tgoop.com/akseMahtab/2072
Last Update:
در عربی صَدیق (دوست) و صِدق (راستی) هم ریشه هستند. اثبات صدق نیت برای دوست واقعی سخت نیست. صِدّیق از این رو به مقام صدیقیت رسید که شک در کارش نبود. اینکه میگویند انسان معاصر پرسشگر است حرف دقیقی نیست. شما تصور نکنید که در زمان گذشته هر کسی چیزی میگفت فوری حرفش را باور میکردند یا مردم در دورانهای گذشته شک در کارشان نبوده است.* بسیاری از کسانی که در مکه اسلام آورده بودند وقتی پیامبر صلی الله علیه وسلم از اسراء بازگشت، به محض شنیدن این واقعه از دین برگشتند! کفار قریش هم این فرصت را برای تمسخر مناسب دیدند و اتفاقا عدهای از آنها فورا به نزد صدیق آمدند چون گمان میکردند ایمان صدیق این یکی را دیگر تاب نخواهد آورد. اما صدیق حرفی زد که قاعده است: «اگر چنین گفته راست گفته است!» گفتند: یعنی باور میکنی که شبانه به بیت المقدس رفته و پیش از آنکه صبح شود بازگشته است؟ صدیق فرمود: «آری، من او را دربارهٔ چیزی دورتر (بعیدتر) از این راستگو میشمارم. من او را دربارهٔ خبر آسمان که صبحگاه و شامگاه میآورد تصدیق میکنم». (به روایت حاکم و بیهقی در دلائل النبوة. نگا: السلسلة الصحیحة: ۳۰۶) و این شد که ابوبکر، لقب «صِدّیق» گرفت. و صدیقیت مقامی است پایینتر از پیامبران و بالاتر از شهدا.
به قاعدهای که ابوبکر گفت دقت کن! وقتی تو در امری بزرگتر مرا باور داری چر در جزئیات میلنگی؟ چه چیز بالاتر از خود پیامبری؟ آمدن وحی از آسمان عجیبتر است یا اینکه آن پیامبر به اذن خداوند یک شبه به شهری در همین نزدیکی برود و برگردد؟ عدهای در پذیرش وحی و پیامبری مشکلی ندارند اما در جزئیات اخبار و احکامی که در همان وحی آمده چنان بحث میکنند که قریشیان با ابوبکر صدیق...
* شک محض فضیلت نیست. اما این تصور که مردم در دورانهای گذشته زودباور بودند و انسان معاصر ناگهان پرسشگر شده حرف درستی نیست. بماند که خرافه در دوران ما کم نیست. تفاوتش این است که پرسشها به سمت دیگری هدایت شده و عرصههایی هم از پرسشگری خالی شده است.
BY عبدالله محمد
Share with your friend now:
tgoop.com/akseMahtab/2072