tgoop.com/ArakiBass/20208
Last Update:
#دل_نوشته
《دوسِت دارم می دونی ؟! 》
یک دست کت و شلوار خاکستری راه راه خاک آلود پوشیده بود و یک کلاه شاپو مشکی بر سر داشت . دندانهایش زرد و سالم بود ! و سبیلهای جو گندمی اش تا زیر چانه اش امتداد داشت . یقه ی پیراهن سفید و چرکش تا روی جناغ سینه باز بود و انگار داشت پشم های ! فرفری سیاه و سفید سینه اش را به رخ خاص و عام می کشید . در راسته میوه فروش های خیابان امام جمعیت زیادی برای خریدن میوه ی ارزان در هم می لولیدند و او بی خیال از دنیا با تمام خوب و بد هایش بلند بلند می خواند : دوسِت دارم می دونی این کار دله ! گناه من نیست تقصیر دله ! نمی دانم چرا نیمه ی اول شعر را با لهجه ی اراکی و ادامه ی آن را تهرانی می خواند؟ ! از پشت سر زنی که جلوی بساط یک مغازه ی میوه فروشی ایستاده بود دستش را دراز کرد و یک دانه گوجه فرنگی برداشت و فارغ از داستانهای راست و دروغ کرونا دندانهایش را طوری بر کمرش فشرد که آب آن بر روی روسری زرد و سفید زن پاشید ! میوه فروش خندید و زن بدون اینکه جرأت اعتراض به خود بدهد فقط اخم کرد !
اخبار را که می خوانی دلت می خواهد زودتر بمیری !! اعداد پایان ندارند و قیمتها معلوم نیست عاقبت روی کدام عدد قرار است قرار بگیرند ! مهدی از اردیبهشت تا مرداد که می خواهد قرارداد اجاره اش را با صاحبخانه تمدید کند مدام در هول و بلا !! به سر می برد و شبها نمی تواند بخوابد ! مردم از پس تأمین هزینه ی خوردنی و پوشیدنی بر نمی آیند و اعداد تا بی نهایت ادامه دارند ! قرآن و مهر نماز و تسبیح از دست مادرها و پدرها نمی افتد ، تمام جمله ها در زمان آینده بیان می شوند و کلمه ی ( باید ) از دهان ارباب ها نمی افتد ؛ با این حال چشمها ، گوشها ، ذهن ، کمر ، دست ها ، پاها و قلب آدمها که در اثر تلاطمها و دویدنهای هر روزه فرسوده و با درد درگیرند بد جور محتاج به استراحتند . سر نوشت محمد ، مجید و محسن هم دست کمی از سرنوشت مهدی ندارد و گاهی پناهی جز تفال به دیوان حافظ وجود ندارد ! امید در ذهن مردم پایین دست ، نا امید شده و چاره ی همه ی دردهای پیدا و پنهان این آدمها انگار در زیر خاک پنهان شده !
در جلوی پاساژ گلستان یک جوان قد بلند داشت آمپلی فایر کوچکش را تنظیم می کرد تا صدای خسته ی ویولون مستعملش را بهتر به گوش عابرین سر در گمی که معلوم نبود چرا اینقدر با عجله زندگی می کردند ! برساند . کمی جلوتر جوانی دیگر بر دیواری قدیمی تکیه داده و مشغول نواختن گیتار بود و چه زیبا می نواخت ! صدای ویولون و گیتاری که در خیابان عباس آباد پیچیده بود شاید می خواست قصه ی پر غصه ی بخت تار جوانها را به یادمان بیاورد و من در خیابانی که بوی تنهایی می داد گریستم . در پیچ باغ ملی که دیگر ملی نبود و لاله ی سرخ میدانگاهی اش غبار آلوده تر از همیشه ی تمام تاریخ بود ، در ذهن از هم پاشیده ام و از پشت پرهای سبز و زرد و سفید و سرخ علامتها و چهلچراغها نگاهم نا خودآگاه به سقف کاهگلی بازار افتاد . بازار چقدر دلتنگ است این روزها ! و پرها چه رقص غمگینی می کردند در نسیم پاییزی !!
فضای شربتخانه صمیمی بود ، پنجره ها با رنگهای زرد و آبی و سبز و قرمز در دل دیوارهای آجری شاد تر از همیشه بودند و باد و خاک و آب و آتش بازیشان گرفته بود در آن عصرگاهی . رضا مهدوی در سر و صدای ماشینهای خیابان حصار قصه ای از رفاقت می خواند ، چند نفر مشغول سر و سامان دادن به مراسم بودند ، توتهای سفید گه گاه از درخت با سخاوت بر زمین و بر روی میزها سقوط می کردند و صدای له شدنشان در صدای فواره ی آب حوض آبی رنگ وسط حیاط درندشت گم می شد و من که غرق در قصه ی رضا انگار سوار بر اتوبوس آبی ماشین سازی بودم در حسرت روزها و رفاقتهای از دست رفته به سختی داشتم با بغض سنگینی که نفسم را بند آورده بود می جنگیدم . رضا می گفت : هیچ چیز ارزش رفاقت را ندارد و راست می گفت ! این روزها اما ناباورهای خیال پرست دلشان نمی خواهد و یا شاید نمی توانند بفهمند معنای رفاقت را !!
ابوالفضل با اشاره از من خواست در پایان مراسم یک شعر با گویش اراکی بخوانم و من به دنبال روزگار مگسی می گشتم در صفحات نا منظم گوشی همراهم ! آب گوجه فرنگی بر روی روسری زرد و سفید زن خشک شده بود ، مهدی با فکر تمدید قرارداد اجاره ی خانه اش بی خواب بود و اعداد معلوم نبود سر انجام در کجا می خواهند بایستند و نقطه ی پایانی باشند بر بی نهایت !! آرشه ی ویولون هر چند با فاصله ولی تمام فکر و ذهنش پیش زخمه ی گیتار بود ، اسکناسهای سبز و آبی روی سنگ فرش پیاده رو منتظر ملاقات با نان شب بودند . در سر کوچه ی بارو یک رج دندان زرد و سالم بر روی ستاره و خورشید می خندید و صدایی نشسته بر قله ی یکرنگی بی خیال از دشواریهای آدمی بر روی خاک و آرامش او در زیر خاک ! اراکی و تهرانی می خواند : دوست دارم می دونی این کار دله ، گناه من نیست تقصیر دله !!
✍ #محمد_علمدار
@ArakiBass
BY اراکی باس...؟
Share with your friend now:
tgoop.com/ArakiBass/20208