#پیامبر_خدا صلی الله علیه و آله فرمود :
هر کس از روی صدق #شهادت را طلب کند، خداوند به او ((ثواب)) آن را عطا خواهد کرد، هر چند به #شهادت نرسد.
کنز المعال، ج4، ص421، حدیث11210
سلام #صبحتون_شهدایی
💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّللِوَلیِّڪَالفَرَج💙
💙 #کانال_شهیدمحمدنکاحی👇
💙 @shahidnekahi
🍃🌺🌸✨🍃🌺🌸✨
هر کس از روی صدق #شهادت را طلب کند، خداوند به او ((ثواب)) آن را عطا خواهد کرد، هر چند به #شهادت نرسد.
کنز المعال، ج4، ص421، حدیث11210
سلام #صبحتون_شهدایی
💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّللِوَلیِّڪَالفَرَج💙
💙 #کانال_شهیدمحمدنکاحی👇
💙 @shahidnekahi
🍃🌺🌸✨🍃🌺🌸✨
🌺 #فضیلت های #صلوات 🌺
#امام_علی علیه السلام فرمود :
هر کس که بر پیامبر صلی الله علیه و اله #درود بفرستد، دعایش حتما بالا مى رود.
وسائل الشیعه/ج6/ص466
رخسار جمالِ ماهِ احمد #صلوات
بر حُسن و جلال و جاه احمد #صلوات
بر جلوۀ آفتابِ تابان وجود
بر رهـروِ پاک راه احمد #صلوات
💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّللِوَلیِّڪَالفَرَج💙
💙 #کانال_شهیدمحمدنکاحی👇
💙 @shahidnekahi
#امام_علی علیه السلام فرمود :
هر کس که بر پیامبر صلی الله علیه و اله #درود بفرستد، دعایش حتما بالا مى رود.
وسائل الشیعه/ج6/ص466
رخسار جمالِ ماهِ احمد #صلوات
بر حُسن و جلال و جاه احمد #صلوات
بر جلوۀ آفتابِ تابان وجود
بر رهـروِ پاک راه احمد #صلوات
💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّللِوَلیِّڪَالفَرَج💙
💙 #کانال_شهیدمحمدنکاحی👇
💙 @shahidnekahi
www.vaezin.com
حجت الاسلام فرحزاد
● سخنرانۍ کوتاه اخلاقۍ ●
🎤واعظ: حاج آقا #فرحزاد
📑توصیه های آخر سال ۹۵📑
⏱ زمان: ۱۳ دقیقه ۶ ثانیه
👇👇
💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّللِوَلیِّڪَالفَرَج💙
💙 #کانال_شهیدمحمدنکاحی👇
💙 @shahidnekahi
🎤واعظ: حاج آقا #فرحزاد
📑توصیه های آخر سال ۹۵📑
⏱ زمان: ۱۳ دقیقه ۶ ثانیه
👇👇
💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّللِوَلیِّڪَالفَرَج💙
💙 #کانال_شهیدمحمدنکاحی👇
💙 @shahidnekahi
🔰 #احکام_شرعی:🔰
#سوال👇👇
آیا روییدن موی درشت در صورت و پشت لب، می تواند نشانه بلوغ پسر باشد؟
#جواب 👇👇
خیر، نشانه بلوغ نیست.
#بهجت و #سیستانی: آری، نشانه بلوغ است.
آیا رشد برجستگی های بدنی در دختران، می تواند در بلوغ آنان تأثیر بگذارد؟
خیر، به هیچ وجه نشانه بلوغ دختران نیست.
💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّللِوَلیِّڪَالفَرَج💙
💙 #کانال_شهیدمحمدنکاحی👇
💙 @shahidnekahi
#سوال👇👇
آیا روییدن موی درشت در صورت و پشت لب، می تواند نشانه بلوغ پسر باشد؟
#جواب 👇👇
خیر، نشانه بلوغ نیست.
#بهجت و #سیستانی: آری، نشانه بلوغ است.
آیا رشد برجستگی های بدنی در دختران، می تواند در بلوغ آنان تأثیر بگذارد؟
خیر، به هیچ وجه نشانه بلوغ دختران نیست.
💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّللِوَلیِّڪَالفَرَج💙
💙 #کانال_شهیدمحمدنکاحی👇
💙 @shahidnekahi
🌸«اهتمام شهید علی صیاد شیرازی به نماز اول وقت»🌸🩵
🖊سردار پردیس، یکی از همکاران #شهید_علی_صیاد_شیرازی نقل می کند:
«در مأموریتی به اتفاق شهید صیاد، با هواپیما از شیراز به تهران مراجعت می کردیم. بعد از بلند شدن هواپیما، شهید رو کرد به من و گفت: چه کار کنیم که نمازمان را اول وقت بخوانیم؟ من رفتم و به دستور ایشان یک لیوان آب تهیه کردم و شهید صیاد با آن تجدید وضو کرد. سپس پتویی در انتهای هواپیما انداخت و با بررسی حرکت هواپیما، جهت قبله را مشخص کرد و به محض اینکه هنگام نماز شد، به نماز ایستاد و ما هم به ایشان اقتدا کردیم»🩵
#نماز_اول_وقت
#شهید_علی_صیاد_شیرازی🩵
#پنجشنبه_های_با_شهدا
🌸🩵🌸🩵🌸🩵🌸🩵
💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّللِوَلیِّڪَالفَرَج💙
💙 #کانال_شهیدمحمدنکاحی👇
💙 @shahidnekahi
🖊سردار پردیس، یکی از همکاران #شهید_علی_صیاد_شیرازی نقل می کند:
«در مأموریتی به اتفاق شهید صیاد، با هواپیما از شیراز به تهران مراجعت می کردیم. بعد از بلند شدن هواپیما، شهید رو کرد به من و گفت: چه کار کنیم که نمازمان را اول وقت بخوانیم؟ من رفتم و به دستور ایشان یک لیوان آب تهیه کردم و شهید صیاد با آن تجدید وضو کرد. سپس پتویی در انتهای هواپیما انداخت و با بررسی حرکت هواپیما، جهت قبله را مشخص کرد و به محض اینکه هنگام نماز شد، به نماز ایستاد و ما هم به ایشان اقتدا کردیم»🩵
#نماز_اول_وقت
#شهید_علی_صیاد_شیرازی🩵
#پنجشنبه_های_با_شهدا
🌸🩵🌸🩵🌸🩵🌸🩵
💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّللِوَلیِّڪَالفَرَج💙
💙 #کانال_شهیدمحمدنکاحی👇
💙 @shahidnekahi
🌷 #هر_روز_با_شهدا_4733🌷
#عراقیهایی_که_میخواستند_صدام_را_زمین_بزنند!!🌷
🌷منصور شیطنتهایش را با خودش به جبهه آورده بود. بادبادکهای «الموت للصدام» ش در پاسگاه زید معروف بود. هر وقتی بیکار میشد، میپرید پشت خاکریز و فوری انگشت شستش را به دهانش میزد و برای تشخیص جهت باد بالای سرش میگرفت.
🌷وقتی اوضاع مساعد بادبادک بازی بود، بادبادکهایش را سمت عراقیها روانه میکرد. صدای خندههای ما و صدای تیراندازیهای مدام عراقیها به هم میآمیخت. آنقدر آسمان را سوراخ میکردند تا صدام را زمین بزنند.
🌹خاطره ای به یاد شهید معزز ۱۸ ساله منصور باقری
#راوی: جانباز سرافراز حاج حسین یکتا
📚 کتاب "مربعهای قرمز" خاطرات شفاهی حاج حسین یکتا، نوشته زینب عرفانیان
منبع: وبسایت برشها
#شهدا_را_ياد_كنيم_با_ذكر_صلوات
💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّللِوَلیِّڪَالفَرَج💙
💙 #کانال_شهیدمحمدنکاحی👇
💙 @shahidnekahi
#عراقیهایی_که_میخواستند_صدام_را_زمین_بزنند!!🌷
🌷منصور شیطنتهایش را با خودش به جبهه آورده بود. بادبادکهای «الموت للصدام» ش در پاسگاه زید معروف بود. هر وقتی بیکار میشد، میپرید پشت خاکریز و فوری انگشت شستش را به دهانش میزد و برای تشخیص جهت باد بالای سرش میگرفت.
🌷وقتی اوضاع مساعد بادبادک بازی بود، بادبادکهایش را سمت عراقیها روانه میکرد. صدای خندههای ما و صدای تیراندازیهای مدام عراقیها به هم میآمیخت. آنقدر آسمان را سوراخ میکردند تا صدام را زمین بزنند.
