🦏 شیوه پرواز کردن کرگدنهای شهری!
✍️ احسان محمدی
🦏 برای اینکه یک #کرگدن پرواز کند فقط یک راه وجود دارد، اینکه بیهوشش کنند و با هلیکوپتر او را ببرند دل آسمان. هیچ راه دیگری نیست، هر چقدر برود کتاب «کرگدنها هم میتوانند پرواز کنند» بخواند، سمینار انگیزشی شرکت کند، چشمهایش را ببندد و رویا ببافد و امیدوار باشد که «هرچی تصور کنی برات رخ میده!» و … هیچ فایدهای ندارد.
هر کرگدنِ خیالبافی بالاخره باید یک روز با این واقعیت کنار بیاید که نمیتواند پرواز کند.
🦏 این واقعیت در مورد آدمیزاد که نوعی کرگدن شهری است هم وجود دارد. با همه ارادتی که به تلاش، سختکوشی، قدرت ذهن، امید و … دارم اما الان در این سن و سال معتقدم که آدم هر چقدر زودتر با حقایقی که چون انتهای خیارهای قدیمی تلخ هستند کنار بیاید، زودتر میتواند حالش خوب شود! اینکه باور کنیم:
🦏 هر چقدر دلمان بخواهد بعضی از آدمها توی زندگی سهم ما نمیشوند!
🦏 هر چقدر تلاش کنیم به بعضی موقعیتهای کاری نمیرسیم!
🦏 هر چقدر جان بکنیم صاحب یکسری از امکانات در زندگی نمیشویم! و …
🦏 این نوشته در انکار تلاش نیست، در پذیرش بعضی از واقعیتهاست که در عصر جدید، نان آدمهایی در آن است که بگویند اگر این دوره را شرکت کنی، اگر این اپلیکیشن را نصب کنی، اگر این مدرک را بگیری و … «به هر چی که میخوای میرسی!» نه! نمیشود، کرگدنها پرواز نمیکنند.
🦏 من عمری دویدهام و تقلا کردهام. زندگی لذتهایی به من داده که حتی فکرش را نمیکردم و البته رنجهایی که ابداً تصورش را نمیکردم! برای همین در عین حالی که رویاهای شخصیام را دنبال میکنم در تلاش هستم که واقعیتها را بپذیرم که گاهی با هزار تلاش و دعا نمیشود و گاهی هم وقتی اصلاً فکرش را نمیکنی خدا/کائنات/ آفرینش یا هر چیزی که فکر میکنید آدم را ناغافل بغل میکند، سفت به سینهاش میچسباند، گونهاش را میبوسد و حتی در مواردی عین «شراره» موهاشو عروسکی شانه میکند! 👧
🦏 خلاصه اینکه آدم عاقل گول آن گاهی «شدن» را نباید بخورد، اتفاقاً زندگی واقعی پر است از شکست، رنج، ناکامی، زیرآبزنی، ناجوانمردی، قدرنشناسی و …
آدم خوب است با بعضی واقعیتها کنار بیاید، اینطور شاید مقداری رنگینکمان از زندگی کم بشود اما راحتتر ادامه میدهد!
🦏 با این همه برای رویاهایتان تلاش کنید، اگر رسیدید به آرزویتان رسیدهاید اگر هم نرسیدید پیش خودتان شرمنده نیستید که کاش آن زمان برایش میجنگیدم اما … اما یک جایی را ته وجودتان برای «نمیشود» هم کنار بگذارید، اینطور وقتی «نشد» دردش کمتر است!
🖋 @ehsanmohammadi95
✍️ احسان محمدی
🦏 برای اینکه یک #کرگدن پرواز کند فقط یک راه وجود دارد، اینکه بیهوشش کنند و با هلیکوپتر او را ببرند دل آسمان. هیچ راه دیگری نیست، هر چقدر برود کتاب «کرگدنها هم میتوانند پرواز کنند» بخواند، سمینار انگیزشی شرکت کند، چشمهایش را ببندد و رویا ببافد و امیدوار باشد که «هرچی تصور کنی برات رخ میده!» و … هیچ فایدهای ندارد.
هر کرگدنِ خیالبافی بالاخره باید یک روز با این واقعیت کنار بیاید که نمیتواند پرواز کند.
🦏 این واقعیت در مورد آدمیزاد که نوعی کرگدن شهری است هم وجود دارد. با همه ارادتی که به تلاش، سختکوشی، قدرت ذهن، امید و … دارم اما الان در این سن و سال معتقدم که آدم هر چقدر زودتر با حقایقی که چون انتهای خیارهای قدیمی تلخ هستند کنار بیاید، زودتر میتواند حالش خوب شود! اینکه باور کنیم:
🦏 هر چقدر دلمان بخواهد بعضی از آدمها توی زندگی سهم ما نمیشوند!
🦏 هر چقدر تلاش کنیم به بعضی موقعیتهای کاری نمیرسیم!
🦏 هر چقدر جان بکنیم صاحب یکسری از امکانات در زندگی نمیشویم! و …
🦏 این نوشته در انکار تلاش نیست، در پذیرش بعضی از واقعیتهاست که در عصر جدید، نان آدمهایی در آن است که بگویند اگر این دوره را شرکت کنی، اگر این اپلیکیشن را نصب کنی، اگر این مدرک را بگیری و … «به هر چی که میخوای میرسی!» نه! نمیشود، کرگدنها پرواز نمیکنند.
🦏 من عمری دویدهام و تقلا کردهام. زندگی لذتهایی به من داده که حتی فکرش را نمیکردم و البته رنجهایی که ابداً تصورش را نمیکردم! برای همین در عین حالی که رویاهای شخصیام را دنبال میکنم در تلاش هستم که واقعیتها را بپذیرم که گاهی با هزار تلاش و دعا نمیشود و گاهی هم وقتی اصلاً فکرش را نمیکنی خدا/کائنات/ آفرینش یا هر چیزی که فکر میکنید آدم را ناغافل بغل میکند، سفت به سینهاش میچسباند، گونهاش را میبوسد و حتی در مواردی عین «شراره» موهاشو عروسکی شانه میکند! 👧
🦏 خلاصه اینکه آدم عاقل گول آن گاهی «شدن» را نباید بخورد، اتفاقاً زندگی واقعی پر است از شکست، رنج، ناکامی، زیرآبزنی، ناجوانمردی، قدرنشناسی و …
آدم خوب است با بعضی واقعیتها کنار بیاید، اینطور شاید مقداری رنگینکمان از زندگی کم بشود اما راحتتر ادامه میدهد!
🦏 با این همه برای رویاهایتان تلاش کنید، اگر رسیدید به آرزویتان رسیدهاید اگر هم نرسیدید پیش خودتان شرمنده نیستید که کاش آن زمان برایش میجنگیدم اما … اما یک جایی را ته وجودتان برای «نمیشود» هم کنار بگذارید، اینطور وقتی «نشد» دردش کمتر است!
🖋 @ehsanmohammadi95
Forwarded from روزنوشتهای احسان محمدی
⛔️ ایراد بگیر؛ دیده شو، غُر بزن؛ لایک بگیر!
✍ احسان محمدی
🌐 در عصر ارتباطات هر کس این بخت را دارد که چند دقیقه به #شهرت برسد. به نیکنامی یا بدنامی.
🌐 اگر پیش از این تنها ستارههای سیاست و سینما و موسیقی و ورزش این شانس را داشتند که عکسشان روی جلد مجلات بنشیند و دیده شوند، به واسطه شبکههای مجازی حالا همه از این بخت برخوردارند.
🌐 کافی است کمی خلاق باشید و از تقلید صدا و دابسمش و ژانگولر استفاده کنید یا دامن از دست بدهید و مقابل دوربین تنی بلرزانید یا اندامنمایی کنید، یا دستهگلی به آب بدهید و یک نفر تصویر یا صدایتان را پخش کند.
🌐 آن وقت با سرعت نور به شهرت میرسید. ممکن است از این بخت برخوردار باشید که حتی با طنازی راه به سینما هم پیدا کنید.
یعنی راهی که قبلاً یک ستاره در طول ده سال طی میکرد را در ده دقیقه طی کنید.
🌐 از یک منظر اتفاق بسیار خوبی است. اینکه #انحصار شکستهشده و هر کس جوهر و جوهرهی داشتهباشد از این بخت برخوردار است که استعدادش تحسین شود اما وقتی «دیده شدن به هر قیمت» هدف بشود آن وقت ممکن است روی سبک زندگی جامعه هم اثر بگذارد.
🌐 شبکههای مجازی در خلق و تکثیر نگاه #ایرادگیر، سیاهنما و غرغرو بسیار موثرند. در واقع در چند سال اخیر تجربه نشان داده که ایرادگرفتن از هر چیز و هرکس به یک ارزش تبدیل شده است.
🌐 فرد بدون داشتن سواد و آگاهی نسبت به یک مسئله و موضوع اجتماعی، سیاسی یا رسانه ای، نگاهی به آن میاندازد و بعد از پیدا کردن یک خُرده ایراد آن را در معرض نمایش میگذارد و زمینه اعتراض به کلیت ماجرا را فقط برای یک ایراد جزئی فراهم میآورد.
🌐 یک #گزارشگر فوتبال 90 دقیقه تحت فشار و استرسِ قضاوت شدن توسط میلیونها نفر باید مسلسلوار حرف بزند و اطلاعات بدهد، به بازی و حواشی اش دقت کند و تمام حس و حال را به بیننده منتقل کند ولی در پایان به خاطر یک تپق ساده یا فراموش کردن نام یک بازیکن چنان مورد هجمه قرار می گیرد که انگار بیسوادترین موجود کره زمین است و کاشف و تکثیرکننده آن تپق، دانای کُلی که حقش را خوردهاند وگرنه باید جای گزارشگر مینشست.
🌐 کافی است یک #نویسنده که سالها میلیونها واژه را ردیف کرده و صدها یادداشت و مقاله نوشته یک خطای نگارشی داشته باشد، ایرادگیران همان یک واژه را سرنیزه میکنند و در نقش دانای کل او را به سخره میگیرند که ببینید سواد روزنامه نگار ما را!
🌐 در رادیو و تلویزیون و در دهها شبکه، روزانه هزاران دقیقه برنامه تولید میشود، کافی است یک #مجری یک گاف بدهد، یک عکس جابجا بشود، تکهای از دکور بریزد، یک مهمان کلمهای خطا کند آن وقت کسانی برای «دیدن شدن» و «دانا به نظر رسیدن» همان یک برش را تکثیر میکنند که واسفا از رسانه ما! کجای دنیا این اتفاق میافتد و ...
🌐 میان #نقد کردن و #ایرادگیری محض مرز باریکی وجود دارد اما تفاوتش بسیار است. در نقد، هدفِ نهایی ارتقا و بهبود فرایند است، در ایرادگیری، هدف تخریب است و مضحکهکردن و البته احتمالاً خُردک شهرتی برای دیدهشدن فرد بهانهگیر و ایرادجو.
🌐 رواج این نگاه و تحسین آن، همه ما را به افرادی تبدیل کرده است که به جای دیدن زیباییها و نکات تحسینآمیز، در جستجوی گافها، خطاها، سیاهیها و تاریکیها هستیم تا با نشان دادن آنها #معترض_سلحشور، دانای خردمند و مبارز سازش ناپذیر لقب بگیریم.
🌐 فارغ از نگاه و کلام برخی سیاستمداران مستقر در حاکمیت که که بسیار در این خصوص تاثیرگذار بودهاند، این نقد به بسیاری از ما روزنامهنگاران هم وارد است.
به جای آنکه «شهره شهر شویم به عشق ورزیدن»، مدام فرهنگ عیبجویی و مچگیری را رواج دادهایم و یادمان رفته که هنز آن است که چشم را «به زشت دیدن» عادت ندهیم.
🌐 این امر به معنای #سفیدنمایی و ندیدن کاستیها نیست، به این معناست که یاد بگیریم ایرادگرفتن محض از هر چیز و هرکس، نشانه هوشمندی و خرد نیست و اندکی خطاپوشی را از پروردگاری یاد بگیریم که ستار العیوب است.
#عصرایران
🖋 @ehsanmohammadi95
✍ احسان محمدی
🌐 در عصر ارتباطات هر کس این بخت را دارد که چند دقیقه به #شهرت برسد. به نیکنامی یا بدنامی.
🌐 اگر پیش از این تنها ستارههای سیاست و سینما و موسیقی و ورزش این شانس را داشتند که عکسشان روی جلد مجلات بنشیند و دیده شوند، به واسطه شبکههای مجازی حالا همه از این بخت برخوردارند.
🌐 کافی است کمی خلاق باشید و از تقلید صدا و دابسمش و ژانگولر استفاده کنید یا دامن از دست بدهید و مقابل دوربین تنی بلرزانید یا اندامنمایی کنید، یا دستهگلی به آب بدهید و یک نفر تصویر یا صدایتان را پخش کند.
🌐 آن وقت با سرعت نور به شهرت میرسید. ممکن است از این بخت برخوردار باشید که حتی با طنازی راه به سینما هم پیدا کنید.
یعنی راهی که قبلاً یک ستاره در طول ده سال طی میکرد را در ده دقیقه طی کنید.
🌐 از یک منظر اتفاق بسیار خوبی است. اینکه #انحصار شکستهشده و هر کس جوهر و جوهرهی داشتهباشد از این بخت برخوردار است که استعدادش تحسین شود اما وقتی «دیده شدن به هر قیمت» هدف بشود آن وقت ممکن است روی سبک زندگی جامعه هم اثر بگذارد.
🌐 شبکههای مجازی در خلق و تکثیر نگاه #ایرادگیر، سیاهنما و غرغرو بسیار موثرند. در واقع در چند سال اخیر تجربه نشان داده که ایرادگرفتن از هر چیز و هرکس به یک ارزش تبدیل شده است.
🌐 فرد بدون داشتن سواد و آگاهی نسبت به یک مسئله و موضوع اجتماعی، سیاسی یا رسانه ای، نگاهی به آن میاندازد و بعد از پیدا کردن یک خُرده ایراد آن را در معرض نمایش میگذارد و زمینه اعتراض به کلیت ماجرا را فقط برای یک ایراد جزئی فراهم میآورد.
🌐 یک #گزارشگر فوتبال 90 دقیقه تحت فشار و استرسِ قضاوت شدن توسط میلیونها نفر باید مسلسلوار حرف بزند و اطلاعات بدهد، به بازی و حواشی اش دقت کند و تمام حس و حال را به بیننده منتقل کند ولی در پایان به خاطر یک تپق ساده یا فراموش کردن نام یک بازیکن چنان مورد هجمه قرار می گیرد که انگار بیسوادترین موجود کره زمین است و کاشف و تکثیرکننده آن تپق، دانای کُلی که حقش را خوردهاند وگرنه باید جای گزارشگر مینشست.
🌐 کافی است یک #نویسنده که سالها میلیونها واژه را ردیف کرده و صدها یادداشت و مقاله نوشته یک خطای نگارشی داشته باشد، ایرادگیران همان یک واژه را سرنیزه میکنند و در نقش دانای کل او را به سخره میگیرند که ببینید سواد روزنامه نگار ما را!
🌐 در رادیو و تلویزیون و در دهها شبکه، روزانه هزاران دقیقه برنامه تولید میشود، کافی است یک #مجری یک گاف بدهد، یک عکس جابجا بشود، تکهای از دکور بریزد، یک مهمان کلمهای خطا کند آن وقت کسانی برای «دیدن شدن» و «دانا به نظر رسیدن» همان یک برش را تکثیر میکنند که واسفا از رسانه ما! کجای دنیا این اتفاق میافتد و ...
🌐 میان #نقد کردن و #ایرادگیری محض مرز باریکی وجود دارد اما تفاوتش بسیار است. در نقد، هدفِ نهایی ارتقا و بهبود فرایند است، در ایرادگیری، هدف تخریب است و مضحکهکردن و البته احتمالاً خُردک شهرتی برای دیدهشدن فرد بهانهگیر و ایرادجو.
🌐 رواج این نگاه و تحسین آن، همه ما را به افرادی تبدیل کرده است که به جای دیدن زیباییها و نکات تحسینآمیز، در جستجوی گافها، خطاها، سیاهیها و تاریکیها هستیم تا با نشان دادن آنها #معترض_سلحشور، دانای خردمند و مبارز سازش ناپذیر لقب بگیریم.
🌐 فارغ از نگاه و کلام برخی سیاستمداران مستقر در حاکمیت که که بسیار در این خصوص تاثیرگذار بودهاند، این نقد به بسیاری از ما روزنامهنگاران هم وارد است.
به جای آنکه «شهره شهر شویم به عشق ورزیدن»، مدام فرهنگ عیبجویی و مچگیری را رواج دادهایم و یادمان رفته که هنز آن است که چشم را «به زشت دیدن» عادت ندهیم.
🌐 این امر به معنای #سفیدنمایی و ندیدن کاستیها نیست، به این معناست که یاد بگیریم ایرادگرفتن محض از هر چیز و هرکس، نشانه هوشمندی و خرد نیست و اندکی خطاپوشی را از پروردگاری یاد بگیریم که ستار العیوب است.
#عصرایران
🖋 @ehsanmohammadi95
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◼️زندگی بیشتر اوقات تلخ است، حالا لابهلایش لبخندی میدهد، شادی کوتاهی میبخشد، خودش را مهربان نشان میدهد اما بیشتر وقتها راه نمیآید، مثل اسب چموشی است که سوارش را میکوبد به زمین و به تاخت میرود تا کس دیگری را برای دقایقی سوار کند، به او شادی کوتاهی ببخشد و باز ...
⬛ برای همین همیشه کسانی که کمتر میترسند، کمتر تسلیم نمیشوند، کمتر گله میکنند و زُل میزنند توی چشمهای این اسب چموش را تحسین میکنم، کسانی که وقتی زمین میخورند دستشان را میگیرند به زانو و بلند میشوند، کسانی که در زندگی میبازند، دستاوردهایشان دود میشود اما دوباره بلند میشوند، کسانی که زخم میخورند اما جای جراحت را میبندند و ادامه میدهند .. این دسته از افراد شاید شمعهایی باشند که توی زندگی خودشان پت پت میکنند اما به چراغ الهامبخشی برای دیگران تبدیل میشوند، به فانوس دریایی برای کشتیشکستگان!
⬛ در فوتبال اصطلاحی هست به اسم «کامبک». یعنی بازگشت. وقتی تیمی مثلاً با دو گل عقب میافتد و بعد سه گل میزند میگویند کامبک زد و آخ که چه لحظه شیرینی است. لحظه غلبه امید بر ناامیدی مطلق، پیروزی نور بر تاریکی!
🖋️ @ehsanmohammadi95
⬛ برای همین همیشه کسانی که کمتر میترسند، کمتر تسلیم نمیشوند، کمتر گله میکنند و زُل میزنند توی چشمهای این اسب چموش را تحسین میکنم، کسانی که وقتی زمین میخورند دستشان را میگیرند به زانو و بلند میشوند، کسانی که در زندگی میبازند، دستاوردهایشان دود میشود اما دوباره بلند میشوند، کسانی که زخم میخورند اما جای جراحت را میبندند و ادامه میدهند .. این دسته از افراد شاید شمعهایی باشند که توی زندگی خودشان پت پت میکنند اما به چراغ الهامبخشی برای دیگران تبدیل میشوند، به فانوس دریایی برای کشتیشکستگان!
⬛ در فوتبال اصطلاحی هست به اسم «کامبک». یعنی بازگشت. وقتی تیمی مثلاً با دو گل عقب میافتد و بعد سه گل میزند میگویند کامبک زد و آخ که چه لحظه شیرینی است. لحظه غلبه امید بر ناامیدی مطلق، پیروزی نور بر تاریکی!
🖋️ @ehsanmohammadi95
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⛔ از قاچو و یه قل دو قل تا five stones!
✍ احسان محمدی
🌎 این بازی ساده با چند تکه سنگ احتمالاً اولین بازی اجداد غارنشین ما بوده. شبها دور آتش مینشستند و روی خاک کف غار به همین شکل بازی میکردند. گوگل کردم و دیدم از #هند تا #آفریقا و از #اسکاتلند تا #مغولستان با سنگ و تکههای صیقل داده استخوان شکار این بازی را انجام میدادند. تقریباً قوانین بازی شبیه به هم است فقط اسمش فرق میکند از قاچو و یه قل دو قل و بش داش تا قیطور و ....
🌎 یعنی همین بازی ساده به خوبی نشان میدهد که اجداد همه ما مشترک است و ما دختر عموها و پسرعموهای همدیگریم که در همه این قرنها به اسم دین و نژاد و رنگ پوست و مرز و قلمرو و ... برای کُشتن و نابود کردن هم سنگ تیز میکردیم، شمشیر میساختیم و هنوز بمب اتم تولید میکنیم!
🖋️ @ehsanmohammadi95
✍ احسان محمدی
🌎 این بازی ساده با چند تکه سنگ احتمالاً اولین بازی اجداد غارنشین ما بوده. شبها دور آتش مینشستند و روی خاک کف غار به همین شکل بازی میکردند. گوگل کردم و دیدم از #هند تا #آفریقا و از #اسکاتلند تا #مغولستان با سنگ و تکههای صیقل داده استخوان شکار این بازی را انجام میدادند. تقریباً قوانین بازی شبیه به هم است فقط اسمش فرق میکند از قاچو و یه قل دو قل و بش داش تا قیطور و ....
🌎 یعنی همین بازی ساده به خوبی نشان میدهد که اجداد همه ما مشترک است و ما دختر عموها و پسرعموهای همدیگریم که در همه این قرنها به اسم دین و نژاد و رنگ پوست و مرز و قلمرو و ... برای کُشتن و نابود کردن هم سنگ تیز میکردیم، شمشیر میساختیم و هنوز بمب اتم تولید میکنیم!
🖋️ @ehsanmohammadi95
🚗 چرا این همه ماشیننوشت منتشر میکنم؟
✍️ احسان محمدی
🚗 همیشه برایم سوال است که در ذهن یک نفر چه میگذرد که از میان میلیونها کلمه و جمله، چیزی انتخاب میکند و روی ماشینش مینویسد. این کار شبیه خالکوبی کردن است، جزیی از آدم میشود، هر جا بروی نگاهش میکنند، غریبه، آشنا.
🚖 تقریباً هیچکس پشت بنز یا BMW چیزی نمینویسد، این کار را بیشتر افراد طبقه متوسط و پایین میکنند، روی ماشینی که بخش بزرگی از زندگیشان است چیزی مینویسند و میزنند به دل جاده و خیابان … انگار حرفی توی دلشان است که میخواهند اینطور جار بزنند و بیش از هر کتاب و فیلم و مقالهای هر روز دیده و خوانده میشوند.
🚛 پشت هر جمله بیشتر وقتها قصهای هست که ما چیزی از آن نمیدانیم، یک دلتنگی، یک گله از روزگار یا فک و فامیل، یک دعا برای احساس امنیت، یک شوخی و کنایه و متلک …
🚌 اینها گاهی کوتاهترین قصههای رمزنگاری شدهی جهانند و ماشین «رسانه»!
✅ منبع عکسها: هایلایتهای پیجم در اینستاگرام به نشانی
🆔 @ehsanmohammadi94
🖋️ @ehsanmohammadi95
✍️ احسان محمدی
🚗 همیشه برایم سوال است که در ذهن یک نفر چه میگذرد که از میان میلیونها کلمه و جمله، چیزی انتخاب میکند و روی ماشینش مینویسد. این کار شبیه خالکوبی کردن است، جزیی از آدم میشود، هر جا بروی نگاهش میکنند، غریبه، آشنا.
🚖 تقریباً هیچکس پشت بنز یا BMW چیزی نمینویسد، این کار را بیشتر افراد طبقه متوسط و پایین میکنند، روی ماشینی که بخش بزرگی از زندگیشان است چیزی مینویسند و میزنند به دل جاده و خیابان … انگار حرفی توی دلشان است که میخواهند اینطور جار بزنند و بیش از هر کتاب و فیلم و مقالهای هر روز دیده و خوانده میشوند.
🚛 پشت هر جمله بیشتر وقتها قصهای هست که ما چیزی از آن نمیدانیم، یک دلتنگی، یک گله از روزگار یا فک و فامیل، یک دعا برای احساس امنیت، یک شوخی و کنایه و متلک …
🚌 اینها گاهی کوتاهترین قصههای رمزنگاری شدهی جهانند و ماشین «رسانه»!
✅ منبع عکسها: هایلایتهای پیجم در اینستاگرام به نشانی
🆔 @ehsanmohammadi94
🖋️ @ehsanmohammadi95
Forwarded from روزنوشتهای احسان محمدی
🙏🇮🇷✌️
✍ درباره نوحه ممد نبودی ببینی
🔹گرچه بسیاری این نوحه را با صدای کویتی پور می شناسند اما اولین باد آن را حسین فخری خواند.
جواد عزیزی از رزمندگان خرمشهر شعرش را سرود.
🔹 ریشه نوحه «ممدنبودی ببینی» به یک ملودی بوشهری متلعق به موسیقیهای عزاداری برمیگردد.
این ملودی در سالهای دور توسط جهانبخش کردی زاده (بخشو) با مطلع «لیلا بگفتا ی شه لب تشنهکامان / دستم به دامان، آقا الامان» در ایام محرم و صفر خوانده شده است.
🎥 ناصر تقوایی این قطعه را در فیلم مستند «اربعین» خود نیز با اجرای بخشو آورده است.
🙏 روح تمام آنها که برای آبادی و آزادی ایران عزیز رنج دوران برده اند در آرامش.
متن شعر:
ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته
خون یارانت پر ثمر گشته
ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته
خون یارانت پر ثمر گشته
آه و واویلا… کو جهان آرا
نور دوچشمان تر ما
ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته
خون یارانت پر ثمر گشته
ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته
خون یارانت پر ثمر گشته
آه و واویلا… کو جهان آرا
نور دوچشمان تر ما
ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته
خون یارانت پر ثمر گشته
ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته
خون یارانت پر ثمر گشته
آه و و ا و یلا… کو جهان آرا نور دوچشمان تر ما»
ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته
خون یارانت پر ثمر گشته
آه و واویلا کو جهان آرا
نور دو چشمان تر ما
امیدم گشته ناامید بعد از هجر تو
یاران میآیند اندر پی تو
موسوی آمد پی تو استقبالش کن
بر کوی رضوان تو مهمانش کن
آه و واویلا کو جهان آرا
نور دو چشمان تر ما
از هجرتای سردار دل گلها پژمردند
نخلهای شهر ما بیسر میمردند
در دست مردان خدا جامت میماند
در یاد مستان نامت میماند
🖋 @ehsanmohammadi95
✍ درباره نوحه ممد نبودی ببینی
🔹گرچه بسیاری این نوحه را با صدای کویتی پور می شناسند اما اولین باد آن را حسین فخری خواند.
جواد عزیزی از رزمندگان خرمشهر شعرش را سرود.
🔹 ریشه نوحه «ممدنبودی ببینی» به یک ملودی بوشهری متلعق به موسیقیهای عزاداری برمیگردد.
این ملودی در سالهای دور توسط جهانبخش کردی زاده (بخشو) با مطلع «لیلا بگفتا ی شه لب تشنهکامان / دستم به دامان، آقا الامان» در ایام محرم و صفر خوانده شده است.
🎥 ناصر تقوایی این قطعه را در فیلم مستند «اربعین» خود نیز با اجرای بخشو آورده است.
🙏 روح تمام آنها که برای آبادی و آزادی ایران عزیز رنج دوران برده اند در آرامش.
متن شعر:
ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته
خون یارانت پر ثمر گشته
ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته
خون یارانت پر ثمر گشته
آه و واویلا… کو جهان آرا
نور دوچشمان تر ما
ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته
خون یارانت پر ثمر گشته
ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته
خون یارانت پر ثمر گشته
آه و واویلا… کو جهان آرا
نور دوچشمان تر ما
ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته
خون یارانت پر ثمر گشته
ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته
خون یارانت پر ثمر گشته
آه و و ا و یلا… کو جهان آرا نور دوچشمان تر ما»
ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته
خون یارانت پر ثمر گشته
آه و واویلا کو جهان آرا
نور دو چشمان تر ما
امیدم گشته ناامید بعد از هجر تو
یاران میآیند اندر پی تو
موسوی آمد پی تو استقبالش کن
بر کوی رضوان تو مهمانش کن
آه و واویلا کو جهان آرا
نور دو چشمان تر ما
از هجرتای سردار دل گلها پژمردند
نخلهای شهر ما بیسر میمردند
در دست مردان خدا جامت میماند
در یاد مستان نامت میماند
🖋 @ehsanmohammadi95
ممد نبودی ببینی - غلام کویتی پور
www.BGH.ir بچه های قلم
🎵 نسخه اصلی ممد نبودی ببینی
این ملودی در میان ۱۰۰ آهنگ برتر من قرار دارد.
خانواده جهان آرا چه زخمی به دل دارند.
کاش یک کارگردان درجه یک جهان از حماسه خرمشهر فیلم میساخت.
✌️ دریغ است ایران که ویران شود...
🖋 @ehsanmohammadi95
این ملودی در میان ۱۰۰ آهنگ برتر من قرار دارد.
خانواده جهان آرا چه زخمی به دل دارند.
کاش یک کارگردان درجه یک جهان از حماسه خرمشهر فیلم میساخت.
✌️ دریغ است ایران که ویران شود...
🖋 @ehsanmohammadi95
🐑🐑🐑 جزئی از «گله بودن» افتخار نیست!
✍️ احسان محمدی
☕ مزه #سوشی حالمان را بد میکند یا طعم تلخ #قهوه مغزمان را تکان میدهد اما چون «همه» میخورند ما هم نه تنها میخوریم بلکه عکسش را در فضای مجازی به اشتراک میگذاریم!
🐈🦮 از بغل کردن سگ و گربه خوشمان نمیآید اما چون در شبکههای اجتماعی همه با حیوانات خانگی عکس منتشر میکنند ما هم با عذاب سگ و گربه نگهداری میکنیم!
🎸 یک ترانه #ترند میشود، همه به آن گوش میدهند و ما هم در عین حالی که میدانیم آشغال و یکبار مصرف است، برای اینکه توی جمع برچسب نخوریم که «چه آدم ضد حال و بیسلیقهای هستی» وانمود میکنیم که از آن خیلی لذت میبریم و جوری تشویق میکنیم که کف دستهایمان کبود میشود!
🛜عصر جدید توانایی عجیبی در ساختن «گلههای مجازی» دارد. شبکههای اجتماعی قادرند افراد را مطیع، یکشکل، یک سلیقه، یک قیافه و همفکر کنند. عقلمان میگوید نه، ولی تن میدهیم چون نمیخواهیم طرد شویم.
اثر گلهای (Herd Behavior) را جدی بگیریم. «گله» عملاً «فکر مستقل» را از بین میبرد، به جای ما فکر میکند و بعد با لایک و فالوور پاداش میدهد. وای به حال کسی که بخواهد «ماهی سیاه کوچولو» شود و خلاف جریان گله شنا کند. او با طرد شدن تاوان میدهد و طرد از قبیله یکی از ترسها و تنبیههای بزرگ اجدادی ماست.
❌ این نوشتار در #تشویق «مخالفخوانی، آنارشیسم و ضد اجتماعی بودن» نیست، در #نکوهش تن دادن به اراده پنهان در شبکههای اجتماعی برای نابود کردن «استقلال فکری» است، اتفاقی که باعث میشود افراد صاحب فکر هم از ترس طرد شدن، #سکوت کنند.
خلاصه اینکه:
🐑 اگر وقتی یک هشتگ ترند میشود و خیلیها آن را بازنشر میکنند بدون بررسی دقیق محتوایش، فقط چون «بقیه هم این کار را کردهاند»، شما هم از آن هشتگ استفاده میکنید به «گله» خوش آمدید!
🐑 اگر وقتی جلوی یک رستوران صف طولانی باشد، تنها به این دلیل که «چون بقیه توی صف هستند حتماً غذای اینجا خوبه» شما هم در صف میایستید، به «گله» خوش آمدید!
🐑 اگر یک لباس، مدل مو یا حتی آرایش را دوست ندارید اما چون فقط مُد شده شما هم به آن تن میدهید، به «گله» خوش آمدید!
🐑 اگر یک فیلم یا سریال را فقط چون همه از آن تعریف کردهاند، میبینید در حالیکه میفهمید به درد نمیخورد و فقط میخواهید برای گرفتن تائید دیگران بگویید آن را دیدهاید، به «گله» خوش آمدید!
🐑 اگر افراد زیادی یک محصول یا شخص را لایک میکنند و شما هم بهطور ناخودآگاه فکر میکنید آن چیز یا کس «ارزشمند» است، حتی اگر نباشد، به «گله» خوش آمدید!
🐑 اگر فقط برای اینکه از یک جمع طرد نشوید، ترجیح میدهید با موج عمومی همراه شوید ولو اینکه عقل یا منطق شما چیز دیگری بگوید، به «گله» خوش آمدید!
🖋️ @ehsanmohammadi95
✍️ احسان محمدی
☕ مزه #سوشی حالمان را بد میکند یا طعم تلخ #قهوه مغزمان را تکان میدهد اما چون «همه» میخورند ما هم نه تنها میخوریم بلکه عکسش را در فضای مجازی به اشتراک میگذاریم!
🐈🦮 از بغل کردن سگ و گربه خوشمان نمیآید اما چون در شبکههای اجتماعی همه با حیوانات خانگی عکس منتشر میکنند ما هم با عذاب سگ و گربه نگهداری میکنیم!
🎸 یک ترانه #ترند میشود، همه به آن گوش میدهند و ما هم در عین حالی که میدانیم آشغال و یکبار مصرف است، برای اینکه توی جمع برچسب نخوریم که «چه آدم ضد حال و بیسلیقهای هستی» وانمود میکنیم که از آن خیلی لذت میبریم و جوری تشویق میکنیم که کف دستهایمان کبود میشود!
🛜عصر جدید توانایی عجیبی در ساختن «گلههای مجازی» دارد. شبکههای اجتماعی قادرند افراد را مطیع، یکشکل، یک سلیقه، یک قیافه و همفکر کنند. عقلمان میگوید نه، ولی تن میدهیم چون نمیخواهیم طرد شویم.
اثر گلهای (Herd Behavior) را جدی بگیریم. «گله» عملاً «فکر مستقل» را از بین میبرد، به جای ما فکر میکند و بعد با لایک و فالوور پاداش میدهد. وای به حال کسی که بخواهد «ماهی سیاه کوچولو» شود و خلاف جریان گله شنا کند. او با طرد شدن تاوان میدهد و طرد از قبیله یکی از ترسها و تنبیههای بزرگ اجدادی ماست.
❌ این نوشتار در #تشویق «مخالفخوانی، آنارشیسم و ضد اجتماعی بودن» نیست، در #نکوهش تن دادن به اراده پنهان در شبکههای اجتماعی برای نابود کردن «استقلال فکری» است، اتفاقی که باعث میشود افراد صاحب فکر هم از ترس طرد شدن، #سکوت کنند.
خلاصه اینکه:
🐑 اگر وقتی یک هشتگ ترند میشود و خیلیها آن را بازنشر میکنند بدون بررسی دقیق محتوایش، فقط چون «بقیه هم این کار را کردهاند»، شما هم از آن هشتگ استفاده میکنید به «گله» خوش آمدید!
🐑 اگر وقتی جلوی یک رستوران صف طولانی باشد، تنها به این دلیل که «چون بقیه توی صف هستند حتماً غذای اینجا خوبه» شما هم در صف میایستید، به «گله» خوش آمدید!
🐑 اگر یک لباس، مدل مو یا حتی آرایش را دوست ندارید اما چون فقط مُد شده شما هم به آن تن میدهید، به «گله» خوش آمدید!
🐑 اگر یک فیلم یا سریال را فقط چون همه از آن تعریف کردهاند، میبینید در حالیکه میفهمید به درد نمیخورد و فقط میخواهید برای گرفتن تائید دیگران بگویید آن را دیدهاید، به «گله» خوش آمدید!
🐑 اگر افراد زیادی یک محصول یا شخص را لایک میکنند و شما هم بهطور ناخودآگاه فکر میکنید آن چیز یا کس «ارزشمند» است، حتی اگر نباشد، به «گله» خوش آمدید!
🐑 اگر فقط برای اینکه از یک جمع طرد نشوید، ترجیح میدهید با موج عمومی همراه شوید ولو اینکه عقل یا منطق شما چیز دیگری بگوید، به «گله» خوش آمدید!
🖋️ @ehsanmohammadi95
✅ خطر باور کردن ویترین دیگران!
✍ احسان محمدی
✅ ما معمولاً در زمانهای آسیبپذیری مثل خستگی، ناراحتی یا تنهایی سراغ #اینستاگرام میرویم و دقیقاً در این لحظات با بهترین تصویرهای دیگران مواجه میشویم، با ویترین دستچین شده زندگی دیگران. زُل زدن به این ویترین و باور کردن آن مثل خوردن سم، اندک اندک آدم را ناکار میکند!
✅ بیشتر ما بعد از یک روز سختِ کاری، وقتی که زندگی واقعی حسابی انرژی و امیدمان را دزدیده و خسته روی مبل لم دادهایم وارد اینستاگرام میشویم. چه میبینیم؟
📽️ یک نفر ویدیویی از سفرش به تایلند را پُست کرده است. جنگلهای سر سبز، دریای فیروزهای، لبریز از رنگ و زیبایی و آرامش. ما یادمان میآید که خیلی وقت است حسرت سفری از این دست داریم.
📸 یک نفر توی رستورانی لوکس با همسر خوشقیافهاش عکس گرفته در حالیکه میز جلویشان پر از غذاهای گرانقیمت است. ما نه فقط گرسنه میشویم بلکه حس میکنیم همسرمان چندان زیبا نیست.
👩💼 یک نفر عکسهایی از خودش قبل و بعد از عمل زیبایی یا فیت شدن وزنش گذاشته. ما با ناامیدی به شکم برآمده و چربیهای پهلویمان دست میکشیم. به دماغمان فکر میکنیم که انگار خیلی بزرگ است یا به لبهایمان که انگار زیادی کوچک است!
🧑💻 یک نفر عکسی از ماشین یا ویلای لوکسش گذاشته و غیرمستقیم به ما میگوید که به درآمد خوبی رسیده! دیدن این عکس یادمان میآورد که فقیرتر از چیزی هستیم که فکر میکردیم.
❌ دیدن مداوم این اتفاقات وقتی ما در پایینترین نقطهی انرژی و رضایت شخصی هستیم خطرناک است چون به شدت احساس ناکامی و شکست را درونمان تقویت میکند. ما فراموش میکنیم که دیگران در شبکههای اجتماعی معمولاً تصاویر گلچین شده، فیلتردار و نمایشی از لحظههای خاص زندگیشان را منتشر میکنند نه روزهای بد، ترس، دعوا و افسردگیشان را.
◀️ چرا ما خودمان را با دیگران مقایسه میکنیم؟
لئون فستینگر روانشناس اجتماعی آمریکایی در تئوری مقایسه اجتماعی (Social Comparison Theory) میگوید انسانها ذاتاً تمایل دارند خودشان را با دیگران مقایسه کنند تا بتوانند جایگاه، تواناییها و احساس خودارزشمندیشان را بسنجند. نوعی از مقایسه که وادارمان کند رشد کنیم مفید است اما بیشتر ما گرفتار مقایسه تخریبی میشویم.
پس ما ناخودآگاه هر لحظه در حال مقایسه خود با دیگران هستیم. در عصر حاضر شبکههای اجتماعی به خاطر نمایش دادن بُرشهای زندگی موفق دیگران، احساس شکست و ناکامی را درون ما به شدت تقویت کردهاند.
✅ چه باید کرد؟
من به جای توصیههایی مثل «خودمان را مقایسه نکنیم»، «اینستاگرام را حذف کنیم»، «پسته بخوریم!» و ... «یادآوری فعالانه» را پیشنهاد میکنم، اینکه هر ویدیو یا عکسی از این جنس میبینیم به خودمان یادآوری کنیم که «این تمام واقعیت آن فرد نیست» و فقط «یک بُرش نازک از زندگی کسی است که ما چیز زیادی در مورد آن نمیدانیم».
🖋 @ehsanmohammadi95
✍ احسان محمدی
✅ ما معمولاً در زمانهای آسیبپذیری مثل خستگی، ناراحتی یا تنهایی سراغ #اینستاگرام میرویم و دقیقاً در این لحظات با بهترین تصویرهای دیگران مواجه میشویم، با ویترین دستچین شده زندگی دیگران. زُل زدن به این ویترین و باور کردن آن مثل خوردن سم، اندک اندک آدم را ناکار میکند!
✅ بیشتر ما بعد از یک روز سختِ کاری، وقتی که زندگی واقعی حسابی انرژی و امیدمان را دزدیده و خسته روی مبل لم دادهایم وارد اینستاگرام میشویم. چه میبینیم؟
📽️ یک نفر ویدیویی از سفرش به تایلند را پُست کرده است. جنگلهای سر سبز، دریای فیروزهای، لبریز از رنگ و زیبایی و آرامش. ما یادمان میآید که خیلی وقت است حسرت سفری از این دست داریم.
📸 یک نفر توی رستورانی لوکس با همسر خوشقیافهاش عکس گرفته در حالیکه میز جلویشان پر از غذاهای گرانقیمت است. ما نه فقط گرسنه میشویم بلکه حس میکنیم همسرمان چندان زیبا نیست.
👩💼 یک نفر عکسهایی از خودش قبل و بعد از عمل زیبایی یا فیت شدن وزنش گذاشته. ما با ناامیدی به شکم برآمده و چربیهای پهلویمان دست میکشیم. به دماغمان فکر میکنیم که انگار خیلی بزرگ است یا به لبهایمان که انگار زیادی کوچک است!
🧑💻 یک نفر عکسی از ماشین یا ویلای لوکسش گذاشته و غیرمستقیم به ما میگوید که به درآمد خوبی رسیده! دیدن این عکس یادمان میآورد که فقیرتر از چیزی هستیم که فکر میکردیم.
❌ دیدن مداوم این اتفاقات وقتی ما در پایینترین نقطهی انرژی و رضایت شخصی هستیم خطرناک است چون به شدت احساس ناکامی و شکست را درونمان تقویت میکند. ما فراموش میکنیم که دیگران در شبکههای اجتماعی معمولاً تصاویر گلچین شده، فیلتردار و نمایشی از لحظههای خاص زندگیشان را منتشر میکنند نه روزهای بد، ترس، دعوا و افسردگیشان را.
◀️ چرا ما خودمان را با دیگران مقایسه میکنیم؟
لئون فستینگر روانشناس اجتماعی آمریکایی در تئوری مقایسه اجتماعی (Social Comparison Theory) میگوید انسانها ذاتاً تمایل دارند خودشان را با دیگران مقایسه کنند تا بتوانند جایگاه، تواناییها و احساس خودارزشمندیشان را بسنجند. نوعی از مقایسه که وادارمان کند رشد کنیم مفید است اما بیشتر ما گرفتار مقایسه تخریبی میشویم.
پس ما ناخودآگاه هر لحظه در حال مقایسه خود با دیگران هستیم. در عصر حاضر شبکههای اجتماعی به خاطر نمایش دادن بُرشهای زندگی موفق دیگران، احساس شکست و ناکامی را درون ما به شدت تقویت کردهاند.
✅ چه باید کرد؟
من به جای توصیههایی مثل «خودمان را مقایسه نکنیم»، «اینستاگرام را حذف کنیم»، «پسته بخوریم!» و ... «یادآوری فعالانه» را پیشنهاد میکنم، اینکه هر ویدیو یا عکسی از این جنس میبینیم به خودمان یادآوری کنیم که «این تمام واقعیت آن فرد نیست» و فقط «یک بُرش نازک از زندگی کسی است که ما چیز زیادی در مورد آن نمیدانیم».
🖋 @ehsanmohammadi95
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
… و هر انسانی را رنجی است
زیبا مثل زندگی، زشت مثل زندگی!
🌏 دنیا بیشتر با رنج و حسرت و از دست دادن رفیق است اما گاهی هم شکلاتهای شیرینی میدهد تا طاقت بیاوریم، کم نیاوریم … و شاید همین باعث شده که آدمی علیرغم رنجها هنوز ادامه بدهد …
#لوئیز_انریکه سرمربی اسپانیایی پاریسنژرمن دیشب قهرمان اروپا شد، خیلیها دوباره یاد دخترش افتادند، موضوعی که چند ماه پیش در برنامه فوتبال ۱۲۰ در موردش گفتم …
🖋 @ehsanmohammadi95
زیبا مثل زندگی، زشت مثل زندگی!
🌏 دنیا بیشتر با رنج و حسرت و از دست دادن رفیق است اما گاهی هم شکلاتهای شیرینی میدهد تا طاقت بیاوریم، کم نیاوریم … و شاید همین باعث شده که آدمی علیرغم رنجها هنوز ادامه بدهد …
#لوئیز_انریکه سرمربی اسپانیایی پاریسنژرمن دیشب قهرمان اروپا شد، خیلیها دوباره یاد دخترش افتادند، موضوعی که چند ماه پیش در برنامه فوتبال ۱۲۰ در موردش گفتم …
🖋 @ehsanmohammadi95