DARICHEH93 Telegram 29713
#اخبار_دریچه
📕 در نشست اعضای انجمن دریچه که در دوشنبه برگزار شد، دو داستان از داستانهای آقای امینی، نویسنده توانا و مشاور روان شناس، نقد و بررسی شد.
با هم داستانها را بررسی و تحلیل می کنیم.‌


🖌"مردی با کلاه بارانی" نویسنده : حمزه امینی(فرداد)

عنوان این داستان انتخاب خوبی است و با متن داستان همخوانی دارد.
داستان در یک فضای سورئال و تخیلی شکل می گیرد ، با سوژه  ای جذاب، بکر ، تازه و خلاقانه.‌

نویسنده فضا پردازی جذاب و پر حسی دارد. توصیفات دلنشین ، نازک خیالی ها و آشنا زدایی هایی که در متن نشسته و استفاده صحیح از کلمات و کاربرد آنها حس های جدیدی را به مخاطب منتقل می کند.

ماجراها در یک روستا پیش آمده است، فضای داستان تاریک و انتزاعی است که در آن افسردگی، خمودگی و یاس موج می زند.‌ 

داستان کلیت خوبی دارد. 

داستان کوتاه " مردی با کلاه بارانی "  کلی حرف ناگفته دارد که خواننده از کشف آنها لذت می برد و خواننده بعد خواندن داستان حس می کند چیزی در دلش ته نشین می شود و به حس تازه ای می رسد.

داستان تاثیر گذار، پر مفهوم و زیباست و پایان بندی داستان خوب، پر حس و شاعرانه است. 


🖌"پله های چوبی نمزده"


این داستان جذابیت خاصی  دارد و بدل می نشیند. راوی این داستان پسر نوجوانی است که ماجرا را از زمانی می گوید که پدر بزرگش به اتاق او می آید و تنهایی و پادشاهی کوچکش را از او می گیرد.‌

این داستان با لحن صمیمی، خواننده را به راحتی با خودش همراه می کند و تفاوت نسل جوان و نسل سالخورده را در یک روایت غیر مستقیم و زیر پوستی به تصویر می کشد.

داستان پاراگراف های پر مفهومی دارد که اثر گذار است و با هم چند تا از این پاراگراف ها را بخوانیم:

💥گاهی، حرفهایی که نمی زنی، بلندتر از هر جمله ای به گوش می رسند. و گاهی، سایه هایی که از دل نور بیرون می آیند، حقیقت را روشنتر از خود نور نشان می دهند.

💥مرگ او، نه پایان بود. نه خاموشی، نه خلا. یک نقطه گذاری شاعرانه بود، مکثی در میانه ی جمله های که زندگیش بود. او چیزی را با خود نبرد؛ خود را در چیزهای کوچک جا گذاشت: در چای نیمه خورده، در تَرَک روی دیوار، در سایه قابهای قدیمی، در بخار روی شیشه، در باران.

💥بابابزرگ برای من فقط یک پدربزرگ نبود؛ او شکل فشرده‌ی زمان بود. نه در قالب دقیقه و ساعت، که در قالب تجربه، بو، نگاه، و سکوت. وقتی راه می‌رفت، صدای پایش مثل سوزن گرامافونی بود که نوای گذشته را دوباره پخش می‌کرد؛ ملودی‌ای که فقط من و خانه می‌شنیدیم.
حالا که نیست، خانه او را نه با نبود جسم، بلکه با سکوتش بیشتر حس می‌کند.

این داستان پایان بندی خوب و تاثیر گذاری دارد و حس های تازه ای را در خواننده زنده می کند و تلاش نویسنده و قلم توانای نویسنده ستودنی است.

از این نویسنده، قبلا، یک رمان و یک مجموعه داستان کوتاه به چاپ رسیده است.  "دیوارها گریه می کنند"  و " مرغ ها پدرم را خوردند" که توسط انتشارات لعیا چاپ و روانه بازار شده است.


📕انجمن ادبیات داستانی دریچه برای این نویسنده ی گرامی،  آرزوی موفقیت روز افزون دارد.


@daricheh93
Daricheh93.ir
4👍2



tgoop.com/Daricheh93/29713
Create:
Last Update:

#اخبار_دریچه
📕 در نشست اعضای انجمن دریچه که در دوشنبه برگزار شد، دو داستان از داستانهای آقای امینی، نویسنده توانا و مشاور روان شناس، نقد و بررسی شد.
با هم داستانها را بررسی و تحلیل می کنیم.‌


🖌"مردی با کلاه بارانی" نویسنده : حمزه امینی(فرداد)

عنوان این داستان انتخاب خوبی است و با متن داستان همخوانی دارد.
داستان در یک فضای سورئال و تخیلی شکل می گیرد ، با سوژه  ای جذاب، بکر ، تازه و خلاقانه.‌

نویسنده فضا پردازی جذاب و پر حسی دارد. توصیفات دلنشین ، نازک خیالی ها و آشنا زدایی هایی که در متن نشسته و استفاده صحیح از کلمات و کاربرد آنها حس های جدیدی را به مخاطب منتقل می کند.

ماجراها در یک روستا پیش آمده است، فضای داستان تاریک و انتزاعی است که در آن افسردگی، خمودگی و یاس موج می زند.‌ 

داستان کلیت خوبی دارد. 

داستان کوتاه " مردی با کلاه بارانی "  کلی حرف ناگفته دارد که خواننده از کشف آنها لذت می برد و خواننده بعد خواندن داستان حس می کند چیزی در دلش ته نشین می شود و به حس تازه ای می رسد.

داستان تاثیر گذار، پر مفهوم و زیباست و پایان بندی داستان خوب، پر حس و شاعرانه است. 


🖌"پله های چوبی نمزده"


این داستان جذابیت خاصی  دارد و بدل می نشیند. راوی این داستان پسر نوجوانی است که ماجرا را از زمانی می گوید که پدر بزرگش به اتاق او می آید و تنهایی و پادشاهی کوچکش را از او می گیرد.‌

این داستان با لحن صمیمی، خواننده را به راحتی با خودش همراه می کند و تفاوت نسل جوان و نسل سالخورده را در یک روایت غیر مستقیم و زیر پوستی به تصویر می کشد.

داستان پاراگراف های پر مفهومی دارد که اثر گذار است و با هم چند تا از این پاراگراف ها را بخوانیم:

💥گاهی، حرفهایی که نمی زنی، بلندتر از هر جمله ای به گوش می رسند. و گاهی، سایه هایی که از دل نور بیرون می آیند، حقیقت را روشنتر از خود نور نشان می دهند.

💥مرگ او، نه پایان بود. نه خاموشی، نه خلا. یک نقطه گذاری شاعرانه بود، مکثی در میانه ی جمله های که زندگیش بود. او چیزی را با خود نبرد؛ خود را در چیزهای کوچک جا گذاشت: در چای نیمه خورده، در تَرَک روی دیوار، در سایه قابهای قدیمی، در بخار روی شیشه، در باران.

💥بابابزرگ برای من فقط یک پدربزرگ نبود؛ او شکل فشرده‌ی زمان بود. نه در قالب دقیقه و ساعت، که در قالب تجربه، بو، نگاه، و سکوت. وقتی راه می‌رفت، صدای پایش مثل سوزن گرامافونی بود که نوای گذشته را دوباره پخش می‌کرد؛ ملودی‌ای که فقط من و خانه می‌شنیدیم.
حالا که نیست، خانه او را نه با نبود جسم، بلکه با سکوتش بیشتر حس می‌کند.

این داستان پایان بندی خوب و تاثیر گذاری دارد و حس های تازه ای را در خواننده زنده می کند و تلاش نویسنده و قلم توانای نویسنده ستودنی است.

از این نویسنده، قبلا، یک رمان و یک مجموعه داستان کوتاه به چاپ رسیده است.  "دیوارها گریه می کنند"  و " مرغ ها پدرم را خوردند" که توسط انتشارات لعیا چاپ و روانه بازار شده است.


📕انجمن ادبیات داستانی دریچه برای این نویسنده ی گرامی،  آرزوی موفقیت روز افزون دارد.


@daricheh93
Daricheh93.ir

BY انجمن ادبیات داستانی دریچه


Share with your friend now:
tgoop.com/Daricheh93/29713

View MORE
Open in Telegram


Telegram News

Date: |

How to create a business channel on Telegram? (Tutorial) The main design elements of your Telegram channel include a name, bio (brief description), and avatar. Your bio should be: Earlier, crypto enthusiasts had created a self-described “meme app” dubbed “gm” app wherein users would greet each other with “gm” or “good morning” messages. However, in September 2021, the gm app was down after a hacker reportedly gained access to the user data. How to create a business channel on Telegram? (Tutorial) Choose quality over quantity. Remember that one high-quality post is better than five short publications of questionable value.
from us


Telegram انجمن ادبیات داستانی دریچه
FROM American