°❀°🌸°❀°
🌸°❀°
°❀°
#دریچه_بزرگان
هیچکس بیدلیل وارد زندگیات نمیشود؛ یا درسی میدهد یا زخمی میزند، یا همراهی میشود.
#پابلو_نرودا
@daricheh93
http://Dariche93.ir
°❀°
🌸°❀°
°❀°🌸°❀°
🌸°❀°
°❀°
#دریچه_بزرگان
هیچکس بیدلیل وارد زندگیات نمیشود؛ یا درسی میدهد یا زخمی میزند، یا همراهی میشود.
#پابلو_نرودا
@daricheh93
http://Dariche93.ir
°❀°
🌸°❀°
°❀°🌸°❀°
👍6❤4💔1
°❀°🌸°❀°
🌸°❀°
°❀°
#دریچه_بزرگان
امید مثل بوی خاک باران خورده است؛ هیچکس نمیتواند آن را بگیرد…
#حسین_پناهی
@daricheh93
http://Dariche93.ir
°❀°
🌸°❀°
°❀°🌸°❀°
🌸°❀°
°❀°
#دریچه_بزرگان
امید مثل بوی خاک باران خورده است؛ هیچکس نمیتواند آن را بگیرد…
#حسین_پناهی
@daricheh93
http://Dariche93.ir
°❀°
🌸°❀°
°❀°🌸°❀°
❤8💔2👍1
#پاراگراف_طلایی
تنهاییهای من از جنسِ از دست دادن نیست؛ گودال بزرگی است که اگر حواسم نباشد پرت میشوم در آن و تا مدتها نمیتوانم بالا بیایم.
#بانو_گوزن📙
#مریم_حسینیان✍
#زنده_یاد_خانم_حسینیان🥀
@daricheh93
Dariche93.ir
تنهاییهای من از جنسِ از دست دادن نیست؛ گودال بزرگی است که اگر حواسم نباشد پرت میشوم در آن و تا مدتها نمیتوانم بالا بیایم.
#بانو_گوزن📙
#مریم_حسینیان✍
#زنده_یاد_خانم_حسینیان🥀
@daricheh93
Dariche93.ir
❤5👏2💔1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#دریچه_سینما
📽 1500 Words
🎬 Andrew Chaplin
مردی متوجه میشود که 1500 کلمه بیشتر تا پایان زندگیاش باقی نمانده و …
@daricheh93
http://Dariche93.ir
📽 1500 Words
🎬 Andrew Chaplin
مردی متوجه میشود که 1500 کلمه بیشتر تا پایان زندگیاش باقی نمانده و …
@daricheh93
http://Dariche93.ir
❤4
Forwarded from Marzi Ganji
#اخباردریچه
فراخوان ششمین دوره جایزه داستان تهران منتشر شد. این دوسالانه ادبی با هدف ثبت قصههای مردم، مکانها، فرهنگ، رویدادها و مقاومتهای شهر تهران، امسال در چهار بخش متنوع برگزار میشود.
بخشهای چهارگانه این دوره از جایزه داستان تهران عبارتند از: «داستان کوتاه»، «روایت»، «داستانک و روایت کوتاه» و «تو هم روایت کن» که به روایتهای مردمی اختصاص دارد. این دوره از جایزه با همکاری مرکز ارتباطات و امور بینالملل شهرداری تهران و باغ کتاب برگزار میشود و علاقهمندان تا ۱۰ شهریور ۱۴۰۴ فرصت دارند آثار خود را به دبیرخانه ارسال کنند.
شرکت در مسابقه رایگان است و به آثار برگزیده در هر بخش، علاوه بر تندیس جایزه داستان تهران، جوایز نقدی نیز اهدا میشود.
جایزه نفرات اول داستان کوتاه، به ترتیب ۴۰، ۲۰ و ۱۰ میلیون تومان، در بخش روایت به ترتیب ۳۰، ۱۵ و هشت میلیون تومان، در بخش داستانک و روایت کوتاه به ترتیب ۱۵، ۱۰ و پنج میلیون تومان و در بخش تو هم روایت کن به ترتیب ۱۰، هشت و پنج میلیون تومان خواهد بود.
بخش «تو هم روایت کن» برای نخستینبار به روایتهای مردمی اختصاص یافته تا شهروندان نیز بتوانند با ثبت تجربهها و روایتهای خود از تهران در نگارش تاریخ شفاهی پایتخت مشارکت کنند.
