سال هاست حال من، مانند کیسوهای توست
"چشمه ی آرامشم پایین ابروهای توست"
زیر باران میسپارم روسری را دست باد
روسری ات را بپوش، دعوا سرموهای توست
ای طبیبِ قلب زارم ای دلیلِ زندگی
بهترین داروی ، دردم نوشداروهای توست
بازوانت را بیارو ای غزل بانوی من
قدرتِ مردانه گی ام جوره بازوهای توست
گر چه میدانی به تنهایی خودم یک ارتشم
خسته از جنگم، رقیبان چونکه نیروهای توست
دارم از کف میروم در زیر پای این و آن...
چون پلنگِ خستهام ، در دام آهوهای توست
بد از این لشکر نکش چاقو نزن بر قلب من
چونکه قلبم خسته از ضربهی چاقوهای توست
حمیدالله عزیزی
#ارسالی_دوستان
@asharmolana
"چشمه ی آرامشم پایین ابروهای توست"
زیر باران میسپارم روسری را دست باد
روسری ات را بپوش، دعوا سرموهای توست
ای طبیبِ قلب زارم ای دلیلِ زندگی
بهترین داروی ، دردم نوشداروهای توست
بازوانت را بیارو ای غزل بانوی من
قدرتِ مردانه گی ام جوره بازوهای توست
گر چه میدانی به تنهایی خودم یک ارتشم
خسته از جنگم، رقیبان چونکه نیروهای توست
دارم از کف میروم در زیر پای این و آن...
چون پلنگِ خستهام ، در دام آهوهای توست
بد از این لشکر نکش چاقو نزن بر قلب من
چونکه قلبم خسته از ضربهی چاقوهای توست
حمیدالله عزیزی
#ارسالی_دوستان
@asharmolana
❤19❤🔥4👍3
امشبم ،را با غمِ عشقِ تو سر خواهیم کرد،
هرچه باداباد، این شب را سحر خواهیم کرد
میخرم نازِ دو تا چشمِ تو را با جان و دل
گر چه میدانم دراین سودا ضرر خواهیم کرد
گر بخواهد کهِ رقیبم بوسه گیرد از لبت
در میانِ تو و آن سینهِ، سپر خواهیم کرد
باز یک شب مثل آن شب نیمه شب ها بی صدا
از درِ خانهِ تان امشب گذر خواهیم کرد
گفته بودی عشق مان پنهان بماند بهتر است
مادرم را بهر این مطلب خبر خواهیم کرد
با گلِ سرخ و سفید و قهوهای پشتِ درت
بهر وصلت یک قدم را پیشتر خواهیم کرد
انتظارم تا که با لبخند ، شیرین بلِه را....
بلِه را گفتهِ، جهان را من خبر خواهیم کرد
حمیدالله عزیزی
@asharmolana
هرچه باداباد، این شب را سحر خواهیم کرد
میخرم نازِ دو تا چشمِ تو را با جان و دل
گر چه میدانم دراین سودا ضرر خواهیم کرد
گر بخواهد کهِ رقیبم بوسه گیرد از لبت
در میانِ تو و آن سینهِ، سپر خواهیم کرد
باز یک شب مثل آن شب نیمه شب ها بی صدا
از درِ خانهِ تان امشب گذر خواهیم کرد
گفته بودی عشق مان پنهان بماند بهتر است
مادرم را بهر این مطلب خبر خواهیم کرد
با گلِ سرخ و سفید و قهوهای پشتِ درت
بهر وصلت یک قدم را پیشتر خواهیم کرد
انتظارم تا که با لبخند ، شیرین بلِه را....
بلِه را گفتهِ، جهان را من خبر خواهیم کرد
حمیدالله عزیزی
@asharmolana
❤26👍8👏3
💔39❤15👍15👏6💯4❤🔥2
از باغ دلم پر زد و مرغک به هوا رفت
مبهوت شدم لال که دیوانه چرا رفت
من ماندم و یک عالم از خاطره هایش
در کنج اتاقِ که از این گوشه صدا رفت
شاعر شدم و شعر سرودم، که حواسم
بی تاب شد از خانه پرید و به فضا رفت
هرجا که رسیدم به جز از درد ندیدم
خوشحالی دیوانه کجا شد، به کجا رفت؟
یک عمر به دنبال خیالات دویدم
تا اینکه قلم بال بزد و سوی شما رفت....
حمیدالله عزیزی
@asharmolana
مبهوت شدم لال که دیوانه چرا رفت
من ماندم و یک عالم از خاطره هایش
در کنج اتاقِ که از این گوشه صدا رفت
شاعر شدم و شعر سرودم، که حواسم
بی تاب شد از خانه پرید و به فضا رفت
هرجا که رسیدم به جز از درد ندیدم
خوشحالی دیوانه کجا شد، به کجا رفت؟
یک عمر به دنبال خیالات دویدم
تا اینکه قلم بال بزد و سوی شما رفت....
حمیدالله عزیزی
@asharmolana
❤21👍7👏3💔3
سلام دوستان عزیز 🌱
یک چالش داریم شما بهترین اشعار به ادمین کانال میفرستید
اشعار شما داخل کانال پست میشود
و هر شعر که بیشترین ری اکشن خورد داخل کانال سنجاق میشه
ادیمن کانال اشعار مولانا
@asharmolana_admin
کانال اشعار مولانا
@asharmolana
یک چالش داریم شما بهترین اشعار به ادمین کانال میفرستید
اشعار شما داخل کانال پست میشود
و هر شعر که بیشترین ری اکشن خورد داخل کانال سنجاق میشه
ادیمن کانال اشعار مولانا
@asharmolana_admin
کانال اشعار مولانا
@asharmolana
1👍13❤10🕊3😍2
اشعار مولانا ♡ pinned «سلام دوستان عزیز 🌱 یک چالش داریم شما بهترین اشعار به ادمین کانال میفرستید اشعار شما داخل کانال پست میشود و هر شعر که بیشترین ری اکشن خورد داخل کانال سنجاق میشه ادیمن کانال اشعار مولانا @asharmolana_admin کانال اشعار مولانا @asharmolana»
کمی با سرمه زیبا کن دو چشمِ سبزه رنگت را
به تن کن پیرهنِ بومی، به سر شالِ قشنگت را
تفنگی نقره بر دار و بیا میدان مداری کن
بکش شمشیر از غلاف به خشم آور تفنگت را
دلم کردهِ هوای سر کشی های تو را دختر...
قیامت کرده ای برپا بنازم یار... ننگت را..
به شک افتاده ام گویا. که تو از قوم چنگیزی...
مبادا بگسلد دستت ببازی آه جنگت را
چه دلبر میشوی وقتی، که خالی میکنی با قهر
به پیشانیِ مخلوقِ خدا بانو... فشنگت را
چو تیرِ خورده ای بر پا تحمل کن شعور آور...
ببند با شال مشکینت عزیزم پای لنگت را
حمیدالله عزیزی
#ارسالی_دوستان
@asharmolana
به تن کن پیرهنِ بومی، به سر شالِ قشنگت را
تفنگی نقره بر دار و بیا میدان مداری کن
بکش شمشیر از غلاف به خشم آور تفنگت را
دلم کردهِ هوای سر کشی های تو را دختر...
قیامت کرده ای برپا بنازم یار... ننگت را..
به شک افتاده ام گویا. که تو از قوم چنگیزی...
مبادا بگسلد دستت ببازی آه جنگت را
چه دلبر میشوی وقتی، که خالی میکنی با قهر
به پیشانیِ مخلوقِ خدا بانو... فشنگت را
چو تیرِ خورده ای بر پا تحمل کن شعور آور...
ببند با شال مشکینت عزیزم پای لنگت را
حمیدالله عزیزی
#ارسالی_دوستان
@asharmolana
❤24👍6
لبانت قند مصری گونه هایت، سیب لبنان را
روایت میکند چشمانت آهوی خراسان را
من از هرجای دنیا، هرکه هستم، عاشقت هستم
به مهرت داده ام دل را به دستت داده ام جانرا
بگویی سرمه دانت میکنم بازار کابل را
بخواهی فرش راهت میکنم لعل بدخشان را
تو یاقوت یمن، مشک ختن، ماه بخارایی
به زلفت بسته یی هر گوشه دل های پریشان را
کنار پنجره گیسو به گیسوی شب و باران
حواست نیست عاشق کرده یی حتی درختان را
#ارسالی_دوستان
@asharmolana
روایت میکند چشمانت آهوی خراسان را
من از هرجای دنیا، هرکه هستم، عاشقت هستم
به مهرت داده ام دل را به دستت داده ام جانرا
بگویی سرمه دانت میکنم بازار کابل را
بخواهی فرش راهت میکنم لعل بدخشان را
تو یاقوت یمن، مشک ختن، ماه بخارایی
به زلفت بسته یی هر گوشه دل های پریشان را
کنار پنجره گیسو به گیسوی شب و باران
حواست نیست عاشق کرده یی حتی درختان را
#ارسالی_دوستان
@asharmolana
6❤26👍7❤🔥6😍5
شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید
مگر مساحت رنج مرا حساب کنید
محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید
خطوط منحنی خنده را خراب کنید
طنین نام مرا موریانه خواهد خورد
مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید
دگر به منطق منسوخ مرگ میخندم
مگر به شیوهی دیگر مرا مجاب کنید
در انجماد سکون پیش از آنکه سنگ شوم
مرا به هرم نفسهای عشق آب کنید
مگر سماجت پولادی سکوت مرا
درون کورهی فریاد خود مذاب کنید
بلاغت غم من انتشار خواهد یافت
اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید
#ارسالی_دوستان
@asharmolana
مگر مساحت رنج مرا حساب کنید
محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید
خطوط منحنی خنده را خراب کنید
طنین نام مرا موریانه خواهد خورد
مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید
دگر به منطق منسوخ مرگ میخندم
مگر به شیوهی دیگر مرا مجاب کنید
در انجماد سکون پیش از آنکه سنگ شوم
مرا به هرم نفسهای عشق آب کنید
مگر سماجت پولادی سکوت مرا
درون کورهی فریاد خود مذاب کنید
بلاغت غم من انتشار خواهد یافت
اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید
#ارسالی_دوستان
@asharmolana
❤19👍4👏4❤🔥2🕊2
هر چه گفتی به دل و دیده اطاعت کردم
کی ز تو پیش دل خویش شکایت کردم؟
سخن از روی غضب گفتی و من خندیدم
با گل خنده به تو عرض ارادت کردم
تو همان دل خوشی روز و شب من هستی
به همین دلخوشیِ ساده قناعت کردم
حرف تو از سر تلخی ست، ولی باکی نیست
به همین نیش پر از زهر تو عادت کردم
به تو ای یار من از عشق و وفا دل بستم
هر چه گفتی به رضای تو اجابت کردم
#ارسالی_دوستان
@asharmolana
کی ز تو پیش دل خویش شکایت کردم؟
سخن از روی غضب گفتی و من خندیدم
با گل خنده به تو عرض ارادت کردم
تو همان دل خوشی روز و شب من هستی
به همین دلخوشیِ ساده قناعت کردم
حرف تو از سر تلخی ست، ولی باکی نیست
به همین نیش پر از زهر تو عادت کردم
به تو ای یار من از عشق و وفا دل بستم
هر چه گفتی به رضای تو اجابت کردم
#ارسالی_دوستان
@asharmolana
21❤44👍7🕊3❤🔥2
بال و پرم به دام اسیری شکسته است
حالا دیگر توان پریدن نمانده است
