_دوستان

@asharmolana
27👍8
گر بر سرت حال و هوای دیگری‌ست هم بگو
یا که فکر و ذکرت جای دیگری‌ست هم بگو

گر خواهی که تو را از قلب خود نیست کنم
کیست آنکه عاشق‌اش هستی به من نیز بگو !

یلدا قربانزاده

@asharmolana
💔24👍75🕊2
تمام سفر های پختگی و بالغ شدن از یک «جدا شدن » شروع میشود؛
جدا شدن از احساس امنیت ، جدا شدن از حسِ قدرت، جدا شدن از یک وابستگی ، جدا شدن از هرچیزی که فکر میکنیم بدون آن هیچ خواهیم شد...

#🙂

@asharmolana.
👍34💯9🕊65
اگر در عربستان بدنیا می امدید
قطعا مسلمان میشدید،
اگر در اروپا بدنیا می امدید
احتمال زیاد مسیحی
اگر شما در اسراییل بدنیا می آمدید
به احتمال زیاد یهودی میشدید،
و اگر در ژاپن بدنیا می امدید
شینتو میشدید،
دین پدیده ایست که جغرافیا برای شما تعیین میکند.
پس تعصب برای چیست...
- آنچه مهم است
اخلاق و انسانیت است
که به جغرافیای زمان ومکان
محدود نیست
آدم هایی که روح بزرگی دارند،
شعور بیشتری دارند و مهربانی بیشتری...

چارلی چاپلین



@asharmolana.
67👎25👍23❤‍🔥7💯1
جهان نرود با بانگِ سهمناکِ انفجار، 
نه با طوفان، نه با شمشیرِ خون‌بارِ شکار، 
که پایانش آید ز آهسته‌ خاموشیِ دل، 
ز فراموشیِ مهر، ز پژمردنِ عقل و خردِ کامل.

نه فریادی، نه شیونی، نه ناله‌ی بلند، 
تنها، سکوت است و دل‌های بی‌پیوند... 
جهان نمی‌میرد از جنگ و ستم، 
می‌میرد از بی‌احساسیِ آدم...

#ارسالی_دوستان

@asharmolana
❤‍🔥146👍3
هر دم که به خود گویم
او را ز کجا جویم
هر زاویه می‌چرخم
چون او من و من اویم!

امیر رزمی

#ارسالی_دوستان

@asharmolana
31👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشق مثل نماز است...❤️

تعریف تان از عشق چیست؟
@asharmolana.
37❤‍🔥8👍4👏2
اشعار مولانا ♡
عشق مثل نماز است...❤️ تعریف تان از عشق چیست؟ @asharmolana.
روح و عشق هر دو در یک زمان موجود شدند و از مکوّن در ظهور آمدند، روح را بر عشق آمیزشی پدید آمد و عشق را با روح آویزشی ظاهر شد، چون روح بخاصیت در عشق آویخت عشق از لطافت بدو آمیخت، بقوت آن آویزش و آمیزش میان ایشان اتحاد پدید آمد، ندانم که عشق صفت شد و روح ذات یا عشق ذات شد و روح صفت، حاصل هر دو یکی شدند. چون تابش جمال معشوق از اول دل ربانی پدید آمد عشق با روح در گفت و شنید آمد چون یکی بباد نسبت داشت و دیگری بآتش، باد آتش برمی‌افروخت و آتش مرورا می‌سوخت، حاصل آتش غالب شد و هوا مغلوب بماند و آیۀ لاتُبْقِی وَلاتذَر بر وجود خواند. عشق غالب شده چون بپرتو انوار معشوق رسید مغلوب شد بدین سبب نتوان دانست که عشق با عاشق ساخته تر از آن بود که با معشوق زیرا که عشق بر عاشق امیرست اما در قبضۀ اقتدار معشوق اسیر است.

عشق تو امیراست کنون برجانم
بیچاره شده منتظر فرمانم

در قبضۀ قدرتت اسیرم
چون نیست پدیدای پسر درمانم

🖋عین‌القضات همدانی
#ارسالی_عزیزامون 🤍

@asharmolana.
❤‍🔥8👍51
ساده دوست بدارید
اما ساده از دست ندهید...

@asharmolana
👏1711👍7💔3😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک ثانیه خورشیدم و یک ثانیه ابرم
‏تلفیق غم و شادی و دلتنگی و صبرم


@asharmolana
23👍7
گاهی فکر کردید ما آدم ها همیشه دنبال چیزی هستیم نه خیلی بزرگ و نه خیلی دور.... ؟فقط چیزی که حس کنیم بودن‌مان بی دلیل نیست.
فکر کنیم یک لحظه کنار‌هم بودن...!
یک‌ نگاه ، یک حرف ، یک اتفاق ساده همه چیز فرق خواهد کرد...!
اما آن لحظه یا هیچ‌ وقت نمی رسد یا زود میرسد می‌فهمیم که چیزی عوض نشده.
دنیا همانطور است که ساختیم؛ بی رحم ، ساکت ، وحشتناک...!
ما فقط یاد می گیریم چطور با نبودن ها زندگی کنیم.


سال ها مثل برگ های پائیزی اند که می افتند و هیچ کس
نمی بیندشان...
قرار نیست همه چیز خوب شود،
آرامش شگوفا کند یا کسی بیاید نجاتمان دهد.
شاید آرامش به مقصد نیست،
نه‌حتا رسیدن و نه پیدا کردن، بلکه زیستن با نرسیدن .

بلوغ شاید همان لحظه ایست که یاد بگیرید و بگید باشد...
همین میتواند زندگی نامیده شود....

#عاطفه_فیروزی

@asharmolana.
20❤‍🔥15👍10😍1
برگذری درنگری جز دل خوبان نبری
سر مکش ای دل که از او هر چه کنی جان نبری

تا نشوی خاک درش در نگشاید به رضا
تا نکشی خار غمش گل ز گلستان نبری

#مولانای_جان
@asharmolana.
33👍7😍6❤‍🔥5
تلخ کنی دهان من، قند به دیگران دهی؟
- مولانا

@asharmolana
1❤‍🔥33💔17👍1615👏5👎2
2025/08/29 22:02:41
Back to Top
HTML Embed Code: