AKSEMAHTAB Telegram 2280
وقتی از امارات برگشتم برای زندگی به سیریک نقل مکان کردم. اولین بار بود که با چالش‌های زندگی در محیط شهرهای کوچک و روستاها مواجه شده بودم. در این محیط‌ها همه همدیگر را می‌شناسند و هر رفتار شما به شدت در حافظهٔ جمع حک می‌شود. یکی از معضلاتی که با آن روبرو بودم مواجهه با مرگ بود. مرگ در روستا و شهرهای کوچک، داستان خودش را دارد. مثلا پختن غذای برای شاید چند روز و شلوغ بودن خانهٔ متوفی تا مدت‌ها و... از آنجایی که این موارد تبدیل به رسم شده برچیدنش هم کار ساده‌ای نیست و اصلا خود خانوادهٔ میت برای حفظ نام و آبروی خانواده حاضر نیستند از این کارها دست بکشند.

حالا در برابر چنین موضوعی باید چه برخوردی کرد؟ نمی‌شود که برای گفتن تسلیت به خانهٔ مردم نرفت، به ویژه که این مورد برای مردم این شهرها مهم است و چه بسا نرفتن شما باعث کدورت و بدفهمی شود. تصمیم گرفتم وقت‌هایی برای گفتن تسلیت بروم که وقت غذا نباشد تا مجبور نشوم از آن غذا بخورم. البته از نظر شرعی خود آن غذا حرام نیست ولی دیدن اینکه فلانی (به قول آنها شیخ) دارد در این امر مشارکت می‌کند نوعی تایید این کار است. مشکل ما با ایجاد هزینه برای خانوادهٔ درگذشته است و همچنین خلاف سنت بودن این کار بود و قصدمان برچیده شدن این هزینه‌ها. نمی‌شود خودت بروی و آن غذا را بخوری و بعدا بگویی برای میت غذا درست نکنید. اما چند بار به دلایلی در وقت نامناسب به خانهٔ متوفی رفتم و این باعث شد در تله بیفتم. خب چکار کنم؟ تصمیم گرفتم غذا نخورم و گوشه‌ای بنشینم. از عواقب این کار هم می‌ترسیدم ولی دیگر راهی نبود. اما چیزی که باعث تعجب من شد این بود که با واکنش بدی مواجه نشدم. چرا؟

فهمیدم که قبل از من یکی از ملاهای سنتی آن منطقه هم از خوردن غذایی که برای میت پخته می‌شود خودداری می‌کرد و این دیگر برای مردم جا افتاده بود. ایشان هرجا می‌رفت وقت غذا گوشه‌ای می‌نشست و مردم هم دیگر این را پذیرفته بودند و وقتی من این کار را کردم انگار برایشان عادی بود. شنیدم که یکی می‌گفت این هم مثل «ملا بِراهیم» نمی‌خوره. این عجیب بود چون معمولا اینطور جاها ملاهای سنتی در برابر نهی از این هزینه‌ها مقاومت می‌کردند و حتی بعضی‌ها با گرفتن پول برای فاتحه و این دست کارها گذران زندگی می‌کردند. اما ملا براهیم فرق داشت. او زندگی زاهدانه‌ای داشت و از مردم بی‌نیاز بود.

این ملا بِراهیم از ملاهای قدیمی و به اصطلاح سنتی شهر بود. از آنهایی که سالها پیش برای آموزش قرآن و برخی مقدمات به جزیرهٔ قشم رفته بود و به اصطلاح عالم سطح بالا نبود ولی به شدت مورد احترام مردم بود. انسانی واقعا زاهد، متواضع، با اخلاق و البته اهل عبادت. صدای قرآن خواندن ملا براهیم بعد از نماز صبح در حیاط خانه‌اش بخشی از صبح آن آن روستا بود، مانند صدای پرندگان.

خلاصه که این مورد را ملا بِراهیم قبلا حل کرده بود و به اصطلاح جاده صاف کن ما شده بود. چند مثال دیگر از این جاده‌صاف کردن‌ها توسط برخی از علما به یاد دارم که شاید بعدها تعریف کردم. جایگاه اولین‌ها همیشه خاص است. ملا براهیم سال گذشته از دنیا رفت. رحمه الله.
4



tgoop.com/akseMahtab/2280
Create:
Last Update:

وقتی از امارات برگشتم برای زندگی به سیریک نقل مکان کردم. اولین بار بود که با چالش‌های زندگی در محیط شهرهای کوچک و روستاها مواجه شده بودم. در این محیط‌ها همه همدیگر را می‌شناسند و هر رفتار شما به شدت در حافظهٔ جمع حک می‌شود. یکی از معضلاتی که با آن روبرو بودم مواجهه با مرگ بود. مرگ در روستا و شهرهای کوچک، داستان خودش را دارد. مثلا پختن غذای برای شاید چند روز و شلوغ بودن خانهٔ متوفی تا مدت‌ها و... از آنجایی که این موارد تبدیل به رسم شده برچیدنش هم کار ساده‌ای نیست و اصلا خود خانوادهٔ میت برای حفظ نام و آبروی خانواده حاضر نیستند از این کارها دست بکشند.

حالا در برابر چنین موضوعی باید چه برخوردی کرد؟ نمی‌شود که برای گفتن تسلیت به خانهٔ مردم نرفت، به ویژه که این مورد برای مردم این شهرها مهم است و چه بسا نرفتن شما باعث کدورت و بدفهمی شود. تصمیم گرفتم وقت‌هایی برای گفتن تسلیت بروم که وقت غذا نباشد تا مجبور نشوم از آن غذا بخورم. البته از نظر شرعی خود آن غذا حرام نیست ولی دیدن اینکه فلانی (به قول آنها شیخ) دارد در این امر مشارکت می‌کند نوعی تایید این کار است. مشکل ما با ایجاد هزینه برای خانوادهٔ درگذشته است و همچنین خلاف سنت بودن این کار بود و قصدمان برچیده شدن این هزینه‌ها. نمی‌شود خودت بروی و آن غذا را بخوری و بعدا بگویی برای میت غذا درست نکنید. اما چند بار به دلایلی در وقت نامناسب به خانهٔ متوفی رفتم و این باعث شد در تله بیفتم. خب چکار کنم؟ تصمیم گرفتم غذا نخورم و گوشه‌ای بنشینم. از عواقب این کار هم می‌ترسیدم ولی دیگر راهی نبود. اما چیزی که باعث تعجب من شد این بود که با واکنش بدی مواجه نشدم. چرا؟

فهمیدم که قبل از من یکی از ملاهای سنتی آن منطقه هم از خوردن غذایی که برای میت پخته می‌شود خودداری می‌کرد و این دیگر برای مردم جا افتاده بود. ایشان هرجا می‌رفت وقت غذا گوشه‌ای می‌نشست و مردم هم دیگر این را پذیرفته بودند و وقتی من این کار را کردم انگار برایشان عادی بود. شنیدم که یکی می‌گفت این هم مثل «ملا بِراهیم» نمی‌خوره. این عجیب بود چون معمولا اینطور جاها ملاهای سنتی در برابر نهی از این هزینه‌ها مقاومت می‌کردند و حتی بعضی‌ها با گرفتن پول برای فاتحه و این دست کارها گذران زندگی می‌کردند. اما ملا براهیم فرق داشت. او زندگی زاهدانه‌ای داشت و از مردم بی‌نیاز بود.

این ملا بِراهیم از ملاهای قدیمی و به اصطلاح سنتی شهر بود. از آنهایی که سالها پیش برای آموزش قرآن و برخی مقدمات به جزیرهٔ قشم رفته بود و به اصطلاح عالم سطح بالا نبود ولی به شدت مورد احترام مردم بود. انسانی واقعا زاهد، متواضع، با اخلاق و البته اهل عبادت. صدای قرآن خواندن ملا براهیم بعد از نماز صبح در حیاط خانه‌اش بخشی از صبح آن آن روستا بود، مانند صدای پرندگان.

خلاصه که این مورد را ملا بِراهیم قبلا حل کرده بود و به اصطلاح جاده صاف کن ما شده بود. چند مثال دیگر از این جاده‌صاف کردن‌ها توسط برخی از علما به یاد دارم که شاید بعدها تعریف کردم. جایگاه اولین‌ها همیشه خاص است. ملا براهیم سال گذشته از دنیا رفت. رحمه الله.

BY عبدالله محمد


Share with your friend now:
tgoop.com/akseMahtab/2280

View MORE
Open in Telegram


Telegram News

Date: |

How to Create a Private or Public Channel on Telegram? Concise Users are more open to new information on workdays rather than weekends. Just at this time, Bitcoin and the broader crypto market have dropped to new 2022 lows. The Bitcoin price has tanked 10 percent dropping to $20,000. On the other hand, the altcoin space is witnessing even more brutal correction. Bitcoin has dropped nearly 60 percent year-to-date and more than 70 percent since its all-time high in November 2021. How to create a business channel on Telegram? (Tutorial)
from us


Telegram عبدالله محمد
FROM American