Telegram Web
هوالمحبوب

🟢 قرآن می‌فرماید در هنگام به دست آوردن و از دست دادن باید این‌گونه باشی

🔹 جمله‌اى دارد مولاى متقيان على عليه‌السلام در نهج البلاغه در تعريف زهد كه ديگر بهتر از اين نمى‌شود گفت. تعريف زهد را از على(ع) بايد گرفت. مى‌فرمايد: «اَلزُّهْدُ كُلُّهُ بَيْنَ كَلِمَتَيْنِ مِنَ الْقُرْآنِ‌» زهد در دو جملۀ قرآن بيان شده است (زهد، اين خشكه‌ مقدس بازى‌ها نيست، زهد به روح انسان مربوط است).

🔸 آنجا كه در سورۀ حديد مى‌فرمايد: «لِكَيْلاٰ تَأْسَوْا عَلىٰ مٰا فٰاتَكُمْ وَ لاٰ تَفْرَحُوا بِمٰا آتٰاكُمْ‌» اينكه برسيد به اين مرحله كه اگر دنيايى كه داريد از شما گرفته شد غم‌زده نشويد، غم دنيا شما را نگيرد، و اگر چيزى نداريد، دنيا يك‌مرتبه به شما رو بياورد، شادى زده نشويد؛ و به عبارت ديگر اگر تمام دنيا در دست شماست، چنانچه آن را از شما بگيرند تو همان آدم باشى كه هيچ چيز نداشته باشى، و همۀ دنيا را هم به تو بدهند تو همان آدم باشى.

📗 استاد مطهری، سیری در سیره نبوی،


https://www.tgoop.com/zekre_salavat
نام: مرتضی | نام خانوادگی: زارع دولابی | نام پدر: حبیب الله

تاریخ ولادت: ۱۳۳۷/۵/۱ | محل ولادت: تهران | سن: ۲۵

تاریخ شهادت: ۱۳۶۲/۵/۱۲ | شهادت: حاج عمران – عملیات والفجر ۲

مزار: تهران – بهشت زهرا(س) – قطعه ۲۸ ردیف ۱۳۴ شماره ۱۱

سمت: فرمانده گردان حضرت قاسم علیه السلام



زندگینامه شهید مرتضی زارع دولابی

مرتضی زارع دولابی در سال ۱۳۳۷ در محله دولاب تهران چشم به جهان گشود. او که در محیطی مذهبی رشد یافته بود، از همان کودکی شوق و رغبت زیادی نسبت به فراگیری علوم قرآنی و کتب مذهبی از خود نشان می داد و همراه پدر به مسجد و مجالس مذهبی می رفت. شاید زیستن در محله ای که عطر و بوی شهید نواب صفوی و شهید آیت الله سعیدی در آن پیچیده بود، نیز در شکل گیری شخصیت او بی تاثیر نبود.

مرتضی تحصیلات ابتدایی اش را در مدرسه مساوات و راهنمایی را در مدرسه مترجم الدوله گذراند. او پس از دو سال تحصیل در مقطع راهنمایی در مدرسه مترجم الدوله، درس را رها کرد و به کار آزاد پرداخت. مدتی در مغازه عمویش مشغول به کار شد. از آن پس، به رانندگی کامیون و حمل بار به شهرستان روی آورد.

فعالیت سیاسی مرتضی از سال ۱۳۵۶ شروع شد و با شروع انقلاب، گسترش یافت. او اعلامیه توزیع می کرد و در مجالس سخنرانان برجسته حضور می یافت. چندین بار نیز توسط عوامل ساواک مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

او یکبار حین فعالیت و مبارزه در خیابان پیروزی توسط ساواک دستگیر شد و دو هفته زیر کتک و شکنجه تاب آورد و دم برنیاورد. بعد از آن، نه تنها دست از مبارزه و فعالیت برنداشت، بلکه مصمم تر از گذشته به مبارزه ادامه داد. وی همراه مردم انقلابی در تسخیر و تصرف پادگانهای ۲۱ حمزه، قصرفیروزه و تسلیحات شرکت کرد.

هنگام ورود جضرت امام خمینی (ره) به میهن اسلامی، مرتضی در گروه انتظاماتی، به سرپرستی حجّت الاسلام سید حسین سعیدی ـ فرزند شهید آیت الله سعیدی ـ به انتظام کارهای استقبال بزرگ پرداخت.

مرتضی در اردیبهشت ماه ۱۳۵۸ برای همکاری به کمیته مرکزی واقع در خیابان تنکابن دعوت شد و مدتی در کمیته انقلاب اسلامی به خدمت صادقانه پرداخت.

او در همان سال، به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد و به سرعت برای مقابله با ضد انقلاب، همراه گردان ۲ سپاه به پاوه اعزام شد و در شهرهای نقده، سنندج و باینگان جنگید.

پس از شروع جنگ تحمیلی، مرتضی زارع راهی جبهه های جنگ جنوب شد. مدتی در محور عملیاتی سوسنگرد و پس از آن در جبهه های آبادان جنگید. وی در میدان هفت تیر آبادان، هنگام درگیری با نیروهای دشمن، از ناحیه کمر مجروح شد. پس از بهبودی نسبی، به سر پل ذهاب رفت و در منطقه سراب گرم هنگاه عزیمت به خط مقدم، خودرو آنان چپ و او به سختی مجروح شد. در این حادثه، دو نفر از دوستانش به شهادت رسیدند.

مرتضی برای مداوا به تهران بازگشت. پس از بهبودی، با دختری از محله دولاب ازدواج کرد و یک ماه پس از ازدواج راهی جبهه شد.

شهید اویسی با توجه به تجربیات مرتضی، مسئوولیت گردان بلال را به او پیشنهاد کرد اما او نپذیرفت.

در عملیات فتح المبین از ناحیه دست مجروح شد اما باز هم جبهه را رها نکرد.

پس از پایان عملیّات بیت المقدس همراه جمعی از مسئولان برای کمک به مردم مظلوم لبنان، به سوریه و لبنان اعزام شد. پس از مدتی خدمت در آن جا به کشور بازگشت و خودش را به جبهه سومار رساند و در عملیّات مسلم بن عقیل شرکت کرد.

او در عملیّات والفجر مقدماتی با مسئوولیت فرمانده گردان حضرت قاسم(ع) از تیپ سیدالشهدا(ع) حضور یافت و حماسه آفرید. پس از آن، با همین مسئوولیت در عملیات والفجر۱ نیز شرکت کرد و این بار حین عملیّات از ناحیه پشت ترکش خورد که به دنبال آن، مدت دو ماه در بیمارستان بستری گردید.

پس از بهبودی، خودش را برای عملیّات والفجر ۲ به جبهه رساند و در تصرف قله استراتژیک ۲۵۱۹ ، ایثارگری نمود. وی در این عملیّات، از ناحیه کتف زخم برداشت اما خم به ابرو نیاورد تا روحیه نیروهایش خراب نشود، خود را از قله به پایین کشاند، تا نیروهایش را هدایت کند، اما با تنی مجروح، اما قامتی افراشته، به دیدار یار شتافت و به فوز عظمای شهادت رسید

نثار روح مطهرش صلوات

https://www.tgoop.com/zekre_salavat
❤‍🔥1
عکس تاریخی
از تشییع پیکر
"شهید احمد بروجردی"
و حضور همرزمان و دوستانش
"شهید محمد ملکان"
"شهید محمد پایکاری"
"شهید محمد برخورداری"
که آنها نیز به او پیوستند
و به مقام شهادت رسیدند...

نثارشهدا صلوات


https://www.tgoop.com/zekre_salavat
❤‍🔥2
Forwarded from عکس نگار
هوالشاهد‍

آنچه جان عاشقان از دست زلفت می کشد ****کس ندیدست در جهان جز کشتگان کربلا

مرگ اگر مرگ است گو نزد من آی*** تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
من ز او عمری ستانم جاودان ***او ز من جسمی ستاند رنگ رنگ


علیرضا اولین فرزند خانواده «موحد دانش» در سال ۱۳۳۷ در تهران به دنیا آمد. در سال ۱۳۵۵ بعد از اخذ دیپلم به سربازی اعزام شد و پس از فرمان امام خمینی مبنی بر فرار سربازان از پادگان‌ها، وی نیز از پادگان گریخت و به جمع انقلابیون پیوست.

پس از پیروزی انقلاب، در كمیته انقلاب اسلامی شمیران به فعالیت مشغول شد. علیرضا در فروردین ماه ۱۳۵۸ به عضویت سپاه پاسداران در آمد و ابتدا مأموریت حراست از بیت امام خمینی(ره) را بر عهده گرفت. با آغاز غائله كردستان، به كردستان رفت وبه عنوان فرمانده گروهان وجانشین گردان در چند عملیات پاكسازی علیه ضد انقلابیون شركت كرد. باشروع جنگ به عنوان فرمانده گردان ششم پادگان حضرت ولیعصر(عج) باگردان خود به جبهه خرمشهر اعزام شد و سپس به عنوان مسئول محور در کنار محسن وزوایی در عملیات بازی دراز حضور یافت و در این عملیات، یك دست او قطع شد.


وی پس از عملیات مطلع الفجر به مكه معظمه مشرف شد.

مدتی بعد به تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص) اعزام شد تا به عنوان معاون گردان حبیب بن مظاهر مأموریتش را انجام دهد.

وی پس از خاتمه عملیات فتح المبین، فرماندهی گردان حبیب بن مظاهر را بر عهده گرفت و نقش فعالی در مراحل سه گانه عملیات الی بیت المقدس و آزادی خرمشهر ایفا كرد.

در خرداد سال ۱۳۶۱ با دختری مؤمنه عقد ازدواج بست. پس از پایان عملیات بیت المقدس، به همراه قوای محمد رسول الله (ص) به لبنان اعزام شد.

بعد از بازگشت از لبنان، فرماندهی تیپ ۱۰ سید الشهدا (ع) را بر عهده گرفته،سپس ازفرماندهی کنارگذاشته شد وجانشین ایشان بامعرفی حاج علی به فرماندهی تیپ رسید وایشان جوانمردانه درسه عملیات تاشهادت در کنارایشان درنبرد بابعثی ها حاضربود در عملیات والفجر ۱ مجدداً مجروح گردید.