آثار راهیافته به مرحله نیمهنهایی، زیر نظر هیئت داوران منتشر خواهند شد.
علاقهمندان میتوانند از طریق ایمیل tehranstory۶@gmail.com یا شماره ۰۲۱۹۶۰۴۵۷۲۳ با دبیرخانه در ارتباط باشند و برای اطلاعات بیشتر به سایت رسمی جشنواره به نشانی tehranstory.ir مراجعه کنند.
@daricheh93
dariche93.ir
فراخوان ششمین دوره جایزه داستان تهران منتشر شد. این دوسالانه ادبی با هدف ثبت قصههای مردم، مکانها، فرهنگ، رویدادها و مقاومتهای شهر تهران، امسال در چهار بخش متنوع برگزار میشود.
بخشهای چهارگانه این دوره از جایزه داستان تهران عبارتند از: «داستان کوتاه»، «روایت»، «داستانک و روایت کوتاه» و «تو هم روایت کن» که به روایتهای مردمی اختصاص دارد. این دوره از جایزه با همکاری مرکز ارتباطات و امور بینالملل شهرداری تهران و باغ کتاب برگزار میشود و علاقهمندان تا ۱۰ شهریور ۱۴۰۴ فرصت دارند آثار خود را به دبیرخانه ارسال کنند.
شرکت در مسابقه رایگان است و به آثار برگزیده در هر بخش، علاوه بر تندیس جایزه داستان تهران، جوایز نقدی نیز اهدا میشود.
جایزه نفرات اول داستان کوتاه، به ترتیب ۴۰، ۲۰ و ۱۰ میلیون تومان، در بخش روایت به ترتیب ۳۰، ۱۵ و هشت میلیون تومان، در بخش داستانک و روایت کوتاه به ترتیب ۱۵، ۱۰ و پنج میلیون تومان و در بخش تو هم روایت کن به ترتیب ۱۰، هشت و پنج میلیون تومان خواهد بود.
بخش «تو هم روایت کن» برای نخستینبار به روایتهای مردمی اختصاص یافته تا شهروندان نیز بتوانند با ثبت تجربهها و روایتهای خود از تهران در نگارش تاریخ شفاهی پایتخت مشارکت کنند.
آثار راهیافته به مرحله نیمهنهایی، زیر نظر هیئت داوران منتشر خواهند شد.
علاقهمندان میتوانند از طریق ایمیل tehranstory۶@gmail.com یا شماره ۰۲۱۹۶۰۴۵۷۲۳ با دبیرخانه در ارتباط باشند و برای اطلاعات بیشتر به سایت رسمی جشنواره به نشانی tehranstory.ir مراجعه کنند.
@daricheh93
dariche93.ir
°❀°🌸°❀°
🌸°❀°
°❀°
#دریچه_بزرگان
امید یعنی نفس کشیدن در خاکستر و دوباره برخاستن…
#آنا_فرانک
@daricheh93
http://Dariche93.ir
°❀°
🌸°❀°
°❀°🌸°❀°
🌸°❀°
°❀°
#دریچه_بزرگان
امید یعنی نفس کشیدن در خاکستر و دوباره برخاستن…
#آنا_فرانک
@daricheh93
http://Dariche93.ir
°❀°
🌸°❀°
°❀°🌸°❀°
❤10💔1
°❀°🌸°❀°
🌸°❀°
°❀°
#دریچه_بزرگان
آدمی که چیزی برای از دست دادن ندارد، خطرناک است.
#جنایت_و_مکافات
#داستایفسکی
@daricheh93
http://Dariche93.ir
°❀°
🌸°❀°
°❀°🌸°❀°
🌸°❀°
°❀°
#دریچه_بزرگان
آدمی که چیزی برای از دست دادن ندارد، خطرناک است.
#جنایت_و_مکافات
#داستایفسکی
@daricheh93
http://Dariche93.ir
°❀°
🌸°❀°
°❀°🌸°❀°
❤8👍1
#پاراگراف_طلایی
هرچه میبینی بخشی از جهان پیرامون توست …
اما نحوه دیدنت بستگی دارد به عینکی که به چشم میزنی !