تأسیر نیست قصهٔ بسیار گفته را
کمتر بگو که ذوق شنیدن نمانده است
آهوی چشم جلوه فروشان دهر را
وا حسرتا که کیف رمیدن نمانده اس
تیر نگاه تو به دلم کارگر نشد
گرمی خون. شوق تپیدن نمانده است
باشد کمال ضعف که از سینه ای دریغ
یارای آه و ناله کشیدن نمانده است
#ارسالی_دوستان
@asharmolana
حالا دیگر توان پریدن نمانده است
تأسیر نیست قصهٔ بسیار گفته را
کمتر بگو که ذوق شنیدن نمانده است
آهوی چشم جلوه فروشان دهر را
وا حسرتا که کیف رمیدن نمانده اس
تیر نگاه تو به دلم کارگر نشد
گرمی خون. شوق تپیدن نمانده است
باشد کمال ضعف که از سینه ای دریغ
یارای آه و ناله کشیدن نمانده است
#ارسالی_دوستان
@asharmolana
14❤22👍6
گیرم که در قمار محبت ضرر کنم
باید که از شکست نترسم، خطر کنم
دیدارِ آخر است، کمی بیشتر بمان
میخواستم که دردِدلی مختصر کنم
فرزند آدمم که زِ سیبی گذر نکرد
پس من چگونه از لبِ سرخت حذر کنم؟
از من عبور کردی و حالا تمامِ عمر
باید کنارِ خاطرههای تو سر کنم
هر جایِ شهر یادِ تو را زنده میکند
راهی نمانده! باید از اینجا سفر کنم
#ارسالی_دوستان
@asharmolana
باید که از شکست نترسم، خطر کنم
دیدارِ آخر است، کمی بیشتر بمان
میخواستم که دردِدلی مختصر کنم
فرزند آدمم که زِ سیبی گذر نکرد
پس من چگونه از لبِ سرخت حذر کنم؟
از من عبور کردی و حالا تمامِ عمر
باید کنارِ خاطرههای تو سر کنم
هر جایِ شهر یادِ تو را زنده میکند
راهی نمانده! باید از اینجا سفر کنم
#ارسالی_دوستان
@asharmolana
❤29👍7💔1
گریه هم بر غم این فاصله مرهم نشود
مثل یک قهوه که از تلخی آن کم نشود
روز و شب پیش همه روی لبم لبخند است
تا حواس احدی جمع به بغضم نشود
آرزو میکنم ای کاش دلش چون مویش
پیش چشم کسی آشفته و درهم نشود
من که بیچاره شدم کاش ولی هیچ دلی
گیر لحن بم مردانه ی محکم نشود
شده حتی به دعا دست برآرم که :"خدا
برود مشهد و برگردد و آدم نشود
خون دل خوردم و حرفی نزدم تا شاید
مهربان تر بشود ، تازه اگر هم نشود
با من ساده همین بس که مدارا بکند
عاشقم هم که نشد، خب به جهنم نشود..
#ارسالی_دوستان
@asharmolana
مثل یک قهوه که از تلخی آن کم نشود
روز و شب پیش همه روی لبم لبخند است
تا حواس احدی جمع به بغضم نشود
آرزو میکنم ای کاش دلش چون مویش
پیش چشم کسی آشفته و درهم نشود
من که بیچاره شدم کاش ولی هیچ دلی
گیر لحن بم مردانه ی محکم نشود
شده حتی به دعا دست برآرم که :"خدا
برود مشهد و برگردد و آدم نشود
خون دل خوردم و حرفی نزدم تا شاید
مهربان تر بشود ، تازه اگر هم نشود
با من ساده همین بس که مدارا بکند
عاشقم هم که نشد، خب به جهنم نشود..
#ارسالی_دوستان
@asharmolana
11❤24👍8
در کوچههای خالیِ امید،
صدای پایم را جز خودم کسی نمیشنود...
دلتنگیام را نوشتم روی دیوار،
اما باران هم آن را گریه کرد و شست...
نه صدایی آمد، نه نگاهی...
فقط این بغضِ مانده در گلو
و چراغی که همیشه
برای کسی روشن مانده بود که نماند...
ولی هنوز مینویسم،
تا برگ آخر،
تا آخرین قطرهٔ شب...
#ارسالی_دوستان
@asharmolana
صدای پایم را جز خودم کسی نمیشنود...
دلتنگیام را نوشتم روی دیوار،
اما باران هم آن را گریه کرد و شست...
نه صدایی آمد، نه نگاهی...
فقط این بغضِ مانده در گلو
و چراغی که همیشه
برای کسی روشن مانده بود که نماند...