نحوه شهادت

فرمانده شجاع سپاه اسلام،علیرضا موحد دانش، سرانجام در تاریخ ۱۳ مرداد ۱۳۶۲ در عملیات والفجر ۲ در منطقه حاج عمران، در حالی كه مسئولیت خطرناکترین محور را درکنار حاج کاظم رستگار فرماندهی تیپ ۱۰ سید الشهدا (ع) حضور داشت غریبانه به فیض شهادت رسید وپیکرش پس ازسه روز از لای صخره های دامنه قله ۲۵۱۹ پیداشد وبه عقب آورده شد .


اطـلاعات مـزار

شهر محل دفن : تهران

محل مزار شهید : بهشت زهرا س

قطعه : ۲۴ ردیف : ۷۳ شماره : ۲۰

تاریخ تولد: ۱۳۳۷/۰۶/۲۷

روز شهادت: ۱۳۶۲/۰۵/۱۳

سن در زمان شهادت : ۲۵ سال

محل شهادت: حاج عمران عراق

عملیات : والفجر۲

نثار روح مطهرش صلوات

https://www.tgoop.com/zekre_salavat
💔3🙏1
هوالشاهد

تو که نمیتونی اجرا بکنی!
چرا گرفتی!!!؟

ردای حق

شهید موحددانش در دوران حیات دنیایی اگرچه آینه تمام نمای یک اسطوره بود اما بر مظلومیت ایشان همین بس که به خاطر ادای تکلیف، ردای فرماندهی را از تن به درآورد و مانند چند تن از هم‌رزمانش که همگی در دوره‌‌ای، از فرماندهان لشکر سیدالشهدا (ع) بودند، به هنگام شهادت یک بسیجی ساده بود.,
ایشان در جنگ دیدگاههایی داشتند که مسئولین اداره جنگ  مانند سایرمقاطع ،بعدها به این دیدگاه ها رسیدند؛ علی موحد از همان زمان به این دیدگاهها رسیده بود.

اختلاف نظر تاکتیکی که  با مدیریت و فرماندهی جنگ پیدا کرده بود، به مانند همان دیدگاههای حاج کاظم رستگار ها و حسن بهمنی ها بود ...

به راستی جای این پرسش خالیست که چرا شهیدانی مانند علیرضا موحددانش و ... نباید در جامعه آنطور که باید شناخته شده باشند و تازه بعد از اینهمه سال سال یادمان بیفتد که بنرهایی از عکس این شهیدان که مزین به یک جمله از آن‌هاست بسنده کنیم.
البته همین هم جای شکر دارد...

تلاش برای گمنام نگاه داشتن این مظلومین تاریخ  توسط جریان معلوم الحال و شناخته شده ای ،بسیار مشهود بوده است  اما برادران مسئول و مدیران لایق و نالایق بدانند در پیشگاه الهی باید پاسخگو باشند که چرا بزرگانی چون این عزیزان، حتی به اندازه یک بازیگر سینمایی، به این نسل غریب معرفی و شناسانده  نمیشوند
.



سالگرد شهادت سردار علیرضا موحد دانش گرامیباد


نثار روح شهیدان مظلوم صلوات

https://www.tgoop.com/zekre_salavat
💔3
هوالمحبوب


نهج‌_البلاغه

▫️بادِرِ الفُرصَةَ قَبلَ أن تكونَ غُصّةً

🟠پيش از آن كه فرصت از دست برود، و اندوه ببار آورد، از فرصت ها استفاده كن.

فرصت به معناى فراهم بودن مقدمات براى رسيدن به يک مقصد است; گاه انسان مقصد مهمى دارد و مقدماتش فراهم نيست; ولى ناگهان در يک لحظه فراهم مى گردد که بايد بدون فوت وقت از آن لحظه استفاده کند و خود را به مقصد برساند که اگر غفلت کند و از دست برود چه بسا در آينده هرگز چنان شرايطى براى رسيدن به مقصد فراهم نگردد. فرصت مانند بادها و نسيم هاى موافقى است که به سوى مقصد مى وزد که اگر کشتى بادبانى از آن استفاده نکند ممکن است ساعت ها و روزها بر سطح دريا بماند و مايه غصه و اندوه شود.


📘#نامه_31

نثار حضرت مولا اميرالمومنين علي عليه السلام صلوات

https://www.tgoop.com/zekre_salavat
😢1
ای خوش آهنگترین
صوت هَزاران ، تو بخند


متکی به خدا هستیم و با اتکال به خدا ازهیچ ابرقدرتی ترسی نداریم و ما مثل امام حسین (ع) در جنگ وارد شویم و مثل حسین (ع) باید به شهادت برسیم و تا آنجایی در خاک عراق پیش می‌ رویم که خواسته‌ هایمان را بگیریم و هرگز زیر بار ذلت نخواهیم رفت. هیهات من الذله. 

۱۵ مرداد ۱۳۶۶ سالروز شهادت
به مسلخ رفته ی عشق
شهید عید قربان
حاج محسن دینشعاری

معاون تخریب
لشکر ۲۷ حضرت رسول (ص)
که زمانیکه قرار بود برای بار دوم به سفر حج مشرف شود ، به خاطر مسئولیت‌هایی که در جبهه داشت از تشرف به حج منصرف شد اما در همان سال در روز پانزدهم مردادماه سال ۱۳۶۶ در قربانگاه سردشت (عملیات نصر۷) اسماعیل‌وار جان خویش را در حین خنثی‌سازی مین والمری فدای معبود ساخت و نام خویش را برای همیشه در قلب تاریخ زنده نگه داشت.


