tgoop.com/DrHosseinMahmoudi/1021
Last Update:
در مورد «معنای زندگی» دیدگاههای بسیار متنوعی وجود دارد که در دوره نخست «معنای زندگی» با جغرافیای این بحث و نیز انواع رویکردها و دیدگاههای مختلف آشنا شدیم. و در دوره «فلسفه های اگزیستانس و معنای زندگی» با دیدگاههای گروه نخست از این جریان بزرگ و مهم فلسفی آشنا شدیم. در آینده به فلسفههای اگزیستانس بازخواهیم گشت. اما به نظر می رسد پیش از آن آشنایی با شخصیت های بزرگی در تاریخ اندیشه بسیار مفید واقع شود. در این دوره چند متفکر برجسته را برگزیدهایم تا با نگاهی دقیقتر و عمیقتر به شرح اندیشههای آنها «درباره معنای زندگی» بپردازیم. برخی از این اندیشمندان (مانند افلاطون و ارسطو) به راستی دوران ساز بوده اند و تفکرشان بر خیل عظیمی از فیلسوفان پس از خودشان سایه انداخته است و بسیاری در دولت ایشان میزیسته و عمیقا وامدار ایشان بوده و هستند.
در گام نخست با افلاطون به عنوان شاخصترین متفکری که بر نگاههای «فراطبیعت گرایانه» در معنای زندگی تأثیر شگرف و انکارناپذیری داشته است، آشنا خواهیم شد. پس از افلاطون نوبت به ارسطو می رسد که نگاهی به غایت متفاوت با استاد خود داشت. سپس به دوران مدرن سری میزنیم و با نگاه ایمانوئل کانت آشنا خواهیم شد که او نیز تأثیر بسزایی بر جهان اندیشه پس از خود داشته است و پس از او به هگل میپردازیم که برجستهترین فیلسوف دوران مدرن است و دیدگاههای جهانشمول را نمایندگی و چه بسا رهبری میکند. متفکر بعدی آرتور شوپنهاور است، جسورترین اندیشمندی که در مقابل افلاطون، الهیات مسیحی و هگل قد بر افراشت و ساز مخالف کوک کرد و نوای «هیچ انگاری» سرداد. در ذکر اهمیت جایگاه شوپنهاور در مورد معنای زندگی تری ایگلتون به درستی می گوید: "کسانی که تصور می کنند زندگی باید معنایی داشته باشد و این معنا تعالی یابنده هم باشد، ناگزیرند با چالش غم انگیز یک شوپنهاور دست به گریبان شوند."
BY دکتر حسین محمودی
Share with your friend now:
tgoop.com/DrHosseinMahmoudi/1021