ولی هنوز مینویسم،
تا برگ آخر،
تا آخرین قطرهٔ شب...
#ارسالی_دوستان
@asharmolana
❤10👍9❤🔥3💔1
.
…به پیش خلق نامش عشق و پیش من بلای جان
بلا و محنتی شیرین که جز با وی نیاسایی
چو او رخسار بنماید نماند کفر و تاریکی
چو جعد خویش بگشاید نه دین ماند نه ترسایی
مرا غیرت همیگوید خموش ار جانت میباید
ز جان خویش بیزارم اگر دارد شکیبایی …
#حضرت_مولانا
#دیوان_شمس
@asharmolana.
…به پیش خلق نامش عشق و پیش من بلای جان
بلا و محنتی شیرین که جز با وی نیاسایی
چو او رخسار بنماید نماند کفر و تاریکی
چو جعد خویش بگشاید نه دین ماند نه ترسایی
مرا غیرت همیگوید خموش ار جانت میباید
ز جان خویش بیزارم اگر دارد شکیبایی …
#حضرت_مولانا
#دیوان_شمس
@asharmolana.
11❤34❤🔥6👍4
بر زلف تو گر دست درازی کردم
والله که حقیقت نه مجازی کردم
من در سر زلف تو بدیدم دل خویش
پس با دل خویش عشقبازی کردم
#مولانا
#ارسالی_عزیزامون 🤍
@asharmolana.
والله که حقیقت نه مجازی کردم
من در سر زلف تو بدیدم دل خویش
پس با دل خویش عشقبازی کردم
#مولانا
#ارسالی_عزیزامون 🤍
@asharmolana.
3❤50👍7❤🔥3🕊2
و اگر بر تو بِبندَد همه رَه ها و گُذرها
رَهِ پنهان بِنماید که کس آن راه نداند
#مولانای_جان
@asharmolana.
رَهِ پنهان بِنماید که کس آن راه نداند
#مولانای_جان
@asharmolana.
❤68👍16❤🔥4
در سکوت شب، جایی که مهتاب نقرهفام بر بامها میرقصد و عطر یاس در کوچهها میپیچد، خاطرات چون پرندگان مهاجر از راه میرسند. هر کدامشان داستانی دارند، قصهای از روزهای رفته و آرزوهای مانده. قلب، آرام و بیقرار، به این مهمانان سرزده خوشامد میگوید و در خلوت خویش، به زمزمهی آنها گوش میسپارد. گویی زمان در این لحظات به خواب رفته و تنها نوای خاطرات است که در گوش جان طنینانداز میشود.
#ارسالی_دوستان
@asharmolana
#ارسالی_دوستان
@asharmolana
👍11❤4❤🔥3
خوبست گم شوم، مفقود الاثر شوم
یا یک کتاب قصهگگ مختصر شوم
در خود فرو روم به خودم زندگی کنم
در خود فرو روم به خودم دردِ سر شوم
تو یک درخت خوبی و هی رشد کردهیی
چون من نخواستم که برایت تبر شوم
تو یک درخت خوبی و زیبا درون باغ
من آن پرندهی که فقط دربهدر شوم...
باید تصورّت بکنم تا ببیینم ات
باید برای دیدن تو کور و کر شوم!
٭٭٭
اصلن بکُش بگیر مرا پیش روی خود
بگذار درس عبرتی بر این بشر شوم!
شاداب محسنی
#ارسالی_دوستان
@asharmolana
یا یک کتاب قصهگگ مختصر شوم
در خود فرو روم به خودم زندگی کنم
در خود فرو روم به خودم دردِ سر شوم
تو یک درخت خوبی و هی رشد کردهیی
چون من نخواستم که برایت تبر شوم
تو یک درخت خوبی و زیبا درون باغ
من آن پرندهی که فقط دربهدر شوم...
باید تصورّت بکنم تا ببیینم ات
باید برای دیدن تو کور و کر شوم!
٭٭٭
اصلن بکُش بگیر مرا پیش روی خود
بگذار درس عبرتی بر این بشر شوم!
شاداب محسنی
#ارسالی_دوستان
@asharmolana
❤12👍5💔5