#دنیا_ی_سوفی📘
#یوستین_گردر✍
@daricheh93
Dariche93.ir
هرچه میبینی بخشی از جهان پیرامون توست …
اما نحوه دیدنت بستگی دارد به عینکی که به چشم میزنی !
#دنیا_ی_سوفی📘
#یوستین_گردر✍
@daricheh93
Dariche93.ir
👍3👏2❤1
°❀°🌸°❀°
🌸°❀°
°❀°
#دریچه_بزرگان
زمان، همهچیز را تغییر میدهد؛ حتی زخمی که فکر میکردی ابدی است.
#صدسال_تنهایی
#گابریل_گارسیا_مارکز
@daricheh93
http://Dariche93.ir
°❀°
🌸°❀°
°❀°🌸°❀°
🌸°❀°
°❀°
#دریچه_بزرگان
زمان، همهچیز را تغییر میدهد؛ حتی زخمی که فکر میکردی ابدی است.
#صدسال_تنهایی
#گابریل_گارسیا_مارکز
@daricheh93
http://Dariche93.ir
°❀°
🌸°❀°
°❀°🌸°❀°
❤6💔2😢1
#مارتی_لارنی
نام اصلی
#مارتی_یوهانس_لین
(زادهٔ ۲۲ سپتامبر ۱۹۰۹ – درگذشتهٔ ۷ مارس ۱۹۹۳ )
نویسندهی فنلاندی
او از شناختهشدهترین نویسندگان بینالمللی فنلاند در اتحاد جماهیر شوروی و دیگر کشورهای بلوک شرق بود.
فعالیت: لارنی چهارمین فرزند از نه فرزند استاد نقاش، یوهان ویکتور لین و ماتیلدا پونتیلا بود. او ضمن تحصیل در مدرسه دولتی، تابستانها در خانه مادرش در هائوهو چوپانی میکرد؛ این تجربیات بعدها در کتاب «روستای مردمان خوب» به کار گرفته شد. او از ۱۵ سالگی شروع به نوشتن شعر و داستان کوتاه کرد و اشعارش برای اولین بار در سال ۱۹۲۶ در مجلهای به نام جوتوتوپا منتشر شد . او در سال ۱۹۲۸ به عضویت (اتحادیه نیروهای جوان)، یک سازمان ادبی غیرانتفاعی، درآمد.
لارنی پس از مدرسه دولتی، به عنوان دستیار باغبان مشغول به کار شد و در یک مدرسه تعاونی تحصیل کرد. در سالهای ۱۹۳۷ تا ۱۹۵۱، او سردبیر مجله Elanto ، مجلهای که توسط شرکت تعاونی مترقی Elanto مستقر در هلسینکی منتشر میشد، بود. او در سالهای ۱۹۴۸ تا ۱۹۴۹ و ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۴ در ایالات متحده زندگی کرد و به عنوان روزنامهنگار کار کرد. پس از بازگشت به فنلاند، از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۵ به عنوان سردبیر مجله و از سال ۱۹۵۶ تا ۱۹۵۹ به عنوان رئیس دپارتمان کنفدراسیون مرکزی تعاونیهای مصرفکننده مشغول به کار شد. او در گورستان مالمی به خاک سپرده شده است.
جوایز: آثار او به ۲۰ زبان مختلف ترجمه شدهاند و در سال ۱۹۶۶ مدال «پرو فنلاندیا» به او اهدا شد.
برخی آثار: کوئیلو، هیولای وحشی، کاهدن مایلما، لالون میکا، مالتاماتون به او، آیدین کادت، لاهِلا سینتییا، موستا ونوس، چهارمین مهره، یا فقدانی با وجود خودش
با لارنی بخند و ...
@daricheh93
http://Dariche93.ir
نام اصلی
#مارتی_یوهانس_لین
(زادهٔ ۲۲ سپتامبر ۱۹۰۹ – درگذشتهٔ ۷ مارس ۱۹۹۳ )
نویسندهی فنلاندی
او از شناختهشدهترین نویسندگان بینالمللی فنلاند در اتحاد جماهیر شوروی و دیگر کشورهای بلوک شرق بود.
فعالیت: لارنی چهارمین فرزند از نه فرزند استاد نقاش، یوهان ویکتور لین و ماتیلدا پونتیلا بود. او ضمن تحصیل در مدرسه دولتی، تابستانها در خانه مادرش در هائوهو چوپانی میکرد؛ این تجربیات بعدها در کتاب «روستای مردمان خوب» به کار گرفته شد. او از ۱۵ سالگی شروع به نوشتن شعر و داستان کوتاه کرد و اشعارش برای اولین بار در سال ۱۹۲۶ در مجلهای به نام جوتوتوپا منتشر شد . او در سال ۱۹۲۸ به عضویت (اتحادیه نیروهای جوان)، یک سازمان ادبی غیرانتفاعی، درآمد.
لارنی پس از مدرسه دولتی، به عنوان دستیار باغبان مشغول به کار شد و در یک مدرسه تعاونی تحصیل کرد. در سالهای ۱۹۳۷ تا ۱۹۵۱، او سردبیر مجله Elanto ، مجلهای که توسط شرکت تعاونی مترقی Elanto مستقر در هلسینکی منتشر میشد، بود. او در سالهای ۱۹۴۸ تا ۱۹۴۹ و ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۴ در ایالات متحده زندگی کرد و به عنوان روزنامهنگار کار کرد. پس از بازگشت به فنلاند، از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۵ به عنوان سردبیر مجله و از سال ۱۹۵۶ تا ۱۹۵۹ به عنوان رئیس دپارتمان کنفدراسیون مرکزی تعاونیهای مصرفکننده مشغول به کار شد. او در گورستان مالمی به خاک سپرده شده است.
جوایز: آثار او به ۲۰ زبان مختلف ترجمه شدهاند و در سال ۱۹۶۶ مدال «پرو فنلاندیا» به او اهدا شد.
برخی آثار: کوئیلو، هیولای وحشی، کاهدن مایلما، لالون میکا، مالتاماتون به او، آیدین کادت، لاهِلا سینتییا، موستا ونوس، چهارمین مهره، یا فقدانی با وجود خودش
با لارنی بخند و ...
@daricheh93
http://Dariche93.ir
👍1
Tabuti dar moameleh - bookhapdf.pdf
175.1 KB
#دریچه_داستان
#داستان_کوتاه
#تابوتی_در_معامله
نویسنده
#مارتی_لارنی
مترجم ___
تعداد صفحات ۵
@daricheh93
http://Dariche93.ir
#داستان_کوتاه
#تابوتی_در_معامله
نویسنده
#مارتی_لارنی
مترجم ___
تعداد صفحات ۵
@daricheh93
http://Dariche93.ir
👍2
°❀°🌸°❀°
#دریچه_سینما
نام فیلم: حیوانات خطرناک
نام کارگردان: شان بیرن
محصول کشور: امریکا و استرالیا
درجه نمایش: R بزرگسال
درصد پسندیده شدن: ۵۰ ٪
سال انتشار: ۲۰۲۵
موضوع: ترسناک
@daricheh93
http://Dariche93.ir
°❀°🌸°❀°
#دریچه_سینما
نام فیلم: حیوانات خطرناک
نام کارگردان: شان بیرن
محصول کشور: امریکا و استرالیا
درجه نمایش: R بزرگسال
درصد پسندیده شدن: ۵۰ ٪
سال انتشار: ۲۰۲۵
موضوع: ترسناک
@daricheh93
http://Dariche93.ir
°❀°🌸°❀°
❤5
°❀°🌸°❀°
🌸°❀°
°❀°
#دریچه_بزرگان
وقتی آدمها شما را ترک میکنند، مانعشان نشوید. شما با کسانی که رهایتان میکنند، آیندهای ندارید.
#رومن_گاری
@daricheh93
http://Dariche93.ir
°❀°
🌸°❀°
°❀°🌸°❀°
🌸°❀°
°❀°
#دریچه_بزرگان
وقتی آدمها شما را ترک میکنند، مانعشان نشوید. شما با کسانی که رهایتان میکنند، آیندهای ندارید.
#رومن_گاری
@daricheh93
http://Dariche93.ir
°❀°
🌸°❀°
°❀°🌸°❀°
❤9👍1👌1
#اخبار_دریچه
📕 در نشست اعضای انجمن دریچه که در روز دوشنبه برگزار شد، داستانی از داستان های اعضای انجمن، نقد و بررسی شد.
🖌"شناسنامه" نویسنده: مرضیه کریمیان
در این دوشنبه داستانی، داستان "شناسنامه" اثر خانم کریمیان نقد شد. این داستان مورد توجه اکثر منتقدین جلسه قرار گرفت.
سوژه این داستان جذاب، تازه و بکر است.
داستان شروع خوبی دارد و روایتی است زیبا و پر حس و اتفاقات در زابل پیش آمده است. جایی که هوا گرم و داغ و پر گرد و خاک است...
زاویه ی دید داستان اول شخص است و انتخاب خوبی است، این نوع روایت میتواند حس همذاتپنداری عمیقتری بین خواننده وکارکتر اصلی ایجاد می کند و خواننده با تجربیات و احساسات شخصیت آشنا می شود.
اسم داستان ، هوشیارانه ، انتخاب شده و اشاره می کند به نادیده گرفتن هویت افراد، به نیازها و به حقوق یک زن جوان؛ چگونه ممکن است زنی از داشتن جگر گوشه اش و حتی هویتش منع شود؟
داستان فضا پردازی زیبایی دارد و توصیفات آن دلنشین است و بدل می نشیند.
نویسنده با توانمندی، برشی از زندگی یک زن جوان را به تصویر کشیده است، زنی که با درد دست و پنجه نرم می کند. نویسنده از دریای هیرمند و هامون سخن گفته و تصویر پردازی های زیبایی را برای خواننده شکل داده است.
داستان انسجام خوبی دارد و کلیت داستان خوب است.
پایان بندی داستان، هدفمند، پر امید، با جذابیت ویژه است و حس خوبی به خواننده می دهد.
📕 انجمن ادبیات داستانی دریچه برای این نویسنده گرامی، آرزوی موفقیت روز افزون دارد.
@daricheh93
Dariche93.ir
📕 در نشست اعضای انجمن دریچه که در روز دوشنبه برگزار شد، داستانی از داستان های اعضای انجمن، نقد و بررسی شد.
🖌"شناسنامه" نویسنده: مرضیه کریمیان
در این دوشنبه داستانی، داستان "شناسنامه" اثر خانم کریمیان نقد شد. این داستان مورد توجه اکثر منتقدین جلسه قرار گرفت.
سوژه این داستان جذاب، تازه و بکر است.
داستان شروع خوبی دارد و روایتی است زیبا و پر حس و اتفاقات در زابل پیش آمده است. جایی که هوا گرم و داغ و پر گرد و خاک است...
زاویه ی دید داستان اول شخص است و انتخاب خوبی است، این نوع روایت میتواند حس همذاتپنداری عمیقتری بین خواننده وکارکتر اصلی ایجاد می کند و خواننده با تجربیات و احساسات شخصیت آشنا می شود.
اسم داستان ، هوشیارانه ، انتخاب شده و اشاره می کند به نادیده گرفتن هویت افراد، به نیازها و به حقوق یک زن جوان؛ چگونه ممکن است زنی از داشتن جگر گوشه اش و حتی هویتش منع شود؟
داستان فضا پردازی زیبایی دارد و توصیفات آن دلنشین است و بدل می نشیند.
نویسنده با توانمندی، برشی از زندگی یک زن جوان را به تصویر کشیده است، زنی که با درد دست و پنجه نرم می کند. نویسنده از دریای هیرمند و هامون سخن گفته و تصویر پردازی های زیبایی را برای خواننده شکل داده است.
داستان انسجام خوبی دارد و کلیت داستان خوب است.
پایان بندی داستان، هدفمند، پر امید، با جذابیت ویژه است و حس خوبی به خواننده می دهد.
📕 انجمن ادبیات داستانی دریچه برای این نویسنده گرامی، آرزوی موفقیت روز افزون دارد.
@daricheh93
Dariche93.ir
❤3
#پاراگراف_دریچه
چطور میتوانست رفتن مادرش را نگاه کند و دلش نلرزد؟! البته او رفتن مادرهای زیادی را در این خانه دیده ،دلش را دارد.
چهره اش تداعی آن روز را می کرد آن وقتی که مادر و پدرم خود را به من رساندند و گفتند: بگو پدر و مادرم مرده اند و من تنها فرزند آنها بودم. هوا سرد بود و من به حیاط بی آب و علف پاسگاه نگاه می کردم. رئیس پاسگاه ما را به مقامات بالاتر ارجاع داد و ما از این اتاق به اتاق دیگر میرفتیم و پدرم به آنها میگفت: از دختران اقوام هست کسی را جز ما ندارد. به واسطه پدرم و با سند مغازه من را آزاد کردند.
هنوز به خودم نیامده بودم که داییم به خانه آمد و گفت: مجید گفته طلاق میگیریم. آنقدر جیغ کشیدم و موهایم را کَندم که بی حال روی زمین افتادم و چند روز بعد شناسنامه ام باطل شد.
مدارک تحصیلی و لیسانس و هر آنچه برایش تلاش کرده بودم باطل شد. و فرزند شیر خواره م را به زور از من جدا کردند. وطنی بودم که فرزندی برای خود نداشت ؛ پر از آرزو ،عشق ،امید و ریشه …
#شناسنامه
#مرضیه_کریمیان✍
@daricheh93
Dariche93.ir
چطور میتوانست رفتن مادرش را نگاه کند و دلش نلرزد؟! البته او رفتن مادرهای زیادی را در این خانه دیده ،دلش را دارد.
چهره اش تداعی آن روز را می کرد آن وقتی که مادر و پدرم خود را به من رساندند و گفتند: بگو پدر و مادرم مرده اند و من تنها فرزند آنها بودم. هوا سرد بود و من به حیاط بی آب و علف پاسگاه نگاه می کردم. رئیس پاسگاه ما را به مقامات بالاتر ارجاع داد و ما از این اتاق به اتاق دیگر میرفتیم و پدرم به آنها میگفت: از دختران اقوام هست کسی را جز ما ندارد. به واسطه پدرم و با سند مغازه من را آزاد کردند.
هنوز به خودم نیامده بودم که داییم به خانه آمد و گفت: مجید گفته طلاق میگیریم. آنقدر جیغ کشیدم و موهایم را کَندم که بی حال روی زمین افتادم و چند روز بعد شناسنامه ام باطل شد.
مدارک تحصیلی و لیسانس و هر آنچه برایش تلاش کرده بودم باطل شد. و فرزند شیر خواره م را به زور از من جدا کردند. وطنی بودم که فرزندی برای خود نداشت ؛ پر از آرزو ،عشق ،امید و ریشه …
#شناسنامه
#مرضیه_کریمیان✍
@daricheh93
Dariche93.ir
❤3
Forwarded from Marzi Ganji
#اخباردریچه
معرفی نامزد ایرانی جایزه «من میخوانم»
علیاصغر سیدآبادی از سوی شورای کتاب کودک به عنوان نامزد جایزه جهانی IREAD (من میخوانم) ۲۰۲۶ معرفی شد.
به گزارش ایسنا، شورای کتاب کودک پس از اعلام فراخوان و طی مراحل داوری و بررسی در گروه جوایز ترویج برای بار دوم «علیاصغر سیدآبادی» را برای دریافت جایزه IREAD (من میخوانم) معرفی کرد.
بنیاد «شن ژن» در چین و دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان (IBBY)، اخیرا جایزهای به نام IREAD (من میخوانم) را برای مروجان برجسته کتابخوانی بنیان نهادهاند که به منظور تشویق و ایجاد تعهد پایدار در قبال ترویج کتابخوانی و با امید ترویج کتابخوانی برای مردم کره زمین به فعالان این عرصه اهدا میشود. این جایزه مشوق افرادی است که حداقل سه سال، با نوآوری و خلاقیت، درزمینه خواندن و شیوههای مختلف آن، با کودکان و نوجوانان فعالیت کرده باشند و فعالیتشان تداوم داشته باشد. نامزدهای این جایزه را در ایران شورای کتاب کودک-شاخه ملی دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) - تعیین و معرفی میکند.
@daricheh93
dariche93.ir
معرفی نامزد ایرانی جایزه «من میخوانم»
علیاصغر سیدآبادی از سوی شورای کتاب کودک به عنوان نامزد جایزه جهانی IREAD (من میخوانم) ۲۰۲۶ معرفی شد.
به گزارش ایسنا، شورای کتاب کودک پس از اعلام فراخوان و طی مراحل داوری و بررسی در گروه جوایز ترویج برای بار دوم «علیاصغر سیدآبادی» را برای دریافت جایزه IREAD (من میخوانم) معرفی کرد.
بنیاد «شن ژن» در چین و دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان (IBBY)، اخیرا جایزهای به نام IREAD (من میخوانم) را برای مروجان برجسته کتابخوانی بنیان نهادهاند که به منظور تشویق و ایجاد تعهد پایدار در قبال ترویج کتابخوانی و با امید ترویج کتابخوانی برای مردم کره زمین به فعالان این عرصه اهدا میشود. این جایزه مشوق افرادی است که حداقل سه سال، با نوآوری و خلاقیت، درزمینه خواندن و شیوههای مختلف آن، با کودکان و نوجوانان فعالیت کرده باشند و فعالیتشان تداوم داشته باشد. نامزدهای این جایزه را در ایران شورای کتاب کودک-شاخه ملی دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) - تعیین و معرفی میکند.
@daricheh93
dariche93.ir
Forwarded from Marzi Ganji
#اخباردریچه
لیزا تاتل بار دیگر نشان میدهد که چرا بسیاری او را «یکی از خطرناکترین نویسندگان آرام زمانه ما» میدانند؛ نویسندهای که بدون فریاد، شما را به دنیایی میبرد که پس از بستن کتاب، هنوز در آن قدم میزنید.
لیلا عبداللهی، مترجم و منتقد در نگاهی به «مرگ من» اثر لیزا تاتل نوشته است: لیزا تاتل، نویسندهای که نیل گیمن او را «بهطرزی آرام و بیهیاهو، بهترین نویسنده امروز در خلق داستانهای ناآرامکننده» مینامد، در رمان کوتاهش «مرگ من» بار دیگر نشان میدهد چرا چنین اعتباری دارد. او «با نثری بهظاهر معقول و بیخطر»، به قول گیمن، ما را به دل تاریکی میبرد و کاری میکند که «به واقعیت شک کنیم»، بیآنکه متوجه شویم چه زمانی از مرزهای آشنای ادبیات عبور کردهایم. این رمان با ترجمه آرش افراسیابی از سوی نشر بیدگل منتشر شده است.
لیزا تاتل، نویسندهای است که در سکوت و به دور از هیاهوی رسانهای، جایگاهی منحصربهفرد در ادبیات فانتزی، وحشت و داستانهای غیرمعمول یافته است. او که در تگزاس متولد شد و از دهه ۱۹۸۰ در بریتانیا زندگی میکند، با نخستین رمان خود، «ویندهیون» که با همکاری جُرج. آر.آر. مارتین خالق «بازی تاجوتخت» نوشته شد، بهسرعت توجه جامعه ادبی را به خود جلب کرد. پس از آن، بیش از یک دوجین رمان و صدها داستان کوتاه منتشر کرد که بسیاری از آنها جوایز معتبر ادبی دریافت کردند. مجموعههایی مانند «آشیانی برای کابوسها» و «ساعتهای مرده شب» نمونههای شاخصی از مهارت او در خلق فضایی هستند که در عین عادیبودن، هراسانگیز و نامطمئن بهنظر میرسند. تاتل همچنین کتاب مرجع «دانشنامه فمینیسم» را نوشته و سالهاست که نقدهای ماهانه ادبیات علمی–تخیلی را برای روزنامه «گاردین» مینویسد. اکنون در اسکاتلند زندگی میکند و آثار اخیرش، مانند «مرگ من» (ابتدا در 2003 منتشر شد، اما در 2023 توسط نیویورکریویو بوک بازنشر شد) نشان میدهد که هنوز همان حساسیت و عمق فکری گذشته را حفظ کرده است.
رمان کوتاه «مرگ من» نمونه برجستهای از ترکیب ادبیات گوتیک با رویکردی فمینیستی است. داستان با زنی بینام آغاز میشود که پس از مرگ ناگهانی همسرش، دچار نوعی انزوا و رکود خلاقانه شده و در خانهای دورافتاده در ساحل غربی اسکاتلند زندگی میکند. او در سفری به ادینبورو و بازدید از گالری ملی، بهطور تصادفی با تابلویی به نام «سیرسه» اثر نقاشی خیالی به نام «دبلیو. ای. لوگان» (1928) مواجه میشود؛ تصویری که چهرهای آشنا و عجیب دارد و احساسات پیچیدهای را در او برمیانگیزد. پشت این اثر داستانی نهفته است: مدل تابلو، «هلن الیزابت رالستون»، پس از رابطهای پرتنش با لوگان، از پنجره سقوط کرده و هرگز بهطور کامل بهبود نیافته است. بعدها، لوگان بهطور مرموزی نابینا میشود و رالستون به پاریس میگریزد و تبدیل به نویسندهای مشهور میشود؛ نویسندهای که یکی از آثارش الهامبخش راوی داستان ما بوده است.
isna.ir/xdTTpk
@daricheh93
dariche93.ir
لیزا تاتل بار دیگر نشان میدهد که چرا بسیاری او را «یکی از خطرناکترین نویسندگان آرام زمانه ما» میدانند؛ نویسندهای که بدون فریاد، شما را به دنیایی میبرد که پس از بستن کتاب، هنوز در آن قدم میزنید.
لیلا عبداللهی، مترجم و منتقد در نگاهی به «مرگ من» اثر لیزا تاتل نوشته است: لیزا تاتل، نویسندهای که نیل گیمن او را «بهطرزی آرام و بیهیاهو، بهترین نویسنده امروز در خلق داستانهای ناآرامکننده» مینامد، در رمان کوتاهش «مرگ من» بار دیگر نشان میدهد چرا چنین اعتباری دارد. او «با نثری بهظاهر معقول و بیخطر»، به قول گیمن، ما را به دل تاریکی میبرد و کاری میکند که «به واقعیت شک کنیم»، بیآنکه متوجه شویم چه زمانی از مرزهای آشنای ادبیات عبور کردهایم. این رمان با ترجمه آرش افراسیابی از سوی نشر بیدگل منتشر شده است.
لیزا تاتل، نویسندهای است که در سکوت و به دور از هیاهوی رسانهای، جایگاهی منحصربهفرد در ادبیات فانتزی، وحشت و داستانهای غیرمعمول یافته است. او که در تگزاس متولد شد و از دهه ۱۹۸۰ در بریتانیا زندگی میکند، با نخستین رمان خود، «ویندهیون» که با همکاری جُرج. آر.آر. مارتین خالق «بازی تاجوتخت» نوشته شد، بهسرعت توجه جامعه ادبی را به خود جلب کرد. پس از آن، بیش از یک دوجین رمان و صدها داستان کوتاه منتشر کرد که بسیاری از آنها جوایز معتبر ادبی دریافت کردند. مجموعههایی مانند «آشیانی برای کابوسها» و «ساعتهای مرده شب» نمونههای شاخصی از مهارت او در خلق فضایی هستند که در عین عادیبودن، هراسانگیز و نامطمئن بهنظر میرسند. تاتل همچنین کتاب مرجع «دانشنامه فمینیسم» را نوشته و سالهاست که نقدهای ماهانه ادبیات علمی–تخیلی را برای روزنامه «گاردین» مینویسد. اکنون در اسکاتلند زندگی میکند و آثار اخیرش، مانند «مرگ من» (ابتدا در 2003 منتشر شد، اما در 2023 توسط نیویورکریویو بوک بازنشر شد) نشان میدهد که هنوز همان حساسیت و عمق فکری گذشته را حفظ کرده است.
رمان کوتاه «مرگ من» نمونه برجستهای از ترکیب ادبیات گوتیک با رویکردی فمینیستی است. داستان با زنی بینام آغاز میشود که پس از مرگ ناگهانی همسرش، دچار نوعی انزوا و رکود خلاقانه شده و در خانهای دورافتاده در ساحل غربی اسکاتلند زندگی میکند. او در سفری به ادینبورو و بازدید از گالری ملی، بهطور تصادفی با تابلویی به نام «سیرسه» اثر نقاشی خیالی به نام «دبلیو. ای. لوگان» (1928) مواجه میشود؛ تصویری که چهرهای آشنا و عجیب دارد و احساسات پیچیدهای را در او برمیانگیزد. پشت این اثر داستانی نهفته است: مدل تابلو، «هلن الیزابت رالستون»، پس از رابطهای پرتنش با لوگان، از پنجره سقوط کرده و هرگز بهطور کامل بهبود نیافته است. بعدها، لوگان بهطور مرموزی نابینا میشود و رالستون به پاریس میگریزد و تبدیل به نویسندهای مشهور میشود؛ نویسندهای که یکی از آثارش الهامبخش راوی داستان ما بوده است.
isna.ir/xdTTpk
@daricheh93
dariche93.ir