نثار روح مطهرش صلوات

https://www.tgoop.com/zekre_salavat
💔1
"مادر
من امانتی بودم از طرف خدا در دست شما
و وقت آن رسیده بود که این امانت را
برای لبیک گویی به ندای هل من ناصر ینصرنی حسین {ع}
و به عشق و محبّت آن بزرگوار
به خدا و صاحب امانت برگردانید
.
مادرجان، من جایی رفتم که همه خواهند رفت
جایی که بهترین جوان هایمان و رفقایمان رفتند
من همراه آنها به پیشگاه و دیدار، خدایم رفتم
شاید به حرمت آن نفوس پاک
مشمول رحمت و غفران خدا شوم

مادرجان، دنیاداران همچون کاروانی هستند که شبی دراز یا کوتاه
به کاروانسرایی بگذرانند و دیر یا زود، شب منزل خود را ترک گفته
راه خویش و سرای دیگر، در پیش گیرند و به فرمودهٔ زیبای قرآن کریم
كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْت"

بخشی از وصیت نامه
پاسدار گمنام و مظلوم سپاه اسلام
سالک الی الله
شهید(محمد تقی) مرتضی ستاریان
معاون گردان عمار
لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص)

شهادت:۱۴ مرداد ۱۳۶۶،عملیات نصر ۷


صَلی اَللهُ عَلیکْ یا اباعبدلله (ع)

نثار شهیدان مظلوم صلوات

https://www.tgoop.com/zekre_salavat
💔1
Forwarded from عکس نگار
هوالشاهد

🌹🌹 حج عشق 🌹🌹

🇮🇷 قرار بود با هماهنگی مسئولان، هر دو به مکه مکرمه مشرف شویم. برنامه‌‎های سفر مهیا بود، ولی آن زمان (سال 1366) خلیج‎فارس شلوغ شد. به همین دلیل، عباس، مرا همراه همکارانش فرستاد و خودش نیامد و گفت: حج من این‎جاست؛ پاسداری از آسمان‌‎های محدوده خلیج‎فارس که مردم در امنیت و آرامش به‎سر ببرند.
🌱🌱🌱🌱
🇮🇷 قبل از رفتن به مکه به دلم افتاده بود، در برگشتنم عباس شهید می‎شود و حتی لباس مشکی را تهیه کرده بودم، چون عباس چند سال قبل از شهادت مرتب از شهادتش برایم صحبت می‎کرد. از شفاعت، مورد لطف و عنایت خداوند قرارگرفتن و این چیزها. سعی می‎کرد ذهن مرا آماده کند.
🌱🌱🌱🌱🌱
🇮🇷 عباس، روز عید قربان سال۶۶، ساعت 12 ظهر، اسماعیل‎گونه به مذبح عشق رفت.ما در مکه بودیم و درست زمان واقعه خونین مکه و شهادت بسياري از عزيزان، خبر شهادت همسرم را شنیدم.
🌱🌱🌱🌱
🇮🇷 نقل شده که وی چند روز قبل از شهادت در پاسخ پافشاری‌های بیش از حد دوستانش جهت عزیمت به مراسم حج گفته بود: «تا عید قربان خودم را به شما می‌رسانم.»
🕊🌹🕊🌹🕊🌹🕊

۱۵ مرداد سالروز شهادت سرلشگر خلبان شهید_عباس_بابائی گرامیباد


نثار خلبانان شهيد ، بخصوص خلبان عباس بابايي صلوات

https://www.tgoop.com/zekre_salavat
❤‍🔥2
هوالمحبوب

💠میرزا اسماعیل دولابی(ره):

🔸هر وقت غصًه دار شدید برای خودتان و برای همه مؤمنین و مؤمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعداً خواهند آمد استغفار کنید.

نثأر أروآح مطهر علماء ربانی صلوات


https://www.tgoop.com/zekre_salavat
❤‍🔥1
هوالمحبوب

غم که از راه رسید،
درِ این سینه بر او باز مکن
تا خدا یک‌ رگ گردن باقیست!
تا خدا هست،
به غم وعده این خانه مده...!


حسبی_الله 🌱


‎‌‌‌‌‎‌‌ به برکت صلوات بر محمد وآل محمد(ص)

https://www.tgoop.com/zekre_salavat
👏1
Forwarded from عکس نگار
هوالشاهد

هستیم بر آن عهد که بستیم

آهای!!!
مسئولین، شما هم برسر عهد نوکری مردم هستید؟؟؟؟


🖊یادداشتی از م- جاسبی

🔸 وعده یک هفته‌ ای فتح تهران سردار پوشالی قادسیه پنج ساله شده بود و ما بچه دبستانی‌ها که روزگاری خمینی کبیر دلش را به ما خوش کرده بود، دیگر بزرگ شده بودیم و مقطع جدیدی را که آن روزها اسمش را دوره راهنمایی می‌ گفتند، تجربه می‌ کردیم. قرار و مدارهایمان را با معلم‌هایمان گذاشته بودیم. برای خودمان شده بودیم یک ستاد کوچک پشت جبهه. در کارنامه کمک‌هایمان کارهای مختلفی ثبت شد. از ساندویچ درست کردن و فروختن در بوفه مدرسه و پولش را برای کمک به جبهه‌ ها فرستادن گرفته تا بسته‌بندی آجیل‌ های کوچک و نوشتن نامه‌ ای کوتاه با دستخط خودمان برای رزمندگان. همه هم کنار هم بودیم از بچه پانکی گرفته تا ما که خانواده‌هایمان مذهبی بودند. یک هدف داشتیم: پیروزی رزمندگان اسلام بر کفر جهانی.

