tgoop.com/Daricheh93/29792
Create:
Last Update:
Last Update:
#پاراگراف_دریچه
هوا بسیار گرم بود. روزها در داخل کانکسهای کولردار آموزشها داده میشد و شبها هم در بیرون محوطه ی باز. بعضی شبها آموزش جنگی هم جزو برنامه بود؛ خشم شب داشتند و یکهو داخل خوابگاه گاز اشک آور میزدند و همه را بیرون میکردند و سینه خیز میبردند یا نصف شب آنها را به طرف تپه ها میبردند و به سمتشان تیر مشقی میزدند و مجبورشان میکردند که غلت بزنند ! یک شب فرماندهی پادگان اعلام کرد که گروه تخصصی مخابرات آماده باشند برای اعزام به تیپ بیست و یک زرهی امام رضا که در خط مقدم مستقر است. دو روز بعد محسن و گروه مخابرات را فرستادند به سمت خط. همان روز اول ورود به تیپ بیست و یک ، فرماندهی مخابرات ، محسن را سرپرست تعمیرگاه مخابرات کرد. از عرضه و جنم او خوشش آمده بود.
#بیسیم_چی
#شهرام_وحدتی✍
@daricheh93
Dariche93.ir
BY انجمن ادبیات داستانی دریچه
Share with your friend now:
tgoop.com/Daricheh93/29792