AKSEMAHTAB Telegram 1555
درد هم بخشی ناگزیر از این زندگی است. اینکه انسان فکر می‌کند باید از هر دردی فرار کند گاه به دردهای بزرگتری منجر می‌شود. فکر نکنید منظور من گریز به سوی درمان است. خیلی از دردها دوره‌ای دارند که باید طی شوند و «درمان» فوری ندارند. این همان چیزی است که بشر نمی‌خواهد آن را بپذیرد: گذر آرام این مهمان ناخواسته.

انسان وقتی درمانی فوری برای یک درد نیابد به «تخدیر» یا نابودی خود پناه می‌ببرد. خواهم گفت چگونه. در نگاه اسلامی هر دردی برای مؤمن خیر است چون صبر می‌کند. این یعنی درد تو بیهوده نیست. این بیهوده نبودن آنقدر مهم است که حتی شادی بیهوده هم در پایان ویرانگر است چه رسد به ملال یا درد. اما از دیدگاه بی‌توجه به آخرت، درد شر محض است، شری حتی بدتر از مرگ.

خب حالا شما با این «شر اعظم» چکار خواهید کرد؟ این درد «بیهوده» را باید با بیهودگی دیگری درمان کرد: تخدیر. باز هم منظورم اینجا از تخدیر، آن تخدیر پزشکی نیست. تخدیر اینجا می‌تواند مصرف روانگردان باشد یا الکل یا حتی مصرف خودسر دارو. در موارد خیلی حاد این عدم تحمل درد می‌تواند به از بین بردن خود منجر شود: خودکشی. «درد، شری بزرگتر از مرگ است».

میان پوچ‌انگاری و عدم تحمل درد ارتباط مستقیم است. لازم هم نیست که یک پوچ‌انگار از نظر فلسفی ملحد باشد. خیلی از مسلمانان هم به سبب دوری از یاد آخرت و فراموشی نقش محوری اجر و پاداش دچار این نوع نگاه می‌شوند. قدرت تحمل درد بیش از آنکه بدنی باشد، درونی است. داشتن یک عقیده یا به قول امروزی‌ها فلسفه برای زندگی به معنی تحصیل‌کرده بودن یا کتاب خواندن بسیار نیست. گاه پیرمردان و پیرزنان روستایی برای خود فلسفه‌هایی عمیق و کاربردی و مفید دارند. یکی از نشانه‌های داشتن دید عمیق به زندگی همین قدرت تحمل است.

بیایید این را مرور کنیم: درد یک چیز غیر ضروری نیست. از سوی دیگر درد بی‌معنا نیست. دردی که معنای خود را از دست بدهد به شکنجه تبدیل می‌شود. دردها شکنجه نیستند، مگر آنکه پوچ دانسته شوند.

پ ن: در تمام این متن منظور از درد، آن دردی است که درمان فوری ندارد و باید طی شود. همچنین دردهای روحی مانند فقدان یا ناکامی غالبا درمان فوری ندارند و اینکه درمان فوری ندارند یعنی حتی اگر درمان داشته باشند این درمان دورهٔ خودش را دارد و همین دوره هم نوعی تحمل درد است.



tgoop.com/akseMahtab/1555
Create:
Last Update:

درد هم بخشی ناگزیر از این زندگی است. اینکه انسان فکر می‌کند باید از هر دردی فرار کند گاه به دردهای بزرگتری منجر می‌شود. فکر نکنید منظور من گریز به سوی درمان است. خیلی از دردها دوره‌ای دارند که باید طی شوند و «درمان» فوری ندارند. این همان چیزی است که بشر نمی‌خواهد آن را بپذیرد: گذر آرام این مهمان ناخواسته.

انسان وقتی درمانی فوری برای یک درد نیابد به «تخدیر» یا نابودی خود پناه می‌ببرد. خواهم گفت چگونه. در نگاه اسلامی هر دردی برای مؤمن خیر است چون صبر می‌کند. این یعنی درد تو بیهوده نیست. این بیهوده نبودن آنقدر مهم است که حتی شادی بیهوده هم در پایان ویرانگر است چه رسد به ملال یا درد. اما از دیدگاه بی‌توجه به آخرت، درد شر محض است، شری حتی بدتر از مرگ.

خب حالا شما با این «شر اعظم» چکار خواهید کرد؟ این درد «بیهوده» را باید با بیهودگی دیگری درمان کرد: تخدیر. باز هم منظورم اینجا از تخدیر، آن تخدیر پزشکی نیست. تخدیر اینجا می‌تواند مصرف روانگردان باشد یا الکل یا حتی مصرف خودسر دارو. در موارد خیلی حاد این عدم تحمل درد می‌تواند به از بین بردن خود منجر شود: خودکشی. «درد، شری بزرگتر از مرگ است».

میان پوچ‌انگاری و عدم تحمل درد ارتباط مستقیم است. لازم هم نیست که یک پوچ‌انگار از نظر فلسفی ملحد باشد. خیلی از مسلمانان هم به سبب دوری از یاد آخرت و فراموشی نقش محوری اجر و پاداش دچار این نوع نگاه می‌شوند. قدرت تحمل درد بیش از آنکه بدنی باشد، درونی است. داشتن یک عقیده یا به قول امروزی‌ها فلسفه برای زندگی به معنی تحصیل‌کرده بودن یا کتاب خواندن بسیار نیست. گاه پیرمردان و پیرزنان روستایی برای خود فلسفه‌هایی عمیق و کاربردی و مفید دارند. یکی از نشانه‌های داشتن دید عمیق به زندگی همین قدرت تحمل است.

بیایید این را مرور کنیم: درد یک چیز غیر ضروری نیست. از سوی دیگر درد بی‌معنا نیست. دردی که معنای خود را از دست بدهد به شکنجه تبدیل می‌شود. دردها شکنجه نیستند، مگر آنکه پوچ دانسته شوند.

پ ن: در تمام این متن منظور از درد، آن دردی است که درمان فوری ندارد و باید طی شود. همچنین دردهای روحی مانند فقدان یا ناکامی غالبا درمان فوری ندارند و اینکه درمان فوری ندارند یعنی حتی اگر درمان داشته باشند این درمان دورهٔ خودش را دارد و همین دوره هم نوعی تحمل درد است.

BY عبدالله محمد


Share with your friend now:
tgoop.com/akseMahtab/1555

View MORE
Open in Telegram


Telegram News

Date: |

The group’s featured image is of a Pepe frog yelling, often referred to as the “REEEEEEE” meme. Pepe the Frog was created back in 2005 by Matt Furie and has since become an internet symbol for meme culture and “degen” culture. Unlimited number of subscribers per channel Telegram channels fall into two types: But a Telegram statement also said: "Any requests related to political censorship or limiting human rights such as the rights to free speech or assembly are not and will not be considered." Users are more open to new information on workdays rather than weekends.
from us


Telegram عبدالله محمد
FROM American