🔸
امروز اما قصه فرق دارد. امروز دشمن نه مرز مشترکی با ما دارد و نه نبرد زمینی است. آن روزها انقلاب اسلامی تازه پیروز شده بود، کشور شکل و شمایل جدید به خود گرفته بود. سازمان‌ها و نهادهای انقلابی یکی یکی جوانه می‌ زدند و هر روز توطئه‌ ای از یک گوشه سر بر می‌ آورد تا این نهال را از پا در آورد. امروز اما قصه فرق دارد. امروز جمهوری اسلامی درخت تنومندی است که ریشه‌ های مقاومتش در منطقه رشد کرده و سر از خاک آن برآورده است.

🔸امروز دست‌ مان برای کمک‌ های آن شکلی بسته است. نه ستاد کمک‌ های مردمی پشت جبهه نیاز است و نه جبهه‌هایمان به مرزها ختم می‌ شود. کمک‌هایمان شده است ختم دسته‌ جمعی سوره فتح، سوره فیل، سوره نصر، ختم چهارده هزار مرتبه صلوات، توصیه همدیگر به خواندن نماز استغاثه به امام زمان(عج)، زیارت عاشورا و تقدیمش کردن به ساحت حضرت نرجس خاتون(س). رهبرمان اما توصیه‌ مان کرده است به خواندن دعای چهاردهم صحیفه سجادیه و دعای توسل.

🔸امروز همین که پوستری در مقابله با جبهه کفر تولید می‌ شود، یکی یکی استوری می‌ کنیم تا تعدادش به کاهای زیاد برسد. هر چه کا بیشتر دل دشمن لرزان‌تر. آنقدر که حتی یک پوستر را هم تاب نمی‌ آورد و هوش مصنوعی‌اش را فرمان می‌ دهد تا هر چه زودتر، اثری از آن باقی نگذارد. جنگ امروز جنگ ترکیبی است از سایبری گرفته تا روانی و روایتی و ما می‌مانیم بر آن عهد که بستیم.

🗓لازم به توضیح است که این یادداشت در روزهای جنگ دوازده روزه رژیم صهیونیستی علیه تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران نوشته شده است.


برمحمد وآل محمد(ص )صلوات


https://www.tgoop.com/zekre_salavat
Forwarded from عکس نگار
هوالمحبوب

خوشا به حال اين فرد

#نهج_البلاغه

▫️طوبى لمن ذكر المعاد، و عمل للحساب،

🟠خوشا به حال كسى كه به ياد معاد باشد و براى روز حساب كار كند

هنگامى که واژه معاد گفته مى شود دنیایى در برابر انسان مجسم مى گردد که در آن موازین سنجش اعمال برپاست و نامه هاى اعمال به دست افراد است; گروهى (نیکوکاران) به دست راست و گروهى (بدکاران) به دست چپ; همان نامه عملى که لاَ یُغَادِرُ صَغِیرَةً وَلاَ کَبِیرَةً إِلاّ أَحْصَاهَا هیچ عمل کوچک و بزرگى از صاحب آن سر نزده مگر این که در آن احصا شده است» همه از سرنوشت خود نگرانند و اضطراب بر همه حاکم است. تمام اعضاى بدن انسان در آن دادگاه بزرگ گواه بر اعمال او هستند و نیازى به گواهى فرشتگان ثبت اعمال نیست، هرچند آنها نیز گواهى مى دهند.
آن کس که چنین دادگاهى را باور داشته باشد و به یاد آن بیفتد به یقین به سراغ گناه و ظلم و فساد نمى رود، زیرا چنین ایمانى انگیزه عمل است; عملى پاک و خالى از هرگونه آلودگى و اگر لغزشى از او سر زند به زودى توبه مى کند و به سراغ جبران مى رود. ممکن نیست ایمان به چیزى در دل انسان راسخ باشد و عملى هماهنگ آن انجام ندهد.

📘#حکمت_44

نثأر حضرت مولا اميرالمومنين علي عليه السلام صلوات


https://www.tgoop.com/zekre_salavat
👏1
ختم صلوات امروزبه نیابت:
حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام
وياران با وفايش
حضرت امام سجاد(ع)
حضرت زينب كبري(س)
علامه مجلسي
شيخ الرئيس ابوعلي سينا
آيت الله نجفي كاشاني
ميرزا محمدحسين نائيني،
علامه طبرسي
عارف لله ملامحمدعلي نوري
آيت الله سيدعبدالعلي موسوي سبزواري
آيت الله سيدعبدالحميدايرواني
فقيه بزرگ شريف العلماء
حاجیه خانم سیده معصومه موسوی مادر بزرگوار برادران شهید گودرزی
حاجیه خانم فاطمه تولیت
حاج مسعود كوزه گران
حاج محمد خدا بخش
ذاکر اهل البیت فیروز زیرک کار
حاج قاسم پیردایه(حقی)
حاج سيدخليل ميراسماعيلي
حاج سیدکاظم جلیلی
حاج احمد جعفر کریمی
حاج ناصرکدخدا رستم
حاج فضل الله پناهنده
حاج مصطفي غياث
حاج علی هدایتیان
شاعرنامی هوشنگ ابتهاج(سایه)
بهزادحائری
حاج احمد زرندي
مرتضي عيار دولابي

پدران ومادران
امام وشهدا
ايثارگران
اموات بي وارث
وبد وارث
باني شهيدان:
شهداي مظلوم آزاد سازي شهر پاوه١٣٥٨
اصغر وصالي
سيدكاظم كاظمي
مهدي سنجراني
محسن نورانی
طالب طاهري
حسين قمي
حسين لشگري
سجاد باوي
مصطفي خوش محمدي
فرامرزفروزانفر
اسماعيل توسلي
سيدعباس سيدحلاج
علي سنبله كار
محمودرفيعي
ابراهيم كرد
جواد باغشيخي
محسن حججی
محمدنوژه
سيدمحمدتقوا
حسين حقيقت
علي رمضان پور
احمد زواره رستم آبادي
محمدمهدي مالاميري
رضافرزانه
محمدرضا محمدخاني
مهران عزيزاني
ميرفاصل وميرصالح اخلاقي
امیرحسین صالحیان

✍️✍️امام صادق(علیه‌السلام):

همه‌ ما اهل بیٺ، ڪشتی‌های نجاٺ هستیم

ولی ڪشتی جدم حسین(علیه‌السلام)

گسترده‌تر و در دل دریاها باشتاب‌تر

و سریع‌تر اسٺ.

بحار الانوار، ج۲۶، ص۳۲۲

✍️نام حسین آمد و از خود بدر شدم

گویی از این جهان به جهان دگر شدم

نام حسین آمد و چشمم وضو گرفت

آب از سرم گذشت و دلم آبرو گرفت

✍️✍️امام خمینی ره:
اگر دیدی، شیطان با تو سر و کار دارد، بدان که کارهایت از روی اخلاص نبوده و برای حق تعالی نیست. اگر شما مخلصید، چرا چشمه های حکمت از قلب شما به زبان جاری نشده، با اینکه چهل سال است به خیال خود، قربه الی الله عمل میکنید.... پس بدان اعمال ما برای خدا نیست و خودمان هم ملتفت نیستیم و درد بی درمان همین جا است.
وای به حال اهل طاعت و عبادت و جمعه و جماعت و علم و دیانت که وقتی چشم بگشایند و سلطان آخرت خیمه بر پا کند، خود را از اهل معاصی کبیره، بلکه از اهل کفر و شرک، بد تر ببیند و نامه اعمالشان سیاهتر باشد.
وای بحال کسی که با نماز و طاعتش، وارد جهنم شود. امان از کسی که صورت صدقه و زکات و صوم و صلات أو، صورت هایی باشد که زشت تر از آنها تصور نشود.
چهل حدیث ص 44

✍️✍️شهـــــید حاج قاسم سلیمانی:

باید به این بلوغ برسیم که نباید دیده
شویم؛ آنکس که باید ببیند میبیند...!


سهم شما هر پنچشنبه صدصلوات التماس دعا

حنيف

١٤٠۴/۵/۱۶

https://www.tgoop.com/zekre_salavat
🥰1
هوالمحبوب

بهترين واعظ!

#نهج‌البلاغه

▫️فَکَفَى واعِظاً بِمَوْتَى عَايَنْتُمُوهُمْ، حُمِلُوا إِلَى قُبُورِهِمْ غَيْرَ رَاکِبِينَ، وَ أُنْزِلُوا فِيهَا غَيْرَ نَازِلِينَ

🟠بهترين واعظ و اندرزدهنده براى شما مردگانى هستند که با چشم خود آنها را مى بينيد که آنها را به سوى قبرهايشان مى برند بى آنکه اختيارى از خود داشته باشند و در ميان قبر مى گذارند بى آن که بخواهند!

آرى! آنها بر دوش مردم سوارند و به سوى منزلگاه ابدى خويش پيش مى روند بى آنکه از خود اختيارى داشته باشند و آنان را در حفره قبر وارد مى کنند بى آنکه بخواهند.

📘#خطبه_188

نثأر حضرت مولا اميرالمومنين علي عليه السلام صلوات

https://www.tgoop.com/zekre_salavat
Forwarded from اتچ بات
هوالشاهد

شب جمعه است_هوایت_نکنم_میمیرم
تا سحر گریه برایت نکنم میمیرم
شب جمعه ۱۴۰۴/۰۵/۱۶

در آن زمین که پیکرِ پاکِ تو سَر گذاشت

"شبهایِ جمعه""فاطمه" چشمانِ تَر گذاشت

از بس که با صفاست حریمت، خودِ خدا

از جَنَتَش به "کرب و بلایِ" تو در گذاشت

یاحسین(ع)
شبهای جمعه شهداء میهمان سرور و سالار شهیدان آقا اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام هستند

شهدا را یاد کنید
تا آنان نیز در نزد سرور و مولایمان
'' حضرت‌ثــــارالله ''
آقا
'' اباعبدالله‌الحسین علیه السلام '' بیاد
زیارتنامه شهدا


بِسمِ اللّٰہِ الرَّحمٰن الرَّحیم

اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یَا اَولِیاءَ اللہ وَ اَحِبّائَهْ
اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یَا اَصفِیَآءَ اللہ و َاَوِدّآئَهْ
اَلسَلامُ عَلَیڪُم یا اَنصَارَ دینِ اللہِ
اَلسَلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ رَسُولِ اللہِ
اَلسَلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ اَمیرِالمُومِنینَ
اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسآءِ العالَمینَ
اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ اَبـی مُحَمَّدٍ الحَسَنِ بنِ عَلّیّ الوَلِی النّاصِحِ
اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ اَبـی عَبدِ اللہِ،
بِاَبـی اَنتُم وَ اُمّی طِبتُم وَ طابَتِ الاَرضُ الَّتی فیها دُفِنتُم، وَ فُزتُم فَوزًا عَظیمًا فَیا لَیتَنی کُنتُ مَعَڪُم فَاَفُوزَ مَعَڪُم

شهادت عشق است و زیبا...

اللهم ارزقنا الشهاده فی سبیلک تحت رایه نبیک و علی ایدی اشدالناس قساوه.
آمین یا رب‌العالمین

نثار شهدا صلوات


https://www.tgoop.com/zekre_salavat
❤‍🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هوالشاهد

آخه چطور ممکنه یه دختر بچه هفت هشت ساله اينقدر عمیق و فصیح و زیبا صحبت کنه😭😭
آنهم با دل شکسته و غمبار...
چطور امثال تو یک شبه بزرگسال میشن آخه😭
شهدا ، مدیونیم
شرمنده ايم از مظلوميت تان😭😭😭


نثار أروآح مطهر شهيدان مظلوم صلوات

https://www.tgoop.com/zekre_salavat
Forwarded from عکس نگار
هوالشاهد


🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹
#پیشواز_اربعین_۱۴۰۴
اونهایی که از #مرز_مهران راهی #کربلا هستند حتما بخوانند
☑️ #شهید_سوخته_در_کنار_معبر
شهید موسی انصاری
✍️✍️✍️ راوی: #حاج_اصغر_معصومی

چندروزی مانده بودبه #عملیات_کربلای_یک که اعزام انفرادی گرفته و به #مقر_تخریب_لشگر_10_در_قلاجه آمدم
بعد از چند روز با یه مینی بوس به سمت مهران اومدیم و در کنار رودخانه کنجان چم در شیار کوهی مستقر شدیم
یکی دو روز بود که اومده بودیم حالم ناخوش شد
روز دوم به دستور فرمانده تخریب #شهید_آقا_سید_محمد_زینال_حسینی و توسط معاون ایشون #شهید_اربابیان تیم بندی شدیم و بنده در تیم #شهید_حاج_موسی_انصاری که قرار بود معبر عملیات رو بزنه قرار گرفتم اما این توفیق به خاطر مریضی و ناخوشی از من سلب شد و شهید اربابیان یکی دیگه از بچه ها رو جایگزین من کرد.
به شهید اربابیان اعتراض کردم اما ایشون با مهربانی گفت: که ماموریت های دیگری هم داریم و از شما استفاده خواهیم کرد

#شب_عملیات_کربلای_یک با یه تعداد از #بچه_های_تخریب ، طرح عملیات و اطلاعات عملیات ماموریت پیدا کردیم تا بعد از شکستن خط توسط رزمندگان ، معبر رو برای عبور لودر و بلدوزرها عریض کنیم
ساعات پایانی روز 9 تیر ماه سال 65 #عملیات_با_رمز_یا_اباالفضل_العباس(ع) شروع شد و رزمنذگان از #معبری که #بچه_های_تخریب درمیدان مین باز نمودند عبور کرده و خط دشمن شکسته شد.
بچه های گردان ها درحال پیشروی به سمت دشمن بودند که ماموریت ما آغاز شد
قرار براین بود که معبر به پهنای عبور لودر و بولدوزرها از مین و موانع پاکسازی شود
وقتی به معبر رسیدیم از دستگاههای مهندسی پیاده و مشغول خنثی کردن مین ها شدیم.
منورهای دشمن همه جا را مثل روز روشن کرده بود و توپخانه ما به شدت مواضع دشمن رو میکوبید و بعضی از کمین های دشمن که هنوز سرکوب نشده بودند روی معبر آتش میریختند.
هر چند متر که معبر پاکسازی میشد لودر و بلدوزرها هم پشت سر ما وارد معبر میشدند.
هنوز به آخر #میدان_مین نرسیده بودیم که با پیکر چند شهید مواجه شدیم که در حال سوختن بودن .
بالای سر پیکرهای سوخته که رسیدیم زیر نور منور چشمم به یکی از شهدا خیره شد
بله اون #همسنگر_شهیدم_موسی_انصاری بود که دقایقی قبل در حال زدن معبر به شهادت رسیده بود.
یادم اومد که در تقسیم بندی اولیه قرار بود من با شهید انصاری هم تیم باشم.
فرصت گریه و زاری کنار حاج موسی رو نداشتیم اما با قلبی محزون و دلی شکسته پیکر سوخته او و دیگر شهدا رو کنار معبر کشیدیم تا زیر چرخ ها و شنی ها بلدوزر صدمه نبینند و به پاکسازی میدان مین ادامه دادیم.
هر چه جلو تر میرفتیم آتش تیر بارها و آرپی جی های دشمن رو هم روی معبر احساس میکردیم.
با مدد الهی دستگاههای مهندسی سالم به خط درگیری رسیدند و مشغول احداث خاکریز و جانپناه برای رزمندگان شدند.
خط خیلی نابسامان بود میشد فهمید فرماندهی اینجا نیست که بچه ها رو هدایت کند.
بعضی از راننده های لودر بلدوزرها نیاز به روحیه داشتند چون خدایی در فاصله چند متری با دشمن و حتی یه جاهایی جلو تر از رزمنده ها مشغول زدن خاکریز بودند.
روحیه دادن به راننده ها هم وظیفه دیگری برای ما شده بود.
حال من خیلی بد بود
احساس کردم 40 درجه تب دارم و بایستی عقب میرفتم و مداوا میشدم
اما نیاز بود توی خط بمونم و کمک به راهنمایی و سازماندهی بچه های درگیر با دشمن بکنم.
دوشکاهای دشمن ول کن نبودند و بدون توقف آتیش میریختند .
نزدیکی های صبح کمین های دشمن پاکسازی شدند و یک مقدار خط آرام شد و بچه های رزمنده پشت خاکریزها پناه گرفتند.
من هم خودم رو به بهداری رسوندم و اونجا بستری کردند و بعد هم به تهران انتقال دادند و تشخیص این بود که حسبه روده گرفتم.
یاد همه ی اون روزهای خوب و دوستان خوب و شهدایی که خوب رفتند بخیر.


نثأر أروآح مطهر شهيدان مظلوم صلوات


https://www.tgoop.com/zekre_salavat
هوالشاهد

پیشواز_اربعین_١٤٠٤
اونایی که از #مرز_مهران به #کربلا میروید
این تصاویر رو به خاطر بسپارید
اینجا #دشت_مهران است
دهم تیر 1364
#عملیات_کربلای_یک
با رمز یا ابالفضل العباس(ع)
🔶 چشم از راننده بلدوزر برندارید
تانک ها دارن با گلوله مستقیم میزنند
راننده بلدوزر هم سوار بر ارابه مرگ به مصاف تانک میرود..تصویر شماره 2 دود و گرد و خاک بلند است و راننده دیگر پشت دستگاه نیست و در تصویر سوم بچه های اکیپ میرسند و پیکر متلاشی شده سنگر ساز بی سنگر رو روی زمین میکشند تا زیر شنی تانک ها و بلدوزرها له نشود....
شما هم میتونید برای این چند تا تصویر قصه بسازید...
یادمون نره که این ها #معبر_کربلا رو توی #دشت_مهران باز کردند...


نثأر أروآح مطهر شهيدان مظلوم صلوات


https://www.tgoop.com/zekre_salavat
😭2
Forwarded from اتچ بات
هوالشاهد

سالگرد شهید محسن حججی

محسن حججی از جهادگران و اعضای فعال مؤسسه شهید احمد کاظمی بود که در عملیاتی مستشاری نزدیک مرز سوریه با عراق به اسارت گروه تروریستی داعش درآمد و پس از دو روز به‌دست تروریست‌های تکفیری در سوریه به شهادت رسید.
داعش چندی پس از انتشار فیلمی که ادعای به اسارت درآوردن محسن حججی را داشت، اعلام کرد که وی را به قتل رسانده است.
شهید حججی دهمین عضو از لشکر زرهی ۸ نجف اشرف است که طی جنگ در خاک سوریه به شهادت رسیده‌اند.
این جهادگر فرهنگی از فعالان ترویج و تبلیغ کتاب بود و اقدامات جهادی را در اردوهای سازندگی برای خدمت به مناطق محروم انجام داده و از خادمین راهیان نور در مناطق عملیاتی دوران دفاع مقدس بود. «پسرم، دفاع مقدس و رشادت و مجاهدت برای اسلام و دین هیچ‌وقت تمام‌شدنی نیست و تا دنیا هست مبارزه بین حق و باطل هم خواهد بود ان‌شاءالله روزی هم نوبت تو خواهد شد» همچنین شهید حججی در مدارس به تبلیغ کتاب می‌پرداخت و از زمره پیشگامان معرفی کتاب در نماز جمعه بود. او در نجف‌آباد استان اصفهان به معرفی و تبلیغ کتاب می‌پرداخت.
شهید محسن حججی در سال 1391 ازدواج کرد، ثمر ازدواجش پسری به‌نام علی است. این جوان رشید پاسدار در دومین اعزام خود به سوریه در مرز عراق با این کشور در روز دوشنبه 16 مرداد 1396 به اسارت داعش درآمد و در روز چهارشنبه 18 مرداد 1396 در منطقه‌ای به نام تنفت به شهادت رسید.

نثار روح مطهر شهیدان مظلوم صلوات


https://www.tgoop.com/zekre_salavat
2025/08/29 08:38:24
Back to Top
HTML Embed Code: