tgoop.com/akseMahtab/1647
Last Update:
دربارهٔ غریب و رهگذر
در سیر به سوی آخرت، انسان عاقل یا رهگذر است یا حداقل غریب. حداقل غریب است یعنی آنکه بالاخره اولویتهای او و دیگران یکی نیست. غربت و رهگذر بودن هر دو اشاره به سرزمینی دیگر دارند اما با شدتی متفاوت. هر دو میگویند که جای تو اینجا نیست با این تفاوت که در غربت شما با دل خود سفر کردهاید و احساس «اینجایی» بودن نمیکنید اما برای رهگذر دل و بدن در حال حرکت هستند.
در غربت شما توشهای دارید، شاید خانهای هم داشته باشد ولی نمیتوانید خود را صاحب آن جا بدانید و دل به زمین بیگانه ببندید. اما نگاه رهگذر جدیتر است. هر رهگذری غریب است اما هر غریبی رهگذر نیست و همه نمیتوانند رهگذر شوند. آنان توشهای در حد نیاز دارند و نیاز یعنی صرفا برای عبور، در یک کوله پشتی. برای یک رهگذر، کفش مهمتر از مبل است و چاقوی سوییسی حیاتیتر از قهوهساز. برای رهگذر آب گوارا نعمت است و برای یکجانشین بدیهی. خانهٔ رهگذر راه است و زندگیاش رفتن.
با این حال چه غریب باشی و چه رهگذر، در هر دو حالت وطن، بهشت است. غریب هم آمادهٔ رفتن است و در خاک بیگانه ریشه نمیدواند. غریب در غربتش توشهٔ رفتن گردآوری میکند و دلی رهگذر دارد.
بیچاره اما کسی است که پی میبرد اینجا خانهٔ او نیست، اما وطن اصلی را هم انکار میکند. بیباوری برای آنان معنایی ندارد جز تحمل غم غربت بیآنکه شوق وطن در میان باشد.
«در دنیا چنان باش که گویا غریب یا رهگذری» (بخاری). وقتی منتظر ویزا هستی، فرایند دل کندن هم آغاز شده است؛ غربت همین است.
#بهشت_اندیشی
www.tgoop.com/akseMahtab
BY عبدالله محمد

Share with your friend now:
tgoop.com/akseMahtab/1647