Telegram Web
#هر_روز_با_شهدا_4731🌷

#نماز_جماعت_به_امامت_اسیر_عراقی!!🌷
🌷در عملیات مسلم‌بن‌عقیل(ع) در جبهه سومار، تعداد زیادی اسیر گرفته شد و آن‌هـا را به عقـب تخـلیه کردند. بچه‌های اطلاعات گفتند یکی از اسـرا، افسر توپخانه‌ی عراق است. او را تحویل گرفتیم و مستقیم به قرارگاه فرماندهی آوردیم. چند سؤال از وضعیت و سازمان توپخانه‌ی عراق از او کردیم، همه را کامل و مشروح جواب داد و اطلاعات ارزشمندی از او به‌دست آوردیم. در حین صحبت متوجه شدیم خیلی علاقه به همکاری با ما دارد. علت اسیر شدن او را جویا شدیم.

🌷گفت: «از زمانی که شایعه‌ی احتمال حمله شما در منطقه‌ی مندلی مطرح شده بود، ما منتظر حمله شما بودیم. وقتی حمله شما‌ آغاز شد، من در اولین ساعات حمله در محلی مخفی شدم و با رسیدن قوای ایران تسلیم شدم.» علت تسلیم شدن خود را نیز شیعه بودن و عدم تمایل به جنگ با ایرانیان و از همه جالب‌تر سفارش مادرش به هنگام اعزام اجباری او به جبهه، ذکر کرد و توضیح داد: «موقع آمدنم به جبهه، مادرم گفت....

🌷گفت راضی نیستم با ایرانی‌ها بجنگی و آن‌ها را بکشی؛ آن‌ها شیعه هستند و این جنگ ظلم به ایرانیان است، اگر توانستی جنگ نکن و اگر مجبور بودی یا تسلیم ایرانی‌ها شو و یا فرار کن.» او اضافه کرد: «چون فرار از جنگ مقدور نبود، لذا من تسلیم شدن را ترجیح دادم.» سخنان این اسیر برای‌مان جالب بود. سپس او یک قرآن کوچک از جیب خود بیرون آورد و به ما نشان داد و گفت هر روز چند سوره آن را تلاوت می‌کند. در همین موقع وقت نماز مغرب رسید.

🌷همه وضو گرفتیم و او را به عنوان امام جماعت سنگرمان جلو فرستادیم، ابتدا امتناع می‌کرد ولی با اصرار ما پذیرفت و همه پشت سر او نماز خواندیم.... بعد از نماز، ما را در آغوش گرفت، گریه کرد و ‌گفت: «شما فرشته‌اید؛ من هرگز تصور نمی‌کردم، شما با یک اسیر این‌طور رفتار کنید. مادر من چه خوب ایرانی‌ها را می‌شناخت که گفت جنگ نکن.» و ادامه داد: «بیشتر مردم عراق و ارتش عراق می‌دانند این جنگ ناحق است و شما مورد تجاوز قرار گرفته‌اید، ولی مردم از صدام بسیار می‌ترسند....»

#راوی: سردار شهید حاج غلامرضا یزدانی

#شهدا_را_ياد_كنيم_با_ذكر_صلوات
💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَج💙
💙
#کانال_شهیدمحمدنکاحی👇
💙
@shahidnekahi
#هر_روز_با_شهدا_4732🌷

#هانی، #هانی🌷
🌷طبق فرمایش امام (ره) که فرمودند جزایر را باید حفظ کنیم. تیپ ده سید الشهدا (ع) یک عملیات ایذایی بعد از عملیات خیبر در طلائیه انجام داد تا جزایر را حفظ کند. ما که عملیات را آغاز کردیم، باران شدیدی شروع به باریدن کرد. دشمن نیز آب را به سمت ما هدایت کرد. زمین طلائیه به گونه‌ای است که با مخلوط شدن با آب مثل سریش چسبنده می‌شود و آب به داخل زمین نمی‌رود. تعدادی از ماشین‌ها و مهمات زیر آب رفته بود. جنگ راکد شد و چند روزی نه ما خمپاره‌ای می زدیم نه دشمن. سه‌ شبانه‌روز می‌گذشت که من نخوابیده بودم.

🌷در سنگر فرماندهی تیپ پشت بی‌سیم نشسته و دیدبان‌ها را هدایت می‌کردم. سنگر فرماندهی دراز بود. فرمانده گردان‌ها و تیپ‌ها می‌آمدند در سنگر توجیه می‌شدند و می‌رفتند. هیچ کس در سنگر نبود. یک گوش من کاملاً شنوایی نداشت. زیر پتو رفتم، بی‌سیم را زیرِ گوش سالمم گذاشتم تا اگر دید‌بانی درخواست گلوله کرد، بشنوم. یک اخلاقی در جبهه بود که اگر کسی خواب بود رعایت می‌کردند و آرام می نشستند. فرمانده لشکر، معاونش، فرمانده گردان، مسئولین قرارگاه از بالای سر من عبور کرده و در آخر سنگر جلسه گذاشته بودند و من که زیر پتو بودم از حضورشان بی‌اطلاع بودم.

🌷دیدبانی داشتیم به نام آیت، که بعداً قائم مقام ادوات شد و در عملیات والفجر هشت شهید شد. کُدش را می‌گفت و درخواست گلوله می‌کرد اما ارتباطش با توپخانه برقرار نمی‌شد. من بین توپخانه و دیدبان بودم. صدای هر دو را می‌شنیدم ولی آن دو صدای همدیگر را نداشتند. بنابراین روی خط توپخانه رفتم و گفتم: «هانی هانی حمید!» و مختصاتی که دیدبان می‌داد را به توپخانه می‌دادم. هر چه این دیدبان می‌گفت من تکرار می کردم و به توپخانه می‌گفتم. از آن طرف برای خدا قوت به برادران ارتشی‌مان در قبضه توپخانه و دلگرمی‌شان، همین‌که دیدبان می‌گفت به هدف خورد، من هم....

🌷من هم زیر پتو خطاب به توپخانه می‌گفتم الله‌اکبر، دقیقا به هدف خورد و از این حرف‌ها. فرماندهان جلسه را تعطیل کرده بودند و به من نگاه می‌کردند که این چه کسی است که از زیر پتو درخواست گلوله می‌کند! برادر «تقی محققی پتو را از روی من بلند کرد و گفت: «هانی هانی! زیر پتو! الله اکبر!». حالا هرچه من توضیح می‌دادم که در حال رله کردن بودم، آن‌ها قبول نمی‌کردند و می‌خندیدند. شهید کاظم رستگار که من را می‌شناخت، گفت: «اذیتش نکنید. داشت ارتباط را رله می‌کرد». خلاصه این اسم «هانی» بر روی من ماند. الان هم وقتی من را جایی می‌بینند با کد «هانی هانی» صدایم می‌کنند!

#راوی: جانباز سرافراز فیروز احمدی فرمانده دید‌بانان گردان بریر(ادوات) تیپ ۱۰ حضرت سیدالشهدا(ع) و تیپ ۱۱۰ خاتم(ص)

#شهدا_را_ياد_كنيم_با_ذكر_صلوات
💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَج💙
💙
#کانال_شهیدمحمدنکاحی👇
💙
@shahidnekahi
🌹شهیدمحمدنکاحی🌹
#فرازی_از_وصیت_نامہ🩵 🔰پدر و مادرم، حرفی که با شما دارم این است که در نبود من صبور باشید و خدایی نکرده حرف یا عملی انجام ندهید که باعث رنجش دل امام زمان و رهبر عزیزتر از جانم و خوشحالی دشمنان اسلام شود و بدانید که فرزند شما در مقابل عزیزان امام حسین(ع) هیچ…
🌹❥✺﷽ ✺❥🌹    ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
#قرار_شبانه_2452🌹
هر شب ده #صلوات هدیه به روح مطهر یکی از #شهدا داریم.💐
هدیه امشب را تقدیم میکنیم به روح مطهر  #شهید_سعید_مسلمی از استان مرکزی
🌷🌷
تاریخ #تولد:1370/1/19🌷
نام پدر :
محل تولد،،: اراک : مرکزی
تاریخ #شهادت: 1394/8/10🌷
محل #شهادت: سوریه حلب
محل دفن:
🎋🌹🎋🌹
#شبتون_آرام_با_یاد_شهدا
♥️اَلَّلهُمـّ؏جِّل‌ لِوَلیــِـــڪَ الفَـرَج
#کانال_شهیدمحمــدنکـــاحی
♥️ @shahidnekahi
 🩵هنگامِ تنهایی از خدا بترسیم...
وگرنه خودِ تنهاییمون ترسناک میشه
هنگامی که با گوشیت تو اتاق تنها هستی🩵
فقط عوامل این دنیا تنهات گذاشتن
و گرنه خدا و فرشتگان
       در حال تماشای تو هستن
         ناراحتشون نکن...🩵💙
قنوت نمازتون دعای سلامتی امام زمان (عج) فراموش نشه ..🙏💙
🩵هر وقت دیدی دلت گرفته،
قفل شده🔒
و قلبت از گناه یخ زده❄️
نترس...
قفلِ دلت رو باز کن
با کلید واژهٔ🖇
"یا الهَ العاصینَ"
[ای خدای گناهکاران♥️]
چه لذتی داره که
مهربون معبودمون
با آغوشِ باز منتظرمونه...🤗💙
🌤🍂🌱 فَاذْكُرُونِی ...🩵
*بگو خدایا شکرت...♥️*
*یهو دیدی* 🩵
*خدا هم پای آرزوتو امضٰا کرد...🖊
*وَكَانَ اللَّـهُ شَاكِرًا عَلِيمًا...🩵
*کار خدا که نشد نداره..🌱
#خدایا.شکرت.بخاطر.همه.چیز🕊
*
#الحمدلله_علی_کل_حال🤲🏻💙
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#پیامبر_خدا صلی الله علیه و آله فرمود :
هر کس از روی صدق
#شهادت را طلب کند، خداوند به او ((ثواب)) آن را عطا خواهد کرد، هر چند به #شهادت نرسد.
کنز المعال، ج4، ص421، حدیث11210
سلام
#صبحتون_شهدایی

💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَج💙
💙
#کانال_شهیدمحمدنکاحی👇
💙 
@shahidnekahi
🍃🌺🌸🍃🌺🌸
🌺 #فضیلت های #صلوات 🌺
#امام_علی علیه السلام فرمود :
هر کس که بر پیامبر صلی الله علیه و اله
#درود بفرستد، دعایش حتما بالا مى رود.
وسائل الشیعه/ج6/ص466
رخسار جمالِ ماهِ احمد
#صلوات
بر حُسن و جلال و جاه احمد
#صلوات
بر جلوۀ آفتابِ تابان وجود
بر رهـروِ پاک راه احمد
#صلوات
💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَج💙
💙
#کانال_شهیدمحمدنکاحی👇
💙 
@shahidnekahi
www.vaezin.com
حجت الاسلام فرحزاد
● سخنرانۍ کوتاه اخلاقۍ ●
🎤واعظ: حاج آقا
#فرحزاد
📑توصیه های آخر سال ۹۵📑
زمان: ۱۳ دقیقه ۶ ثانیه
👇👇
💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَج💙
💙
#کانال_شهیدمحمدنکاحی👇
💙 
@shahidnekahi
🔰 #احکام_شرعی:🔰
#سوال👇👇
آیا روییدن موی درشت در صورت و پشت لب، می تواند نشانه بلوغ پسر باشد؟
#جواب 👇👇
خیر، نشانه بلوغ نیست.
#بهجت و #سیستانی: آری، نشانه بلوغ است.
آیا رشد برجستگی های بدنی در دختران، می تواند در بلوغ آنان تأثیر بگذارد؟
خیر، به هیچ وجه نشانه بلوغ دختران نیست.
💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَج💙
💙
#کانال_شهیدمحمدنکاحی👇
💙 
@shahidnekahi
🌸«اهتمام شهید علی صیاد شیرازی به نماز اول وقت»🌸🩵
🖊سردار پردیس، یکی از همکاران
#شهید_علی_صیاد_شیرازی نقل می کند:
«در مأموریتی به اتفاق شهید صیاد، با هواپیما از شیراز به تهران مراجعت می کردیم. بعد از بلند شدن هواپیما، شهید رو کرد به من و گفت: چه کار کنیم که نمازمان را اول وقت بخوانیم؟ من رفتم و به دستور ایشان یک لیوان آب تهیه کردم و شهید صیاد با آن تجدید وضو کرد. سپس پتویی در انتهای هواپیما انداخت و با بررسی حرکت هواپیما، جهت قبله را مشخص کرد و به محض اینکه هنگام نماز شد، به نماز ایستاد و ما هم به ایشان اقتدا کردیم»🩵
#نماز_اول_وقت
#شهید_علی_صیاد_شیرازی🩵

#پنجشنبه_های_با_شهدا
🌸🩵🌸🩵🌸🩵🌸🩵
💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَج💙
💙
#کانال_شهیدمحمدنکاحی👇
💙 
@shahidnekahi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌷 #هر_روز_با_شهدا_4733🌷

#عراقی‌هایی_که_می‌خواستند_صدام_را_زمین_بزنند!!🌷
🌷منصور شیطنت‌هایش را با خودش به جبهه آورده بود. بادبادک‌های «الموت للصدام» ش در پاسگاه زید معروف بود. هر وقتی بیکار می‌شد، می‌پرید پشت خاکریز و فوری انگشت شستش را به دهانش می‌زد و برای تشخیص جهت باد بالای سرش می‌گرفت.

🌷وقتی اوضاع مساعد بادبادک بازی بود، بادبادک‌هایش را سمت عراقی‌ها روانه می‌کرد. صدای خنده‌های ما و صدای تیراندازی‌های مدام عراقی‌ها به هم می‌آمیخت. آن‌قدر آسمان را سوراخ می‌کردند تا صدام را زمین بزنند.

🌹خاطره ای به یاد شهید معزز ۱۸ ساله منصور باقری
#راوی: جانباز سرافراز حاج حسین یکتا
📚 کتاب "مربع‌های قرمز" خاطرات شفاهی حاج حسین یکتا، نوشته زینب عرفانیان
منبع: وب‌سایت برش‌ها

#شهدا_را_ياد_كنيم_با_ذكر_صلوات
💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَج💙
💙
#کانال_شهیدمحمدنکاحی👇
💙
@shahidnekahi
🌷 #هر_روز_با_شهدا_4734🌷

#کاغذ_زیر_یکی_از_مین‌ها!!🌷
🌷فرمانده‌ی گردانِ یدالله بود. شب‌ها لباس بسیجیان را می‌شست و پاره‌ای از شب را به مناجات و راز و نیاز مشغول بود. عملیاتی در پیش داشتیم. همه چيز آماده بود و گردان بايد به عنوان خط شكن وارد عمل می‌شد. بچه‌های اطلاعات عمليات در گزارش‌های خود مشكلی را پيش‌بينی نكرده بودند. ....اميدوار بوديم كه همه‌ی كارها خوب پيش برود و ما موفق شويم. شهيد محمدجواد آخوندی؛ فرمانده‌ی گردانِ يدالله از تيپ امام موسی كاظم عليه السلام مثل هميشه جلودار قافله بود. پيش رفته و خدا خدا می‌كرديم كه قبل از روشن شدن هوا به اهدافمان برسيم. اما برخلاف انتظار و گزارش‌های قبلی، با بيابانی مملو از مين ضد نفر، ضد تانك، والمری، سوسكی، واكسی و.... روبرو شديم.

🌷می‌توانستيم اضطراب را توی چهره‌ی هم ببينيم، فرصت زيادی نداشتيم. جواد كه نمی‌خواست زمان را از دست بدهد به بچه‌های تخريب دستور داد تا مين‌ها را خنثی كنند تا راه باز شود. رو به محمدجواد كردم و گفتم: بچه‌ها داوطلب شده‌اند كه بروند روی مين‌ها و راه را باز كنند. اگر بخواهيم مين‌ها را خنثی كنيم، به موقع نمی‌رسيم. دستی به محاسنش كشيد و گفت: يك نيروی غيبی به من می‌گويد كه ما از اين ميدان به سلامت عبور می‌كنيم. پرسيدم: آخر چطوری؟.... هنوز حرفم تمام نشده بود كه يكی از بچه‌های بسيجی درحالی‌كه كاغذی به دست داشت، به سراغ ما آمد. كاغذ را به جواد داد و گفت: حاج آقا! بچه‌ها اين كاغذ را زير يكی از مين‌ها پيدا كرده‌اند. من و جواد به گوشه‌ای رفتيم و با چراغ قوه، نوشته‌های روی كاغذ را خوانديم.

🌷روی كاغذ نوشته شده بود: برادر ايرانی! من افسر مسئول مين‌گذاری در اين منطقه هستم. اين مين‌ها هيچ كدام چاشنی ندارد. می‌توانيد با خيال راحت از اين ميدان عبور كنيد! آن‌قدر خوشحال شده بودم كه گريه‌ام گرفت. اما جواد به عاقبت كار می‌انديشيد. او كه می‌خواست مطمئن شود، گفت: بايد احتياط كنيم. من می‌روم و امتحان می‌كنم. گفتم: آخر حاجی شما كه.... خنديد و گفت: چی شده؟ نكند می‌ترسی! نگران بودم اگر می‌رفت و اتفاقی برايش می‌افتاد، ضايعه‌ای جبران ناپذير برای لشكر پيش می‌آمد. در عين حال اگر اصرار می‌كردم كه نرود بی‌فايده بود. اصلاً اهل كوتاه آمدن نبود. شروع كرد به توجيه، دستور لازم را داد و گفت: هرچند خودت آگاهی، ولی با ديگران مشورت كن.

🌷بعد مرا در آغوش گرفته و گفت: می‌خواهم طوری دراز بكشم كه همه‌ی بدنم روی چند تا مين قرار بگير و با يك فشار، چاشنی مين‌ها عمل كند. آماده شده بود. چشم‌هايم را بستم، روی زمين دراز كشيدم و از آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف كمك خواستم. انفجار مين‌ها و تكه تكه شدن جواد را پيشاپيش ديدم و اشك می‌ريختم. سرم پايين بود كه صدايش را شنيدم: عباس! چرا گريه می‌كنی؟ نگاهش كردم. سالم سالم بود. با خوشحالی گفتم: حاجی! قربانت بروم، زنده‌ای؟ خنديد و گفت: بادمجان بم آفت ندارد! معلوم شد كه حرف افسر عراقی راست بود. بعد از اين‌که از بی‌چاشنی بودن مين‌ها مطمئن شديم، عمليات را ادامه داده و به خط دشمن زديم....

🌹خاطره ای به یاد فرمانده شهید محمدجواد آخوندی🩵
#راوی: رزمنده دلاور عباس لامعی
📚 کتاب "ستاره‌ها(۲)"، ص ۳۸
📚 کتاب "روایت عشق"، سیمین وهاب زاده مرتضوی، ص۲۴🩵

#شهدا_را_ياد_كنيم_با_ذكر_صلوات
💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَج💙
💙
#کانال_شهیدمحمدنکاحی👇
💙
@shahidnekahi
1
🌹❥✺﷽ ✺❥🌹  ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
‌‌‌‌‌‌‌#قرار_شبانه_2453🌹🩵
هر شب ده
#صلوات هدیه به روح مطهریکی #ازشهدا داریم.💐🩵
#شبهای جمعه ده گل #صلوات هدیه میکنیم به روح مطهر👇
#شهیدمحمد_نکاحی🌹
تاریخ
#تولد:1348/1/1
نام پدر: سعادت
محل تولد: بهشهر🩵
تاریخ
#شهادت: 1366/3/14
محل
#شهادت: ماووت عراق
محل دفن:بهشهر گلزارشهدای بهشت فاطمه🌹
#شبتون_آرام_با_یاد_شهدا🌹
💙اَلّلهُمَّـ؏عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ‌الفَرَج💙
#کانال_شهیدمحمدنکاحی💙
1
برادران و خواهرانی که نمیتونن در سحر بیدار شوند برای #نماز_شب الان میتونن #نماز_شب بخونن #نماز_شب هر چه به اذن صبح نزدیکتر باشدافضل تر است...💙
1
امشب #نماز_شبت رو بخون ولو با دورکعت ساده به نیت #نماز_شب

اگه نخوندی فردا دورکعت قضا به همین نیت به جا بیار تا در زمره
#نماز_شب خوان ها قرار بگیری ان شاءالله .🌿💙
1
🩵 دعا هنگام خواب:🩵
۱- گفتن سه بار تسبیحات اربعه .
۲- سه بار خواندن سوره توحید.
۳- چهارده بار صلوات به نیابت ۱۴معصوم .
۴- طلب مغفرت برای تمام مؤمنان و مردگان .🩵
۵- گفتن تسبیحات حضرت زهرا(سلام الله علیها) .
۶- خواندن آیت الکرسی،فلق،ناس و کافرون .🩵
۷- خواندن این دعا که به منزله‌ی هزار نماز است: یَفْعَلُ اللهُ ما یشاءُبِقُدْرَتِهِ وَ یَحْکُمُ ما یُریدُ بِعِزَّتِهِ...
#شبتون_فاطمی 💙
1
2025/08/29 18:46:08
Back to Top
HTML Embed Code: