خدا رحمت کنه آقای تشکری رو
بخونید کتابای این نویسنده متعهد رو
مفتون و فیروزه
رژیسور
هندوی شیدا
غریب، قریب
پاریس پاریس
ولادت
وسنی
https://www.tgoop.com/ha_mim1377
بخونید کتابای این نویسنده متعهد رو
مفتون و فیروزه
رژیسور
هندوی شیدا
غریب، قریب
پاریس پاریس
ولادت
وسنی
https://www.tgoop.com/ha_mim1377
* #روزه #رمضان #رجب #توسل #تشتت #نفی_خواطر
🔻گاهی ما از اول ماه رمضان مي خواهيم روزه بگيريم، در این صورت تازه اواخر ماه رمضان احساس ميكنیم دارد روحمان سبك ميشود.
🔸حيف است باید روزه گرفتن را از ماه رجب شروع كرد تا درست وارد ماه رمضان شد؛ مخصوصاً افرادي كه توان و انرژي آنرا دارند. روزه باعث تصفيه عجيبی است. با گرفتن روزه حتماً توسلات خوب پيش مي آيد. بركات و نصيب هاي بزرگ، در آن فصل تقسيم ميشود.
🔹مخصوصاً با اين زندگي هاي ما، هيچ چیزی مثل روزه تشتت های ما را از بین نمی برد.
┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈
🔺کانال رسمی نشر آثار حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ جعفر ناصری:
👉 @nasery_ir
🔻گاهی ما از اول ماه رمضان مي خواهيم روزه بگيريم، در این صورت تازه اواخر ماه رمضان احساس ميكنیم دارد روحمان سبك ميشود.
🔸حيف است باید روزه گرفتن را از ماه رجب شروع كرد تا درست وارد ماه رمضان شد؛ مخصوصاً افرادي كه توان و انرژي آنرا دارند. روزه باعث تصفيه عجيبی است. با گرفتن روزه حتماً توسلات خوب پيش مي آيد. بركات و نصيب هاي بزرگ، در آن فصل تقسيم ميشود.
🔹مخصوصاً با اين زندگي هاي ما، هيچ چیزی مثل روزه تشتت های ما را از بین نمی برد.
┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈
🔺کانال رسمی نشر آثار حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ جعفر ناصری:
👉 @nasery_ir
Forwarded from اخلاق در حوزه اجتماع (Sadegh Nia)
🔷 خودتحریمیِ از علوم انسانی
✅ آنچه در این یادداشت مینویسم نه "شکستنفسی" است و نه چیزی که بشود "فروتنی" نامید؛ این یادداشت حکایت یک دردِ وجودی است که از ذهن یک انسان بر میخیزد و تا عمق نهاد علمِ این کشور تیر میکشد.
✅ من در یکی از معتبرترین دانشگاههای کشور درس خوانده و دکترای جامعهشناسی فرهنگی گرفتهام. بیش از سی و هفت سال است که طلبهام و دروس حوزوی را تا سطوح عالی خوانده و تدریس میکنم. با این حال، وقتی میبینم هیچ دردی از مردم سرزمینام را نمیتوانم درمان کنم و هیچ باری را از دوشِ آنان نمیتوانم بردارم؛ عمیقا احساس پوچی میکنم. سرگیجه میگیرم که جای من و امثال من، در میان این همه گرفتاری و رنج کجاست؟ چرا از ماها کاری بر نمیآید؟ وقتی تازه طلبه شده بودم، یک شب بعد از نماز عشا، آیتالله بهاءالدینی را گفتم به منِ طلبهی نوپا پندی بیاموزید، گفت: راه سختی را انتخاب کردهای، میترسم روزی بیاید که به این نتیجه برسی آهنگری از درسهای طلبگی برای این مردم مفیدتر است." این روزها عمیقا به این فکر میکنم که من و درسی که در حوزه و دانشگاه خواندهام دوای کدام درد است و چه سودی برای این مردم دارد.
✅ اشتباه نکنید، این حرف، خودزنی نیست؛ من دارم به یک چالش اجتماعی اشاره میکنم. واقعا در این کشور، جای اندیشمندان علوم انسانی کجاست؟ چرا برای تحصیل و تربیتِ آنها این همه هزینه میشود ولی آخرِ کار، یا حرفی برای گفتن ندارند و یا گوشی بدهکار حرفشان نیست و یا به سکوت دعوت میشوند؟ مگر نه این است که ما با سرمایهی همین مردم درس خواندهایم تا مشکلاتشان را حل کنیم و زندگی را برایشان آسانتر و خواستنیتر کنیم، پس چرا حالا هیچ گرهای با دست ما باز نمیشود؟ اساساً چرا در کشور ما این علوم به هیچ گرفت میشوند؟!
✅ در این کشورِ "مهندسزده"، گمان میشود که غرب ما را در علوم طبیعی، در پزشکی، در صنعت، و یا در امور فنی و مهندسی تحریم کرده است؛ غافل از این که هم غرب و هم خود ما، خود را در علوم انسانی تحریم کردهایم. ما در خودتحریمی از علوم انسانی به سر میبریم. این جامعه خود را از دانش اندیشمندان علوم انسانی محروم کرده است. واقعیّت آن است که جامعهای که در آن به مدیریت، اقتصاد، جامعهشناسی، حقوق، فلسفه، مطالعات فرهنگی، روانشناسی، و ... اهمیّت داده نشود و اندیشمندان علوم انسانیاش یا ساکت باشند و یا "ساکت شده باشند"، علوم طبیعی و مهندسی هم به بیراهه میروند.
مهراب صادقنیا
۱۴۰۰/۱۱/۲۱
@sadeghniamehrab
https://www.tgoop.com/sadeghniamehrab
✅ آنچه در این یادداشت مینویسم نه "شکستنفسی" است و نه چیزی که بشود "فروتنی" نامید؛ این یادداشت حکایت یک دردِ وجودی است که از ذهن یک انسان بر میخیزد و تا عمق نهاد علمِ این کشور تیر میکشد.
✅ من در یکی از معتبرترین دانشگاههای کشور درس خوانده و دکترای جامعهشناسی فرهنگی گرفتهام. بیش از سی و هفت سال است که طلبهام و دروس حوزوی را تا سطوح عالی خوانده و تدریس میکنم. با این حال، وقتی میبینم هیچ دردی از مردم سرزمینام را نمیتوانم درمان کنم و هیچ باری را از دوشِ آنان نمیتوانم بردارم؛ عمیقا احساس پوچی میکنم. سرگیجه میگیرم که جای من و امثال من، در میان این همه گرفتاری و رنج کجاست؟ چرا از ماها کاری بر نمیآید؟ وقتی تازه طلبه شده بودم، یک شب بعد از نماز عشا، آیتالله بهاءالدینی را گفتم به منِ طلبهی نوپا پندی بیاموزید، گفت: راه سختی را انتخاب کردهای، میترسم روزی بیاید که به این نتیجه برسی آهنگری از درسهای طلبگی برای این مردم مفیدتر است." این روزها عمیقا به این فکر میکنم که من و درسی که در حوزه و دانشگاه خواندهام دوای کدام درد است و چه سودی برای این مردم دارد.
✅ اشتباه نکنید، این حرف، خودزنی نیست؛ من دارم به یک چالش اجتماعی اشاره میکنم. واقعا در این کشور، جای اندیشمندان علوم انسانی کجاست؟ چرا برای تحصیل و تربیتِ آنها این همه هزینه میشود ولی آخرِ کار، یا حرفی برای گفتن ندارند و یا گوشی بدهکار حرفشان نیست و یا به سکوت دعوت میشوند؟ مگر نه این است که ما با سرمایهی همین مردم درس خواندهایم تا مشکلاتشان را حل کنیم و زندگی را برایشان آسانتر و خواستنیتر کنیم، پس چرا حالا هیچ گرهای با دست ما باز نمیشود؟ اساساً چرا در کشور ما این علوم به هیچ گرفت میشوند؟!
✅ در این کشورِ "مهندسزده"، گمان میشود که غرب ما را در علوم طبیعی، در پزشکی، در صنعت، و یا در امور فنی و مهندسی تحریم کرده است؛ غافل از این که هم غرب و هم خود ما، خود را در علوم انسانی تحریم کردهایم. ما در خودتحریمی از علوم انسانی به سر میبریم. این جامعه خود را از دانش اندیشمندان علوم انسانی محروم کرده است. واقعیّت آن است که جامعهای که در آن به مدیریت، اقتصاد، جامعهشناسی، حقوق، فلسفه، مطالعات فرهنگی، روانشناسی، و ... اهمیّت داده نشود و اندیشمندان علوم انسانیاش یا ساکت باشند و یا "ساکت شده باشند"، علوم طبیعی و مهندسی هم به بیراهه میروند.
مهراب صادقنیا
۱۴۰۰/۱۱/۲۱
@sadeghniamehrab
https://www.tgoop.com/sadeghniamehrab
Telegram
اخلاق در حوزه اجتماع
دین و اخلاق در جامعه ایران.
در اینجا روزنوشتهای اینجانب دربارهی دین و اخلاق در جامعهی ایران به اشتراک گذاشته میشود.
مهراب صادقنیا
برای ارتباط با مدیر روی پیوند زیر کلیک کنید:
@mehrabsadeghnia
در اینجا روزنوشتهای اینجانب دربارهی دین و اخلاق در جامعهی ایران به اشتراک گذاشته میشود.
مهراب صادقنیا
برای ارتباط با مدیر روی پیوند زیر کلیک کنید:
@mehrabsadeghnia
سلام
برادر عزیزی با سه فرزند، دوسال است که بعلت بدهی در زندان هستند. بدهی ایشان کم نیست اما به همت شما خوبان ان شاء الله شبِ عید کنار خانواده باشند🙏
6037997505671264
بنام حسن مجیدیان
برادر عزیزی با سه فرزند، دوسال است که بعلت بدهی در زندان هستند. بدهی ایشان کم نیست اما به همت شما خوبان ان شاء الله شبِ عید کنار خانواده باشند🙏
6037997505671264
بنام حسن مجیدیان
https://twitter.com/Hasan_majidian
سلام. اگر دوست داشتید کوتاه نوشته های گاه و بی گاه من رو در توییتر دنبال کنید😊👆
سلام. اگر دوست داشتید کوتاه نوشته های گاه و بی گاه من رو در توییتر دنبال کنید😊👆
Twitter
حسن مجیدیان (@Hasan_majidian) | Twitter
The latest Tweets from حسن مجیدیان (@Hasan_majidian). نویسنده و فعال فرهنگی
خدا رحمت کنه پدرهای سفرکرده رو. من از مرحوم پدرم حساب می بردم، تو خطابش نمی کردم، پام رو جلوش دراز نمیکردم. برام «مقام» داشت.
اما قدر ندونستم در کل! روحش شاد.
امسال به جای ساختن جوک های مسخره ی تکراری، عکس جوراب و زیر پیراهن و زیرشلواری و... همه با هم پیامهای پر از احترام رو برای پدرانمان ترویج بدیم. پدرهای باشکوه ِ غم شکنِ همیشه پای کار برای خانواده.
اقتدار پدر احترام مادر است و احترام مادر شکوفایی خانواده
https://www.tgoop.com/ha_mim1377
اما قدر ندونستم در کل! روحش شاد.
امسال به جای ساختن جوک های مسخره ی تکراری، عکس جوراب و زیر پیراهن و زیرشلواری و... همه با هم پیامهای پر از احترام رو برای پدرانمان ترویج بدیم. پدرهای باشکوه ِ غم شکنِ همیشه پای کار برای خانواده.
اقتدار پدر احترام مادر است و احترام مادر شکوفایی خانواده
https://www.tgoop.com/ha_mim1377
Telegram
حسن مجیدیان
یادداشت ها و انتخاب های حسن مجیدیان
ارتباط از طریق :
@hamim1361
ارتباط از طریق :
@hamim1361
غیرت و ناموس
ناموس و غیرت عامل ایجاد کننده حادثه قتل زن اهوازی نبود بلکه همنشینی دالِّ ناموس با دال هایی مثل تعصب قبیله ای ایجاد کننده این حادثه بود.
غیرت و ناموس در جامعه ایرانی همیشه دارای کارکرد بوده است. هم در دفاع از وطن فایده خود را نشان داده است و هم در پاسداری از خانواده.
در این ماجرا و ماجراهایی از این دست «تحلیل دال های مجاور» مهم است. غیرت در ترکیب با تعصب جاهلی فاجعه درست میکند اما همین غیرت در ترکیب با عقلانیت ، پیش برنده جامعه ایرانی بوده و هست.
در این میان از بین بردن اصلِ دالِّ ناموس و غیرت یعنی بازی در یک زمین غیر ایرانی.
بازی در زمین ایران در تحلیل این حادثه ها هنگامی آغاز میشود که علیرغم حفاظت از دالِّ اصلی، دالّ های مجاور بازخوانی شوند.
https://www.tgoop.com/ha_mim1377
ناموس و غیرت عامل ایجاد کننده حادثه قتل زن اهوازی نبود بلکه همنشینی دالِّ ناموس با دال هایی مثل تعصب قبیله ای ایجاد کننده این حادثه بود.
غیرت و ناموس در جامعه ایرانی همیشه دارای کارکرد بوده است. هم در دفاع از وطن فایده خود را نشان داده است و هم در پاسداری از خانواده.
در این ماجرا و ماجراهایی از این دست «تحلیل دال های مجاور» مهم است. غیرت در ترکیب با تعصب جاهلی فاجعه درست میکند اما همین غیرت در ترکیب با عقلانیت ، پیش برنده جامعه ایرانی بوده و هست.
در این میان از بین بردن اصلِ دالِّ ناموس و غیرت یعنی بازی در یک زمین غیر ایرانی.
بازی در زمین ایران در تحلیل این حادثه ها هنگامی آغاز میشود که علیرغم حفاظت از دالِّ اصلی، دالّ های مجاور بازخوانی شوند.
https://www.tgoop.com/ha_mim1377
Telegram
حسن مجیدیان
یادداشت ها و انتخاب های حسن مجیدیان
ارتباط از طریق :
@hamim1361
ارتباط از طریق :
@hamim1361
Forwarded from احساننامه
📖معروفترین پدرهای دنیای ادبیات
@ehsanname
برخلاف شخصیت مادرها، تصویر پدرها در دنیای ادبیات تنوع زیادی دارد و نویسندگان نگاههای متفاوتی به رابطه پدر و فرزندی دارند. این، فهرستی است که من (احسان رضایی) از پدرهای خیالی در داستانهایی که خواندهام، در ذهن داشتم و آنها را طبق الگوهای متفاوت رابطه با فرزندان، در چند دسته تقسیم کردم. قاعدتا به این سیاهه میشود اسمهای دیگر هم اضافه کرد و آن فهرست کاملتر را برای مطالعات بعدی استفاده کرد. فعلا همین را داشته باشید:
@ehsanname
😵پدرهای کشته به دست پسر
ادیپ، پدرش (لایوس) را میکشد/ ضحاک پدرش (مرداس) را میکشد/ «برادران کارامازوف» (جز آلیوشا) پدرشان را میکشند/ در «آتش بدون دود» یک مورد پدرکشی هست/ ولدمورت «هری پاتر» پدر ماگلش را کشته
😰پدرهایی که پسرشان را کشتند
اودیسه و تلگونوس/ رستم و سهراب (داستان دنبالههایی در مورد برزو، پسر سهراب و شهریار، پسر برزو هم دارد که با رستم میجنگند)/ گشتاسپ، اسفندیار را به جنگ رستم میفرستد و عملاً او را به کشتن میدهد/ پدر نیل در «انجمن شاعران مرده» (ن. اچ. کلاینبام) آنقدر فشار میآورد که نیل خودکشی میکند
@ehsanname
😔پدرهای ناکام و خیرندیده از فرزند
پریام، پادشاه تروا/ فریدون در «شاهنامه»/ «شاه لیر» و دخترهایش (شکسپیر)/ پدر مقتولِ «هملت» (شکسپیر)/ «باباگوریو» و دو دخترش (بالزاک)/ «پدر خانواده» (دنیس دیدرو)/ بابای بازاروفِ جوان در «پدران و پسران» (تورگنیف)/ پدر رمان «ماهی بزرگ» (دانیل والاس) که بچهها هیچوقت حرفهایش را باور نمیکنند/ اغلب پدرهای «آتش بدون دود» (نادر ابراهیمی)
😎پدرهای قدرتمند
«پدرخوانده»های ماریو پوزو/ پدر سارا کرو (فرانسیس هادسن بارنت) که خیلی خرپول است/ بابای جسی در «خداحافظ گری کوپر» (رومن گاری)/ لرد عزریل در «نیروی اهریمنی اش» (فیلیپ پولمن)
@ehsanname
😡پدرهای زیادی گیر
پدر تام (گدا) در «شاهزاده و گدا» (مارک تواین)/ دنتور و پسرهایش در «ارباب حلقهها» (تالکین)/ پدر «خانواده تیبو» (روژه مارتن دوگار)
😴پدرهای بیمسئولیت
تناردیه پدر در «بینوایان» (ویکتور هوگو)/ بابای اسکارلت «بربادرفته» (مارگارت میچل)/ هنچارد که «شهردار کاستربریج» هم میشود ولی فکر فروختن بچهاش رهایش نمیکند (تامس هاردی)/ دکتر هورنیکور «گهواره گربه» (کورت ونهگات)
🤕پدرهای بیعرضه
پدر مومو در «زندگی در پیش رو» (رومن گاری)/ پدر مخترع بوگیر کفش در «گودالها» (لوییس ساکار)
@ehsanname
😇پدرهای مؤثر در تربیت بچه
بابای کیتی در «آنا کارنینا» و باقی کارهای تولستوی/ سروانِ «دختر سروان» (پوشکین)/ آتیکوس فینچ در «کشتن مرغ مینا» (هارپر لی) که خیلی از منتقدها او را بهترین تصویر پدر در دنیای ادبیات میدانند/ پدر راوی در «راستی آخرین بار پدرت را کی دیدی؟» (بلیک ماریسن)
🤔پدرهای با شخصیت پیچیده
پراپسرو در نمایشنامه «طوفان» (شکسپیر)/ پدر سونیا در «جنایت و مکافات» (داستایوسکی)/ پدر نیک در قصۀ «پدرها و پسرها» (همینگوی)/ قصههای دن چاون/ «گاوخونی» (جعفر مدرس صادقی)
@ehsanname
😜پدرهای بامزه
«قصههای بابام» (ارسکین کالدول)/ کمیک «قصههای من و بابام» (اریش اُزِر)/ داستان جراحی «زبان کوچک بابام» در «شلوارهای وصلهدار» (رسول پرویزی)/ پدر سعید در «داییجان ناپلئون» (پزشکزاد)/ پدر مهاجرتکردۀ «عطر سنبل، بوی کاج» (فیروزه جزایری دوما)
🤗پدرخواندهها
پدر ژپتو در «پینوکیو» (کارلو کلودی)/ ژان والژان در «بینوایان» (ویکتور هوگو)/ «بابا لنگدراز»ِ جودی ابوت (جین وبستر)
@ehsanname
😀پدربزرگهای حامی
بابابزرگ نل (قصه «جعبه جواهر» چارلز دیکنز)/بابابزرگ «هایدی» (جوانا اسپیری)/ پدربزرگ سوفی در «راز داوینچی» (دن براون)/ باباجونِ علی فتاح در «من او» (رضا امیرخانی)
@ehsanname
برخلاف شخصیت مادرها، تصویر پدرها در دنیای ادبیات تنوع زیادی دارد و نویسندگان نگاههای متفاوتی به رابطه پدر و فرزندی دارند. این، فهرستی است که من (احسان رضایی) از پدرهای خیالی در داستانهایی که خواندهام، در ذهن داشتم و آنها را طبق الگوهای متفاوت رابطه با فرزندان، در چند دسته تقسیم کردم. قاعدتا به این سیاهه میشود اسمهای دیگر هم اضافه کرد و آن فهرست کاملتر را برای مطالعات بعدی استفاده کرد. فعلا همین را داشته باشید:
@ehsanname
😵پدرهای کشته به دست پسر
ادیپ، پدرش (لایوس) را میکشد/ ضحاک پدرش (مرداس) را میکشد/ «برادران کارامازوف» (جز آلیوشا) پدرشان را میکشند/ در «آتش بدون دود» یک مورد پدرکشی هست/ ولدمورت «هری پاتر» پدر ماگلش را کشته
😰پدرهایی که پسرشان را کشتند
اودیسه و تلگونوس/ رستم و سهراب (داستان دنبالههایی در مورد برزو، پسر سهراب و شهریار، پسر برزو هم دارد که با رستم میجنگند)/ گشتاسپ، اسفندیار را به جنگ رستم میفرستد و عملاً او را به کشتن میدهد/ پدر نیل در «انجمن شاعران مرده» (ن. اچ. کلاینبام) آنقدر فشار میآورد که نیل خودکشی میکند
@ehsanname
😔پدرهای ناکام و خیرندیده از فرزند
پریام، پادشاه تروا/ فریدون در «شاهنامه»/ «شاه لیر» و دخترهایش (شکسپیر)/ پدر مقتولِ «هملت» (شکسپیر)/ «باباگوریو» و دو دخترش (بالزاک)/ «پدر خانواده» (دنیس دیدرو)/ بابای بازاروفِ جوان در «پدران و پسران» (تورگنیف)/ پدر رمان «ماهی بزرگ» (دانیل والاس) که بچهها هیچوقت حرفهایش را باور نمیکنند/ اغلب پدرهای «آتش بدون دود» (نادر ابراهیمی)
😎پدرهای قدرتمند
«پدرخوانده»های ماریو پوزو/ پدر سارا کرو (فرانسیس هادسن بارنت) که خیلی خرپول است/ بابای جسی در «خداحافظ گری کوپر» (رومن گاری)/ لرد عزریل در «نیروی اهریمنی اش» (فیلیپ پولمن)
@ehsanname
😡پدرهای زیادی گیر
پدر تام (گدا) در «شاهزاده و گدا» (مارک تواین)/ دنتور و پسرهایش در «ارباب حلقهها» (تالکین)/ پدر «خانواده تیبو» (روژه مارتن دوگار)
😴پدرهای بیمسئولیت
تناردیه پدر در «بینوایان» (ویکتور هوگو)/ بابای اسکارلت «بربادرفته» (مارگارت میچل)/ هنچارد که «شهردار کاستربریج» هم میشود ولی فکر فروختن بچهاش رهایش نمیکند (تامس هاردی)/ دکتر هورنیکور «گهواره گربه» (کورت ونهگات)
🤕پدرهای بیعرضه
پدر مومو در «زندگی در پیش رو» (رومن گاری)/ پدر مخترع بوگیر کفش در «گودالها» (لوییس ساکار)
@ehsanname
😇پدرهای مؤثر در تربیت بچه
بابای کیتی در «آنا کارنینا» و باقی کارهای تولستوی/ سروانِ «دختر سروان» (پوشکین)/ آتیکوس فینچ در «کشتن مرغ مینا» (هارپر لی) که خیلی از منتقدها او را بهترین تصویر پدر در دنیای ادبیات میدانند/ پدر راوی در «راستی آخرین بار پدرت را کی دیدی؟» (بلیک ماریسن)
🤔پدرهای با شخصیت پیچیده
پراپسرو در نمایشنامه «طوفان» (شکسپیر)/ پدر سونیا در «جنایت و مکافات» (داستایوسکی)/ پدر نیک در قصۀ «پدرها و پسرها» (همینگوی)/ قصههای دن چاون/ «گاوخونی» (جعفر مدرس صادقی)
@ehsanname
😜پدرهای بامزه
«قصههای بابام» (ارسکین کالدول)/ کمیک «قصههای من و بابام» (اریش اُزِر)/ داستان جراحی «زبان کوچک بابام» در «شلوارهای وصلهدار» (رسول پرویزی)/ پدر سعید در «داییجان ناپلئون» (پزشکزاد)/ پدر مهاجرتکردۀ «عطر سنبل، بوی کاج» (فیروزه جزایری دوما)
🤗پدرخواندهها
پدر ژپتو در «پینوکیو» (کارلو کلودی)/ ژان والژان در «بینوایان» (ویکتور هوگو)/ «بابا لنگدراز»ِ جودی ابوت (جین وبستر)
@ehsanname
😀پدربزرگهای حامی
بابابزرگ نل (قصه «جعبه جواهر» چارلز دیکنز)/بابابزرگ «هایدی» (جوانا اسپیری)/ پدربزرگ سوفی در «راز داوینچی» (دن براون)/ باباجونِ علی فتاح در «من او» (رضا امیرخانی)
شیرین و خواندنی با بازنماییِ خوب روحیات و لهجه های عراقی و یمنی
#معرفی_کتاب
#نشر_روایت_فتح
#کتاب_عروس_یمن
https://www.tgoop.com/ha_mim1377
#معرفی_کتاب
#نشر_روایت_فتح
#کتاب_عروس_یمن
https://www.tgoop.com/ha_mim1377
خلبان های تبریزی صعود کردند نه سقوط...
https://www.tgoop.com/ha_mim1377
https://www.tgoop.com/ha_mim1377
Telegram
حسن مجیدیان
یادداشت ها و انتخاب های حسن مجیدیان
ارتباط از طریق :
@hamim1361
ارتباط از طریق :
@hamim1361
Forwarded from محمدرضا زائرى
بله، اينترنت را محدود كنيد!
كسي كه اول كار با حداقل هاي طرف مقابلش كنار نيايد، مجبور مي شود آخرسر به حداكثرهاي او تن بدهد!
اين فرمول ساده در سطوح مختلف تطبيق مي كند، از مسايل ساده زندگي خانوادگي تا امور كلان سياسي و اجتماعي!
زندگي اجتماعي رابطه اي دوسويه و تعاملي است ، نه رابطه اي يكطرفه و دستور و فرمان و امر كه طرف مقابل تسليم محض باشد و فقط اطاعت كند!
بسياري زن و شوهرها در مسايل ساده مالي و اخلاقي با هم دعوا را شروع مي كنند و زماني كه كار بالا مي گيرد به چيزهايي بسيار بزرگتر تن مي دهند، در حالي كه اگر همان روز اول با هم كنار مي آمدند قضيه اصلا پيچيده نمي شد!
بانويي مي گفت من كه روزي سر چادر پوشيدن دخترم با او دعوا مي كردم، اكنون به اين راضي شده ام كه در مهماني هاي مختلط دوستانش برهنه نباشد!
فرقش اين است كه آن موقع اگر به حداقل حجاب شرعي مورد نظر خدا رضايت مي داد، رابطه صميمانه مادر و دختر حفظ مي شد و دختر هم قدردان اين تفهم و تفاهم بود و چه بسا بعد از مدتي هم حتى عين نظر مادر را اجرا مي كرد، اما امروز رابطه چنان به هم خورده و فاصله چنان عمق يافته كه هيچ فضاي تفاهمي وجود ندارد!
در مسايل اجتماعي و سياسي هم چنين است؛ ورزشكاران جوان خود را به خاطر حداقلهايي تحت فشار قرار داده ايم و حتى در زندگي خصوصي شان دخالت كرده ايم و حالا كار به جايي رسيده كه راضي هستيم فقط مدال خود را به اسراييل تقديم نكنند!
مردم الان دارند همين اينترنت ضعيف را با فيلترشكن و مصيبت و دردسر تحمل مي كنند، شما مي آييد همين را هم قطع مي كنيد و راهي جز ريختن در خيابان و آتش زدن سطل آشغال باقي نمي گذاريد!
عقل مي گويد كه تا دير نشده از موضع اقتدار و عزت و مسالمت و محبت، با طرف مقابل كنار بياييد و نگذاريد كار به جايي بكشد كه از موضع ضعف و انفعال تسليم حداكثرهايي بشويد كه اصلا فكرش را هم نمي كنيد!
فقط جايي كه خط قرمزهاي شرعي، قانوني، اخلاقي و انساني هست محكم بايستيد و البته كسي مي تواند روي خط قرمزهايي محدود و معدود پافشاري كند كه همه خطوطش قرمز نباشد و همه راهها را نبسته باشد!
كاش همه ما همين را بفهميم! من در مقام پدر يا همسر، ديگري در مقام همسر يا فرزند، مسؤولان و مديران و رؤسا و بزرگان در جايگاه خودشان و هر كسي در هر جا هست، بفهمد كه بايد يك قدم هم ان بردارد تا طرف مقابلش يك قدم جلو بيايد!
https://www.tgoop.com/morzaeri
نوشته ها و انتخابهاي محمدرضا زائرى
اگر قابل دانستيد نگاهي بيندازيد و به دوستانتان نيز معرفي فرماييد!
كسي كه اول كار با حداقل هاي طرف مقابلش كنار نيايد، مجبور مي شود آخرسر به حداكثرهاي او تن بدهد!
اين فرمول ساده در سطوح مختلف تطبيق مي كند، از مسايل ساده زندگي خانوادگي تا امور كلان سياسي و اجتماعي!
زندگي اجتماعي رابطه اي دوسويه و تعاملي است ، نه رابطه اي يكطرفه و دستور و فرمان و امر كه طرف مقابل تسليم محض باشد و فقط اطاعت كند!
بسياري زن و شوهرها در مسايل ساده مالي و اخلاقي با هم دعوا را شروع مي كنند و زماني كه كار بالا مي گيرد به چيزهايي بسيار بزرگتر تن مي دهند، در حالي كه اگر همان روز اول با هم كنار مي آمدند قضيه اصلا پيچيده نمي شد!
بانويي مي گفت من كه روزي سر چادر پوشيدن دخترم با او دعوا مي كردم، اكنون به اين راضي شده ام كه در مهماني هاي مختلط دوستانش برهنه نباشد!
فرقش اين است كه آن موقع اگر به حداقل حجاب شرعي مورد نظر خدا رضايت مي داد، رابطه صميمانه مادر و دختر حفظ مي شد و دختر هم قدردان اين تفهم و تفاهم بود و چه بسا بعد از مدتي هم حتى عين نظر مادر را اجرا مي كرد، اما امروز رابطه چنان به هم خورده و فاصله چنان عمق يافته كه هيچ فضاي تفاهمي وجود ندارد!
در مسايل اجتماعي و سياسي هم چنين است؛ ورزشكاران جوان خود را به خاطر حداقلهايي تحت فشار قرار داده ايم و حتى در زندگي خصوصي شان دخالت كرده ايم و حالا كار به جايي رسيده كه راضي هستيم فقط مدال خود را به اسراييل تقديم نكنند!
مردم الان دارند همين اينترنت ضعيف را با فيلترشكن و مصيبت و دردسر تحمل مي كنند، شما مي آييد همين را هم قطع مي كنيد و راهي جز ريختن در خيابان و آتش زدن سطل آشغال باقي نمي گذاريد!
عقل مي گويد كه تا دير نشده از موضع اقتدار و عزت و مسالمت و محبت، با طرف مقابل كنار بياييد و نگذاريد كار به جايي بكشد كه از موضع ضعف و انفعال تسليم حداكثرهايي بشويد كه اصلا فكرش را هم نمي كنيد!
فقط جايي كه خط قرمزهاي شرعي، قانوني، اخلاقي و انساني هست محكم بايستيد و البته كسي مي تواند روي خط قرمزهايي محدود و معدود پافشاري كند كه همه خطوطش قرمز نباشد و همه راهها را نبسته باشد!
كاش همه ما همين را بفهميم! من در مقام پدر يا همسر، ديگري در مقام همسر يا فرزند، مسؤولان و مديران و رؤسا و بزرگان در جايگاه خودشان و هر كسي در هر جا هست، بفهمد كه بايد يك قدم هم ان بردارد تا طرف مقابلش يك قدم جلو بيايد!
https://www.tgoop.com/morzaeri
نوشته ها و انتخابهاي محمدرضا زائرى
اگر قابل دانستيد نگاهي بيندازيد و به دوستانتان نيز معرفي فرماييد!
📌 *روحِ طرح صیانت!*
1️⃣ مهم نیست محتویات طرح صیانت مجلس چیست. الآن مهم این است که از آن چه تصویری ساخته شده است و تصویب کلیات آن دارد چه پیام و حسی را به مردم منتقل میکند. آنهم دقیقاً وسط برههای که موضوع کندی سرعت اینترنت بهخاطر مشکلات زیرساختی جزو دغدغههای مهم شده است.
2️⃣ قامت سرمایه اجتماعیمان آنقدر شکننده شده است که هر اتفاقی را که باعث نحیفتر شدن آن شود، باید به آینده موکول کرد. مگر اینکه آن اتفاق باعث شود در میان مدت به سرمایه اجتماعی اندکی افزوده شود. طرح صیانت این ویژگی را ندارد.
3️⃣ نقطه نگرانی منتقل شده به مردم در جریان این طرح، فیلتر شدن شبکههای اجتماعی و محدودیت آزادیهای فردی است. تکرار دائم این گزاره که *«تصویب این طرح باعث فیلتر اینستاگرام و امثالهم نمیشود»* ، مسموع نیست ظاهراً!
4️⃣ حکمرانان ما باید به نرمافزار مدیریت شبکههای اجتماعی و به تبع آن، اقناع افکار عمومی برسند. رسیدن به این هدف، مهارتی نیاز دارد که با قانون و ماده و تبصره به دست نمیآید. تصویب هر طرحی، پاسخی به این مسئله نیست. مضاف بر آنکه برخی مفاد #طرح_صیانت ممکن است به تضعیف این مهارت و تضعیف وجه مردمی بودن انقلاب منجر شود.
*🖊تحریریه مجازیست*
💡 @majazist
1️⃣ مهم نیست محتویات طرح صیانت مجلس چیست. الآن مهم این است که از آن چه تصویری ساخته شده است و تصویب کلیات آن دارد چه پیام و حسی را به مردم منتقل میکند. آنهم دقیقاً وسط برههای که موضوع کندی سرعت اینترنت بهخاطر مشکلات زیرساختی جزو دغدغههای مهم شده است.
2️⃣ قامت سرمایه اجتماعیمان آنقدر شکننده شده است که هر اتفاقی را که باعث نحیفتر شدن آن شود، باید به آینده موکول کرد. مگر اینکه آن اتفاق باعث شود در میان مدت به سرمایه اجتماعی اندکی افزوده شود. طرح صیانت این ویژگی را ندارد.
3️⃣ نقطه نگرانی منتقل شده به مردم در جریان این طرح، فیلتر شدن شبکههای اجتماعی و محدودیت آزادیهای فردی است. تکرار دائم این گزاره که *«تصویب این طرح باعث فیلتر اینستاگرام و امثالهم نمیشود»* ، مسموع نیست ظاهراً!
4️⃣ حکمرانان ما باید به نرمافزار مدیریت شبکههای اجتماعی و به تبع آن، اقناع افکار عمومی برسند. رسیدن به این هدف، مهارتی نیاز دارد که با قانون و ماده و تبصره به دست نمیآید. تصویب هر طرحی، پاسخی به این مسئله نیست. مضاف بر آنکه برخی مفاد #طرح_صیانت ممکن است به تضعیف این مهارت و تضعیف وجه مردمی بودن انقلاب منجر شود.