🌹خاطره ای به یاد شهید معزز ۱۸ ساله منصور باقری
#راوی: جانباز سرافراز حاج حسین یکتا
📚 کتاب "مربعهای قرمز" خاطرات شفاهی حاج حسین یکتا، نوشته زینب عرفانیان
منبع: وبسایت برشها
#شهدا_را_ياد_كنيم_با_ذكر_صلوات
💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّللِوَلیِّڪَالفَرَج💙
💙 #کانال_شهیدمحمدنکاحی👇
💙 @shahidnekahi
🌷 #هر_روز_با_شهدا_4734🌷
#کاغذ_زیر_یکی_از_مینها!!🌷
🌷فرماندهی گردانِ یدالله بود. شبها لباس بسیجیان را میشست و پارهای از شب را به مناجات و راز و نیاز مشغول بود. عملیاتی در پیش داشتیم. همه چيز آماده بود و گردان بايد به عنوان خط شكن وارد عمل میشد. بچههای اطلاعات عمليات در گزارشهای خود مشكلی را پيشبينی نكرده بودند. ....اميدوار بوديم كه همهی كارها خوب پيش برود و ما موفق شويم. شهيد محمدجواد آخوندی؛ فرماندهی گردانِ يدالله از تيپ امام موسی كاظم عليه السلام مثل هميشه جلودار قافله بود. پيش رفته و خدا خدا میكرديم كه قبل از روشن شدن هوا به اهدافمان برسيم. اما برخلاف انتظار و گزارشهای قبلی، با بيابانی مملو از مين ضد نفر، ضد تانك، والمری، سوسكی، واكسی و.... روبرو شديم.
🌷میتوانستيم اضطراب را توی چهرهی هم ببينيم، فرصت زيادی نداشتيم. جواد كه نمیخواست زمان را از دست بدهد به بچههای تخريب دستور داد تا مينها را خنثی كنند تا راه باز شود. رو به محمدجواد كردم و گفتم: بچهها داوطلب شدهاند كه بروند روی مينها و راه را باز كنند. اگر بخواهيم مينها را خنثی كنيم، به موقع نمیرسيم. دستی به محاسنش كشيد و گفت: يك نيروی غيبی به من میگويد كه ما از اين ميدان به سلامت عبور میكنيم. پرسيدم: آخر چطوری؟.... هنوز حرفم تمام نشده بود كه يكی از بچههای بسيجی درحالیكه كاغذی به دست داشت، به سراغ ما آمد. كاغذ را به جواد داد و گفت: حاج آقا! بچهها اين كاغذ را زير يكی از مينها پيدا كردهاند. من و جواد به گوشهای رفتيم و با چراغ قوه، نوشتههای روی كاغذ را خوانديم.
🌷روی كاغذ نوشته شده بود: برادر ايرانی! من افسر مسئول مينگذاری در اين منطقه هستم. اين مينها هيچ كدام چاشنی ندارد. میتوانيد با خيال راحت از اين ميدان عبور كنيد! آنقدر خوشحال شده بودم كه گريهام گرفت. اما جواد به عاقبت كار میانديشيد. او كه میخواست مطمئن شود، گفت: بايد احتياط كنيم. من میروم و امتحان میكنم. گفتم: آخر حاجی شما كه.... خنديد و گفت: چی شده؟ نكند میترسی! نگران بودم اگر میرفت و اتفاقی برايش میافتاد، ضايعهای جبران ناپذير برای لشكر پيش میآمد. در عين حال اگر اصرار میكردم كه نرود بیفايده بود. اصلاً اهل كوتاه آمدن نبود. شروع كرد به توجيه، دستور لازم را داد و گفت: هرچند خودت آگاهی، ولی با ديگران مشورت كن.
🌷بعد مرا در آغوش گرفته و گفت: میخواهم طوری دراز بكشم كه همهی بدنم روی چند تا مين قرار بگير و با يك فشار، چاشنی مينها عمل كند. آماده شده بود. چشمهايم را بستم، روی زمين دراز كشيدم و از آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف كمك خواستم. انفجار مينها و تكه تكه شدن جواد را پيشاپيش ديدم و اشك میريختم. سرم پايين بود كه صدايش را شنيدم: عباس! چرا گريه میكنی؟ نگاهش كردم. سالم سالم بود. با خوشحالی گفتم: حاجی! قربانت بروم، زندهای؟ خنديد و گفت: بادمجان بم آفت ندارد! معلوم شد كه حرف افسر عراقی راست بود. بعد از اينکه از بیچاشنی بودن مينها مطمئن شديم، عمليات را ادامه داده و به خط دشمن زديم....
🌹خاطره ای به یاد فرمانده شهید محمدجواد آخوندی🩵
#راوی: رزمنده دلاور عباس لامعی
📚 کتاب "ستارهها(۲)"، ص ۳۸
📚 کتاب "روایت عشق"، سیمین وهاب زاده مرتضوی، ص۲۴🩵
#شهدا_را_ياد_كنيم_با_ذكر_صلوات
💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّللِوَلیِّڪَالفَرَج💙
💙 #کانال_شهیدمحمدنکاحی👇
💙 @shahidnekahi
#کاغذ_زیر_یکی_از_مینها!!🌷
🌷فرماندهی گردانِ یدالله بود. شبها لباس بسیجیان را میشست و پارهای از شب را به مناجات و راز و نیاز مشغول بود. عملیاتی در پیش داشتیم. همه چيز آماده بود و گردان بايد به عنوان خط شكن وارد عمل میشد. بچههای اطلاعات عمليات در گزارشهای خود مشكلی را پيشبينی نكرده بودند. ....اميدوار بوديم كه همهی كارها خوب پيش برود و ما موفق شويم. شهيد محمدجواد آخوندی؛ فرماندهی گردانِ يدالله از تيپ امام موسی كاظم عليه السلام مثل هميشه جلودار قافله بود. پيش رفته و خدا خدا میكرديم كه قبل از روشن شدن هوا به اهدافمان برسيم. اما برخلاف انتظار و گزارشهای قبلی، با بيابانی مملو از مين ضد نفر، ضد تانك، والمری، سوسكی، واكسی و.... روبرو شديم.
🌷میتوانستيم اضطراب را توی چهرهی هم ببينيم، فرصت زيادی نداشتيم. جواد كه نمیخواست زمان را از دست بدهد به بچههای تخريب دستور داد تا مينها را خنثی كنند تا راه باز شود. رو به محمدجواد كردم و گفتم: بچهها داوطلب شدهاند كه بروند روی مينها و راه را باز كنند. اگر بخواهيم مينها را خنثی كنيم، به موقع نمیرسيم. دستی به محاسنش كشيد و گفت: يك نيروی غيبی به من میگويد كه ما از اين ميدان به سلامت عبور میكنيم. پرسيدم: آخر چطوری؟.... هنوز حرفم تمام نشده بود كه يكی از بچههای بسيجی درحالیكه كاغذی به دست داشت، به سراغ ما آمد. كاغذ را به جواد داد و گفت: حاج آقا! بچهها اين كاغذ را زير يكی از مينها پيدا كردهاند. من و جواد به گوشهای رفتيم و با چراغ قوه، نوشتههای روی كاغذ را خوانديم.
🌷روی كاغذ نوشته شده بود: برادر ايرانی! من افسر مسئول مينگذاری در اين منطقه هستم. اين مينها هيچ كدام چاشنی ندارد. میتوانيد با خيال راحت از اين ميدان عبور كنيد! آنقدر خوشحال شده بودم كه گريهام گرفت. اما جواد به عاقبت كار میانديشيد. او كه میخواست مطمئن شود، گفت: بايد احتياط كنيم. من میروم و امتحان میكنم. گفتم: آخر حاجی شما كه.... خنديد و گفت: چی شده؟ نكند میترسی! نگران بودم اگر میرفت و اتفاقی برايش میافتاد، ضايعهای جبران ناپذير برای لشكر پيش میآمد. در عين حال اگر اصرار میكردم كه نرود بیفايده بود. اصلاً اهل كوتاه آمدن نبود. شروع كرد به توجيه، دستور لازم را داد و گفت: هرچند خودت آگاهی، ولی با ديگران مشورت كن.
🌷بعد مرا در آغوش گرفته و گفت: میخواهم طوری دراز بكشم كه همهی بدنم روی چند تا مين قرار بگير و با يك فشار، چاشنی مينها عمل كند. آماده شده بود. چشمهايم را بستم، روی زمين دراز كشيدم و از آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف كمك خواستم. انفجار مينها و تكه تكه شدن جواد را پيشاپيش ديدم و اشك میريختم. سرم پايين بود كه صدايش را شنيدم: عباس! چرا گريه میكنی؟ نگاهش كردم. سالم سالم بود. با خوشحالی گفتم: حاجی! قربانت بروم، زندهای؟ خنديد و گفت: بادمجان بم آفت ندارد! معلوم شد كه حرف افسر عراقی راست بود. بعد از اينکه از بیچاشنی بودن مينها مطمئن شديم، عمليات را ادامه داده و به خط دشمن زديم....
🌹خاطره ای به یاد فرمانده شهید محمدجواد آخوندی🩵
#راوی: رزمنده دلاور عباس لامعی
📚 کتاب "ستارهها(۲)"، ص ۳۸
📚 کتاب "روایت عشق"، سیمین وهاب زاده مرتضوی، ص۲۴🩵
#شهدا_را_ياد_كنيم_با_ذكر_صلوات
💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّللِوَلیِّڪَالفَرَج💙
💙 #کانال_شهیدمحمدنکاحی👇
💙 @shahidnekahi
❤1
🌹❥✺﷽ ✺❥🌹
#قرار_شبانه_2453🌹🩵
هر شب ده #صلوات هدیه به روح مطهریکی #ازشهدا داریم.💐🩵
#شبهای جمعه ده گل #صلوات هدیه میکنیم به روح مطهر👇
#شهیدمحمد_نکاحی🌹
تاریخ #تولد:1348/1/1
نام پدر: سعادت
محل تولد: بهشهر🩵
تاریخ #شهادت: 1366/3/14
محل #شهادت: ماووت عراق
محل دفن:بهشهر گلزارشهدای بهشت فاطمه🌹
#شبتون_آرام_با_یاد_شهدا🌹
💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّللِوَلیِّڪَالفَرَج💙
#کانال_شهیدمحمدنکاحی💙
#قرار_شبانه_2453🌹🩵
هر شب ده #صلوات هدیه به روح مطهریکی #ازشهدا داریم.💐🩵
#شبهای جمعه ده گل #صلوات هدیه میکنیم به روح مطهر👇
#شهیدمحمد_نکاحی🌹
تاریخ #تولد:1348/1/1
نام پدر: سعادت
محل تولد: بهشهر🩵
تاریخ #شهادت: 1366/3/14
محل #شهادت: ماووت عراق
محل دفن:بهشهر گلزارشهدای بهشت فاطمه🌹
#شبتون_آرام_با_یاد_شهدا🌹
💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّللِوَلیِّڪَالفَرَج💙
#کانال_شهیدمحمدنکاحی💙
❤1
🩵 دعا هنگام خواب:🩵
۱- گفتن سه بار تسبیحات اربعه .
۲- سه بار خواندن سوره توحید.
۳- چهارده بار صلوات به نیابت ۱۴معصوم .
۴- طلب مغفرت برای تمام مؤمنان و مردگان .🩵
۵- گفتن تسبیحات حضرت زهرا(سلام الله علیها) .
۶- خواندن آیت الکرسی،فلق،ناس و کافرون .🩵
۷- خواندن این دعا که به منزلهی هزار نماز است: یَفْعَلُ اللهُ ما یشاءُبِقُدْرَتِهِ وَ یَحْکُمُ ما یُریدُ بِعِزَّتِهِ...
#شبتون_فاطمی 💙
۱- گفتن سه بار تسبیحات اربعه .
۲- سه بار خواندن سوره توحید.
۳- چهارده بار صلوات به نیابت ۱۴معصوم .
۴- طلب مغفرت برای تمام مؤمنان و مردگان .🩵
۵- گفتن تسبیحات حضرت زهرا(سلام الله علیها) .
۶- خواندن آیت الکرسی،فلق،ناس و کافرون .🩵
۷- خواندن این دعا که به منزلهی هزار نماز است: یَفْعَلُ اللهُ ما یشاءُبِقُدْرَتِهِ وَ یَحْکُمُ ما یُریدُ بِعِزَّتِهِ...
#شبتون_فاطمی 💙
❤1