tgoop.com/mirasmaktoob/4274
Last Update:
به سیفعلی گفتم جار بکش!
شب پنجم مهرماه [1310 خورشیدی]، 14 جمادی الثانیه- تمام جرم قمر منخسف شد. چهار ساعت تمام طول کشید. من، سیفعلی مهتر را گفتم جار کشید. تمام ده بیدار [بودند] و صدای مس فضا را پر کرده بود. اینبار دوم در این سال است که تمام جرم قمر منخسف میشود. آقای سعیدالممالک برای آن تعبیرات میکند. در فلان سنه ماه گرفت چه واقعه رخ داد. در فلان تاریخ آفتاب گرفت چه پیش آمد. حالا هم چهها واقع شود، خصوصاً دوبار خسوف واقع شده است. (سالور، 1374: ج10، 7646)
امروز عصر کسوف کلی است و چهار دانگ و چیزی بالا از آفتاب گرفته میشود. در کافرکش هوا تاریک شد. صدای زدن مس و هلهله از هرانک و مدان بلند بود. خیلی تماشا کردیم. (سالور، 1374: ج6، 4182)
مأخذ: سالور، قهرمان میرزا. 1374. روزنامه خاطرات عینالسلطنه. 10 جلد. به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر.
@mirasmaktoob
اینک چهار مطلب شایان ذکر را که در مدت اقامت کوتاهم در اینجا توجه مرا جلب کرده است، به اختصار متذکر میشوم: اولین مطلب راجع به خسوف کاملی است که در بین شب شانزدهم و هفدهم اوت گذشته، دو ساعت قبل از نیمه شب شروع شد و برای مدت سه ساعت ادامه یافت. طی این مدت من استنباط کردم که در اینجا نیز رفتار مسلمانان در موقع خسوف، درست مانند رفتار مردم حلب واقع در خاک عثمانی است و گمان میکنم در این باره قبلاً مطالبی نوشته باشم. در موقع خسوف، تمام مردم به بام خانهها میروند و با صدای بلند آواز میخوانند و طشت میکوبند و از اصطکاک ظروف فلزی، سر و صدای فراوان به راه میاندازند. چون در ایران، تعداد اشخاص تحصیلکرده و فهمیده خیلی بیشتر از ترکیه است، گمان میکنم علت به وجود آوردن این همه سر و صدا را باید چنین توجیه کرد که میخواهند توجه مردم را به این نمایشها معطوف دارند، تا از این راه آثار ترس احتمالی آنها از این واقعه فلکی، حتیالمقدور زایل شود. البته بسیاری از مردم عامی، تصور میکنند که مقصود از ایجاد این سر و صداها، مرعوب کردن حیوانی است که میخواهد ماه را ببلعد و یا گمان میکنند به این ترتیب ماه بهتر خواهد توانست از درب تنگ یا راه باریکی که ظاهراً مدار آن را به این نحو پیش خود مجسم میکنند، بگذرد. باسوادان این سرزمین که مانند دانشمندان قدیم مصر، از تفهیم مطالب به مردم دریغ دارند، سعی میکنند با توسل به این شیوههای عامیانه، حقیقت را از مردم مکتوم دارند و ضمناً حتی مانند مصریها و یونانیها حقایق را در لفافه افسانههای نشاطآور و دلنشین بیان نمیکنند تا در اذهان عامه جایگیر شود. (دلاواله، 1370: 8/67)
مأخذ: دلاواله، پیترو. 1370. سفرنامه پیترو دلاواله. مترجم شعاع الدین شفا. تهران: شرکت انتشارات علمی فرهنگی.
@mirasmaktoob
.
BY مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب
Share with your friend now:
tgoop.com/mirasmaktoob/4274