*🖊تحریریه مجازیست*
💡 @majazist
درسی در باب مراتب فرهنگ
چند نکتهی راهبردی از استاد شهید سیدمرتضی آوینی دربارهی فرهنگ و فعالیت فرهنگی
1. ضروت سنتگرایی برای حیات دوبارهی هویت ایرانی:
- فرهنگ ذوبطون است و اگرچه در ظاهر ممكن است عناصر متناقضي را در خود بپذيرد، و لكن هرچه به ريشه و مرجع و منشأ فرهنگ متعارف ـ كه مأثورات باشند ـ تقرب بيشتري پيدا كنيم، از وحدت و صفاي بيشتري برخوردار ميشود. فرهنگ غرب در دوران جديد با رجعت به مآثر فرهنگي يونان و روم باستان تولدي ديگر يافت…
- معاندان دريافتهاند كه تا نسبت ما با مآثر فرهنگيمان تغيير نكند امكان ايجاد تحول در فرهنگِ متعارف موجود نيست. بيهوده نيست كه يكي، به اميد مسخ حافظ، در غزليات او آنگونه كه عقل متعارف تمدن جديد ـ يعني به عبارت بهتر، اين وهمِ متظاهر به عقل ـ ميپسندد دست ميبرد و ديگري حسين بن منصور حلاج را قياس از خود ميگيرد و سوّمي «شاهنامه» را كه صورت اسطورهايِ حكمت معنوي ايراني است بر مبناي يك تاريخانگاري سياستزده عوامانه تفسير ميكند و چهارمي تلاش ميكند تا هفت آسمانِ قرآن را در تخممرغ موهوم داروينيسم بگنجانند...
2. تحول فرهنگی، چهگونه؟:
- تبدل و تحول در فرهنگ متعارف، همواره سيري از درون به سوي بيرون دارد و تا يك رويكرد باطني به تبع يك تحول انفسي به سوي قبلهاي جديد ايجاد نشود، عُرف يك جامعه متحول نخواهد شد.
3. تعریف فرهنگ:
- فرهنگِ متعارف نحوي معرفت جمعي است، نسبتي است كه بين عموم افراد يك قوم با مآثر و معارف آنان وجود دارد و در صورت آداب و رسوم و آيينهاي خاص تظاهر مييابد.
4. تفکیک مراتب فرهنگ:
- علت آنكه فرهنگ را نميتوان تعريف كرد در همين جاست كه فرهنگ ظهورِ حقيقت يك قوم «در مقام ذات» است و در تعيّنات بعدي، يعني ظهور «در مقام صفات و افعال» كه فرهنگ صورت آداب و رسوم و فولكلور پيدا ميكند، حد و رسم مشخصتري به خود ميگيرد و سهلتر در ظرف تعريف واقع ميشود.
روحش شاد که اگر ده بار هم که بخوانیم، ده درس جدید برایمان دارد.
منبع: کتاب رستاخیز جان، مقالهی آزادی قلم.
ایتا: https://eitaa.com/pasdarfarhang
تلگرام: https://www.tgoop.com/pasfarhang
چند نکتهی راهبردی از استاد شهید سیدمرتضی آوینی دربارهی فرهنگ و فعالیت فرهنگی
1. ضروت سنتگرایی برای حیات دوبارهی هویت ایرانی:
- فرهنگ ذوبطون است و اگرچه در ظاهر ممكن است عناصر متناقضي را در خود بپذيرد، و لكن هرچه به ريشه و مرجع و منشأ فرهنگ متعارف ـ كه مأثورات باشند ـ تقرب بيشتري پيدا كنيم، از وحدت و صفاي بيشتري برخوردار ميشود. فرهنگ غرب در دوران جديد با رجعت به مآثر فرهنگي يونان و روم باستان تولدي ديگر يافت…
- معاندان دريافتهاند كه تا نسبت ما با مآثر فرهنگيمان تغيير نكند امكان ايجاد تحول در فرهنگِ متعارف موجود نيست. بيهوده نيست كه يكي، به اميد مسخ حافظ، در غزليات او آنگونه كه عقل متعارف تمدن جديد ـ يعني به عبارت بهتر، اين وهمِ متظاهر به عقل ـ ميپسندد دست ميبرد و ديگري حسين بن منصور حلاج را قياس از خود ميگيرد و سوّمي «شاهنامه» را كه صورت اسطورهايِ حكمت معنوي ايراني است بر مبناي يك تاريخانگاري سياستزده عوامانه تفسير ميكند و چهارمي تلاش ميكند تا هفت آسمانِ قرآن را در تخممرغ موهوم داروينيسم بگنجانند...
2. تحول فرهنگی، چهگونه؟:
- تبدل و تحول در فرهنگ متعارف، همواره سيري از درون به سوي بيرون دارد و تا يك رويكرد باطني به تبع يك تحول انفسي به سوي قبلهاي جديد ايجاد نشود، عُرف يك جامعه متحول نخواهد شد.
3. تعریف فرهنگ:
- فرهنگِ متعارف نحوي معرفت جمعي است، نسبتي است كه بين عموم افراد يك قوم با مآثر و معارف آنان وجود دارد و در صورت آداب و رسوم و آيينهاي خاص تظاهر مييابد.
4. تفکیک مراتب فرهنگ:
- علت آنكه فرهنگ را نميتوان تعريف كرد در همين جاست كه فرهنگ ظهورِ حقيقت يك قوم «در مقام ذات» است و در تعيّنات بعدي، يعني ظهور «در مقام صفات و افعال» كه فرهنگ صورت آداب و رسوم و فولكلور پيدا ميكند، حد و رسم مشخصتري به خود ميگيرد و سهلتر در ظرف تعريف واقع ميشود.
روحش شاد که اگر ده بار هم که بخوانیم، ده درس جدید برایمان دارد.
منبع: کتاب رستاخیز جان، مقالهی آزادی قلم.
ایتا: https://eitaa.com/pasdarfarhang
تلگرام: https://www.tgoop.com/pasfarhang